دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار
رضا الله قلی پور
عشق مانند شن روان است، اگر به آن چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید، به آرامی پیمانه ای از آن بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنان که شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست. -------------------------------- ایران خودرو به مناسبت جشن نیمه شعبان تعدادی محدود پژو پرشیا پیش فروش کرده =___ = ----------------------------------- یک حقیقت زندگی: هر چقدر به دیگران کمک کنی، چند برابرش از جایی که فکرشو نمی کنی بهت کمک می شه. می گی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن... --------------------------------- همیشه باید عکس دوست همسرت را توی کیف پولت بگذاری. تا هر وقت دچار مشکلی بزرگ شدی , بهش نگاه کن. آنوقت احساس می کنی که که هیچ کدام از مشکلاتت به اندازه این یک دونه وحشتناک نیست ------------------- باید از اینجا بروم.دیگر ماندن جایز نیست.این مشیت الهی است كه بین ما جدایی می اندازد.پس دوست دارم در روزهای آخر شادی تو را ببینم. پیام غیرمنتظره اوباما در خطاب به مردم ایران و رهبران جمهوری اسلامی بود، بیآنکه ازسیاستمدار مشخصی نام برد. وی یادآور شد، آمریکا خواستار آنست، که ایران به جایگاه راستین خود در جامعه بینالمللی دست یابد. اوباما افزود: دستیابی به این امر تنها از طریق راههای مسالمتآمیز و دوری از ترور و سلاح امکانپذیر است. وی با اشاره به مسئولیت ایران در راه رسیدن به این هدف، عظمت ملت ایران و تمدن آن را در بهکارگیری اقدمات مسالمتجویانه دانست. اوباما شاخص بزرگی ایران را نه استفاده از تخریب و نابودی، بلکه بهکارگیری سازندگی و آفرینش دانست. کاخ سفید پیام نورزی اوباما برای مردم ایران را در اختیار رسانههای مختلفی در خاورمیانه قرار داد. این پیام به همراه زیرنویس فارسی در اینترنت نیز انتشار یافت. برقراری مناسبات میان تهران و واشنگتن اوباما در بخشی از پیام خود به رهبری سیاسی در ایران ، نوروز را فرصتی مناسب برای آغازی نو دانست. وی منکر اختلافات کنونی نشد، اما به تلاشهای دولت خود مبنی بر یک دیپلماسی متعهد تاکید ورزید و خواستار پیوندی سازنده میان ایران، آمریکا و جامعه جهانی شد. این برای نخستین بار است، که مسئولان سیاسی آمریکا بهطور مستقیم از تجدید روابط با ایران سخن میرانند. اوباما صریحاً خواستار برقراری مناسبات صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل میان آمریکا و ایران شد. وی با اشاره به تیرگی روابط در سه ده گذشته، از ارزشهای مشترک انسانی یاد کرد و در خطاب به ایرانیان افزود: «نوروز تنها بخشی از فرهنگ بزرگ و پرآوازه شماست. در خلال چندین سده، هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوریهای شما جهان را به مکانی زیباتر و بهتر بدل ساخته است.» اوباما با بیانی روشن به افزایش اختلافات میان دو کشور اشاره کرد، ولی تعهد دولت خود برای بهکارگیری دیپلماسی در طیف کاملی از موضوعات را نیز یادآور شد. وی در بخش پایانی پیام خود آیندهای را ترسیم کرد که در آن مبادلات میان مردم دو کشور گسترش یافته و مشارکت و بازرگانی بدل به فرصتهای واقعی شدهاند. اوباما اضافه کرد: « این آیندهای است که در آن اختلافات دیرینه برطرف شدهاند، آیندهای که در آن شما، تمام همسایگانتان و در مقیاسی وسیعتر، تمام جهان میتوانند در صلح و امنیت بهتری زندگی کنند. اوباما در پیام خود با سنقل ابیاتی از سعدی، شاعر بزرگ ایران، گفت: بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند. وی نوروز و آغاز فصلی نو را یادآور انسانیت گرانبهایی دانست که همه ما در آن سهیم هستیم. نخستین واکنشها به پیام اوباما خاویر سولانا، هماهنگکننده یاست خارجی اتحادیه اروپا، در ارتباط با پیام اوباما از رهبری ایران خواست که نسبت به این پیام واکنشی مثبت از خود نشان دهد. سولانا افزود: پیام اوباما پیرامون آغازی نو، بسیار سازنده است. وی ابراز امیدواری کرد که تهران با دقت به پیشنهاد توجه کرده و از تجدید مناسبات میان دو کشور استقبال کند. به نظر سولانا بدین طریق فصل جدیدی در روابط ایران و آمریکا گشوده خواهد شد. به نقل از خبرگزاری فرانسه، علیاکبر جوانفکر، یکی از مشاوران ارشد محمود احمدینژاد، رییس جمهور ایران، در نخستین واکنش رهبری سیاسی ایران، بیان داشت: تهران از پیام اوبام مبنی بر آغازی نو در روابط دو کشور استقبال میکند، اما اقدامات عینی و ملموس باید سخنان اوباما را همراهی کنند. جوانفکر تأکید کرد که آمریکا باید در صدد ترمیم اشتباهات گذشته خود برآید. الآن یواش یواش صدای ترقه ها شروع شدن و این صدای ترقه ها ما را آماده جشن چهارشنبه سوری امسال می کند..پس جشن چهارشنبه سوری مبارک............................. زردی من از تو سرخی تو از من . هشدار کارشناسان اقتصادی همایش جهانی آب در استانبول، بزرگترین گردهمایی دانشمندان، سیاستمداران و کارشناسان آب از سراسر جهان است. در این گردهمایی که از تاریخ ۱۶ تا ۲۲ مارس برگزار میشود، بیش از ۲۰ هزار تن شرکت میکنند. روسای سازمانهای بینالمللی، وزیران بیش از صد کشور و ۲۵ تن از رهبران دولتهای جهان، جزو شرکتکنندگان در این همایش هستند. کارشناسان اقتصادی نیز در آستانهی برگزاری این همایش هشدار دادند که کوتاهی در رسیدگی به مشکل کمبود آب، میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد. اتحادیههای صنعتی اعلام کردند که اگر در صنایع و کشاورزی آب کمیاب شود، فرصتهای شغلی زیادی از دست خواهد رفت. افزون برآن، اگر فاضلابها پاکیزه نشوند، هزینههای بهداشت و بهای مواد خام افزایش و باروری کاهش خواهد یافت. دو خط مشی متفاوت از سوی دیگر، مناقشهای بر سر سیاستهای آتی در این زمینه و راهحلهای پیشنهادی وجود دارد. در شماری از کشورها مانند ترکیه، دولت و بخش اقتصادی، خواهان ساختن سدهای تازه هستند، تا بتوانند زمینهای بیشتری را آبیاری کنند و انرژی بیشتری به دست آورند. ولی گروههای طرفدار محیط زیست هشدار میدهند که اینگونه پروژههای بزرگ، برای انسانها و طبیعت مشکلات تازهای به همراه میآورند. به همین دلیل، سازمانهای غیردولتی، در روزهای آينده در استانبول، همایش بدیلی برگزار خواهند کرد. اولریش آیشلمن، یکی از سخنگویان کارزار بینالمللی علیه ساختن سد "ایلیزو" در جنوب شرقی ترکیه میگوید: «نام همایش جهانی آب گمراهکننده است. درستتر آن میبود که میگفتند همایش بهرهکشی از آب. زیرا در اینجا مساله فقط بر سر تبدیل آب به پول است. به انسانها، طبیعت و دستاوردهای فرهنگی به ندرت توجه میشود». همایش پیشین جهانی آب، در سال ۲۰۰۶ در پایتخت مکزیک برگزار شد. این همایش پیش از هر چیز، تحت تاثیر این پرسش بود که آیا آب یک نعمت اقتصادی است، یا اینکه آیا دسترسی به ذخایر آب، یک حق اساسی به شمار میرود. شرکت کنندگان در آن همایش نتوانستند بر سر این موضوع به توافق برسند. وزیران ۱۲۰ کشور جهان، در اعلامیهی پایانی آن همایش تنها نوشتند که اهمیت آب برای یک توسعهی سازگار با محیط زیست در جهان، به رسمیت شناخته میشود. اشکال مرموز کشتزارهای گندم و هندسه دوجینی ژاپنیها موضوع را آنقدر جدی تلقی کردهاند که هیاتهایی را برای بازدید از این دایرهها به اروپا و آمریکا فرستادند . نظر نهایی اینست که این اشکال ثمره هنرنمایی موجودات فضایی باهوشی است که سوار بر بشقاب پرنده به زمین میآیند و بوسیله اشکال مرموز برای ما پیغام میگذارند و دوباره به سیاره خود بر میگردند . دو عکس فوق مربوط به دو موجود دریایی است که در میان گذشتگان ما به پری دریایی شهرت یافته است اما نه به آن زیبایی که در داستانهای کودکانه ما آمده است . همانطور که مشخص است تعداد انگشتان آنها در دو دست ، همانند انسان ده عدد میباشد . عکس فوق مربوط به ساخته دست یوفوها است ( اشیاء بدست آمده از سقوط بشقاب پرنده در واقعه روزول ) . همانطور که مشخص میباشد تعداد انگشتان سازنده آن 12 تا بوده است که بعضی از انسانها نیز بهطور مادرزادی 12 انگشتی به دنیا میآیند . لازم به توضیح است که شواهد بسیاری دال بر وجود رابطه نزدیک مابین یوفوها و سرخ پوستان آمریکای شمالی ، حتی فراعنه مصر در دست است و با توجه به اینکه انسانها تاکنون از سیستمهای شمارش متعددی غیر از ده استفاده نمودهاند ، پیش بینی میشود که موجودات باشعوری با تعداد انگشتان متفاوتی نیز وجود داشته باشند ، منجمله عکس زیر . تغییر ماهیت سازمانهای امنیتی پس از حملههای تروریستی ۱۱ سپتامبر، تقریباَ در تمام کشورهای عضو سازمان ملل، بخشهای امنیتی داخلی و خارجی وظایف و اختیارات جدیدی را پذیرفتند که تا آن زمان بر عهدهی پلیس و نهادهای بازجویی وابسته به دادستانیها بودند. از جملهی این اختیارات گردآوری اطلاعات شخصی، مراقبت امنیتی، دستگیری، حبس و بازجویی افراد مظنون هستند. بسیاری از این تدابیر دخالت در حریم خصوصی افراد و نقض آزادیهای فردی بهشمار میروند که حفظ آنها در اساسنامهی سال ۱۹۶۶ سازمان ملل و همچنین سایر پیمانهای بینالمللی حقوق بشری پیشبینی شده است. بر اساس گزارش شینین، تقریباَ در هیچکدام از کشورهایی که چنین روشهایی را در سازمانهای امنیتی خود پیش گرفتهاند، برنامهای فراگیر برای قانونمند کردن فرایندهای جدید امنیتی برای برخورد با تروریسم در نظر گرفته نشده است. تاکنون هیچ نظارت قانونی جامعی بر فرایندهایی از این دست صورت نگرفته است. از نظر شینین چنین نظارتی بسیار دشوار است؛ زیرا سازمانهای امنیتی کشورهای گوناگون، خود دولتی در دل دولت اصلی هستند. آنها خودمدیر هستند و نظارت چندانی بر کار آنها ممکن نیست. این وضع در بسیاری موارد باعث ادامهی بکارگیری روشهای غیرانسانی در بازجوییهای سازمانهای امنیتی میشود. گزارش ارائه شده به سازمان ملل از کشورهایی چون آمریکا، روسیه، الجزایر، مراکش و همچنین کشورهای آسیای میانه مانند ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان انتقاد میکند. هماهنگی شبکههای امنیتی با حقوق بشر گزارشگر ویژهی سازمان ملل، شینین، نگاهی انتقادی به همکاری بینالمللی سازمانهای امنیتی در مبارزه با تروریسم دارد که در قانون موجود کشورها پیشبینی نشده است. از دیدگاه او سازوکارهای نظارتی در مبارزه با تروریسم آنجا شکست میخورند که تبادل اطلاعات میان سازمانهای امنیتی ضعیف و ناقض حقوق بشر است. بههمین ترتیب اطلاعاتی که با کاربرد شکنجه بهدست آمدهاند، قابل ارائه به سازمانهای دیگر نیستند. گزارشگر ویژهی سازمان ملل، در گزارش خود تأکید میکند که نه تنها سازمانهای امنیتیای که دستگیرشدگان را شکنجه میکنند، بلکه سازمانهایی نیز که از اطلاعات بهدست آمده از این راه استافده میکنند، حقوق بشر و قوانین بینالملل را زیر پا میگذارند. این گزارش خواهان شکلگیری فرایندهای نظارت قانونی کشورهای عضو سازمان ملل بر اختیارات نهادهای اطلاعاتی در مبارزه با تروریسم شده است. این نظارت باید براساس هنجارهای حقوق بشر در عرصهی بینالمللی با همکاری دولت، پارلمان و دادگستری کشورهای مربوط انجام شود. آغاز روند دادرسی موثر هنگام نقض حقوق بشر، حفاظت از دادههای شخصی و حریم خصوصی افراد و کاربست تمامی تعهدات حقوق بشری در همکاری بینالمللی سازمانهای اطلاعاتی لازمهی چنین نظارتهایی هستند. تلفن یک شرکت خدماتی را می گیرم. زنی گوشی را بر می دارد. بعد ار مدتی بحث راضی می شود آدرس شرکت را بگوید. وارد شرکت که می شوم به یاد فیلم چهارشنبه سوری می افتم. دیوارهای کثیف با اتاق های شلوغ. زنان و مردان کارگری که منتظر تلفن سفارش کار ایستاده اند. تیپ زنان از زنی با چادر به کمر بسته تا دختری با مانتو و روسری مرتب و حتی به نوعی براساس مد متغیر است. مردها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مردانی با سبیل های در رفته و شلوارهای کردی تا پسران مو شانه کرده و مرتب. وقتی به رئیس شرکت که مردی تقریبا میان سال است مراجعه می کنم. سئوالاتی می پرسد از جمله :"کارگر چند ساله می خواهی؟ چه تیپی باشد؟ قد و هیکلش برایت مهم است؟" وقتی می گویم من فقط برای تمیز کردن خانه یک کارگر ساده زن می خواهم سریع من را به زنی که پشت یکی از تلفن ها نشسته است معرفی می کند و می گوید:" خب چرا از اول نمی گویی و وقت من را می گیری. می پرسم برای چی این مشخصات را پرسیدی که می گوید:"بعضی ها برای مهمانی هایشان کارگر می خواهند. به همین دلیل تیپ و قیافه کارگر هم برای شان اهمیت دارد." اسمش مریم است. دانشجوی دانشگاه آزاد خرم آباد است. 25 سال بیشتر ندارد. اول کم حرف می زد. بعد از چند دقیقه به حرف می آید. از مسائل کلی شروع به حرف زدن می کنیم تا به کارش می رسیم و می پرسم : چرا از خرم آباد به تهران می آیی؟ پاسخ می دهد : " در تهران وضعیت کار به مراتب بهتر از شهرستان ماست. اینجا حقوق هم بیشتر می دهند، البته در تهران رقابت برای کار هم بیشتر است. تو اگر یک اشتباه کوچک داشته باشی ،سریع اخراجت می کنند و دیگر هیچ کدام از این شرکت ها نمی گذارند برای آنها کار کنی. خیلی خوش شانس باشی با چند نفر از این کسانی که به خانه هایشان می روی دوست بشوی و بتوانی در خانه های آنها کار کنی،خیلی عالی است" می پرسم:" هیچ کدام نمی گذارند کار کنی؟ چطور؟ چرا؟ "خب !اینها همه با هم دوست هستند اگر کمی بد قلقی کنی مطمئنا نمی توانی به هیچ کدام از شرکت ها بروی." وقتی کمی اعتماد کرد .هویت خودم را به عنوان روزنامه نگار به او معرفی کردم. راضی شد با هم بیشتر حرف بزنیم .گفت : "اگر روزنامه نگاری از سختی کار ما بنویس. این کار با سختی های زیادی همراه است." ادامه می دهد:"این کار خیلی سخت است ، خیلی." می پرسم :"سختی کار کجاست؟" می گوید : "راستی از شما هم درباره نوع و قیافه کارگر پرسیدند؟" " آره." چند وقت قبل یکی از دوستانم برای کار به خانه یک پسر مجرد رفت تا چند روز از او خبری نبود. بعد از چند روز که آمد از لحاظ روحی اوضاع خرابی داشت مرا به کناری کشید و گفت به او تجاوز شده است. همان پسر به او تجاوز کرده بود." شکایت نکردید؟ "کدام شکایت؟ رئیس شرکت که نمی دانم چقدر از پسر پول گرفته بود گفت اگر هر کدام شکایت کنید اخراج می شوید همه بچه ها هم به کارشان نیاز داشتند.بنابراین از شکایت منصرف شدیم." می پرسم:" مگر بیمه نیستید که بخواهید از حقوق بیمه استفاده کنید؟ " کدام بیمه ؟اصلا اسم ما در هیچ جایی ثبت نشده است. بر اساس آمار در این شرکت که می بینید تنها 5 نفر کار می کنند، در صورتی که حدود 60 نفر به طور ثابت اینجا کار می کنیم و نزدیک عید و یا در تابستان این آمار به 120 نفر هم می رسد. " چرا اسمتان جایی ثبت نیست؟" -"خب معلوم است اگر ما اسم ما ثبت شود باید ما را بیمه کنند.د باید هزار تا حق دیگر ما را نیز بدهند. " ادامه می دهد:" نزدیک عید که می شود آمار رقابت بیشتر هم می شود چون همه می خواهند کار کنند. صاحبخانه ها هم بیشتر به شرکت ها اعتماد دارند تا افراد ساده و بدون پشتوانه." خواهر مریم نیز در تهران به همین کار مشغول است:"خواهرم با دخترش به خانه های مردم می رود. دخترش 16 سال دارد تازه می خواهد ازدواج هم کند. پسرش هم شاگرد مغازه است دخترش شبانه درس می خواند اما پسرش دیپلم ردی است و درس را هم ول کرده است." مریم می گوید:" من هم به اعتبار خواهرم به اینجا برای کار می آیم. می بینی چند وقت است دستی به صورتم نکشیده ام؟ چون نمی خواهم به عنوان یک روسپی به خانه های مردم معرفی شوم. به عنوان کارگر مرا به خانه مردم می فرستند و در اصل منظورشان چیز دیگری است ." در این شرکت 50 درصد درآمد را صاحب شرکت می گیرد. یعنی اگر برای یک روز کامل کاری از صبح تا شب ، در بهترین حالت 20 هزار تومان بگیرند 10 هزارتومان تنها به آنها می رسد. "به مراتب وضعیت دختران در شرکت بدتر است. مردها 70 درصد حقوقشان را می گیرند اما زنان بیشتر از 50 درصد نمی گیرند." در توضیح می گوید:" توجیه آنها این است که شما خرج یک خانواده را که نمی دهید تنها خرج خودتان است همین پول هم کافی تان است. در صورتی است که آنها می دانند حداقل 10 نفر از زنانی که اینجا کار می کنند مجبور هستند خرج یک خانواده را بدهند یکی شوهرش معتاد است دیگری شوهرش مرده آن یکی از شوهرش طلاق گرفته است." می خواهم سئوال های بیشتری بپرسم مریم ساعت را می پرسد انگار دیرش شده است:" امروز که هنوز پولی گیرم نیامده . زودتر بروم برای یک کار دیگر." به گزارش خبر نیوز ،نگاهي به آمار طلاقهايي كه به فاصله نه چندان زيادي پس از ازدواج رخ ميدهد، بيش از هرچيز بر اين نكته گواهي دارد كه پايه ازدواجي كه با وزش اولين نسيم مخالف به لرزش درميآيد،و به همين سادگي فروميريزد، از بنيان اشتباه بوده است چراكه در غير اين صورت دختر و پسري كه پيمان ازدواج را براي يك عمر بستهاند به اين سادگي راضي به ابطال آن و خرابي آشيانهاي كه با هزاران اميد و آرزو ساختهاند نميشوند. در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج، 35 هزار و 211 طلاق در كشور ثبت شده است. اين آمار در سال1375 به 479 هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650 هزار و960 ازدواج در برابر 67 هزار و 256 طلاق ميرسد. در سال 1385 اين روند با رشد بيشتري ادامه مييابد به طوري كه ازدواج 22 درصد كاهش و طلاق 12 درصد رشد مييابد. بنابر آمارهاي رسمي در اين سال 788 هزار و 23 مورد ازدواج و 94 هزار و40 طلاق ثبت شده است. بررسي اين آمار و محاسبه شاخصهايي چون نسبت طلاق به ازدواج و يا نسبت طلاق به كل جمعيت نشاندهنده آن است كه اين آمار طي سالهاي مختلف با نوساناتي روبهرو بوده است. بررسي رقم مطلق طلاق طي سالهاي 1365 تا 1381 نشاندهنده افزايش آمار طلاق طي سالهاي مورد بررسي است، اما محاسبه شاخصهاي آماري نشان ميدهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزايش روبهرو بوده.سپس طي سالهاي1370 تا 1377 به تدريج كاهش مييابد و از سال 1379 تا 1385 اين آمار مجدداً افزايش مييابد. همچنين آمار به دست آمده نشان ميدهد كه 40 درصد طلاقها بين سنين 19-26 سال و 80 درصد آن تا سن 45 سالگي رخ ميدهد. از ديد جامعهشناسان، طلاق پديدهاي است اجتماعي كه تنها با يك عامل پديد نميآيد و با يك عامل نيز از بين نميرود. از جمله عواملي كه ميتوانند در بروز طلاق نقش داشته باشند ميتوان به علل متعددي از جمله فرهنگي، اجتماعي و تفاوتهاي تربيتي،مذهبي، اقتصادي، سياسي و علل زيستي اشاره كرد. گرچه افزايش طلاق با افزايش ازدواج رابطهاي مستقيم دارد، ولي به صورت غير مستقيم نوسانات شاخصهاي طلاق تحت تأثير عوامل اقتصادي و اجتماعي و همچنين مسائل حقوقي است. بسياري از زوجهايي كه در عمل، زندگي زناشويي آنان به بن بست رسيده است و به دليل مسائل حقوقي قادر به جدايي نيستند، در حقيقت دچار طلاق پنهان شدهاند. در چنين خانوادههايي با وجود اينكه پديده طلاق رخ نداده است، ولي در عمل اين اتفاق افتاده است. به طوري كه زن و مرد فقط به صورت ظاهري زير يك سقف زندگي ميكنند و در بعضي موارد حتي اين عالم ظاهري نيز وجود ندارد و زن و مرد با وجودي كه از همديگر طلاق نگرفتهاند ولي هر كدام براي خود زندگي ميكنند و اطلاق زندگي مشترك براي آنان مفهومي ندارد كه اگر بخواهيم اين آمار را نيز به آمار فوق اضافه كنيم، به حتم بيشتر از ميزاني است كه در حال حاضر وجود دارد. سؤالي كه اينجا مطرح ميشود، اين است كه چطور ميتوان در يك جامعه سنتي، مدرن ازدواج كرد؟ حقيقت اين است كه به طور صددرصد اين امر از جهت روي دادن و دوام داشتن منتفي است، اما شايد تغيير نگرش خانوادهها و جوانان نسبت به اين مسئله بتواند به هر دو طرف در حل آن كمك كند. نكتهاي كه جوانان بايد به آن توجه بيشتري داشته باشند، عامل معرفي درست همسر آينده به خانواده است پيش از آنكه به صورت سنتي به مراسم خواستگاري بروند. در شب خواستگاري فقط خصوصيات ظاهري و تا حدي وضعيت مادي افراد براي هم معلوم ميشود، در صورتي كه بسياري از كمالات و يا نواقص طرفين در چنين مجالس رسمي كاملاً پوشيده ميماند. در اين ميان برخورد درست و منطقي با خانواده همسر آينده را نيز نبايد فراموش كرد. بسياري از جوانان از توجه به اين نكته اساسي غافلاند و فكر ميكنند همينكه آنها همديگر را دوست دارند، دليل قاطعي است كه ميتوانند براي همديگر ايدهآل باشند و با هم به خوشبختي برسند و بر همين اساس خانواده خود را تحت فشار قرار ميدهند كه با خواست آنها موافقت كند و حتي تهديد ميكنند كه اگر موافقت نكنند اين كار را ميكنم كه متاسفانه گاهي اوقات پارهاي از اين تهديدات جامه عمل به خود ميپوشد و حوادث ناخوشايندي نيز روي ميدهد. البته زبان تهديد هيچگاه مورد تاييد نبوده و نيست و كاري كه بر اساس تهديد انجام شود هيچگاه عاقبت خوشي نخواهد داشت. ضربالمثلي است كه ميگويد: «سالي كه نكوست از بهارش پيداست» زندگي مشتركي كه با تهديد شروع شود، نميتوان به ادامه و استحكام آن زياد خوشبين بود. احترام به نظر و صلاحديد خانوادهها امري است اجتنابناپذير كه هرگز به مفهوم تسليم شدن بيچون و چرا در برابر آنان نيست. وقتي رفتاري از روي ادب، محبت و صداقت باشد حتي اگر مخالف نظر شما باشد، آن را ميپذيريد و اين امري است كه جوانان بايد در هنگام اختلاف سليقه با والدين آن را فراموش نكنند. نظر چند تن از جوانان و كارشناسان مسايل اجتماعي را در اين زمينه جويا شدهايم. رويا ياراحمدي كارشناس مسائل اجتماعي ميگويد: با توجه به اينكه ارائه اطلاعات از سوي خانوادهها به فرزندان بسيار حايز اهميت است و به عبارتي ديگر مهمترين بستر در نهادينه شدن سنتها، آداب و رسوم فرهنگي به حساب ميآيد بهترين جايگاه براي رشد و تربيت انسان و شناخت زمينههاي مختلف براي ازدواج جوانان بهخصوص دختران است، اما بايد گفت كه متاسفانه خانوادهها در اين باره بسيار كمكاري كردهاند و به كندي پيش رفتهاند. اولين مشكل و بزرگترين مسأله در ازدواج نداشتن شناخت ابعاد شخصيت زن و مرد از بعد انساني است. در حالي كه ازدواج به عنوان مهمترين و اساسيترين تعبير از زندگي هميشه بوده و خواهد بود، اما در جامعه كنوني با توجه به شرايط ويژه اقتصادي و اجتماعي شكل ديگري به خود گرفته است. با مطالعاتي كه در بين 750 دانشآموز دوره متوسطه دختر در مركز مشاركت زنان به انجام رسيده است حتي ميزان فاصله سني بين زن و مرد ارتباط نزديكي با موقعيت اقتصادي- اجتماعي خانوادهها دارد. دكتر غلامعباس توسلي جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران با تاكيد بر تغيير ايدهآلها براي انتخاب همسر ميگويد: ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه ساختار فرهنگي پايهاي در فرهنگ اسلامي دارد، اما در ساليان اخير تغييرات چنان چشمگير است كه به سختي ميتوان آنها را توجيه كرد. با توجه به دگرگونيهايي كه در سطح كلي كشور به انجام رسيده بهطور حتم آرمانهاي تعيين ازدواج، هم از سوي مردان و هم از جانب زنان شكل تازهاي به خود گرفته و مسايل اقتصادي در اينباره بهشدت مطرح است، بهطوري كه اين عامل نقش بسيار تعيينكنندهاي در ازدواج دارد و بيشتر فروپاشيها با در نظر گرفتن وجود كسري در ركن مهم زندگي يعني اقتصاد خانواده صورت ميگيرد. دكتر امانالله مقدم، آسيبشناس در اين رابطه ميگويد: تغيير الگوهاي همسرگزيني خاص ايران نيست، بلكه در سراسر دنيا اتفاق افتاده است. اما آنچه به نظر ميرسد اين است كه ارزشها و هنجارهاي اجتماعي در ايران بهشدت در حال دگرگوني است. «ياسمين- م» 19 ساله ميگويد: بخش عظيمي از ناخرسندي و نارضايتي و اضطراب پس از ازدواج ناشي از ناآگاهي در مسايل مربوط به اقتصاد خانواده است و اين در حالي است كه اگر زن و مرد به اندازه كافي اطلاعات و آگاهي درباره زندگي زناشويي داشته باشند كمتر با مشكل مواجه خواهند شد. «سولماز-ك» ميگويد: معمولاً دختران زودباورتر از پسران هستند. من خودم عاشق پسري شده بودم به نام رامين كه خود را عاشق سينهچاك من نشان ميداد ولي با مخالفت خانوادهام مواجه شدم و چون خانوادهام به هيچ عنوان به اين ازدواج رضايت نميداد سرانجام تصميم گرفتم بدون اجازه خانواده با او ازدواج كنم ولي خانوادهام نيز مرا طرد كرده و خانهاي را كه قرار بود به عنوان جهيزيه به من بدهند از من پس گرفتند. وقتي رامين اين موضوع را فهميد كه من ديگر خانهاي ندارم كه او در آن زندگي كند، رفت و ديگر پيدايش نشد. البته من شانس آوردم كه اين موضوع قبل از ازدواج برايم روشن شد. به هر حال ازدواج به عنوان مهمترين تصميم در زندگي هر انسان، هميشه اضطرابهاي خاص خود را به همراه دارد. يك تصميم عجولانه ميتواند سرنوشت زندگي جواني را تباه و يا او را خوشبخت كند. جوانان بايد بدانند كه خانواده در هر صورت خوشبختي آنها را ميخواهد و اگر با تصميم آنها مخالفت ميكند دلايلي دارد كه آنها اكنون قادر به درك آن نيستند. در اين شرايط بهترين كار آن است كه اتخاذ تصميم براي مدتي به تعويق بيفتد. بعضي مواقع گذشت زمان بهتر از هر چيزي ممكن است حقايق را روشن سازد و يادآوري اين نكته ضروري است كه تصميم غيرعاقلانه و عجولانه معمولاً دردسرساز ميشود و چهبسا ممكن است يك عمر پشيماني به دنبال داشته باشد. موزيك ويديو جديد كامران دلان و اندي به نام خونسرد . به همراه آهنگ اين ويديو موزيك ويديو Rapidshare RGhost Direct Link Wmv 700 kbps Rapidshare RGhost Direct Link Divx 2700 kbps به گزارش خبر نیوز ،یک مقام به ظاهر مسوول، همین طرف ها: "عزیزان من! می بینید مسوولین در جاهای دیگر دنیا چطور مشکلاتشان را حل می کنند؟ اگر نمی توانند به مردم یاد بدهند که آدامس را توی کاغذ بپیچند و در سطل آشغال بیندازند، از آنها می خواهند آن را طی یک میان وعده غذایی صرف نمایند تا هزینه پاک کردن آدامس های چسبیده به خیابان به خودشان تحمیل نشود. حالا مشکل ما هم بحران ازدواج شما جوان های عزیز است. خوب... تجربه نشان داده که سر و سامان دادن شما مثل پاک کردن آدامس از خیابان است، هم وقت می برد هم هزینه، با این تفاوت کوچک که اگر مسوولان مکزیک مشکل آدامس را حل نکنند، آدامس به زمین می چسبد اما ما اگر مشکل ازدواج را حل بکنیم ازدواج به شما می چسبد! اینها را گفتم که خدمتتان بفرمایم بالاخره ما مسوولان دلسوز، برای مشکل ازدواج چاره ای اندیشیده و به روش مکزیکی پیشنهادی برایتان داریم. اصلا مگر ما چه چیزمان از این مکزیکی ها کمتر است؟ پارسال در آنجا سیل آمد و شهر تیخوانا را آب برد. ما هم اینجا زلزله بم را داشتیم که بزرگ ترین بنای خشتی جهان را به آن دادیم رفت! اگر آنها بالاترین آمار تولید و مصرف آدامس را دارند، ما هم بالاترین آمار رینو پلاستی... که همان "بینی پلاستیک" بوده، برای باکلاس شدن، اسمش را گذاشته اند رینو پلاستی، همان جراحی دماغ خودمان!، و بالاترین آمار تصادفات جاده ای را داریم. خلاصه هیچ چیزمان کمتر از آنها نیست، تازه با آمریکای جهانخوار هم مرز مشترکی نداریم که ملت به هوای مهاجرت غیرقانونی به ینگه دنیا، زرت و زرت قاچاقی بیایند توی مرزهایمان و زرتی کشته بشوند. اگر هم کسی بخواهد یواشکی از مرزهایمان برود کشور همسایه، بسته به این که از کدام مرز خارج شود، یا شهید می شود یا او را گروگان می گیرند. دیگر کشته نمی شود که! لابد حالا می خواهید صدجور حرف درست کنید که مکزیکی ها این وسط اقلا یک چیزی را قورت می دهند، یک چیزی می خورند و حالیشان می شود که آدامس یعنی چه ولی ما چطور با قورت دادن یک چیر غیر ملموس مشکلمان را حل کنیم... حالا مدام آمار کاهش ازدواج و افزایش طلاق از خودتان استخراج کنید. دیدید که... ما راه حل ارایه می دهیم، آن هم از نوع مرغوب مکزیکی اش، منتها شما نمی توانید مکزیکی وار عمل کنید. همه چیز را هم می خواهید بیندازید گردن ما. نه آقاجان، نه خانم جان، مشکل از خودتان است. بروید یاد بگیرید چطور مثل دیگران مشکلات را قورت بدهید و از میان بردارید. دنیا دارد قورباغه را قورت می دهد، آن وقت شما هنوز با چیز به این کوچکی مشکل دارید." تختی در میدان سیاست به نوشتهی سردبیر نگاه نو تختی در جریان ملی شدن صنعت نفت به جمع هواداران محمد مصدق پیوست. او تابستان سال ۱۳۴۰، پس از بازگشت از مسابقههای جهانی یوکوهاما برای نخستین بار به صورت علنی از عضویتاش در جبههی ملی سخن میگوید. مصدق پس از همین بازیها عکسی از خود را با یادداشتی امضا میکند و برای تختی میفرستد. یک سال و چند ماه بعد تختی سی و دو ساله به عضویت شورای مرکزی جبههی ملی انتخاب میشود. از آن پس فعالیتهای سیاسی و اجتماعی قهرمانی که تا آن زمان برندهی ده مدال طلا و نقره در مسابقههای جهانی کشتی بود جدیتر و گستردهتر شد. محبوبیت غیرمعمول تختی در میان مردم و حمایتهای آشکار او از مصدق و ملیگرایان خشم شاه و سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، را به شدت برانگیخت و سرآغاز فشارهایی شد که به شکلهای مختلف تا مرگ او ادامه یافت. دوری از میدانهای ورزشی غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شد و از نظر مالی در مضیقه قرار گرفت. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را افزایش دادند. تختی حتا در مواردی از ورود به ورزشگاهها منع میشد. او پس از دوری دو ساله از رقابتهای ورزشی برای چهارمین بار در بازیهای المپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازیها مدالی کسب نکرد. میرزایی با استناد به اسناد به جا مانده و گفتگوهایی که با برخی از دستاندرکاران ورزش در آن دوران انجام داده از بدرفتاریها و محدودیتهایی مینویسد که نسبت به تختی اعمال میشد. ظاهرا حکومت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیت در میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او در مسابقههای جهانی بودند. در چنین شرایطی تختی سال ۱۳۴۵ نیز در بازیهای جهانی تولید و شرکت کرد و بار دیگر دست خالی به ایران بازگشت. برخلاف تصور و انتظار طرفداران شاه، محبوبیت تختی پس از دو ناکامی او نه تنها کمتر نشد که افزایش نیز یافت. یک سال بعد جسد بیجان غلامرضا تختی در اتاق شماره ۲۳ هتل آتلانتیک پیدا شد و میلیونها ایرانی به بهت و سوگواری کشاند. معمای مرگ تختی چگونگی مرگ تختی در هفدهم دیماه سال ۱۳۴۶ تا امروز همچنان مبهم مانده است. اخبار رسمی که همان شب منتشر شد از خودکشی او حکایت دارد. این روایتی است که بسیاری از مردم باور نمیکنند و نمیپسندند. جلال آل احمد در مقالهای که سال ۱۳۴۷ منتشر کرد و بخشی از آن در نگاه نو نقل شده، با اشاره به مراسم سوگواری تختی مینویسد: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتا برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمیکرد.» عدهای معتقدند، تختی اگر خودکشی هم کرده باشد مسئولیت آن با حکومت شاه است که با فشارها و تگناهایی که برایش به وجود آورد او را به این سمت سوق داد. بابک تختی تنها فرزند این قهرمان ملی، که درباره مرگ پدرش تخقیقاتی کرده میگوید در مورد درستی هیچ یک از دو احتمال به نتیجهای قطعی نرسیده. داریوش آشوری چند روز پس از درگذشت تختی در مقالهای با عنوان «مردی که محکوم به شکست بود» مرگ او را نمادی از فروپاشی ارزشهای سنتی ارزیابی میکند. آشوری معتقد است «تختی عالیترین تجلی یا آخرین تپش چراغ سنت پهلوانی ما بود که با خودکشی به مردن این چراغ قطعیت و صراحت و معنا داد.» بازچاپ این مقاله در شماره ۸۰ نگاه نو واکنش تندی به دنبال داشت. کسی حرف آخر را نزده در گزارشی انتقادی که در سایت خبری تابناک منتشر شد داریوش آشوری متهم میشود در این مقاله قصد تطهیر رژیم پهلوی را دارد. نویسنده مدعی است «جلوه بخشیدن خودکشی به این قتل» به دستور مستقیم دربار صورت گرفته و یکی از هدفهایش فرو ریختن «جایگاه مقدس» تختی «نزد مردم علیالخصوص مذهبیون» بوده. او با بیان این که خودکشی خواندن مرگ تختی اهانتی است که «باید گران تمام شود» میافزاید: «نباید درج چنین مطالبی به حساب آزادی بیان گذاشته شود.» سایت تابناک از قول خبرنگار ورزشی خود نوشته است: «در برخی مطالب دیگر این فصلنامه نیز به بحث خودکشی پرداخته شد اما در هیچ کدام بوی نگارش فرمایشی مشهود نبود.» داریوش آشوری که در مقالهی خود بیشتر بر چیرگی عصر مدرن بر دوران کهن تاکید دارد مینویسد: «تختی آخرین نماینده یک کردار اخلاقی، یک سنت و جدولی از ارزشها بود که ریشههایی عمیق و عتیق داشت و با وضع کنونی (سال ۱۳۴۶) در تضاد شدید بود.» سردبیر نگاه نو تاکید میکند، در ۴۱ سالی که از مرگ تختی گذشته هنوز هیچ کس با تکیه بر سند و مدرک و شواهد بر خودکشی یا قتل او صحه نگذاشته و حرف آخر را نزده است. بابک تختی میگوید مسئله مهم نه چگونگی مرگ تختی، که زندگی اوست. وقتی یک دختر حرفی نمیزند میلیونها فکر در سرش می گذرد وقتی یک دختربحث نمیکند عمیقا مشغول فکر کردن است وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکندیعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم یعنی اصلا حال خوبی ندارد وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد آرزو می کند برای همیشه مال او باشی وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعا دوستت دارد وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند یعنی واقعا گیج شده است وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم یعنی واقعا حالش خوبه وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد بدون که برای همه “فوروارد” کرده وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود) وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کندتصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشه اس ام اس چهارشنبه سوری
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات .. سوزانندگی لبهات.. داغی عشقت از رو آتیش میپرم دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک تام کروز ، نيکلاس کيج ، جنيفر لوپز ، رابرت دنيرو ، ياني ، ديوويد کاپرفيلد ، آنتوني رابيز ، خود من و بقيه ي ستارگان جهان ازت خواهش ميکنيم چهارشنبه سوري مواظب خودت باشي چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟ چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري. . . آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتيش کباب ميشه. آخرین سخنرانی بوش: ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کنند آحه آتیش کم داریم آتیش پاره در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته ............a$$...............s$ به گزارش خبر نیوز ،شارون استون بازيگر فيلم هايي چون غريزه اصلي و متخصص كاملا در سكوت خبري يك سفر 48 ساعته به ايران داشته تا مذاكرات مقدماتي با بهمن قبادي براي بازي در فيلم سرزمين باباي من كه در عراق فيلمبرداري خواهد شد داشته باشد. اين درحاليست كه بهمن قبادي در ديداري با خانم آنجلينا جولي در بغداد خواستار نقش آفريني او نيز در فيلم جديد خود شده بود. بنظر مي رسد عزم قبادي براي استفاده از يك ستاره زيباي هاليوودي در فيلمش چنان راسخ است كه اگر در نهايت شنيديم مونيكا بلوچي در فيلم او بازي خواهد كرد، نبايد تعجب كنيم. ولي جدا اين مرد چه سليقه ي قشنگ و چه اعتماد به نفس بالايي دارد ! فيلم هاي لاك پشت ها هم پرواز مي كنند و زماني براي مستي اسب ها دو فيلم مطرح بهمن قبادي در فستيوال هاي جهاني سينما بوده كه با استقبال كمي در داخل كشور مواجه شده بودند اما بسياري از منتقدين سينماي بين الملل همچون شارون استون بر اين باورند كه اين فيلم ها آنها را مسخ كرده است. بادامچیان : برخی خودسوزي ها سياسي است عصرایران - به دنبال وقوع چهار حادثه خودسوزی در طول يک هفته بادامچیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و قائم مقام حرب مؤتلفه ، احتمال داد خودسوزی های اخیر در تهران سیاسی باشد! زنده باد اقتصاد ایران ... درود بر اقتصاددانان ایران ... مرگ بر هر ان کس که نتواند دید ...!!! «مرد دوهزارچهره» به کارگردانی مهران مدیری
عبدالرضا شهباززاده مدیر تولید مجموعه درباره مجموعه «مرد دوهزار چهره» كه در ايام نوروز از شبكه سه سيما پخش خواهد شد، گفت: اين سريال در ادامه سريال «مرد هزار چهره» است و شروع داستان با انتهاي داستان قبلي است. در اين سريال مسعود شصتچي درگير پنج موقعيت جديد خواهد شد كه كاملا با داستان قبلي متفاوت است و مخاطب درگير داستاني جديد خواهد شد. شهباززاده با بيان اينكه ساخت «مرد دوهزار چهره» به مراتب سختتر از «مرد هزار چهره» است، اظهار داشت: ما در اين كار پيشتوليد نداشتيم و در دل توليد كار پيش توليد نيز انجام شد. تعدد لوكيشنها هم به مراتب بالا بود و ما تا بهحال 20 لوكيشن داشتهايم كه يكي از آنها فرودگاه امام خميني(ره) بوده است و احتمالا در حدود ده لوكيشن ديگر نيز كار پيگيري خواهد شد. وي درباره احتياط مهران مديري در ساخت «مرد دوهزار چهره» با وجود شايعات و سوءتفاهمهايي كه پيرامون «مرد هزار چهره» پيش آمد، تصريح كرد: در مملكت ما هر كار طنزي كه ساخته شود، حرف و حديثهاي خود را دارد و ما هرقدر هم كه مواظبت كنيم كه خطايي نداشته باشيم باز هم عدهاي هستند كه براي مضامين كار حاشيه درست كنند. مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» در ادامه گفت: ما در ساخت سريال در چارچوب قوانين، مقررات و اهداف صدا و سيما پيش میرويم و تلاش ميكنيم تا حرف و حديثي در كار پيش نيايد. وي درباره خطوط قرمز در موقعيتها و ميزان نزديك شدن سريال به اين خطوط نيز اظهار داشت: مهران مديري خطوط قرمز را ميشناسد و اين نكات را به خوبي رعايت كرده و تلاش ميكند تا از اين لحاظ مشكلي در كار پيش نيايد. وي درباره پيشرفت كار نيز گفت: تا به حال حدود 8 قسمت از كار آماده شده و ما تلاش ميكنيم تصويربرداري را تا 29 اسفندماه به پايان برسانيم. "خورشید دیگر نمیدرخشد" نام نمایشگاهی است که از روز یکشنبه ( اول مارس/ ۱۱ اسفند) در موزهی راک و پاپ شهر گرونا در آلمان افتتاح شده است و تا روز ۲۶ آوریل هم ادامه دارد. آنچه که در این نمایشگاه انتظار بازدیدکنندگان را میکشد، ۲۰۰ صفحه و جلد سیدی، نمونهی ترانهها و متنهایشان به همراه ویدئوکلیپهایی است که از بخش تاریک دنیای درخشان راک پرده برمیدارد. عنوان نمایشگاه، از نام ترانهای متعلق به گروه "واکر برادرز" برگرفته شده که در اصل یک ترانهی عاشقانه به حساب میآید، اما به گفتهی برگزارکنندهی نمایشگاه پس از مرگ خوانندهی گروه، "جوی دیویژن" این ترانه به عنوان ترانهی غمانگیز مرگ شناخته شد و ملودی آن هنوز هم در ذهن بسیاری از ۵۰، ۶۰ سالههای امروزی نقش بسته است. البته گروه راک انگلیسی جوی دیویژن، تنها سه سال دوام نیاورد و در سال ۱۹۸۰ با مرگ خوانندهی گروه، یان کورتیس در اثر ابتلا به بیماری صرع از هم پاشیده شد. مرگ خوشقدم ترانهی دوازده دقیقهای "وقتی که موسیقی تمام شد، چراغها را خاموش کن" از گروه "دورز" (The Doors) نمونهی درخشان تمنا برای مرگ و آشفتگی است. این گروه راک آمریکایی، ترانهی یاد شده را در سال ۱۹۶۷ ضبط کرد و چهار سال بعد هم خوانندهی کاریزماتیک خود، یعنی جیم موریسون را که در موفقیت این گروه نقش اصلی را بازی میکرد، از دست داد. علت مرگ به طور رسمی نارسایی قلبی عنوان شد، اما داستانهای بیشماری وجود دارند که دلیل مرگ او را چیز دیگری میدانند. تصاویری از آرامگاه موریسون در گورستان پرلاشز واقع در پاریس، که سالهاست نیایشگاه دوستدارانش به شمار میآید، در این نمایشگاه در معرض دید قرار گرفتهاند. عکسی بدون تاریخ از کورت کوبین. مرگ او میلیونها طرفدار را شوکه کرد چهرهی شناخته شدهی بعدی، کورت کوبین است. خواننده و گیتاریست گروه نیروانا و اسطورهی دههی نود میلادی که در سن ۲۷ سالگی با شلیک گلوله به زندگی خودش پایان داد. اواسط دههی ۶۰ میلادی بود که خوانندگان و نوازندگان سبک راک "مرگ" را به عنوان موضوع ترانهها و آثارشان کشف کردند. البته آنها به واسطهی مصرف مواد مخدر تجربههای مرگآوری را هم رقم زدند. یک دههی بعد بود که این بار برای نخستین مرتبه مراسم "تدفین" زینتبخش طرح روی جلد صفحههای راک شد! در دههی نود جیمی هندریکس، خواننده و نوازندهی سرشناس گیتار در سن ۲۷ سالگی درگذشت، یعنی درست در همان سنی که کورت کوبین به زندگی خودش پایان داد. بعد از آن نوبت جنیس جاپلین، خواننده و آهنگساز آمریکایی بود که مواد مخدر و الکل او را از پای در آورد. در اصل همین دو عامل هم بود که باعث شد بزرگان راک را با مرگ زودرسشان به افسانه تبدیل کند. در سال ۱۹۸۳ گروه "بولاک برادرز" با انتشار صفحهی موسیقی خود، به نوعی یک مراسم یادبود برای از دسترفتگان راک برپا کرد. این مراسم بزرگداشت چیزی نبود جز طرح روی جلد این صفحه که در آن مراسم شام آخر لئوناردو داوینچی تصویر شده بود، در حالیکه سرهای درگذشتگان نامدار راک بر تن حواریون نشسته بود. ترانههای "امیدوارم بمیرم، قبل از اینکه پیر شوم" از گروه "د هو" (The Who) در میانهی دههی ۶۰ و آلبوم موفق پینک فلوید "سمت تاریک ماه" در دههی هفتاد میلادی را در این میان نباید از یاد برد. به ویژه پینک فلوید، که ترانههای این آلبومش همه پیرامون جنون و مرگاند. در واقع اگر همیشه "مرگ" مهمان بدقدم و ناخواندهای به حساب میآمده، دستکم میتواند به این دل خوش کند که نوازندگان و ترانهسرایان دنیای راک به خوبی به ارزشهایش واقفند. ... واقعا پر می زنیم در رویاهایمان به سوی آسمانی که در تصورمان نمی گنجد!! لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز تا خبر دار شدم که قراره استاد اجرای زنده و صدای زخمی ( سیاوش قمیشی ) در کیش کنسرت بده در به در به دنبال تاریخ اجراش بودم که بلیط بگیرم و این اجرای جنجالی رو از دست ندم . تو گیرو دار پرس و جو بودم که این کنسرت به جهت مخالفت دولت فعلی لغو شد در حالی که در دولت قبلی به خیلی ها برگ سبز ورود داده شده بود اما به هر حال این اجرا لغو شد. خیلی حالم گرفته شد که دیدم تو با چشمای میشی ت داری بهم نگاه میکنی انگار بهم گفتی : ما تو جوونی چه فکرایی داشتیم حالا شماها چه فکرایی دارین ! راست میگفتی اگه تو اون موقع دنبال اون آرمان ها نمیرفتی الان وضع فرق میکرد . چون دیگه آرمان هایی نبود که باعث شه خیلی ها نعلین به پا کنند و ریش بلند کنند و به دنبال پر کردن حساب های بانکی شون باشن ؛ مفسدان اقتصادی که هنوز اسامی شون اعلام نشده . البته اعلام شد اما مثل حروف ابجد که خدا بین خودشو رسولش رمز گذاشت مثلا الف –کاف یا سین – میم که این دومی خیلی شبیه اسم منه اما یه فرق داره و اون اینه که پولای من جوابگوی هیچی رو نمیده . راست میگفتی آرمانای من با تو فرق میکنه اما اگه هر آرمانی داشته باشم افتخار میکنم که گول چوپانای دروغ گو رو نخوردم تا الان غصه ی گرگ قصه رو بخورم . منبع:مذهب رندان من خودم اینجا غریبم ، هیچکسو جز تو ندارم گل من تحملم کن یه کم طاقت بیارم . . . --------------------------------------- ما كه همسايه اشكيم ولى با دل تنگ ٬ گر لبى خنده كند ياد شما مى افتيم . . ----------------------------------- افسوس که عشق جاودانه نيست ٬ عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد.عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز مي ترسد . . . --------------------------------------------- يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم .خوبم به خوبى تو .هر چند نپرسى حالم . . . ------------------------------------ پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يکيست ٬ حرم و دير يکي صبحه و پيمانه يکيست اين همه جنگ و جدل حاصل کوته نظريست ٬ گر نظر پاک کني کعبه و بت خانه يکيست -------------------- چه تاجی زدی بر سرم زندگی ؟ به غیر از مصیبت به جز بندگی ٬ یه روزم اگربه شادی گذشت ٬ ندیدم بهاری ٬ محبت ز یاری ٬ دلم غرق خون شدعجب روزگاری ...عجب روزگاری . . . ---------------------------------------------- تیک ... تاک ... تیک ... تاک با هر تیک ساعت به یادت میافتم و با هر تاک ساعت دلتنگت میشم . . . ---------------------------------- همیشه فاصله تلخه ، ولی امید باقی هست نگو آسون خداحافظ ، تحمل کن ، یه راهی هست . . . -------------------------------- شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز! ----------------------------------------- عاشقانه، عارفانه، بيبهانه، خالصانه، با صداقت، بی نهايت، تا قيامت، دوستت دارم...... خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است.........اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟؟ --------------------------------------------- ----------------------------------- یکی بود یکی نبود زیر این سقف کبود ، یه غریبه آشنا دل و جونم و ربود. این جوری نگاهم نکن ، گل یاس مهربون . اون غریبه خودتی. --------------------------------------- بي تجربه متولد مي شويم ، با جرات زندگي مي كنيم ، و با حيرت مي ميريم ، تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد خاطرات پاك است . . . ------------------------------------- برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند (دکتر علی شریعتی) ---------------------------------------- برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباش ---------------------------------- ------------------------------------ ---------------------------------------- بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است ------------------------------- هر لحظه را چنان با شکوه زندگی کن که گویی واپسین لحظه زندگیت است -------------------------- کاش می شد قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش می شد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت می گرفت کاش می شد از الفبای وجود عین وشین و قاف(عشق)نشات می گرفت ----------------------------- ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر تو ام سنگین شده. ای به روی چشم من گسترده خویش. شادیم بخشیده از اندوه بیش ---------------------------- گرمي سلامم آتش خاطره هاست پذيرايش باش گرچه ميان ما فاصله هاست ! ----------------------------------------- دلم مي خوست بهانه اي باشي براي فراموش كردن همه چيز... اما حالا دلم مي خواهد بهانه اي باشد براي فراموش كردن تو ... ------------------- اگه چشمات تر شد، اگه دلت تنگ شد ،اگه ديگه نبود كسي ، اميد و هم نفسي ، بدون كه هست اينجا كسي ،كه تو واسش همه كسي ... ----------------------- تو اي زيباترين شعر رهايي ، تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ، ميان كوچه هاي قلب تارم ، به دنبال تو مي گردم كجايي ؟!!! ---------------------------- عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن ... --------------------------------------------- گاهی وقتهاچقدر ساده عروسک می شویم ؛ نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ؛ فقط احمقانه سکوت می کنیم.... -------------------------- مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الماس ، موفقیت به درخشانی طلا ... اینها آرزوهای من برای توست ------------------------- ---------------------------- روزي به عقب نگاه مي كنيد و به آنچه " گريه دار " بود مي خنديد ... ----------------------- برات نوشتم كه بيقرارم ، با خنده گفتي دوستت ندارم ------------------------ همدل و همنفسی نیست خدایا چه کنم. همرهم جز تو کسی نیست خدایا چه کنم از غم چرخ بلا ناله سپردم به نسیم .دست فریاد رسی نیست خدایا چه کنم . . . من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم -------------------------- در آغاز محبت گر پشیمانی بگو با من که من هم دل ز مهرت بر کنم تا فرصتی دارم . . . ----------------------------------- ماه عشق است بیا عاشق شویم ، عاشق آن خدای خالق شویم چون به درگاهش کشیم دست نیاز ، مهربان باشد شویم ما بی نیاز . . . ------------------------- میخوام اسم تو رو با صابون تو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میباره همه کف کنن !!! ------------------------------ قسم به هرچی بارون شدیده / به هر بی پناه و نا امیده تو که قلبت مثل برفا سفیده / نرنج از من آخه از تو بعیده ----------------------------- دیدن لبخند آنهایی که رنج میکشند ، از اشکهایشان دردناکتر است . . . --------------------------- قلب سرزمين عجيبي است. زيرا هم زادگاه عشق است هم آرامگاه آن. ----------------------- دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است . --------------------------------------- هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . . ---------------------------------- باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست -------------------------------- گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . . ---------------------------- عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . . ---------------------- دگر حس شقایق را نداری ، هوای قلب عاشق را نداری و از چشمان خونسرد تو پیداست که دیگر حس سابق را نداری . . . ---------------------------------------- هرچی هستی همون باش / هرچی نیستی نگو کاش -------------------------- هر کی تو رو ازم گرفت الهی بیچاره بشه ...روز قیامت که رسید مجرم و اواره بشه ------------------------- به غصه ها سنگ بزن ....تو صورتش رنگ بزن...هر وقت دلت تنگ میشه ...فقط به من زنگ بزن ----------------------------------- کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود ... ------------------------ عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!! ------------------------------------------ تن فروشی زنان، جایی که گشت های ارشاد عاجزند !! Saeid Asayesh - Tabe Eshgh آلبوم زيبای سعيد ملكی ( آسايش ) با نام تب عشق برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید گاهی وقتا فکر می کنم آدم تو رویاهاش همه چیزو بهتر می بینه حتی آدما رو!! ما به تماشای خدا می رفتیم
بازداشت شدیم و بعد از چند روزی خدا خسته شد و رفت و ما هنوز در آرزوی او هر روز بازداشت می شویم!!
دانشجویان دو دانشگاه لس آنجلس برای جمع آوری اعانه ساعت ها رقصیدند !! این دو مراسم در دو دانشگاه مختلف شهر لس آنجلس توانست زمینه ساز جمع آوری صد ها هزار دلار به نفع دو بنیاد نیکوکاری باشد. یک ماراتون رقص توسط دانشجویان دانشگاه لس آنجلس به نفع بنیاد خیریه الیزابت گلیزر برگزار شد و یک ماراتون جداگانه نیز در محوطه دانشگاه ایالتی کالیفرنیا ( یو اس سی) به نفع سازمان همبستگی معجزه برای بچه ها. در هشتمین سال برگزاری ماراتون رقص دانشجویان دانشگاه لس آنجلس که بزرگ ترین سازماندهی دانشجویی برای خدمات بشردوستانه در غرب آمریکا محسوب می شود بیش از ۷۲۶ حمایت کننده و ۱۲۵۰ شرکت کننده به مدت ۲۶ ساعت متوالی و بدون استراحت به رقص پرداختند. دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نیز که از دو سال پیش به پیروی از دانشگاه لس آنجلس برنامه مشابهی را برگزار می کند توانست در طول شب بیش از ۲۰۰ دانشجو را به مدت ۱۴ ساعت تشویق به رقصیدن کند. ماراتون رقص که سمبلی از دوران رکود اقتصادی آمریکا در اوائل قرن بیستم به شمار می رود در فیلمی به نام « آن ها به اسب ها شلیک می کنند» با شرکت جین فاندا به نمایش گذاشته شد. مشخص است که ایده تحمل ساعات طولانی رقص که در آن دوران برای به دست آوردن لقمه نانی انجام می شد هم اکنون مفهوم تازه ای در صحنه خدمات انساندوستی پیدا کرده است دانشجویان در کالج ها و دانشگاه های مختلف در سراسر ایالات متحده در سال های اخیر توانسته اند از طریق ماراتون رقص میلیون ها دلار برای کمک به نیازمندی های گوناگون از ساختمان بیمارستان های کودکان گرفته تا پژوهش برای یافتن درمان بیماری ایدز و مقابله با سرطان جمع آوری کنند. برای مثال دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا توانسته است با استفاده از ماراتون رقص در ۳۵ سال گذشته بیش از ۶۰ میلیون دلار برای کمک به سازمان های خیریه جمع آوری کند. بیش از ۸۰ کالج و دانشگاه دیگر نیز به پیروی از این دانشگاه ، دانشجویان خود را تشویق کرده اند تا از طریق حرکات رقص و پایکوبی دست به جمع آوری اعانه بزنند. از سال ۲۰۰۲ تا کنون در دانشگاه لس آنجلس، ماراتون رقص دانشجویان یکی از پرطرفدارترین برنامه هایی است که هرسال تعداد دانشجویان بیشتری برای شرکت در آن به رقابت می پردازند. سه عامل اصلی که این دانشجویان جوان را برای شرکت در ماراتون رقص بر می انگیزد عبارت اند از: تفریح، ورزش سالم و خوراکی های لذیذ. هم چنین این رقصندگان در دانشگاه لس آنجلس به طور مداوم از طریق برنامه هایی که در این دانشگاه ارائه می شود، از جمله سخنرانی توسط هنرمندان، تشویق به شنیدن موسیقی و شرکت در برنامه های هفتگی رقص با حضور افرادی چون شرکت کنندگان در برنامه تلویزیونی رقص با ستارگان می شوند. دانشجویان پیش از رقصیدن غذایی لذیذ و مناسبت می خورند و ضمن رقص برای ساعات طولانی نیز دائما از طریق گرفتن قطعات زینتی هیجان انگیزی که به خود آویزان می کنند و آب نبات و شکلات تشویق می شوند تا به رقص ادامه دهند. هم چنین نوشیدنی هایی مثل آب ویتامین و رد بول که نوشیدنی غیر الکلی و هیجان آوری است توسط صدها تشویق کننده کنار پیست رقص به دست رقصندگان داده می شود. درحدود ساعت ۱۱ صبح تنها مشوق دانشجویان رقصنده، نزدیک شدن ساعت اتمام ماراتون است. نها بازاج یکی از این رقصندگان جوان می گوید: « بین ساعت سه تا شش صبح بدترین موقع رقص است. از این ساعت که بگذرید همه چیز دوباره آسان می شود. برای این که دردی احساس نکنید باید بی وقفه به حرکات رقص خود ادامه بدهید با این حال شصت دقیقه آخر ماراتون از همه سخت تر است؛ هنگامی که بچه های دانشجو آخرین ذرات وجود خود را مصرف می کنند تا در روی زمین رقص باقی بمانند. وقتی در ساعت یک بعداز ظهر روز یکشنبه زنگ اتمام ماراتون رقص زده شد بیش از ۲۰۰۰ دانشجوی دانشگاه لس آنجلس در کنار هم روی زمین نشستند و کمیته برگزاری با افتخار اعلام کرد که آن ها توانسته اند بیش از ۳۶۲ هزار دلار جمع آوری کنند. شب طلایی انگلیسیها در اسکار ۲۰۰۹ رقیب این فیلم پرخرج هالیوودی در مراسم اسکار امسال، درام «میلیونر زاغهنشین»، فیلمی از دنی بویل کارگردان انگلیسی بود که در کشور هند فیلمبرداری شده است. در گمانهزنیهای پیش از برگزاری مراسم، بسیاری از کارشناسان سینمایی این فیلم را یکی از نورچشمیهای آکادمی میدانستند و از این رو بردن ۸ اسکار از مجموع ۱۰ رشتهای که این فیلم در آنها نامزد شده بود، دور از انتظار به شمار نمیآمد. اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین موسیقی متن، بهترین ترانه، بهترین تدوین، بهترین صدابرداری، بهترین فیلمنامهی اقتباسی و بهترین فیلمبرداری از آن این فیلم شدند. : جای خالی هیت لجر در میان برندگان بزرگ اسکار ۲۰۰۹: پنه لوپه کروز، شان پن و کیت وینسلت (از راست)نکتهی قابل توجه در این بین، شادی هندیها به خصوص ساکنان منطقهی فقیرنشینی بود که «میلیونر زاغهنشین» در آن فیلمبرداری شده است. بسیاری از مردم، در حالی که مراسم اسکار را به طور مستقیم از طریق تلویزیونی کوچک میدیدند، هر بار پس از اعلام نام این فیلم به عنوان برنده، همپای سازندگان آن به شادی میپرداختند. دررشتهی بهترین هنرپیشهی نقش اول زن، کیت وینسلت به خاطر بازی درخشانش در نقش نگهبان یکی از بازداشتگاههای زمان نازی در فیلم «روایتگر» برنده جایزهی اسکار شناخته شد. این اولین جایزهی اسکار وینسلت محسوب میشود که تا به اینجا پنج بار برای دریافت آن نامزد شده بود و هر بار نیز دست خالی بازمیگشت. بازی در نقش یک سیاستمدار همجنسگرا به نام هاروی میلک در فیلم «میلک» نیز جایزهی اسکار بهترین هنرپیشهی نقش اول مرد را برای شان پن به همراه داشت. یکی از رقیبان اصلی شان پن، میکی رورک بود که بازیش در فیلم «کشتیگیر» تحسین بسیاری از منتقدان سینمایی را برانگیخته بود. شان پن پیش از این در سال ۲۰۰۳ در همین رشته برای فیلم «رودخانهی مرموز»، برندهی جایزهی اسکار شناخته شد. پنه لوپه کروز، هنرپیشهی اسپانیایی برای فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» برندهی اسکار بهترین هنرپیشهی زن نقش مکمل شد. او اولین هنرپیشهی زن اسپانیایی است که تا کنون موفق به دریافت اسکار شده است. در رشتهی بهترین هنرپیشهی نقش مکمل مرد جایزهی اسکار به هیت لجر، هنرپیشهی هالیوودی به خاطر بازی در نقش جوکر در فیلم «شوالیهی سیاه» تعلق گرفت. برای دریافت این جایزه پدر، مادر و خواهر او به روی صحنه رفتند. هیت لجر در سال ۲۰۰۸ در نیویورک درگذشت. در بخش فیلمهای غیر انگلیسی زبان هم فیلم «عزیمت» از ژاپن برندهی اسکار شد.
به گزارش خبر نیوز ،مجموعه تلويزيوني "عمو پورنگ" از پربينندهترين برنامههاي مخصوص كودكان است كه عصر روزهاي زوج از شبكه يك سيما پخش مي شود. در جريان پخش اين برنامه ، هنگامي كه يك كودك با برنامه تماس ميگيرد تا با داريوش فرضيايي (عمو پورنگ) گفتگو كند، مجري برنامه از او سئوال ميكند كه آيا بچه خوبي است و او پدر و مادرش را اذيت نميكند؟ كه كودك پاسخ ميدهد "بچه خوبيام و پدرم برايم يك عروسك جايزه خريده است". مجري برنامه از كودك سئوال ميكند عروسك او چيست كه كودك پاسخ ميدهد عروسك او ميمون است و هنگامي كه عمو پورنگ در خصوص اسم عروسك از اين كودك سئوال ميكند او در جواب ميگويد "پدرم او را احمدينژاد صدا ميكند". گر چه به اعتقاد كارشناسان رسانه و مسئولان و برنامه سازان صدا و سيما بروز مسائل و مشكلات مختلف نظير مورد فوق در برنامه زنده طبيعي است، اما ضروري است تدبيري در اين زمينه انديشيده شود؛ چرا كه تاكنون بارها مواردي از اين دست در برنامههاي زنده از جمله همين برنامه رخ داده كه نمونههاي آن "بيان برخي مسائل خانوادگي از سوي كودكان" بوده است. در يكي از مجموعههاي "عمو پورنگ" هنگامي كه مجري برنامه در تماس تلفني زنده با برنامه از كودك مي خواهد گوشي را به پدر يا مادرش دهد كه وي با آنها صحبت كند، كودك اعلام مي كند آنها در حال استحمام هستند و همچنين گفته ميشود؛ در يكي ديگر از قسمت هاي اين برنامه وقتي پورنگ از 2 كودك دو قلو ميپرسد پدرش پس از بازگشت از سر كار كدام يك از آنها را اول ميبوسد، يكي از كودكان پاسخ ميدهد كه پدرشان در بدو ورود به منزل ابتدا مادرشان را ميبوسد. ... ای کسانی که چنین بر من بینوا تاختید و از ضعف من برای هک من استفاده نمودید باشد که روزی به هم برسیم و با هم به جنگیم ... و من شما را هدایت کنم تا به بیچاره گانی چون من نتازید!! ... به خودم تبریک عرض می کنم ... هکرها وبلاگ من را هک کرده و کلیه قالبهای من را دزدیدند ... و خدا را شکر که نابودم نکرده اند و فقط به تغییر قالب بسنده نموده اند ... دورود برشما!!
بانوی کاخ سفید، بانوی اول مد شد به گزارش خبر نیوز ،مجله ووگ (Vogue) مشهورترین مجله دنیای مد است که نخستین شماره آن در سال ۱۸۹۲ منتشر شد و در حال حاضر نیز ماهانه به چاپ میرسد. نفوذ این مجله آمریکایی در عرصه بینالمللی مد غیر قابل انکار است و چاپ عکس هر مانکنی بر روی جلد آن همانند مهر تضمین موفقیت برای آن مانکن به حساب میآید. تا به اینجا افراد مشهوری همچون ملکه الیزابت دوم، جرج بوش پدر و جان لنون (ساعاتی پیش از مرگش) در مقابل دوربین «آنی لایبونیتز» عکاس پرآوازه آمریکایی قرار گرفتهاند و این بار هم تصویر میشل اوباما، حقوقدان، مادر دو دختر ۷ و ۱۰ ساله و نخستین بانوی اول سیاهپوست آمریکا در حالیکه لباسی از طراح جوان تایوانی، جیسون لو، به تن دارد، توسط این عکاس برای روی جلد مجله ووگ تهیه شده است. در کنار عکس میشل اوباما، با لبخندی بر لب و دستی بر زیر چانه، تنها یک جمله دیده میشود: «میشل اوباما، بانوی اولی که دنیا منتظرش بود.» چند صفحه بعد هم او در حالی نشان داده میشود که لباس مشکی رنگی به تن دارد و در حال کار با لپتاپش است. در این شماره ووگ گزارشی هشت صفحهای از همسر رییسجمهور آمریکا منتشر شده که در آن او از وظایفش به عنوان بانوی اول و همینطور زندگی شخصیاش میگوید. آندره لئون تالی، گزارشگر ووگ که این مصاحبه را انجام داده، معتقد است جلب کردن نظر موافق میشل اوباما یک «موفقیت بینظیر» بوده است. او همچنین در توصیف عکس روی جلد اضافه میکند: «این تصویر کاملا بازتابنده شخصیت اوست زیرا وجود او سرشار از گرماست. این دوستداشتنیترین عکس روی جلدی است که ووگ تا به حال منتشر کرده، مدلها و هنرپیشهها ژست میگیرند، اما اینبار این عکس واقعا تصویر یک زن واقعی است.»
ایجاز زکی سعید به عنوان کسي که در هند بزرگ شده در خصوص انقلاب نوشته است :، فرصت تماشاي مردمي را داشتم که از انقلاب ايران متأثر شده اند. حيدرآباد به عنوان مرکز فرهنگ اسلامي در هند، خانۀ خيل عظيمي از ايراني ها بود و رابطۀ نزديک و تاريخي با ايران داشت. بسياري از جوان هاي ايراني در دانشگاه ها و مدارس هندي تحصيل مي کردند. هرچند کسي در آن زمان متوجه عظمت سقوط حکومت 2500 ساله شاهنشاهي در ايران نبود، مشاهدۀ دانشجويان ايران که از آرمان گرائي سرمست بودند و به دنبال جهاني متأثر از اسلام به جاي سلطۀ شيطان هاي کوچک و بزرگ بودند، جالب به نظر مي رسيد. آنها به برپائي نمايشگاهي از عکس هاي ضد شاه دست مي زدند. گاهي هم به اشعار اقبال لاهوري متوسل مي شدند. همه فکر مي کردند انقلاب خيلي خوب است. امروز با مرور انقلاب ايران، تمام آن تصاوير و خاطرات دوباره زنده مي شوند. در اين سي سال، تغيير زيادي در روابط ايران با غرب، خصوصاً آمريکا، اتفاق نيفتاده است. آمريکا هنوز با تحقير به جا مانده از سقوط رضا شاه پهلوي کنار نيامده است و جمهوري اسلامي را سرمنشأ تمام مشکلات خاورميانه مي بيند. در دوره بوش، محکوميت ايران در کنار کره شمالي و عراق سياست معمول بود. ايران هم نخواست اين طرز فکر را تغيير بدهد که: ابر قدرت آمريکا از چشم جمهوري اسلامي، همان شيطان بزرگ است. روابط ايران و آمريکا، نمونۀ خاصي براي ساير کشورهاي خاورميانه محسوب مي شود. هرچند مقاومت دربرابر سرکوب و بي عدالتي، نقش مهمي را در به راه انداختن جنبش و به پائين کشيدن شاه بر عهده داشت، با اينحال آمريکا نمي تواند نقش خود در پاشيدن بذر تغييرات را ناديده بگيرد. سياست هاي کوتاه نظرانه واشنگتن، خصوصاً نقش سازمان سيا در کنار زدن دولت قانوني محمد مصدق و اعتبار بخشيدن به سلطنتي که از چشم مردم افتاده بود، راه را براي برقراري حکومت آيت الله ها باز کرد. شاه هرچه بيشتر سعي مي کرد مردم مذهبي و وطن پرست خود را به سوي معيارهاي غربي پيش براند، آنها بيشتر به آئين و فرهنگ تاريخي شان متمايل مي شدند. هرچه مردم بيشتر به فلسطيني ها و اعراب نزديک مي شدند، شاه بيشتر به اسرائيل متمايل مي شد. ساواک تحت آموزش و راهنمائي موساد اسرائيل بود. هرچه نيروي بيشتري براي سرکوب مخالفان و آزادي خواهان و فعاليت هاي مذهبي تحت رهبري آيت الله خميني وارد مي شد، آنها قوي تر مي شدند. اعتراضات گسترده اي که ماه ها و سال ها در ايران به راه افتاد، درحاليکه مردان جوان و زنان در برابر تانک ها سينه سپر مي کردند، هرگز پيش و بعد از آن در منطقه مشاهده نشد. آمريکا با معرفي خود به عنوان حامي شاه و رژيم سرکوبگر وي، هدف خشم و عصيان مردم ايران قرار گرفت. امروز هم ايران و غرب نمي توانند در کنار هم به آرامش برسند، زيرا امکان فراموش کردن گذشته ناخوشايند و گذر به حال و آينده اي بهتر وجود نداشته است. آمريکا نمي تواند فراموش کند چگونه پس از 444 روز گروگانگيري در سفارت خود در تهران، مجبور به ترک ايران شد. اما ايراني ها براي ناراحتي از دست آمريکا، دلائل بيشتري دارند. ايران همچنان بهاي تحريم هاي کنار رفتن شاه را مي پردازد. هرچند قسمت اعظم جمعيت ايران پس از انقلاب بدنيا آمده اند، اما سياست هاي غرب در گذشته و حال به سوء ظن آنها منجر شده است. آنها آمريکا را مسؤول منزوي شدن کشورشان مي دانند و اين ديدگاهي است که تغيير آن به نظر غير ممکن مي رسد. نمي دانم آيا رهبر جديد آمريکا از عهدۀ ايجاد تغيير در گذشته ناخوشايند برمي آيد يا خير. شايد چنين انتظاري براي اولين دوره از رياست جمهوري وي زيادي باشد. اما اميدوارم لااقل تلاش خود را بکند.

----------------------------
مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش سالها صبر کن.
----------------------------------
آخرین پیغام زلیخا به یوزارسیف:
یوسف جون بیا... قصر خالیه، هیچکی نیست... الان وقتشه!
------------------------------------------
خبر : چون سیل دنیا را گرفته / که دارا رفته سارا را گرفته / خودم را دار خواهم زد یقینا / دلم تصمیم کبرى راگرفته!
-------------------------------
با افشای راز ذخیره گندم توسط یوزارسیف، ساکنان شهر غضنفر اینا میوه شب عید خود را با درخت انبار کردند!
------------------------------------
اس ام اس های خود را برایمان بفرستید , انبار نکنید ..
.
.
.
در زمان قحطی ما فقط به کسانی اس ام اس میدهیم که از ایشان sms دریافت کرده باشیـــم
---------------------------------
شورای شهر قزوین گفت یوزارسیف تنها عزیز مصر نیست بلكه عزیز دل ما هم هست
-------------------------------
نرو . . . . . نرو . . . . تو هم مثل من نميتوني دوام بياري نرو . . . . نه نرو… . . . . به قزوين خوش آمديد
-----------------------------------
يه آقايي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه غضنفر داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه غضنفر دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون بهش ميگه: آخه مردک براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
غضنفر ميگه: ه ه ه ...اين که گوشي نداره
-------------------------------
با توجه به پرتاب ماهواره امید هم وطنان گرامی میتوانند کلاههای ایمنی را بصورت رایگان از شعبه های ما دریافت کنند.
-------------------------------------
محبوبترین اهنگ در شب عروسی قزوینی ها: عزیزم بگو بر می گردی!!!!
-----------------------------------
قزوینیه 3تا بچه افریقایی سیاه رو می دزده می یاره خونه .می گن واسه چی اینارو می خوای ؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه عاشورا تاسوعا می خوام.
---------------------------------------
رشتیه دو تا زن می گیره می کن چرا 2تا؟ می گه: یه وقت مهمون می یاد!!!!!!!!!!!!!
--------------------------
بوس تنها تصادفيست که پليس نداره بغل تنها پارکينگيست که جريمه نداره پس مياي تو پارکينگ تصادف کنيم
-----------------------------
میگن نمک باعث شوریه ، عجیبه تو با این همه نمک که داری بازم شیرینی
--------------------------
تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين
تنها با 1 میلیون تومان صاحب ماشین شوید
زمان تحویل هنگام ظهور آقا
---------------------------
به ترکه می گن دگرگونی يعنی چی؟ می گه يعنی اين گونی نه يه گونی ديگه
-------------------------------------
می دونی نبات کیلو چنده؟ ها؟ نمی دونی؟ نمی دونی نقل کیلو چنده؟ نه نمی دونی؟ .......پس راست گفتن از قدیم که گفتن خر چه داند قیمت نقل و نبات
---------------------------
به اصفهانیه می گن شیرین تر از عسل چی خوردی می گه ترشی مفتی
------------------------
با سلام.میخواستم بدونم از اون هفته تا این هفته روی هم رفته چقدر رفته؟!
------------------------------
نسل میمون ها هم دیگه داره منقرض میشه , عزیزم مواظب خودت باش!
----------------------------
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد!خاک بر سرم! اگه توي اوني که دلم مي خواد حتما خرم!
-----------------------------------
اي با صفا تو را ميزنم صدا
گر داشتي وفا اس ام اس ميفرستادي گدا
-----------------
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده / تو رختخواب مخمل آبیش خوابیده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدی برو لالا کن!
-----------------------------
خیلی دوست دارم جای تو باشم ، میدونی چرا ؟
چون اونوقت یه دوست خوب مثل خودم داشتم !
-------------------------------
دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود يه سكه ميندازم پائين ...
شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا
سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟
پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم .
دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم . الان تو دست خودمه
--------------------------------
به بوش ميگن: چرا حمله كردي عراق؟
بوش ميگه: امام حسين طلبيد!
ميگن كي از عراق خارج ميشين؟
ميگه: هر وقت كه امام رضا بطلبه!
---------------------------------
امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. برای شادي روحش 3 تا اس ام اس بلند بفرست!
------------------------
(.)__(.)
_(0o)
(------)
هی بهت گفتم دست تو دماغت نکن. گوش نکردی... اینم نتیجش!
-----------------------------
گدا چیست ؟ موجودی است زنده که موبایل دارد ولی اس ام اس نمیدهد !!
-----------------------------------
شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟
هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!
-----------------------
زندگی مثل پیاز است , هر برگش را ورق بزنی , اشکتو در میاره.
----------------------------
دستان پسرک می لرزید... چشمانش گشاد شده بود، دهانش باز مانده بود... توان حرف زدن نداشت... سکوت همه جا را فرا گرفته بود... آخر او هم مانده بود که چه طور میمون می تونه اس ام اس بخونه؟
----------------------------
سلامی به گرمی اتو.به نرمی پتو..به شیرینی لبو.دوستت دارم هلو!
-------------------------------
وقتی وارد دلم شدی,احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد.
ای فلفل!
-----------------------------
به علت برخورد شهاب سنگ به نقطه حساس ماهواره امید، نام آن به آرزو تغییر یافت
---------------------------------
بیا پایین می خوام یه چیزی بهت بگم
...
...
...
...
می بینی این پایین چقدر قشنگ تر از درخت نارگیله؟!
----------------------------------------------
اگه مثل شپش توی موهام باشی ، قول میدم برای موندنت تا آخر عمر حموم نرم
----------------------------------------
با شرکت در گروه های هرمی و جمع آوری چند نفر زیرمجموعه متوجه خواهید شد که از خودتون خل تر هم وجود داره و به آینده خود خوشبین می شوید...
- مجمع خل و چل های گلدکوئست!
----------------------------
زندگی بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجایی؟ آبروم داره می ره!
------------------------------
تو توی دماغ من چی کار می کنی؟
....
...
...
جنبه شوخی داشته باش!
...
...
...
خواستم بگم: تو نفس منی!
------------------
###############
اینها حصارهای بین من و تو است. کاش می تونستم بیارمت پیش خودم... ولی بهم گفتن جای بز تو خونه نیست!
----------------------------------
!......
__!......
____!......
______!.......
کجا؟ کجا؟ این پله ها می رسه به پشت بوم
.
.
.
.
بچه نشی از دوری من بری خودکشی کنی!
---------------------------
آمریکا : به ایران گندم نمیدیم
غضنفر : به درک نون خالی میخوریم !!!
-------------------------------------
عجب دنیای نامردی، عجب پیمانه سردی، عجب زخمی، عجب دردی، مسیج بده اگه مردی!!
----------------------------
دوازدهمین پیام ماهواره امید:امشپ فیلم یوزارسیف به وقت سیاره زهره ساعت چند پخش میشه ؟
-----------------------------
دو تا زن دهاتی قرص اکس می خوردن تا صبح نون می پزن !!
--------------------------
دلم بد جوري هواي دستتو كرده، لحظه شماري ميكنم براي اون زماني كه حقت رو كف دستت بذارم
-----------------------------
زمین ممكنه متوقف بشه ٬ پرنده ها ممكنه از حركت باز بایستند ، شمع ها ممكنه ذوب شوند٬ ماهیها ممكنه دیگه شنا نكنند،
قلب ها ممكنه از تپیدن بایستند ٬ اما ٬مغز تو هیچوقت از حركت نمی ایسته ٬ چون هیچ وقت اصلا شروع به كار نكرده !!!
--------------------------
ماهواره امید به اشتباه تجمع علمای قم را به دشت کلم تشبیه کرد !!!
------------------------------------------
در وفا هیچ کس استاد نیست اما در بی وفایی همه استادن، چطوری استاد؟!
------------------------------
یوزارسیف اعلام کرد اگه مقدار آبی که فرج الله سلحشور به این سریال بسته رو به سرزمین کنعان بسته بود، الان پدر و برادرانم در قحطی به سر نمیبرند....
------------------------------------
ترکه زن ژاپنی میگیره هر 5 دقیقه یه بار بهش میگه خوابت میاد برو بگیر بخواب...!!
---------------------------------------
مگو با دل که بی تابی
شدم مثل سمور آبی
بیا تو فاز زید بازی
بگم من بر تو یک رازی
که با هر کس نشستی تو
بکن با قلب او بازی
و دیگر این که در بازی
نگو با هر کسی رازی
که شاید اون نشد راضی
و تو در آخر بازی
فقط درنقش پیازی
---------------------------------
پخش خبر شیدایی ماهواره امید و علاقه وی به زهره،دولت جهت جلوگیری از این وصلت نامیمون و اجنبی،دستور ساخت ماهواره آرزو را صادر و انجام مراسمات خواستگاری را ضروری خواند.به خاطر همین امید برمیگردد ایران تا با آرزو به فضا بره.
--------------------------------
ماهواره امید: دیگه عمرأ برگردم ایران, تازه فهمیدم دنیا دست کیه
---------------------------------------
در زمان قحطی از ثرومندان 3 اس ام اس میگیریم و به نیازمندان 1 اس ام اس اهدا می کنیم ...
.
.
.
حالا وقتشه نشون بدی نیازمندی یا ثروتمند
---------------------------------------------
3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه : با یکی ازدواج کن..... 2 تا جایزه بگیر
----------------------------
به ترکه مي گن با وطن جمله بساز مي گه: من به حمام رفتم وتنم را شستم. مي گن بابا وطن! وطن با طي دسته دار. مي گه همون ! با طي دسته دار خودمو شستم ديگه
-----------------------------
بنا بر آخرین اخبار٬ ماهواره امید در حال عبور از آسمان قزوین متوقف و مفقود گردید
-------------------------------
پیغام جدید ماهواره امید: ریز میبینمتون
--------------------------------
شرمنده به خدا، آره میدونم خواب بودی، خوب بابا فحش نده دیگه، کارت داشتم که بیدارت کردم.
میخواستم بدونم ماهی وقتی غذا میخوره، آب نمیره تو دهنش؟
--------------------------------------
می دونستی آلان ساعت ۲ نصفه شبه ! اس ام اس زدم ببینم سروقت خوابیدی یا تا آلان بیداری؟!
نصفه شب بخیر!
--------------------------------
دلت بیماره و یاری نداره / به ور مشغوله و عاری نداره !
به صبح و شب درون این موبایلت / به جز زر زر زدن کاری نداره !!!
------------------------------------------------
معرفت رو از سیگار بیاموز که با این که میدونه آخره سر زیره پات له میشه تا آخر به پات میسوزه
---------------------------------
آرزو دارم عمرت مثل دستمال كاغذی دستشوپی باشه
سفید و مفید و دراز
----------------------------------
نخستین واکنشها به پیام نوروزی اوباما

مطلب را به بالاترین بفرستید:


هشدار کارشناسان دربارهی بحران جهانی آب

از روز دوشنبه (۱۶ مارس)، پنجمین همایش جهانی آب در استانبول آغاز میشود. کارشناسان خواستار آن شدهاند که در این همایش، به مشکلات زیادهروی در مصرف آب و سوء مدیریت در این زمینه بهطور جدی رسیدگی شود.

حدودا بیست سال است که هر چند یک بار در یکی از کشورهای اروپایی واقعه عجیبی اتفاق میافتد . داستان هم این است که شب میخوابند و صبح که بیدار میشوند میبینند که در مزارع گندم دایرههای بزرگی ایجاد شده است . این اتفاق نمیتواند عادی و یا شوخی و جعلی باشد . گذشته از این یک شبه نمیشود چنین اشکالی را با آن دقت در مزارع ایجاد کرد . در این بین بحران دایرههای گندمزاری متوقف نشده است ، بلکه توسعه نیز یافته و جالب است که اشکال هندسی ، سال به سال هندسیتر ، پیچیدهتر و پرکارتر شدهاند .
آزمایشها و بررسیهای شبانه با کمک دوربینهای مادون قرمز و میکروفنها ثابت کردهاند که این اشکال عجیب و غریب و شاید در باطن پر معنی ، شب هنگام و در کوتاهترین زمان و بدون ایجاد کمترین سر و صدایی یا تظاهرات عینی و گویی که بطور صد در صد نامریی بوجود آمدهاند .
این اشکال در طول ۲۰ سال گذشته هندسیتر ، هنریتر ، پیچیدهتر و پر طرحتر شدهاند . مثلا دایرهها بزرگتر شدهاند . گاهی دایرهها مانند حلقههای سمبل المپیک تو در تو هستند و در یک مورد هم یک مثلث نیز به آنها اضافه شده است . اشکالی هم شبیه حشرات و ماهیها عینا مانند آثار نقاشی ماقبل تاریخ که در غارها کشف شده دیده شدهاند . در کل کسی که این اشکال را ایجاد کرده است در نوعی خط تصویری نظیر خط هیروگلیف مهارت داشته و خواسته است که با زبان بی زبانی به ما چیزهایی بگوید .
برخی از محققینی که ماجرا را مورد بررسی قرار دادهاند ، میگویند که این اشکال از فضا و با کمک نوعی اشعه شبیه اشعه لیزر دایرهوار سوزانده میشوند و بعید نیست که در حین عمل ، صدای خش و خش مانندی نیز بلند شده باشد . ولی در کل از روی شکلهای این مزارع باید نتیجه گرفت که فاعل هر کسی که باشد ، روحیه اعتدالی دارد و از هندسه و هنر چیزهایی سرش میشود و در ضمن با طبیعت هم سر و کار دارد . بطور کلی میتوان گفت که آنها موجودات بی آزار و صلح جویی هستند و میخواهند ، خود را به نحوی از انحا با طبیعت زمین تطبیق دهند و به ما حالی کنند که ما هم هستیم .
نیرویی که بتواند ساقههای گندم را خم کند ، الزاما باید ویژگیهای خاصی نیز داشته باشد . چون در بعضی از گندمزارها ساقههای گندم در این اشکال بریده و یا سوزانده نشدهاند ، بلکه خیلی تمیز و پاکیزه با زاویه ۹۰ درجه خم و خوابانده شدهاند . یعنی به بوته گندم امکان داده شده است که به رشد خود ادامه دهد ولی نه بصورت قائم ، بلکه بصورت افقی .
مسئله کشف و تشخیص آثار رادیواکتیو در این اشکال ، موضوع را پیچیده تر کرده است . در تمام اشکال ، آثار تشعشعات رادیو اکتیو بتا و گاما ( البته با شدت ضعفهای متفاوت ) تشخیص داده شده است و آزمایشگاهها نظر دادهاند که در بعضی از مزارع ، مقدار اشعه بتا و گاما زیاد و در برخی کم است .
تشکیلات موسوم به حلقههای کشتزار ، اغلب در مزارع غلات پدید میآیند و طی فرآیندی که به پیدایش آنها میانجامد ، گیاهان به نحوی اسرار آمیز بر روی زمین میخوابند . بدین صورت الگوهایی پدید میآید که یک باره و بی آنکه در روشنایی روز پیش از آن ، کسی آنها را دیده باشد ، توجه مردم را به خود جلب میکنند .
شواهد موجود نشان میدهند که وقوع این پدیدهها ، از اوایل قرن بیستم به بعد ، سال به سال افزایش یافته است ، به طوری که در دهه ۱۹۶۰ به رویدادی آشنا تبدیل شده و از دهه ۱۹۷۰ به بعد توجه اذهان عمومی را به خود جلب نموده است . از سال ۱۹۷۲به بعد ( یعنی سال مشاهده عینی صحنه وقوع توسط باند و شاتل وود ) تاکنون در حدود ده هزار گزارش از پیدایش مستند حلقههای کشتزار با اشکال گوناگون ، در نقاط مختلف جهان ارائه شده است . قطر بعضی از این حلقهها به یک کیلومتر میرسد و برخی دیگر از آنها مساحتی بالغ بر ۱۹ هزار متر مربع را می پوشانند .
در این تصویر ، صورت یک موجود نقش بسته است !
نکته جالب و شگفت انگیز دیگری که در این باره وجود دارد ، مسئله تحول و تکامل تدریجی این طرحها میباشد . امروزه شاهد پدیدار شدن نگارههای هندسی بغرنجی هستیم که از روابط ریاضی پیچیدهای پیروی میکنند و جالب آنکه در برخی موارد ، این نگارهها ، نمایانگر نقوش و طرحهای مقدس اقوام و ملل مختلفی از سراسر جهان هستند .
نکته قابل ذکر دیگر ، نحوه خمیده شدن ساقهها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست . ساقه گیاهان علفی ، بندها یا گرههایی دارند که از وظایف آنها ، ایجاد استحکام در گیاه است . این بندها ، مجهز به روزنههایی برای ایجاد امکان خروج بخار آب هستند . تجمع آب در محل بندها و فشار آن ، موجب راست ایستادن ساقه و در نتیجه ، موجب سر پا ماندن گیاه میشود . در صورتی که دما افزایش یابد ، آب به بخار تبدیل میشود و منافذ موجود در بندها ، راه را برای خروج بخار میگشایند . این ساز و کار ، راهی برای تنظیم دما و خنک نگه داشتن گیاه است ، که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خمیده شدن ساقه گیاه میانجامد .
بررسیهای میکروسکوپی نشان داده است که به هنگام پیدایش حلقههای کشتزار ، دقیقا همین عامل است که به خوابیدن رستنیها بر روی زمین میانجامد . در واقع ، چنین به نظر میرسد که نوعی عامل خارجی باعث میشود در ناحیه بندها ، دما افزایش یابد . البته این خوابیدن برای رستنیهای خشک شده و آماده درو نیز گزارش شده است .
نکته شگفت انگیز دیگر اینکه اثر این عامل خارجی ، انتخابی است . یعنی بندهایی که تحت تاثیر قرار میگیرند و جهت و میزان خمیدگی آنها ، بسته به طرحی که پیاده میشوند ، در بخشهای مختلف تغییر میکند . مثلا ممکن است در یک سمت الگو ، نخستین بندهای بالاتر از سطح زمین ، آب از دست بدهند و در سمت دیگر ، دومین بندها . به این ترتیب ، به راحتی میتوان آثار تقلبی را از نمونههای اصلی تشخیص داد . خم کردن ساقهها با دست یا هر وسیله مکانیکی دیگری ، علاوه بر ایجاد آسیب در گیاه ، منجر به بروز خمیدگیهایی میشود که عمدتا در میان فواصل بندها و نه در خود آنها به وجود میآیند .
ساز و کار فوق نشان میدهد که احتمالا تابش امواجی نظیر مایکروویو که به صورت منفرد بر برخی از بندها اثر میکند ، عامل پیدایش الگوی خمیدگی هاست . با توجه به پیچیدگی هندسی طرحها ، چنین مینماید که نوعی وسیله هدایت کننده اصلی ( نظیر یک رایانه ) فرمانهای مقدماتی را به یک دستگاه عمل کننده نهایی ( نظیر دستگاه مولد پرتوها ) میفرستد و این دستگاه دوم ، اثر قابل مشاهده را بر بندهای ساقه اعمال میکند .
بررسی خاک مزارع در بخش داخلی طرحهای مربوط به حلقههای کشتزار ، توسط دانشمندی به نام کالین اندروز ، نشان داده است که میزان تشعشع الکترومغناطیسی آن ، تا ۱۰۰ ٪ بیشتر از حد عادی است و گزارشهای ارائه شده ، مشخص کردهاند که در سالهای متعاقب این رویداد ، منطقه تحت تاثیر ، تا ۴۰ ٪ با افزایش محصول رو به رو شده است .
همچنین ، اندازهگیریهای مربوط به گسیل انرژی ، آشکار ساختهاند که تا چندین روز پس از پیدایش حلقهها ، نوعی انرژی در محدوده فرکانس ۵ کیلو هرتز ، از منطقه ساطع میشود که برخی از افراد حساس ، آن را در قالب صدایی لرزان میشنوند .
بسیاری از کسانی که از این حلقهها بازدید میکنند ، دچار واکنشهای جسمی خاصی میشوند که از آن جمله میتوان به حالت تهوع ، سردرد ، گیجی ، احساس قلقلک و دردهای گوناگون اشاره کرد . نظیر این نشانگان را می توان در ناخوشیهای حاصل از تاثیر پرتو رادیو اکتیو نیز مشاهده کرد .
گفته میشود که ساعتها ، تلفنهای همراه ، دوربینهای عکاسی و به ویژه دستگاههای الکترونیکی که برای بررسی وارد منطقه میشوند ، دچار اختلال میشوند و نیز ادعا میشود که قطب نمای هواپیماها ، در بالای این مناطق ، به صورت دیوانه وار به چرخش درمیآید .
اشخاصی که شاهد پیدایش حلقههای کشتزار بودهاند ، متوجه تابش سرخ رنگی بر سطح زمین شدهاند . خمیده شدن گیاهان در ۵ دقیقه اتفاق میافتد و در این مدت ، هیچ کس ، شخص یا وسیلهای را که بتوان این رویداد را به آن نسبت داد ، ندیده است .
در برخی موارد ، پیدایش اشکال پیچیده این حلقهها با برخی حوادث عجیب همراه بوده است . مثلا دیده شده است که سگهای مجاور یک منطقه در فاصله ساعت ۲ تا ۴ بامداد پارس کردهاند و صبح روز بعد ، پیدایش حلقهای در آن منطقه گزارش شده است ، و یا دیدهاند که احشام ، پس از ورود به محوطه حلقهها بیمار شدهاند . در دامنه تپهها ، متوجه وزش بادهای عجیب شدهاند و همچنین مشاهده گویهای نارنجی نورانی ، شنیدن صداهای خش خش مانند عجیب و ظهور مکرر اشیاء پرنده ناشناس ، از دیگر وقایع پس از ظهور حلقهها بودهاند .
این تصویر عینا بر روی پلاک همسر توت ان خامون فرعون مصر نقش بسته بود و موجب تعجب دانشمندان گردیده است ! این تصویر عینا در اهرام مصر باستان وجود دارد ! این تصاویر و اشکال هندسی دلیلی بر اثبات وجود رابطهای مابین فراعنه مصر و سرنشینان یوفو میباشد .
مشهورترین تصویر قدیمی مستندی که وقوع پدیده حلقههای کشتزار را نشان میدهد ، یک گراور یا حکاکی چوبی ، متعلق به سال ۱۶۷۸ میلادی در انگلستان است . در این اثر ، موجودی شیطانی به تصویر در آمده است که با داسی بلند ، مشغول دروی مزرعه غلات در قالب الگویی عجیب و خاص است .
این تصویر در سال ۱۹۹۲ ایجاد شده است . اگر دقت کنید عین همین تصویر در آثار باستانی اینکاها در امریکا دیده میشود . واقعا باور نکردنی است ! طول این تصویر ۱۳۰متر و عرض آن ۴۰ متر است ! مکان در گراسدورف آلمان میباشد . این تصاویر و اشکال هندسی دلیلی بر اثبات وجود رابطهای مابین سرخ پوستان امریکا و سرنشینان یوفو میباشد .
توجیه اشکال هندسی در گندمزارها :
همانطور که در مورد ریاضیات مختص فیزیک توضیح داده شد ، مقوله ریاضیات برای انسان ، از شمارش موجودات هستی شروع شده و سیستم شمارش اعداد به تعداد انگشتان دو دست بوده است ( یعنی مبنای دهدهی ) ، در واقع راهبرد انسان در ریاضیات مقایسه تعداد اشیا با تعداد انگشتان دو دست است . یعنی یک حرفه دستی که امروزه مکانیزه و ماشینی شده است . در طول تاریخ ثبت شده که پیشرفت جامعههای متمدن با توسعه سیستم شمارش اعداد و نوشتار متن گفتار ( کتابت و کتاب نویسی ) همراه بوده که چنین بهنظر میرسد که همگی ریشه در وحی کتب آسمانی و تاریخ ادیان داشته است . نشانههایی از سیستمهایی از اعداد بر پایه سه ، چهار ، پنج ، شش ، هشت و بیست در میان سرخ پوستان آمریکای شمالی پیدا شده است . بعضی شواهد از سیستم اعداد بر پایه دوازده را میتوان در مثال اینکه هر فوت دوازده اینچ است یا هر شیلینگ انگلیسی دوازده پنس و یا اینکه هر سال دوازده ماه است و یا شبانه روز دو تا 12 ساعت است و ... ، ملاحظه کرد . اما در جوامع امروزی بهنظر میرسد که سیستم اعداد بر پایه ده برنده شده است . البته نه بهعلت وجود مزایای ذاتی ، بلکه به نظر میرسد که به سبب وجود ده انگشت دو دست میباشد . اما با تحقیق و مطالعه متوجه این موضوع میشویم که سیستم شمارش اعداد بر مبنای 12 بر عالم حاکم شده است و این مسئله مربوط به خلقت خداوند میشود که دلیل آن در دو مبحث نظریه حبابهای سطحی و شالوده هندسه دوجینی ، نظریه ذرات حجمی و تردید در تئوری نیروی هستهای قوی توضیح داده شد . سیستم دوجینی از بعضی جهات راحتتر از سیستم دهدهی است . راحتی فوق اصولا از این حقیقت ناشی میشود که تعداد مقسوم علیههای دوازده از تعداد مقسوم علیههای ده بیشتر میباشد . دوازده بر یک ، دو ، سه ، چهار ، شش و دوازده بخشپذیر است . بنابراین بسیاری از محاسبات دستی در سیستم دوجینی تا حدودی سادهتر از سیستم دهدهی هستند ، بعضی از کسرهای معمولی که در مبنای دهدهی به صورت عددهای کسری متناوب در میآیند در مبنای دوجینی چنین نیستند . برای نمونه کسر 3/1 که همان 12/4 میباشد در مبنای دوجینی به صورت 0.4 است و ..... که در صورت علاقمندی مراجعه نمایید به مبحث ریاضیات مختص فیزیک چیست ؟
چنین بهنظر میرسد ، موجودات هوشمند منجمله انسان و UFO و USO که توانایی انجام دادن عملیات و محاسبات ریاضی را دارند بهطور ذاتی از سیستمهای شمارش بر مبنای دهتایی و دوازدهتایی بهره میجویند . به عکسهای زیر توجه نمایید .
عکس فوق مربوط به جنازه یک سرنشین بشقاب پرنده است ( یوفو ) . همانطور که مشخص است تعداد انگشتان او در دو دست ، همانند انسان 10 عدد میباشد .
عکسهای زیر مربوط به ترسیمهایی میشود که در قاره آمریکا روی زمین آنهم در ابعاد بزرگ کشف شده است و حاکی از مبناهای متعدد اعداد رایج در میان سرخ پوستان بوده است .
به هر حال تعداد انگشتان یک موجود هوشمند تاثیر زیادی در اندوختههای فکری و دانش او از عالم پیرامون دارد و چنین بهنظر میرسد که موجودات 12 انگشتی باشعورترین ، موفقترین و تکامل یافتهترین موجودات در عرصه علم و دانش منجمله ریاضیات و فیزیک باشند . و مسلما موجودات باهوشتری هم یافت میشوند که این سیستم شمارش اعداد را علیرغم مغایرت با تعداد انگشتان خود ، برگزیدهاند چرا که نشانههایی از آن سیستم در میان ما انسانها یافت میشود که دال بر وجود یک نوع رابطه علمی آنها با گذشتگان ما در روی سیاره زمین بوده است و شاید آنها با گذشتگان ما نوعی همزیستی داشتهاند .
عکس فوق مربوط به جنازه یک موجود 12 انگشتی است که در کنار بشقاب پرنده سقوط کرده در نیومکزیکو ( واقعه روزول ) یافت شده است . اینک به رابطه این اشکال با سیستم شمارش دوجینی یا هندسه دوجینی میپردازیم و به چند نمونه از این اشکال گندمزار اشاره میکنیم .
اشکال شش ضلعی برگرفته از ستاره داوود یعنی نمای ایزومتریک مکعب کاملا مشهود است . این اشکال ثابت میکند که سیستم شمارش اعداد و هندسه طراحان آن بر مبنای دوجینی است ، یعنی به تعداد انگشتان دو دستشان .
آیا سازمانهای امنیتی به حقوق بشر پایبند هستند؟
شینین روز دوشنبه (۱۹ اسفند / ۹ مارس) در برابر شورای حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرد که گزارش او نخستین سندی است که با نگاهی انتقادی به نقش سازمانهای امنیتی در مبارزه با تروریسم میپردازد. به گفتهی او این گزارش برای نخستین بار به بخشی حساس و دشوار از وظایف سازمانهای امنیتی میپردازد که موضوعی بسیار مهم است. سازمانهای امنیتی بخش گستردهای از تدابیر مبارزه با تروریسم را تعیین و اجرا میکنند.
یکی از کارگران زن :
تجاوز به زنانی که در خانه مردم کار می کنند
و وحشت طلاق
ایران



شباهت آدامس در مکزیک با ازدواج در ایران
به هرصورت اینها را هم گفتم که خدمتتان فرمایش کنم شما هم آدامستان را... نه، ببخشید نیازتان را قورت بدهید... منظورم این است که هر وقت دیدید دلتان می خواهد ازدواج کنید، یک مشت بزنید به شکمتان، درست می شود، یعنی خودش قورت داده می شود.
از اول هم می دانستم شما ملت غرغروی همیشه در صحنه اید، منتها ازآن صحنه های مورد دار که باید دائما توسط برادران صحنه بین همیشه در صحنه، حذف و تعدیل بشوید.
نگاهی نو به زندگی و مرگ غلامرضا تختی

فصلنامه نگاه نو بخش ویژهی تازهترین شماره خود را به زندگی و مرگ کشتیگیر نامدار ایران غلامرضا تختی اختصاص داده است. یکی از هدفهای این ویژه نامه برجسته ساختن شخصیت و فعالیتهای سیاسی این ورزشکار محبوب عنوان شده است.

____________ _________ _________ _________ _
وقتی یک پسر حرفی نمی زند حرفی برای گفتن ندارد
وقتی یک پسر بحث نمی کند حال وحوصله بحث کردن ندارد

هر شب که آغوش می گشایی و مرا با لالایی آرام بخشت خواب می کنی
با خودم می گویم :
به پاس همه ی عشقت، فردا صبح که چشم باز کردم به تو سلام می کنم.، لبخند میزنم و روی ماهت را می بوسم.
اما هر روز صبح ، مثل همیشه ، باز تو برنده ای ، هر روز صبح که به پلک هایم قدرت باز شدن
و به چشمهایم نور دیدن میدهی
باز هم این تویی که اول به من سلام می کنی
این تویی که اول به من لبخند میزنی ..
این تویی که در من می درخشی با تک تک اشعه های خورشید آسمانت
این تویی که در من می شکفی با باز شدن هر شکوفه ات
تو در من سروده می شوی با آواز خوش پرندگان
در من جاری می شوی با جریان رود
بر من میوزی با هر نسیم
بر من می باری با هر قطره باران
آرامشم میدهی با یادت در کنار عزیزانم
در من میخندی با لبخند کودکان پاک
تو را می بینم در مهر بی توقع دوست
تو را می یابم در همراهی بال یار آماده به پرواز به سوی تو
...تو را ...تو را می جویم در هر نفس...
و باز هر شب با چشمک زیبای ستارگانت
با نور مهتابت
در آغوش پر مهرت
آرام ، آرام به خواب میروم
به آن امید که باز چشمانم به رویت باز شود
و از عشقت سیراب شوم
...
چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
اگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند.
سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
............f$$$'............s$$
............s$$$³´.......,..s$$³
..........h$$$$³.......s$'...$$³
.........i$$$$$.......s$³....³$
.....$...n$$$$$s.....s$³.....³,
....s$...'³$$$$$$@...$$$
....$$....³$$$$$$4...³$$s
...³$.....³$$$$$$$u..s$$$....s´
...`$$.....³$$$$$$$.$$$$...s³
....³$$s....³$$$$$$s$$$³..s$'
.....³$$s....$$$$$s$$$$'..s$$
..`s...$$$$...s$$$$$$$$³..s$$³..s
...$$.s$$$$..s$$$$$$$$$$$$$$³..s$
.s$.s$$$$s$$$$$$$$$$$$$$$$.s$$
..s$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$³
.s$$$ssss$$$$$$$$$$$$$ssss$$$$$´
$$s§§§§§§§§§s$$$$$$s§§§§§§§§§s$,
³§§§§§§§§§§§§§§s$s§§§§§§§§§§§§§s
³§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
..§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§³
..³§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§³
...³§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§³
.....³§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§³
.......³§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§³
...........³§§§§§§§§§§§§§§§³
..............³§§§§§§§§§§§³
...................³§§§§§³
......................³§³
ستاره آمريكايي با حجاب اسلامي در ايران
توجه داشته باشيد كه سفر ستاره هاي زن سينماي دنيا به ايران اولين بار با سفر ژوليت بينوش بازيگر فرانسوي به دعوت عباس كيارستمي آغاز شد و اين سنت جديد انگار ادامه مي يابد و بزودي در اخبار از دعوت پاملا اندرسون توسط مسعود ده نمكي نيز خواهيم شنيد!!!

وی همچنین از مردم تهران انتقاد کرد که چرا در خانه مرغ نگه نمی دارند تا تخم مرغ تولید کنند؟!
گفت و گوی بادامچیان با اعتماد را بخوانید:
- در طول يک هفته چهار خودسوزي در تهران انجام شد. اين اتفاقات زنگ خطر به شعارهاي اقتصادي دولت نهم نيست؟
ممکن است مربوط به بازي سياسي باشد، مثل بازي سياسي که الان توي مجلس در جريان است. بعضي از آقايان اصلاح طلب پشت تريبون همه را متهم مي کنند.
- يعني فردي که خودسوزي کرده حاضر است عمليات انتحاري براي يک هدف سياسي اصلاح طلبان انجام بدهد؟
نمي ميرند، معمولاً درمان مي شوند.
- اما تا حالا دو نفر از افرادي که اقدام به خودسوزي کرده اند، فوت شده اند؟
من که نگفتم همه اش اين است، ممکن است فشار هم به آنها آمده باشد اما برخي از اينها سياسي کاري است.
- فشار اقتصادي به مردم را قبول داريد؟ اگر مشکل معيشت نبود، کار به خودسوزي مي کشيد؟
اين هم از همان سوال هاي تيپ اصلا ح طلبي است. فشار اقتصادي به مردم زياد است. فلان است. جوسازي، فضاسازي.
- به هر حال واقعيت است.
به هر حال طبيعي است در کشور پيشرفت هست و درصد کساني که اکنون داراي زندگي خوب هستند قابل مقايسه با قبل نيست. البته درصدي افراد که داراي مشکلات هستند هميشه در جامعه وجود دارد. تلاش هم هست اين مساله را حل کنيم.
- اما شواهد و اعتراض هاي مردم خلاف اين را نشان مي دهد. خط فقر 800 هزار تومان است. مردم فقير نيستند؟
من به اين آمار اعتقادي ندارم.
- به هر حال شواهد اين ادعا وضع معيشت مردم و فشار اقتصادي است.
يک خانوار را زن و مرد اداره مي کنند که حقوق شان را روي هم مي گذارند. همه جاي دنيا همين طور است.
- اما حقوق زن و مرد کارمند را جمع هم کنيم 500 هزار تومان نمي شود.
هزينه زندگي در تهران با شهرستان، روستا و عشاير فرق دارد.
- اما در همان روستا هم مردم از افزايش مشکلات اقتصادي در زمان احمدي نژاد گلايه مي کنند. مردم فقيرتر شدند يا ثروتمندتر؟
شما به سوال من جواب بدهيد، کشور فقيرتر شده يا ثروتمندتر؟
- ما از مردم فقير صحبت مي کنيم. کشور با نفت 140 دلار بايد ثروتمندتر شده باشد اما اين پول به جيب مردم نرفته است.
کشور ثروتمندتر شده، اين همه سازندگي و پول در گردش يعني کشور ثروتمند است. اين ثروت در اختيار چه کسي است؟
- اين سوال مردم است، پول نفت کجا مي رود؟
اين پول در خدمت همه مردم قرار گرفته. معمولاً چند دهک بالا داراي زندگي مرفه هستند. بخشي هم در سختي به سر مي برند. دولت در حال رسيدگي است.
- اما مردم معتقدند فقيرتر مي شوند.
فرهنگ مردم تغيير کرده است. چرا در خانه خودمان تلاش نمي کنيم مربا توليد کنيم.
- يعني سطح توقع مردم بالا رفته است؟
مردم حاضر نيستند يک مرغ در خانه شان نگهداري کنند چون بو مي دهد، مبادا تخم مرغ شان را اين طور تامين کنند. از سه ميليون خانه يي که در تهران داريم چند نفر پرنده دارند. چند نفر در گلدان شان ريحان مي کارند تا نان و پنيرشان را با ريحان بخورند.
- يعني مردم برگردند به 100 سال پيش تا فقير نباشند؟
مردم الان در صبحانه خود تخم مرغ درشت، ماست، کره، پنير، شکلات و... دارند. مي گوييم چرا کار نمي کنيد، خب کسي بايد توليد کند، کسي بخورد.
- پس به نظر شما توقع مردم بالا رفته؟
مشکل اين است که تلاش مي کنيم توليد ناخالص ملي بالا رود. چهار سال پيش با همه غارت هايي که دولت قبل مي کرد هفت ميليارد دلار بدهي داشتيم، امروز کشور ثروتمند است. به هر حال سختي ها هم وجود دارد.






مراودات عاشقانهی مرگ و موسیقی راک



--------------------------------------
هروقت از کسی جدا شدی بهش بگو برای همیشه خداحافظ هرچند با این کار قلب او را میشکنی واورا نارحت میکنی ولی از انتظار نجاتش میدهی
یک کاغذ سفید را هرچقدر سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت
در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چراکه هنگام سقوط با همان مردم روبه رو خواهی شد
ما در هيج سرزميني زندگي نمي كنيم. منزل ما قلب كساني است كه دوستشان داريم
وقتي نوشتم عاشقترينم ، گفتي نمي خوام تورو ببينم
-------------------------
کسی نمیتواند بگوید تمام مسافران ونهای گشت ارشاد زنان بدکاره هستند! که اکثر آنها مشکل پوشش دارند و خانوادهدار هستند و اکثرا به خدا و پیغمبری معتقدند. با این گروه اگر بدحجاب باشند، برخورد میشود. اما اين سوال مطرح میشود، بدحجابی بدتر است یا برهنگی، از برهنگی که در ادبیات برخی از رسانهها صحبت میشود و به زن بیروسری گفته میشود صحبت نمیکنم، برهنگی به معنای واقعی!
شاید تصورش سخت باشد، اگر بشنويم دختري که در خیابانهای این شهر با روسری و مانتوی بلند از جلوی چشمان تیزبین ماموران گشت ارشاد می گذرد و حالا که تمامی روشهای عدم جلب توجه این ماموران را آموخته، شب به خانه می آید، جلوی کامپیوتر شخصی می نشیند و این بار نه یک تکه از موی خود، نه یک تکه از پای خود و... که تمام بدنش را برهنه میکند و پای وب کم می نشیند و سکس چت میکند!
برخی از بلاگر ها حتی جرات نمی کنند واژه "فیلتر شکن" را در وبلاگ خود درج کند، چرا که ظرف مدت کوتاهی به مدد فیلتر هوشمند عبارت" سایت مورد نظر به دستور مقامات قضایی فیلتر شده" را در صفحه خود خواهد دید.
اگر به صفحات شخصی زیرمجموعه یاهو سری بزنید، البته بدون نیاز به فیلترشکن، انبوه صفحات سیاه و صورتی را خواهید دید با نامهای واقعی و عکسهای واقعی. اینجا دیگر صحبت عکسها و فیلمهای مستهجن خارجی نیست. اتفاقا اینجا همین افرادی را می بینید که هر روز از جلوی من و شما در خیابان رد می شوند. از جلوی چشمان پرسشگر گشت ارشاد و...
ای کاش روال این تن فروشیها همچون گذشته بود، اما گویا مدرن تر هم شدهاند و حالا با انواع فرنگی خود در حال رقابت هستند.
دختران عریان با عکسهای شخصی که گویا از فرط عدم برخورد و آسودگی خیال با فراغ بال عکسهای خود را برروی اینترنت گذاشتهاند و باتبیغ تن فروشی در انتظار مشتری هستند: شارژ ایرانسل اس ام اس می کنید، حدود دو ساعت صبر می کنید و بعد دخترک با شما تماس می گیرد. یک سکس چت مختصر در واقع به عنوان اشانتیون برنامه است و ... هیچ کس هم با خبر نمیشود.
برای دخترکی که عکسش را در صفحه گذاشته، فرقی نمیکند که بیننده زیر 18 سال باشد یا خیر! اینجا هم مثل کشورهای اروپایی نیست. سکس به عنوان یک تابو مطرح است و متقاضی که عرضه دوست دختر داشتن و اتول زدن در خیابان را نداشته، کسی است که تقریبا چیز خاصی از بیماریهای رایج و .. نمیداند. با یکی از آنها صحبت می کردم که نمیدانست ویروس اچ آی وی می تواند از طریق اورال هم منتقل شود.
شاید انبوه ماموران لباس سبز، با کلاههای کج و باتوم در دست توانسته باشند حاشیه خیابان جردن را پاکسازی کرده باشند، اما با اين پیجها چه کنیم؟ گیرم که اینها هم بسته شود، مگر قبلا اورکات بسته نشده بود؟ نوبت کلوب می رسد، کلوب را هم فیلتر کنند، ایمیلهای تبلیغاتی، فیلترشکن، اتاقهای چت و... به اینها می گویند، واکنش افراد نسبت به کنترل اجتماعی.
فیلتر کردن این صفحات شخصی چندان راه گشا نخواهد بود، چه بسا با فیلتر کردن این سایتها فرایندی که امروز دچار آن هستیم تکرار شود. در گذشته سایتهای مستهجن به سایتهای خارجی محدود بودند، اما با فیلتر شدن آن سایتها حالا سایتهای مستهجن فارسی با عکسها و فیلمهای داخلی کار می کنند. بلكه بايد مصونيتسازي كرد.
مشخص نیست سازمانهای عریض و طویل که بودجههای چند میلیاردی برای فرهنگ سازی، پیشگیری و نظارت دریافت می کنند چه کار می کنند. سازمانهایی نظیر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، بهزیستی، وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامی و... متاسفانه خیلی از دختران تن فروش دانشجوهای شهرستانی هستند که برای تامین هزینههای تحصیل دست به این کار می زنند، برخی دانشجوی دانشگاه آزاد هستند و برای تامین شهریه دانشگاه خود این کار را می کنند. بی شک تن فروشی اول و آخر کار نیست و مرحله بعد از تن فروشی مرحله اعتیاد است.
تامین هزینههای دختری که به خاطر هزینههای زندگی تن فروشی میکند، بی شک نسبت به هزینههایی که رواج این گونه ناهنجاریها در پی خواهد داشت، خیلی کمتر خواهد بود. برای مثال فقط اچ آی وی را که سالها دوره خاموش دارد و تنها با آزمایش می توان از وجود آن در بدن فرد بیمار با خبر شد را در نظر بگیریم.
اگر فقط یکی از این تن فروشان هر هفته 10 نفر را مبتلا کند، یعنی طی 5 سال که حداقل دوره خاموشی بیماری ایدز است، حدود 2هزار نفر را به این بیماری مبتلا میکند. اگر این دو هزار نفر ازدواج کرده باشند، همسران خود را مبتلا می کنند و اگر فرزندی داشته باشند، فرزند هم مبتلا خواهد شد.
این در حالی است که سازمانهایی مثل بهزیستی و ... که متولی کمک به افراد مبتلا به بیماری اچ آی وی هستند، باید هر ماه در مقاطعی از بیماری گاه تا چند صد هزارتومان یارانه درمانی به آنها پرداخت کنند.
این تنها هزینههای مالی است، هزینههای اجتماعی و سنگین که جامعه از تن فروش شدن زنان، خیانت مردان به همسران و... متحمل میشود، قابل محاسبه نیست.
در روانشناسی اجتماعی که در واقع تلفیقی است از جامعه شناسی و روانشناسی، عملکرد فرد در مقابل کنشهای بیرونی بررسی میشود. به بیانی رفتار فرد با جامعه خود را می توان از منظر نظریات این علم نوپا بررسی کرد. علمی که گویا برخی از مسئولین از وجود آن بی خبر هستند.
بر این اساس گفته میشود زمانی که فرد از طرف عاملی بیرونی در جامعه کنترل شود، پس از مدتی نسبت به این کنترل از بیرون واکنش نشان می دهد. از آنجا که این فرایند از طرف فرد نسبت به جامعه اعمال میشود، کنترل آن بسیار مشکل و در بعضی اوقات غیر ممکن است. چراکه فراوانی آن به تعداد افراد جامعه است و عملا امکان نظارت بر آن غیر ممکن به نظر می رسد. اما راهکاری که در تمامی علوم نسبت به سایر راهکارها اولویت دارد، همان پیشگیری است. خدا را شکر کم نیستند اساتیدی که به مسئولین راهکار ارایه دهند، منابع علمی در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و... هم در همین اینترنت به وفور یافت میشود.



شب اسکار، شب انگلیسیها بود. فیلم «میلیونر زاغهنشین»، محصول این کشور که در ۱۰ رشته نامزد دریافت جایزه شده بود، توانست ۸ اسکار را از آن خود کند. کیت وینسلت، هنرپیشهی انگلیسی هم بهترین هنرپیشهی نقش اول زن شناخته شد.

عمو پورنگ، رئیس جمهور را ژولیده کرد


آمریکا با تحقیر سقوط دولت شاه کنار نیامده است
!!
| Design By : Night Skin |
































