دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار
رضا الله قلی پور
اين مسابقات ديشب (۱۶ می ) به پايان رسيد و اين مجموعه شامل 42 آهنگ از كشور هاي مختلف هست كه در اين مسابقات حضور داشتن و در پايان كشورهاي نروژ ، ايسلند و آذربايجان ( آرش و آيسل ) مقام هاي اول تا سوم اين دوره از مسابقات را كسب كردند. MP3 128
از مفهوم این عکس همین طوری رد نشید این عکس نماینده و محصول چندین سال سیاست های فرهنگی و اجتماعی افرادی است که نتوانستند بفهمند که ارزش و روح آدمی با سلیقه ها و شعارها نمی سازد. آنها که یاد گرفتند دیکته کنند آنچه را که خود باور دارند باید می دانستند روزی به آنچه که در قالب باورهایشان به بار آوردند انگشت به دهن و مات و مبهوت نگاه خواهند کرد. با کمترین فرصت خواهیم دید که این جامعه در زیر پوست خود چه می خواهد؟ ... ممکن است خلاف اعتقاد شما باشد ولی خودتان باعث شدید و باید تحمل کنید ... چی!! با طرح امنیت اجتماعی و اخطار و این جور چیزا درستش می کنید! ... زهی خیال باطل ... امان از لج این ملت!! پرنده نیز عاشق بود به پشت پنجره ، تنها دروغگو یا ... دنیا چین سازمان فرهنگی یونسکو، وابسته به سازمان ملل متحد نیز که در سال ۱۹۹۳ به همراه سازمان گزارشگران بدون مرز، مبتکر روز آزادی مطبوعات بود اعلام کرد، روزنامهنگاران و ناشران در دهها کشور جهان به قتل میرسند، مورد ضرب و شتم و زیر فشار قرار میگیرند و بازداشت میشوند. تنها «گناهی» که آنان مرتکب میشوند، گفتن حقیقت است. سازمان گزارشگران بدون مرز، به مناسبت سوم ماه مه، خواستار محافظت بیشتر از جان روزنامهنگاران در مناطق بحرانزده شد. الکه شفتر، نمایندهی این سازمان در آلمان گفت، در بسیاری از کشورها، روزنامهنگاران برای فاشگویی مفاسد و تباهیها، جان خود را به خطر میاندازند. وی افزود، اگر کسی بر فساد، سوءاستفاده از مقام، پیگردهای مذهبی، قومی یا جنسی انسانها پرتو نیفکند، چهرهی بسیاری از جنایتکاران همچنان پوشیده میماند. ایران در یکی از جایگاههای آخر در ردهبندی سالانهی گزارشگران بدون مرز، برای سال ۲۰۰۸ نیز بار دیگر نام کشورهایی که کارنامهی سیاهی در نقض آزادی مطبوعات دارند، در پایینترین جایگاهها به چشم میخورد. ایران یکی از این کشورهاست. کشورهایی چون ایران، چین، ویتنام، کوبا، برمه، ترکمنستان و کرهی شمالی، مکانهای ۱۶۶ تا ۱۷۳ جدول ردهبندی را به خود اختصاص دادهاند. قعرنشین این جدول ردهبندی، کشور اریتره است. شعار تظاهرات گزارشگران بدون مرز در برلین: در بسیاری از کشورها، حقیقت مرگبار است بازترین کشورها از نظر آزادی مطبوعات که جایگاه اول تا سوم ردهبندی گزارشگران بدون مرز را به خود اختصاص دادهاند، به ترتیب عبارتاند از ایسلند، لوگزامبورگ و نروژ. دیگر دشمنان آزادی مطبوعات به گفتهی گزارشگران بدون مرز، تنها دولتها دشمن آزادی مطبوعات نیستند، بلکه باید گروههای شبهنظامی و تروریستی، شورشیان و نیز شبکههای تبهکاری را نیز در شمار دشمنان آزادی مطبوعات آورد. برای نمونه در مکزیک، کارتلهای مواد مخدر، روزنامهنگاران را به قتل میرسانند. در بسیاری از مناطق این کشور و نیز در حاشیهی خلیج مکزیک، نیمی از ۴۶ روزنامهنگاری که از سال ۲۰۰۰ تا کنون به قتل رسیدهاند، کسانی بودهاند که دربارهی قاچاق مواد مخدر تحقیق میکردهاند. سخنان دبیرکل سازمان ملل بان کیمون، دبیرکل سازمان ملل، به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، از خشونت و ارعاب علیه روزنامهنگاران در جهان انتقاد کرد. وی روز جمعه (۱۱ اردیبهشت/ ۱ مه) در نیویورک گفت، تعرض به روزنامهنگاران همچنان از «شمار وحشتناکی» برخوردار است. دبیرکل سازمان ملل، دولتهای کشورهایی را که در آنها روزنامهنگاران در بازداشت هستند فراخواند، به حقوق همهجانبهی آنان احترام بگذارند. به گفتهی بان کیمون، روزنامهنگاران باید بتوانند بدون «ارعاب و آزار» کار خود را انجام دهند. ابتکارها به مناسبت روز آزادی مطبوعات انجمن جهانی روزنامهها، به مناسبت سوم ماه مه، برای خوانندگان این امکان را فراهم آورده، تا از طریق اینترنت، نامههای اعتراضی برای دولتهایی چون ایران، افغانستان، کوبا و اریتره بفرستند. در این نامهها که فرم آن در اینترنت موجود است، از این دولتها خواسته شده که روزنامهنگاران زندانی را آزاد کنند. افزون بر آن، هفت سازمان روزنامهنگاری و از جمله گزارشگران بدون مرز و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، در کارزاری اینترنتی، از ۸۲۷ روزنامهنگار و گزارشگری یاد کردهاند که از سال ۱۹۹۳ تا کنون، در راه انجام وظیفه جان باختهاند. به این مناسبت، فیلم کوتاهی در اینترنت به نمایش گذاشته شده است. ۳۱ سال پیش: بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ بعد از ورود بی سر و صدای رایان و همراهانش به این شهر عده ا ی نزد رایان رفتند تا مقدمات فرارشان را فراهم کند که این خبر به گوش جونز رسید و بلافاصله دستور قتل آن ها را داد (رایان, خبرنگاران و مراجعه کنندگان به سناتور). سی دقیقه بعد این کشته شدن ها، جونز مردم را جمع کرد و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم». یک الی دو ساعت بعد از شهر رویاهای جونز 1900 جنازه باقی مانده بود. وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود . هنوز هم که هنوز است تفکر ما همچنان پا بر جاست ... !! پول مي تونه ........ !!!! پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو. این ۱۰ نفر پدر اقتصاد جهان را در آوردند!! اعلامیه حقوق بشر- ماده بیست و هشتم هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد! “…آلبوم «باغ وحش جهانی» سبک هایی مانند؛ تانگو، موسیقی کولی ها (جیپسی)، جاز، دیسکو و بلوز/راک را در بر می گیرد…” در سال 2005 زمانی که اولین آلبوم گروه کیوسک تحت عنوان «آدم معمولی» به بازار آشفتۀ موسیقی غیررسمی ایران ارائه داده شد، هیجانی در میان مخاطبان بی تاب موسیقی مردم پسند معاصر ایران بپا کرد. مخاطبان جوانی که بعد از سال ها تغذیه از تولیدات بازاری موسیقی پاپ خارج از ایران، از حجم توخالی و ساختار تکراری آن خسته شده بودند و در اِنتظار تحولی در موسیقی مردم پسند با ترکیب و محتوائی نو و متفاوت تر در زیرزمین ها پرسه می زدند. تحولی که با رسمی شدن موسیقی پاپ تحت کنترل وزارت ارشاد اسلامی آغاز به شکل گیری کرد. آزادی نسبی موسیقی پاپ تولید شده در ایران باعث شد تا فضای رقابتی میان تولید کنندگان موسیقی پاپ بازاری داخل و خارج از ایران بوجود آید. همزمان هم محیطی برای موسیقی پردازان جوان با سلیقه های متفاوت تری نیز ایجاد شد که جریان موسیقی «آلترناتیو ایران» نتیجۀ بخشی از آن تحول بود. در کل جریان موسیقی آلترناتیو ایران مجموعه امواج پراکنده و ناهمگونی است که عموماً هدف بر تولید نوعی موسیقی مردم پسند امروزی ایرانی دارد و تاکنون خارج از مسیر بازار متداول و عوام پسند موسیقی "پاپ" داخل و خارج از ایران حرکت کرده و در تلاش پی ریزی بازار جدید و مستقلی در موسیقی و حتی فرهنگ مردم پسند ایران است. موسیقی آلترناتیو ایران با قابلیت فوق العاده ای که دارد توانسته "جریانی نو" در موازات موسیقی پاپ ایران بوجود آورد. جریانی که در شرایط مناسب تر می تواند به یک -سونامی- تجاری تبدیل شود و تجارت گسترده ای در بازار نابسامان موسیقی پاپ ایران ایجاد کند. گروه کیوسک نیز که یکی از گروه های تاثیرگذار در موج دوٌم این جریان است با مهاجرت آرش سبحانی به خارج از ایران به تنظیم آهنگ های اجتماعی-انتقادی فارسی که جای خالی اش در موسیقی پاپ-راک ایران محسوس می شد، به فعالیت خود ادامه داد. این گروه در سال 2007 دومین آلبوم خود را بنام «عشق سرعت» انتشار داد و در اواخر سال 2008 سومین آلبوم کیوسک نیز تحت عنوان «باغ وحش جهانی» در بازار اینترنتی وارد شد. آلبوم «باغ وحش جهانی» سبک هایی مانند؛ تانگو، موسیقی کولی ها (جیپسی)، جاز، دیسکو و بلوز/راک را در بر می گیرد. سبک های ذکر شده عمدتاً در موسیقی آلبوم های قبلی گروه کیوسک همیشه موجود بوده اند، اما در این آلبوم نقش منسجم تر و مشخص تری را بخود گرفته اند. همچنین در این مجموعه بیشتر از سازهای آکوستیک استفاده شده و فضای اجرای زندۀ قطعات به روشنی حس می شود. این گروه تشکیل شده از نوازندگان خبره ای مانند: بابک خیاوچی (گیتار)، علی کمالی (بیس)، شهروز مولائی (درام)، اردلان پایور (پیانو، آکاردئون، کیبورد)، آرش سبحانی (گیتار، ترانه سرا و خواننده) و مجموعه ای از هنرمندان عکاس، فیلم ساز و طراح گرافیک که این پروژه را همراهی می کنند. به هر ترتیب آنچه موسیقی گروه کیوسک را منحصربفرد و مورد توجه قرار داده تنها آوای موسیقی آن نیست، بلکه بعد از اِنتشار سه آلبوم آشکارا می توان دلیل محبوبیت گروه را دریافت. اگر مروری بر سه آلبوم کیوسک داشته باشیم به روشنی خواهیم شنید، آن پدیده هائی که سه آلبوم گروه را به هم متصل می کند عمدتاً متن آهنگ ها، بیان ویژه و روایتگویانۀ آرش سبحانی است. عموماً خوانندگی او بیانی عامیانه و گاهی لحن لوتی های کوچه بازار تهران را دارد. همزمان از آنجا که ترانه های وی داستانهائی با تصاویر ملموس زندگی امروز شهری بخشی از ما ایرانیان است، بیان او را خصوصیتی روایتی-نمایشی بخشیده است. این ویژگی به نوعی برداشتی معاصر از فرهنگ و هنر قصه گویان قهوه خوانه ای را یادآور می شود. حال آیا این شیوه بیانی آگاهانه است یا اتفاقی، شاید تفاوتی نداشته باشد اما با ارزش و قابل توجه است. چرا که تنها هسته ای که آثار گروه کیوسک را هویتی ایرانی و مردمی می بخشد نه تنها متن آهنگ های آرش سبحانی است بلکه لحن ابراز آنها نیز می باشد. در حقیقت ترانه ای امروزی مثل «آدم معمولی» که روایت روزمرگی یک شهروند عادی تهرانی است و آن اعتراض طنزآمیز آهنگ "بی تربیت" و کلام منتقدانۀ آهنگ «عشق سرعت» که از دوگانگی فرهنگ اجتماعی مان برای ما ایرانی ها می گوید و آن نستالژی غم انگیز ترانۀ "آی آی 2" در آلبوم «باغ وحش جهانی»، هستۀ اصلی و هویت واقعی گروه کیوسک است. این پروژه براحتی می توانست تحت عنوان «آرش سبحانی و گروه کیوسک» مطرح شود. همکاری با محسن نامجو موسیقیدان نوپرداز و مطرح ایرانی اتفاق بحث برانگیز این آلبوم است، آن هم در عامیانه ترین قطعۀ این مجموعه به نام «یارُم بیا» که دوباره سازی یک آهنگ محلی شیرازی می باشد. شاید کلاً وجود این آهنگ که خود یک ترانۀ بسیار زیبا و معروف شهرستانی است و همآمیزی آن با ریتم دیسکو و تغییر آن به پاپ ترین نوع ممکنۀ موسیقی از گروهی مثل گروه کیوسک، کمی تعجب آور باشد. مطمئناً این قطعه مخاطبان ساده پسند تری را از محدودۀ موسیقی پاپ به خود جلب خواهد کرد، چرا که تمام ویژگی های یک تک آهنگ موفق و پرفروش را داراست. به عنوان نمونه: 1- آهنگی بسیار معروف که اکثریت ایرانیان آن را می شناسند و در خاطرات نستالژیک شان جایگاهی دارد. 2- آمیزش ملودی این ترانه با ریتم تند و شاد دیسکو، مناسب مجالس و مهمانی ها. 3- نقش محرک و جذابی که آوازخوانی محسن نامجو در این قطعه دارد. 4- اجرای ترانه با صدای آرش سبحانی که این آهنگ را بگونه ای از آن خود ساخته و به مخاطب نزدیک تر می کند. در اینکه نمونۀ جدید آهنگ «یارُم بیا»، قطعه ای با تنظیم زیبا و امروزی شده است، شکی نیست. شنونده با یک بار گوش دادن به این آهنگ به وجد می آید و از زمزمه کردن آن نمی تواند دست بکشد! این نوع دوباره سازی ها همیشه در تاریخ موسیقی مردم پسند ما موجود بوده که رویکردی بازاریست. نمونۀ معروف و قدیمی تر آن آهنگهای "هوار هوار" و یا "ریحان" از کارهای قدیمی "کوروش یغمائی" است که ترانه های محلی تنظیم شده در قالب های پاپ-فانک-راک هستند و باعث محبوبیت بیشتر او شدند. این نوع تنظیم و دوباره سازی آهنگ های معروف محلی و –به زور- شهری کردن آنها را نمی توان به عنوان حرکتی نوپردازانه و یا تلفیقی فرانو پذیرفت، بلکه فقط یک نوع بازارگرمی آگاهانه است. این رویکرد را به نوعی می توان به همان "پیتزای قرمه سبزی" تشبیح کرد که در آهنگ "عشق سرعت"، آرش سبحانی خود از آن برداشتی انتقادی بر تناقضات فرهنگی جامعۀ ایرانی دارد. آهنگ "یارم بیا" نمونۀ ملموس آن تناقض و دوگانگی است! سوءتفاهم نشود، مردم پسند شدن انحراف نیست. چرا که در اصل هدف موسیقی مردم پسند همیشه دستیابی به قشر وسیعتری از مخاطبان جهت عرضه و فروش هر چه بیشتر اثر است. اما آن فاجعه در واقع آلوده شدن گروه کیوسک به همان مصیبتی است که موسیقی مردم پسند ما در این 30 سال اَخیر به دام آن افتاده. یعنی؛ تولید هر چه بیشتر و پیروی از سلیقۀ بازار موسیقی، بجای سلیقه سازی و ایجاد –تنوع- در بازار و صنعت تولید موسیقی مردم پسند. بیماری که موسیقی پاپ ما را تا مغز استخوان پوک کرده و ذهن مصرف کنندگان آن را نیز پوچ. اما نکتۀ اصلی در اینجا فقط عوام پسند شدن موسیقی گروه کیوسک نیست، بلکه استفادۀ بسیار قراردادی و بگونه ای آرایشی از آوازخوانی محسن نامجو در این قطعه می باشد که سوال برانگیز است. شاید بهتر بود بجای –استفاده- تزئینی از صدا و ویژگی های جنجالی آوازخوانی نامجو به عنوان یک پدیدۀ قابل عرضه در قالبی بازاری، همکاری عمیق تر و پر محتوا تری از آنچه که در آهنگ «یارُم بیا» شنیده می شود انجام می شد. مثلاً گروهی مانند کیوسک با نوازندگانی اینگونه چیره دست و ترانه های به صحت امروزی و روشنفکرانۀ آرش سبحانی، کمی هم در آوای موسیقی خود از "گستاخی" موسیقائی نامجو تاثیر می گرفتند و موسیقی هیجان انگیزتر و امروزی تر ایرانی را نیز قالب ترانه های آرش سبحانی می کردند. بر این باور باید بود که ویژگی های بی پروا و بیانگرای موسیقی نامجو با کلام معاصر و مردمی ترانه های آرش سبحانی با همراهی نوازندگان گروه کیوسک می تواند آن معجون شیمیائی باشد که موسیقی مردم پسند معاصر ما را به مرحله ای والا و کیفیتی جهانی خواهد رساند. انفجاری نو-فرهنگی و مترقی که بی شک می تواند جریان نوپای موسیقی آلترناتیو ایران را به جنبشی فرهنگی تبدیل کرده و مردمی کند. شاید باز هم بهتر بود بجای تکرار و دوباره سازی سطحی یک آهنگ محلی، ترانه ای با موضوعی خاطره انگیز و آشنا همانند آهنگ "عمو اسدالله" از آلبوم «عشق سرعت» که برداشتی از رُمان معروف "دائی جان ناپلئون" است تنظیم می کردند. این رویکرد حداقل برداشتی نو از پدیده های ملموس فرهنگ مردمی است که با بیانی خارج از چهارچوب اصلی آن، با ترجمانی تازه ابراز می شود و به نوعی فرهنگ سازی و تاریخ نویسی بحساب می آید. همزمان نیز عوام می توانند رابطه ای نو با آن برقرار کنند. نقطه ای که خلاقیت و بازار بی آنکه یکدیگر را نفی کنند، فرهنگ ساز می شوند. اما نکتۀ دیگر که آنقدرها هم بی اهمیت نیست، طراحی روی جلد آلبوم "باغ وحش جهانی" است که بخاطر شباحت بیش از اندازه اش به جلد آلبوم گروه آمریکائی "بلَک آی پییز" کمی از بی حوصلگی و عجله در تولید هرچه سریعتر این مجموعه خبر می دهد! با تمام اینها نمونۀ درخشان این آلبوم آهنگ فوق العاده زیبای "آی آی 2" است. این آهنگ چه از دیدگاه ترکیب موسیقی و نوازندگی سازها و چه محتوای آن بی تردید ادامه ای از همان دلمشغولی های -آدم معمولی- خودمان است و فضاسازی غمگنانه و ایجازگونۀ این آهنگ گیرائی خاصی دارد که آن را در صف بهترین های کیوسک قرار می دهد. آهنگ های "آقا! نیگه دار"، "آی آی شماره 1"، "لیوانها، بطریها، گالنها" و "پراگماتیزم عشقی" را می توان از جمله قطعات خوب این مجموعه دانست. در کل آلبوم «باغ وحش جهانی» به غیر از آهنگ "یارُم بیا" که در نهایت زیبائی و کمال، ارتباطی به موضوعیت کلی آلبوم و گروه کیوسک (به عنوان یکی از پرچمداران موسیقی آلترناتیو ایران) ندارد، داستان من و شما شهروند جامعه ای جهانی است که براساس قانون "هدف وسیله را توجیح می کند" می چرخد. جامعه جهانی که در آن پول و سرمایه حرف اول و آخر را می زند. قانونی که در ترانۀ "پراگماتیزم عشقی" آرش سبحانی به آن اینگونه می پردازد: ... من دیگه اون آدم قبلی نیستم/ حالا عرض می کنم چرا! منم می رم یاد می گیرم/ آدم چه جوری ترقی می کنه/به هر دری می زنم هدف/ وسیله رو توجیح می کنه. این آقاهه با اون یکی/ فرقی باهم ندارن/ دنبال اونی باس بری که/ الان خر رو سوارن. من دیگه اون آدم قبلی نیستم ... اگر چنین هستید ، ازدواج نكنید!! 1 - اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود ، مسئولیت كاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی) 2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (كه به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی كننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران) 3 – اگر در زندگی ، مرتب شغل خود را عوض كرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشكلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترك تحصیل كرده اید، علائق خود را نیمه كاره رها كرده اید و ثبات فكری ، احساسی و رفتاری ندارید.( عدم ثبات فكری، احساسی و رفتاری) 4 – اگر تصور می كنید ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید. (خطای شناختی) 5 – اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی كه در زندگی مشتركتان در آینده با هیچ گونه مشكلی مواجه نشوید. (خطای شناختی) 6 – اگر در پی كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد. (اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری) 7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واكنش دفاعی و خود میان بینی) 8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (عدم خودآگاهی) 9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است. (عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی) 10 – اگر مسائل كاری شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده ( خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشكلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد. (مشكل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها) 11 – اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر كند) و بسیار متعصب ، خشك و غیر قابل انعطاف هستید. (عدم انعطاف پذیری لازم) 12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل می كنند)، نمی باشید. (عدم اگاهی اجتماعی) 13 – اگر بیشتر به جای گوش كردن ، صحبت می كنید و بیشتر از آنكه سعی كنید دیگران را بفهمید ، سعی دارید كه دیگران شما را درك كنند. (عدم مدیریت رابطه) 15 – اگر برای رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واكنشی نسبت به دیگران عكس العمل نشان می دهید.( رفتار بی تعقل یا انعكاسی، مشكل در شیوه حل مسئله) 16 – اگر عادت دارید به جای حل مشكلات از آنها فرار كنید یا اجتناب بورزید یا واكنش شما به مسائل بی تفاوتی هست. (پاسخ اجتنابی به رویدادها) 17- اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تكانشی ( كسی كه یكباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید. (اختلال شخصیت) 18 – اگر فكر می كنید، از میان چند میلیارد ساكنین كره زمین ، فقط و فقط یك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.( خطای شناختی ، عدم كنترل احساس ، هوش هیجانی ضعیف) 19 – اگر بدون اینكه خود را دقیقاً ارزیابی كنید و بشناسید ،دنبال همسر مناسب می گردید. (عدم شناخت خود) 20 – اگر وضعیت فعلی اتان راضی كننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، اقدام به ازدواج می كنید. (مشكل در شیوه حل مسئله) ای کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود!! به تازگی و همزمان با شروع سال جدید، فؤاد خاکنژاد، نویسندهی وبلاگ "قورباغهی سبز" وبلاگی را به نام "صداهایی برای کودکان سرطانی" راه انداخته که هدف اصلی آن حمایت از کودکان سرطانی است. نکتهی قابل توجه این وبلاگ تهیهی تیزرهای رادیویی با صدای افراد شناخته شدهی ایرانی است. برای همین هم نام این پروژه را "۱۰۰ کودک، ۱۰۰ صدا" انتخاب کردهاند. یکی از کسانی که در یکی از تیزرهای ساخته شده همکاری داشته، بهاره رهنما، هنرپیشهی سینمای ایران است. او میگوید: «من فکر میکنم که نجات هر کودکی میتواند، نجات یک اتفاق بزرگ در آینده باشد.» نیکآهنگ کوثر، کاریکاتوریست و نویسندهی وبلاگ "یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی" هم تیزر رادیویی را اینگونه شروع میکند: «من امید را از همان بچههای سرطانی یاد گرفتم که شاید موهایشان ریخته بود ولی به امید فردایی بهتر لبخند میزدند. با وجود دردی که میکشیدند و گوشههای لبشان که زخم شده بود. آنها بهترین فرزندان خدا هستند.» نوپا، اما پرکار نوپایی این وبلاگ را در همان نگاه اول هم میتوان تشخیص داد. بخش "نوشتههای پیشین" چندان بلند بالا نیست و تا به اینجا ۸ تیزر رادیویی ساخته شده است. البته اولین و تنها پست، خبر از به روز شدن هر روزهی این وبلاگ میدهد. بچه محل، نویسندهی وبلاگ "یادداشتهای خودمونی" در بخش نظرات نوشته است: « گاهی وقتا آدم چیزایی میبینه که احساس میکنه ایدهاش مال خودشه. نه بذار اینجوری بگم، گاهی آدم حس میکنه که یه چیزیرو باید فریاد بزنه، اما نمیتونه. دلم گرفت مطلب رو دیدم. تا حالا کدوم یکی از ماها / شماها به یاد این بیماران افتاده بودیم / بودین؟!» وبلاگ "صداهایی برای کودکان سرطانی" البته یک صفحه هم در سایت فیسبوک دارد و در آنجا از تمام اهالی دنیای وبلاگ و اینترنت خواسته شده تا اگر شاعر، نقاش یا کاریکاتوریست هستند، دست به کار شوند و نوشتهها و آثارشان را برای آنها بفرستند: « خدا را چه دیدید؟ شاید ۹۳ روز دیگر، یعنی روز پایان پروژهی رادیویی، نمایشگاهی به نفع آنها با حضور همدیگر برگزار کردیم. حتی اگر هنری دارید و فکر میکنید به نفع آنها میتوانید به فروش بگذارید، چرا که نه؟» اول= آخر وبلاگ "زن رشتی" برای آنها که اهل دنیای وبلاگستان هستند، نام آشنایی است. دختری که به بیماری سرطان مبتلا بود و با نام آزیتا در وبلاگش از آخرین روزهای زندگیاش مینوشت. درگذشت او در سال ۱۳۸۳ برای بسیاری از کسانی که به وبلاگ "زن رشتی" سر میزدند، خبر تکاندهندهای بود. زمانی که یکی از دوستانش بنا به وصیت او آخرین نوشتهی وبلاگ او را منتشر کرد، که همان خبر درگذشت آزیتا بود. در میان وبلاگهای فارسی، وبلاگی با نام "آرمین" هم بود که توسط پسر کوچک ده سالهای به همین نام نوشته میشد و جایی بود برای ثبت خاطرههای تلخ شیمی درمانی دو سالهی او: «من آرمین اهل و ساکن تبریز ۱۰سال دارم. در کلاس چهارم ابتدائی مشغول تحصیل هستم. پدرم دکتری مکانیک و مادرم لیسانس ادبیات هستند. از کلاس دوم ابتدائی همزمان با تحصیل به کلاس زبان انگلیسی هم میرفتم. در آغاز ترم چهارم زبان مریض شدم و فعلا زبان را کنار گذاشتم. دوست نداشتم اصلا مریض میشدم، چونکه مریضی من خیلی سخت و دردناک بود. روزها و خاطرات تلخ و بد مریضیام مرا عذاب میدهند. اصلا دوست ندارم دوباره مریض شده و به آن بیمارستان برگردم. دوست دارم به زودی خوب شوم.» لینک نقاشیهای آرمین اکبرپوران از همان دوران به سایت بالاترین هم راه پیدا کرد و بسیاری از کاربران با تصاویری روبرو شدند که به تمامی بیانگر احساسات او در هر لحظه از مرحلهی درمانش بود. نوشتههای آرمین در زیر نقاشیهایش صرفنظر از درونمایهی آنها همدردی هر کسی را برمیانگیخت: «ای کاش همهی بچههای دنیا سالم بودند و ای کاش همه از اول مو نداشتند تا هنگام مریضی بیمو نشوند... آدم که میاد دنیا، در زندگی خودش را پله پله به بالا میرساند و پله پله دوباره به طرف پایین میرود. یعنی اول و آخر هر ۲ پایین است. اول = آخر.» آرمین در پاییز سال ۱۳۷۸ درگذشت اما وبلاگش به نوشتهی مادرش باقی ماند تا جایی باشد برای کمک روحی و مالی به خانوادههای کودکان مبتلا به سرطان.

دانلود كل آلبوم در يك فايل زيپ Zshare Megaupload Badongo Depositfiles Rapidshare
26-intars_busulis_-_probka.mp3
4.7 MB
May-17-09
27-nelly_ciobanu_-_hora_din_moldova.mp3
4.4 MB
May-17-09
28-andrea_demirovic_-_just_get_out_of_my_life.mp3
4.5 MB
May-17-09
29-next_time_-_neshto_shto_ke_ostane.mp3
5 MB
May-17-09
30-chiara_-_what_if_we.mp3
4.4 MB
May-17-09
31-the_toppers_-_shine.mp3
4.5 MB
May-17-09
32-alexander_rybak_-_fairytale.mp3
مقام اول
33-lidia_kopania_-_i_dont_wanne_leave.mp3
4.1 MB
May-17-09
34-flor-de-lis_-_todas_as_ruas_do_amor.mp3
4.4 MB
May-17-09
35-elena_-_the_balkan_girls.mp3
4.5 MB
May-17-09
36-marko_kon_-_cipela.mp3
4.3 MB
May-17-09
37-anastasia_prikhodko_-_mamo.mp3
4.5 MB
May-17-09
38-malena_ernmann_-_la_voix.mp3
4.4 MB
May-17-09
39-mikulcik_-_let_tmou.mp3
4.1 MB
May-17-09
40-quartissimo_-_love_symphony.mp3
4.6 MB
May-17-09
41-hadise_-_duem_tek_tek.mp3
4.5 MB
May-17-09
42-svetlana_loboda_-_be_my_valentine.mp3
4.5 MB
May-17-09

مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:

گهی می رفت
گهی می ماند
سپس در اوج تنهایی
گهی آواز غم می خواند
*
از این شاخه به آن شاخه
خودش را جستجو می کرد
و هر گلبرگ خوش رنگی
دلش را زیرورو می کرد
*
نه می خوردو نه می خوابید
نه می پیچید ، نه می تابید
نگاهش خسته بود اما...
به جایی دور می تازید
*
برایش اشک می ریزم
و دستم را
برایش می برم بالا
و می خوانم دعا
*
اما !!
*
پرنده گفت :باید رفت
پرنده رفت
پرنده دور شد حالا
دگر اورا نمی بینم
*
پرنده خوب و صادق بود
پرنده نیز عاشق بود
...
*
افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم.
روسیه
ژاپن
لبنان
کره جنوبی
ایران
روز جهانی آزادی مطبوعات

جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی است که با افکار پوچ و عقب افتاده خود جان مردم را به بازی گرفت. به طور کلی فرقه های مذهبی ایدئولوژیک همواره تلخ ترین صحنه ها را در تاریخ بشر ساخته اند و اکثر اوقات مایه ننگ تاریخ یک کشور بوده اند. جیمز جونز مردی از ایالت ایندیانا با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است: 1 - دهه شصت و اوایل هفتاد اوج نژادپرستی های امریکا بود 2- مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند. جونز هم مثل تمامی رهبران مذهبی ایدئولوژیک در جهان در بی هویتی و سردرگمی مردم, خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از اب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد. وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: "اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد" و از زاویه ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می کرده. در سخرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد امریکا دیگر جای ماندن ما نیست و ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد, هجرت به عمق جنگل های گویانا (کشوری کوچک در امریکای جنوبی). بلافاصله بعد رفتن به جنگل های گوانا, شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را "جونز تاون" گذاشت . و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به امریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد. هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از "جونز تاون" به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی دولت امریکا یک سناتور به نام "رایان" به همراه تعدادی از خبرنگاران را به "جونز تاون" فرستاد.

جکسون براون

Money can buy an amusement, but not happiness
پول میتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.
Money can buy a bed, but not sleep
پول میتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.
Money can buy a food, but not appetite
پول میتونه دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.
Money can buy a medicine, but not health
پول میتونه وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.
Money can buy cosmetic, but not beauty
پول میتونه خدمتکار بخره اما نه دوست رو.
Money can buy a servant, but not friend
پول میتونه پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.
Money can buy a position, but not greatness
پول میتونه نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.
Money can buy a service, but not loyalty
پول میتونه قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.
Money can buy a power,but not authority

نمی توان انفجار حباب مسکن و ورشکستگی بازارهای مالی را ناشی از تصمیم اشتباه یک نفر دانست. غیرممکن است که بتوان انگشت اتهام را روی یک نفر نشانه رفت. اما با این حال تایمز سعی کرده اندکی شفاف سازی کند. در زیر به 9مرد و یک زن اشاره شده که مقصر اصلی بحران بشمار می روند.
1-دیک فالد
دیک فالد میلیاردر 62ساله، ستاره ورزش اسکواش هنگام ورشکستگی شرکت برادران لمن در سپتامبر سال 2008، مدیر ارشد بود. این فرد که وحشتناک ترین مرد وال استریت خوانده می شود بخاطر انداختن شرکت برادران لمن در گرداب وام های درجه دوم (بی پشتوانه) و دیگر دارایی هایی که ارزش آنها طی دوره محدودیت اعتباری (credit crunch) سقوط کرد، شدیدا ملامت شد.
2- هنگ پالسون
اگر دیک فالد مسئول سقوط برادران لمن است، هنری پالسون وزیر خزانه داری سابق آمریکا، شریک جرم است زیرا او بود که اجازه این کار را داد.
3- آلن گرینزپن
آلن گرینزپن بخاطر مدیریت اقتصاد آمریکا، هنگامی که وی مسئولیت خزانه داری آمریکا را به عهده گرفت، مورد تشویق و احترام بسیاری قرار گرفت اما از آن پس زیر ذره بین رفت. بعد از یازده سپتامبر او مسئول کاهش نرخ سود تا نزدیک صفر در آمریکا شد و قرار بود جهان را مملو از پول آسان کند. آیا این راه را برای یک به اصطلاح «سونامی اعتباری» هموار نکرد؟؟! در اکتبر سال پیش او گفت: من تصور کردم که سود شخصی سازمان ها، خصوصا بانک ها و... آنقدر است که بتوانند از سهامداران خود حمایت کنند و اشتباه کردم.
4- جان تینر- هکتور سانتس
جان تینر مسئول مرجع ناظر مالی (بانک خدمات مالی) FSA بود و تا سال 2007 مسئولیت دشوار نگهبانی از خدمات مالی انگلیس را برعهده داشت تا اینکه این مقام به هکتور سانتس واگذار شد. فعالیت های بانک نورترن راک از چشم این سازمان پنهان ماند و آنها وام خرید عمده خود را تماما به اوراق بهادار تبدیل و استفاده کردند که منجر به سقوط ناگهانی آنها شد.
5- فردگود وین
بدترین بانکدار دنیا، رویال بانک اسکاتلند (RBS) را که دومین بانک بزرگ بریتانیا بود به زانو درآورد. سال گذشته این بانک دو میلیارد دلار خسارت شرم آور را اعلام کرد که در تاریخ بریتانیا بی نظیر بود. اقتصاددانان و تحلیل گران درباره پس لرزه های آن در تمام بدنه کشور هشدار دادند. در اواسط ماه ژوئن مالیات دهندگان مشاهده کردند که سهم آنها ناگهان با جهش بزرگی از 58درصد به 70درصد رسید. فرد RBS را در سال 2000 وارد بازی کرد و بلافاصله شروع به افراطی گری کرد. او در مدت هفت سال با بیش از 35میلیارد پوند 26بانک را در اختیار گرفت، از جمله نات وست Nat West و بانک چین. در سال 2006 قیمت سهم آن به 13پوند رسید. اما هنگامی که در 28 ژانویه داد و ستد تعطیل شد سهام RBS به 9/15پنی بی ارزش رسید.
6-گوردن برون
همانطور که همه می دانند گوردن برون حدود 10سال پیش طی یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد بحران اقتصادی جهانی را پیش بینی کرده بود. اما متاسفانه او کار زیادی برای جلوگیری از آن نکرد. او در روزهای طلایی UK وزیر خزانه داری بود و با تشویق افزایش تورم در قیمت خانه و پخش کردن اعتبار، سوخت کافی برای انفجار حباب اقتصادی جهان را فراهم کرد. اقتصاددانان او را مقصر این کار می دانند.
7-جورج بوش
جورج دبلیو بوش شاهد پاشیده شدن بذر انفجار بزرگ اقتصادی در زمین دوران طلایی بود اما هیچ اقدامی برای آن نکرد. سال گذشته او در پی هشداری به بانکداران نیویورک در زمینه مشکلات پیش روی اقتصاد آمریکا گفت: وال استریت مست شده است... سؤال اینجاست که چقدر طول می کشد تا به هوش بیاید و دست از این کمک های مالی بی برنامه بردارد.
8-کتلین کوربرت
آژانس های نرخ اعتبار به دلیل عدم پیگیری جدی مسائلی مانند وام های بدون پشتوانه که سرمایه گذاران طی سالهای پررونق مسکن با میلیون ها دلار مبادله می کردند مورد انتقاد قرار گرفت. آژانس های بزرگ به گرفتن تعهد از سرمایه گذاران و عدم ارزیابی ریسک موجود در تبدیل دارایی ها به اوراق بهادار متهم شدند. کوربرت قبل از استعفای خود زیر فشار انتقادهای سال 2007 رئیس بزرگترین آژانس نرخ اعتبار بنام Standard Poors بود. منتقدان می-گویند که SP و رقیب اصلیش Moodyصs همانند آژانس های دیگر بر سر بهره اختلاف و نزاع دارند زیرا مشتریان آنها اوراق بهاداری را بیرون دادند که توسط تحلیلگران آنها ارزیابی شده بود.
9- هنک گرینزبرگ
یک «هنگ» دیگر! با این تفاوت که این یکی رئیس AIG ، بزرگترین شرکت بیمه دنیا است که می بایستی با 74میلیارد پوند توسط دولت آمریکا نجات پیدا می کرد، درست بعد از سقوط لمن برادرز. گرینزبرگ از 7196 تا 5200 روی کار بود، زمانی که بیمه گران کاملا درگیر دنیای تاریک معاملات اعتباری شدند. هنک گرینزبرگ با پافشاری از دولت آمریکا تقاضای کمک برای نجات شرکتش کرد و گفت: این شرکت از نظر مالی سالم است فقط مشکل نقدینگی دارد. هیچ سازمانی در جهان چنین ریسکی نکرده بود. شرکتی که استارت بازارها را زد نباید اجازه می داد آنها به زانو درآیند و این اشتباه مرگباری بود.
10- آنجلو موزیلو
موزیلو تا سال 8200 رئیس بزرگترین کمپانی دهنده وام های درجه دوم (بدون پشتوانه) در آمریکا به اسم کانتری واید بود. آنها متهم به بازاریابی گمراه کننده شدند. این وام دهندگام با تحمیل وام به صاحبان خانه ای که توانایی بازپرداخت آن را نداشتند باعث محدودیت اعتباری شدند. گزارشات حاکی از آن است که طی شکوفایی مسکن موزیلو 047میلیون دلار بصورت دستمزد سالیانه و درآمدهای دیگر کسب کرده است. بعلاوه موزیلو در برنامه ای که تحت کنترل یکی از شخصیت های مهم بوده و به موجب آن به سیاستمداران و مقامات رسمی دولت وام هایی اهدا شد، مورد توجه شدید قرار گرفت. ماه پیش بانک آمریکا توافق کرد که کانتری واید را با قیمت 4میلیارد پوند خریداری کند. در همین حین موزیلو قبل از سقوط قیمت سهام کمپانی، 114میلیون دلار از موجودی ذخیره شرکت را تخلیه کرد.
منبع: تایمز آنلاین

گذار یک "آدم معمولی" در یک "باغ وحش جهانی"- نگاهی بر گروه کیوسک و آخرین آلبوم آنها
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:

14 – اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفاً ، هیجانات شما را به سویی می كشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (خود یا اگو ضعیف ، هوش هیجانی پائین)

۱۰۰ صدا، برای ۱۰۰ کودک

| Design By : Night Skin |












