تبليغاتX
دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار


دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار

رضا الله قلی پور





















۱۰ سال بعد ...

در جلسه 6 خرداد 1388 شوراي عالي انقلاب فرهنگي ماده واحده تدريس دو واحد درس زبان و ادبيات مربوط به زبان ها و گويش‌هاي بومي در دانشگاه ها به تصويب رسيد. براساس اين ماده واحده و به منظور انسجام و صيانت از وحدت ملي و عناصر ارزشمند فرهنگ و تمدن ايران اسلامي و تقويت بنيان‌هاي اين فرهنگ و تمدن؛ به وزارتخانه‌هاي علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي و دانشگاه آزاد اسلامي اجازه داده مي‌شود دو واحد درس زبان و ادبيات مربوط به زبان ها و گويش‌هاي بومي ايران زمين شامل آذري، كردي، بلوچي و تركمن در دانشگاه هاي مراكز استان هاي ذيربط به صورت اختياري پيش‌بيني و ارائه گردد. فرهنگستان زبان و ادب فارسي و كميته فرهنگ و تمدن ايران و اسلام به ترتيب مسؤوليت تشخيص زبان‌ها و گويش‌هاي مشمول اين واحده و تصويب برنامه‌هاي درسي آنها را بر عهده خواهند داشت.

۸ اردیبهشت ۱۳۸۰

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۱

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 16:37 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

وقتی از آپارتمان پریدم پایین..

 

زوج خوشبخت طبقه 10 رو دیدم که باهم زد و خورد می کردن

"پیتر" محکم و قوی رو توی طبقه 9 دیدم که داره گریه می کنه

طبقه 8، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستش خوابیده

طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره

طبقه 6، "هنگ" بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه

آقای خیلی محترم "وانگ" در طبقه 5 سعی میکنه لباسای زیر خانومش رو بپوشه

طبقه 4 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه

طبقه 2، "لیلی" هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه

قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم

الآن فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره

آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن

فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست.

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 20:3 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

... مي گريزم به جهاني که مرا ناپيداست!!

قاصدک غم دارم، غم آوارگي و دربدري،غم تنهايي و خونين جگري،قاصدک واي به من،همه از خويش مرا مي رانند،همه ديوانه و ديوانه ترم مي خوانند،قاصدک دريابم ! روح من عصيان زده و طوفانيست،آسمان نگهم بارانيست،قاصدک غم دارم،غم به اندازه سنگيني عالم دارم،قاصدک غم دارم،قاصدک ديگر از اين پس منم و تنهايي،قاصدک حال گريزش دارم،مي گريزم به جهاني که در آن پستي نيست،پستي و مستي و بد مستي نيست،مي گريزم به جهاني که مرا ناپيداست،شايد آن نيز فقط يک روياست،شايد آن نيز فقط يک روياست !!

نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:5 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

دیوار حوصله ام
ترک برداشته است
و اشک های احتمالی
جایی برای باریدن پیدا نکرده اند
رطوبت پلکهایم
در بوی کافور گورستان خشک می شود
گریه نمی کنم ، باور کنید
تنها غروب مرا به جدایی هایی مبهم فرو می برد
تا جایی که کسی در کنارم معنا پیدا نمی کند
ولم کنید...
اینجا سکوت گورستان
مرا به ترس انداخته است
گریه نمی کنم ، باور نکنید !!!
سکوت گاهی گریه آور است

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 4:53 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

آنها ما را نديدند و ما نيز روزي آنها را نخواهيم ديد. اين يک اصل است!

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:45 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران تایید شد!!

حرف منو بشنو از این ترانه!!

نام آهنگ

کیفیت

 لینک مستقیم

bonbast
128
دانلود

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:28 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

اعلامیه حقوق بشر- ماده بیست و یکم:

هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید!!

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 20:29 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 20:23 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

...  از دست این رسانه ملی!!

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 15:53 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

شرم تان باد ای خداوندان قدرت

شرم تان باد ای خداوندان قدرت
 بس کنید
بس کنید از اینهمه ظلم و قساوت
 بس کنید
ای نگهبانان آزادی
 نگهداران صلح
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است اینکه می بارید بر دلهای مردم،سرب داغ
موج خون است این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی،موج خون
گر نه کورید و نه کر
 گر مسلسل هاتان یک لحظه ساکت می شوند
 بشنوید و بنگرید
بشنوید این وای مادرهای جان ‌آزرده است
کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
 بشنوید این بانگ فرزندان مادر مردهاست
 کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان
روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند
 بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر بیدادتان را بردباری میکنند
 دست ها از دست تان ای سنگ چشمان بر خداست
 گر چه می دانم
آنچه بیداری ندارد خواب مرگ بی گناهان است،وجدان شماست
 با تمام اشک هایم باز نومیدانه خواهش می کنم
بس کنید
بس کنید
 فکر مادرهای دلواپس کنید
 رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید
 بس کنید

(با تمام اشکهایم،فریدون مشیری)

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:49 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
عدم به روز رسانی به خاطره مصیبتهای وارده به بلاگفاست!!
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 21:50 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

Design By : Night Skin

           Add to Technorati Favorites موتور جستجوي خبر قطره سايت هواداران تراكتورسازي