دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار
رضا الله قلی پور
بررسي محسن چاووشي صدايِ يك سينه سوخته ............... نویسنده: بابک ریاحی پور از همين اول بگويم كه خيال دارم محسن چاووشي را به عنوان يك پديده اجتماعي بررسي كنم، نه به عنوان يك پديده موسيقايي. با اين همه محبوبيتي كه چاووشي در حال حاضر ميان مردم دارد، خيلي بيهوده است كه بخواهيم بنشينيم و اثرش را نقد كنيم، به اين خاطر كه آن هايي كه به قول معروف دوست اش دارند و طرفدارش هستند، خب، براي نقد ما تره هم خورد نمي كنند، و آن هايي هم كه موسيقي چاووشي را نمي پسندند كه اصلا آلبومش را گوش نمي كنند. به اين ترتيب فكر نمي كنم نقد ما، حالا مثبت يا منفي، چندان تأثيري روي ذهنيت عمومي داشته باشد و مثلا باعث شود كه آن هايي كه چاووشي گوش مي كنند، ديگر اين كار را نكنند. خيلي ها عقيده دارند كه صداي چاووشي گرمي خاصي دارد، به نظر من در صداي محسن چاووشي يك حزني هست كه خب توي ايران اين نمونه صدا طرفداران بسياري دارد و مثلا آدم را ياد صداي فريدون فروغي يا خوانندگاني با صداي مشابه مي اندازد كه بالاخره در ايران خيلي طرفدار دارند. البته شخصا اين را قبول ندارم كه دائما روي صداي خواننده افكت Auto Tune باشد، Auto Tune يك نوع افكتي است كه در واقع فالشي هاي صداي خواننده را مي گيرد، يعني اگر موقع اجرا نتي را خارج بخواني، آن نت با اين افكت، درست صدا خواهد داد و صداي خواننده كوك مي شود. تأثير اين افكت توي اجرا موقعي مشخص مي شود كه تا اندازه اي صداي خواننده كشيده مي شود و كمي هم تو دماغي به نظر مي رسد، من زياد با اين افكت موافق نيستم، اما خب، الان كه نظر من اهميتي ندارد، چاووشي اين كار را كرده و مي بينيم كه آهنگ هايش محبوب شده است. آرزو مقدس/ آهنگ سرا آلبوم های بابک جهانبخش در آهنگ سرا: click here چگونه از زندگی لذت ببریم! **زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انيشتين **جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته ميمانند، ميشكنند **ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس **همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد. **چارلي چاپلين: خوشبختي فاصله اين بدبختي است تا بدبختي ديگر. **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود. **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان. **بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد. **وقتي كه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نميسازه. **اي صميمى اي دوست دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي ** **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده -------------------------------------------------------------------------------------------------- **موفق كسي است كه با آجرهايي كه بطرفش پرتاب مي شود، يك بناي محكم بسازد. زن ديروز همسري خوشبخت بود اما زن امروز معشوقه اي بي نوا. ------------------------------------------------------------------------------------------------- **شکسپير:عشق مثل آبه، مي توني تو دستات قايمش کني ولي يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني همش چکيده بي اينکه بفهمي دستت پر ازخاطرست. **زندگي مثل پياز است كه هر برگش را ورق بزني اشكتو در مي ياره. **انيشتين: اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت. **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است. اُرد بزرگ ** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود) وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه) **چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس **اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند وزنان گذشته را بخاطر مي آورند. - زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند. عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است. **عجب معلم بدي است اين طبيعت که اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد. **به پسران در کودکي شير سگ دهيد، شايد در بزرگي وفا بياموزند. شکسپير **زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه. آخرِ هفتهء سیاهی بود. دو نشریه دیگر هم به فهرست بلندبالای مطبوعات توقیف شده در سال های اخیر پیوستند. سوالات تکراری اما بی پاسخ ماندهء همیشگی را مرور کنیم: آقایان محترم! حقوق می گیرید برای همین مثلاً نظارت تان. اما فکر نمی کنید که روزنامه نگار بیکار شده، از کجا بخورد؟ با بیکار کردن ما نمی توانید مجبورمان کنید تا در مدح شما بنویسیم. تنها کینه و عزم مان در افشای شما تندتر می شود به والله! ما جز نوشتن نمی دانیم و تا سر سوزنی وجدان برایمان مانده باشد، قلب حقیقت نمی کنیم. جرم این دو نشریه چه بود؟ سیاه نمایی و تشویش اذهان؟ حالا مگر شما چه کردید با این کارتان؛ جز علنی کردن سیاه روزی ملتی که اندیشه و آزادی اش بازیچهء مشتی بی خرد شده است؟ روزنامه نگار؛ عاشق بیجیره و مواجب!
نسیم هراز- داخل پارکینگ هیچ دفتر روزنامهای ماشینهای مدل بالا و آنچنانی نمیبینید. بیهوده وقتتان را تلف نکنید، اگر هم دیدید هیچوقت این اشتباه را مرتکب نشوید و آن را به روزنامهنگار جماعت نسبت ندهید. فرقی هم نمیکند چه سمتی داشته باشد. سردبیر یا معاون سردبیر، دبیر سرویس یا یک خبرنگار تازهکار؛ این وصلهها به ما نمیچسبد! اگر در پارکینگ روزنامهها و مجلات خصوصی قدم میزنید و چشمتان به یک اتومبیل آنچنانی میافتد، فوری یاد سرمایهگذار روزنامه بیفتید؛ اسپانسر، چه میدانم کسی که روزنامه را ساپورت مالی میکند. گاهی بعضیهایشان حوصله خواندن روزنامه را هم ندارند. شمایل اغلبشان هم به کارهای فرهنگی نمیخورد (صرفنظر از آدمهای سیاسی). اما این وسط یک کلمه سه حرفی، باعث میشود بعضی از جماعت قلم به دست و مثلاً فرهنگی کشور جلویشان خم و راست شوند: پول! آنها پول دارند. روزنامهها را ساپورت میکنند و روزنامهنگاران را - که اغلبشان کار دیگری غیر از نوشتن نمیدانند- تامین. چه کار دارید که قیافهشان چه شکلی است؟ چطور لباس میپوشند، چه طور حرف میزنند و چند کلاس سواد دارند؟ آنها به آگهیها و سوبسیدهای روزنامه فکر میکنند، و روزنامهنگاران به حقوق سر برجشان؛ یک معاملهء پایاپای فرهنگی! اول سال گذشته، دولت درآمدهای زیر چهارصد هزار تومان در ماه را «زیر خط فقر» اعلام کرد. خبر را مرور میکنم. همکارم از راه میرسد. صورتش از شدت گرما سرخِ سرخ است. برای تهیه گزارش بیرون رفته بود و حالا یکییکی خبرهایش را به دبیر سرویس میدهد. گرمازده شده. پشت مانتویش از شدت عرق خیس خیس است و سرگیجه دارد. ماهیانه 180 هزار تومان حقوق میگیرد. میگوید: «بیمه هم هستم.» یاد گزارش یکی از بچهها راجع به مردهشورها میافتم؛ مردهشورها 250 هزار تومان حقوق دارند و بیمه هم هستند. آخر گزارشاش نوشته بود: «مرده شورها از روزنامهنگارها بیشتر حقوق میگیرند!» روزنامه را ورق میزنم. خبر اعتراض معلمان را میخوانم. یکی دیگر از همکارانم خبر را پوشش داده است. خبرنگار خوبی است. از آنهایی که دنبال سوژه میدود. گاهی جانش را میگذارد کف دستش و میرود توی شکم سوژه. بین خودمان میگوییم: «کلهخر است!» همه روزنامهها برایش سر و دست میشکنند. بچهها میگویند: «قرارداد خوبی بسته است. ماهی 300 هزار تومان با بیمه.» فیش حقوقی معلمها را در گزارشش چاپ کرده. اغلب فیشها، حقوق بالای سیصد هزارتومان را نشان میدهد. بیمه و بن و حق و حقوق اولاد و همسر را هم اضافه کنید. یکی از آنها با دفتر روزنامه تماس گرفته و میخواهد با همین همکارم حرف بزند: «کل دریافتی من 380 هزار تومان است. آخه چطوری زندگی کنم؟» این را یک معلم پای تلفن میگوید. همکارم آرام به حرفهایش گوش میدهد و بعضی از آنها را یادداشت میکند. تلفن را که قطع میکند با خنده میگوید: «خوش به حالش 80 تومان از من بیشتر میگرفت!» یکی دیگر از بچهها از راه میرسد. رنگ و رویش پریده. لبخند میزند و به دبیر سرویس میگوید: «فکر کنم گزارش خوبی بشود.» و میخندد. خنده اما روی دهان دبیر سرویس خشک میشود. دهان پسر پر از خون است: «چرا داره از دهنت خون میاد؟» با دست دهانش را میگیرد و میگوید: «آخه کتک خوردم!» با دستمال دهانش را پاک میکند و میگوید: «دوربین درآوردم تا عکس بندازم، فهمیدند که خبرنگارم، یک کتک مفصل خوردم. شانس آوردم دوربینم را نشکستند...» برای تهیه گزارش به یک محله کولینشین رفته است و حالا ذوق میکند که گزارش خوبی مینویسد. بابت هر گزارش 10 الی 15 هزار تومان میگیرد. نیروی ثابت روزنامه نیست. اسمشان نیروی «حقالتحریر» است. نیروهای حقالتحریر بیمه ندارند و هر چند ماه یک بار حقوق میگیرند، آن هم اگر بگیرند! این قانون نانوشته همه روزنامههاست. یاد صحبتهایم با پسری که پیک موتوری بود میافتم. میگفت: «اگر خوب کار کنم، روزی ببیست هزار تومان را کاسبم.» محمد هم موتور دارد. همین پسر خبرنگار را میگویم. شاید او هم با موتورش کار میکند. بعضی روزها دیدهام که عجله دارد. هر وقت حقوق میگیرد میگوید: «آخه این که پولی نیست. من برای دلم مینویسم.» همین چند روز پیش یکی از استادهایم سر کلاس، از یک روزنامهنگار معروف و «کار درست» صحبت کرد. همانی که حالا با پیکان قراضهاش مسافرکشی میکند! استاد اسماش را نمیآورد، اما میگوید: «از بچههای روزنامه «جامعه» بوده. روزنامه که بسته میشود، مدتها بیکار میماند. بالاخره باید شکم زن و بچهاش را که سیر کند. دور کار فرهنگی را خط میکشد و میرود سراغ مسافرکشی...» استاد سرش را تکان میدهد و میگوید: «لیسانس علوم سیاسی دارد. اما حالا خیالش از بابت اجارهخانه و خرج تحصیل بچههایش راحت است.» با خودم فکر میکنم: لابد حالا در تاکسی حرفهای سیاسی مسافرانش را میشنود. حالا ساعت از ده شب گذشته. دبیر سرویسم از ده صبح به روزنامه میآید. حدوداً تا ساعت یازده شب در روزنامه است. چند ساعت میشود؟ سیزده ساعت! باید صفحهها را به دقت بخواند؛ گافی، اشتباهی، چیزی باعث آبروریزی نشود، برچسب بیسوادی به پیشانیاش نچسبانند. وقتی هم برای شغل دوم ندارد. ماهانه ششصد هزار تومان درآمد دارد. دوستان مطبوعاتیاش گفتهاند: «شانس آوردی. توی قحطی روزنامه، قرارداد خوبی بستی.» دنداندرد امانم را بریده. باید مرخصی بگیرم. از حقوقم کم میشود، اما اشکالی ندارد. توان کار کردن ندارم. همکارم میگوید: «یک مفنامیک اسید بخور، آرام میشوی. بیخودی مرخصی نگیر، از حقوقت کم میشود...» مطب دندانپزشک شلوغ است. پر از جماعتی که درد میکشند و منتظرند دکتر دندانهایشان را معاینه کند. ده نفر منتظر دکتر نشستهاند. قیمت پر کردن سطحی 15 هزار تومان است. اگر تنها معاینه شوی هم باید 5 هزار تومان ویزیت بدهی. عصب کشی و کارهای دیگر بماند. فرض را بر این میگذارم که همه این ها فقط معاینه شوند؛ دکتر پنجاه هزار تومان میگیرد. آن هم فقط در چند ساعت! با منشی دکتر رفیق شدهام. میگوید: «حداقل ماهی 3میلیون و نیم درآمد دارد. همه دندانپزشکها همین طورند. مطبشان بالاتر باشد و اسمشان بزرگ تر، بیشتر هم میشود. بعضیهایشان به ده میلیون هم قانع نیستند.» سردبیر روی تمام سرویسها و صفحات نظارت میکند. صفحات را یکییکی میخواند. تقریباً آخرین نفری است که از روزنامه بیرون میرود. هر شب تا بسته شدن صفحهء یک، میماند. نزدیک 12، 13 ساعت کار میکند. دکترای روزنامهنگاری دارد. خوشفکر است. نوشتههایش اساسی پرطرفدار است. میگویند: «حقوق خوبی میگیرد.» خودش میگوید: «یک میلیون و پانصد هزار تومان در ماه.» نسبت به بقیه پول بیشتری میگیرد. میگوید: «میدانی چقدر درس خواندهام؟ چقدر کار کردهام؟» دو تا بچه دانشگاه آزادی دارد. میخندد و میگوید: «هرچه بهشان میگویم درس خواندن فایده ندارد، گوش نمیدهند!» توی تاکسی مینشینم و به حرفهای سردبیرم فکر میکنم. رادیو اخبار ورزشی میگوید: «آرمناک پطروسیان بیشترین رقم را در قرارداد فصل آیندهاش امضا کرد. او برای یک فصل بازی در تیم سپاهان 320میلیون تومان پول میگیرد...» راستی این آقا آرمناک چقدر درس خوانده؟ چند ساعت در روز کار میکند؟ دبیر سرویس ورزشی روزنامه میگوید: «آنهایی که کمی اسم و رسم دارند، قرارداد یک فصلشان بالای 100 میلیون تومان است. بقیه هم 50، 60 میلیون پول میگیرند و ماهی 200 تا 300 هزار تومان هم به عنوان حقوق از باشگاه دریافت میکنند.» امروز یک ماشین مدلبالا داخل پارکینگ روزنامهمان پارک شده. گفتم که خطا نروید. لابد ماشین جدید اسپانسرمان است. اول برج است. حتماً میخواهد حقوق بدهد. پلهها را دو تا یکی بالا میروم. توی راه با خودم فکر میکنم که اگر روزنامهنگار نمیشدم چه کاره بودم؟ ...جوابی ندارم. من عاشق روزنامهنگاری هستم! مادرم میگوید: «عاشق بیجیره و مواجب!» چهار عنصر طبيعت و انسان قهرمانان شمشیرباز پسر و دختر استان معرفی شدند نخستين دوره مسابقات قهرماني شمشيربازي بانوان استان اردبيل با قهرماني در اين مسابقات كه به مناسبت هفته تربيت بدني برگزار شد سهيلا خوشرويي و همچنين در رده آقايان اين مسابقات نيز كه پيش از اين برگزار شد پس از 70 آخرین رنکینگ بازیکنان پسر و دختر شمشیرباز استان اردبیل از سوی کمیته اجرایی و مسابقات هیئت شمشیربازی استان اردبیل، آخرین رنکینگ بازیکنان شمشیرباز استان اعلام شد. به گزارش روابط عمومی هیئت شمشیربازی استان اردبیل این رنکینگ در دو قسمت بانوان و آقایان و اختصاصی اسلحه اپه تنظیم شده و مبنای رده بندی مسابقات آتی هیئت شمشیربازی استان در هر دو رده خواهد بود: آقایان: بانوان: 1- میلاد حریری 9- شاهین بختیاری 1- ویدا حسین زاده 2- بهزاد نصیری 10- هادی نبی زاده 2- سهیلا خوشرویی 3- فردین مجردآزاد 11- سپهر مهرآور 3- الناز خیرخواه بشر 4- سعید رکس 12- سجاد فرهادی 4- زینب شاه محمدی 5- حامد شیخ حسابی 13- رضا علیوند 5- نرگس آقایی 6- حسین شفایی 14- مرصاد هدایت 6- افسانه صمدزاده 7- صادق آرامش اصل 15- هاشم فرهادی 7- نرگس هاشم زاده 8- آیدین مجرد آزاد 16- ولی شاهدی 8- آرزو خیرخواه بشر
تفاوت دخترا در ایران و آمریکا جنس: دختر سن: بین بیست تا بیست و پنج فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا…. نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!! قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟" موسیقی مورد علاقه: کانتری بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو ....... جنس: دختر سن: بین بیست تا بیست و پنج تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود. فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد. آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 نوع آرایش: قد: یک چهار پایه + 20 سانت تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا ! تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ موسیقی مورد علاقه: هیوی متال بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت ! تبریک نامه احمدی نژاد تسلیم اوباما شد!!! رئيسجمهور در پيامي به مناسبت انتخاب باراك اوباما و كسب اكثريت آرا شركت كنندگان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا، خطاب به رئيسجمهور جديد اين كشور تصريح كرده است: توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياستهاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملتهاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد. مسلما رئيس جمهور و يا کسي که قرار است در آينده رئيس جمهور بشود، گزينه حمله نظامي را منتفي نمي داند و باراک اوباما و جان مک کين هم از اين قاعده مستثنا نيستند. بايد توجه داشت که اين روزها درحلقه سياستمداران آمريکا، در برنامه هاي تحقيقاتي، انتقادات، جلسات، کنگره ها و کنفرانس ها، افراد منطقي از هر دو حزب، گزينه نظامي را در کنار راه حل هاي ديپلماتيک مي بينند. در گزارشي که از مرکز سياسي دوحزبي در واشينگتن که دو سناتور جمهوري خواه، رابرت دال و هاوارد بيکر و دو سناتور دموکرات، تام دچل و جورج ميچل، موسس آن هستند، رسيده است چنين بنظر مي رسد که اين مرکز از اين بحث استقبال مي کند. در گزارش هشدار داده شده است که دولت بعدي بايد زماني را براي مواجه با اين تهديد در نظر بگيرد. در اين گزارش آمده است که ممانعت از صدور گاز توسط ايران يک راه حل است اما حمله نظامي يک گزينه محتمل است که بهتر است بعنوان آخرين راه در نظر گرفته شود. در ميان نويسندگان اين گزارش دنيس راس، مشاور عالي آقاي اوباما در مسائل خاورميانه و سناتور سابقدن کوتس، مشاور مک کين هم بودند. اشتون کارتر، افسر ارشد پنتاگون در زمان رياست جمهوري کلينتون، نامه اي به مرکز امنيت جديد آمريکا، گروه فکر معتبر دو حزبي، نوشته است که طي آن خاطر نشان کرده است که حمله نظامي بايد بعنوان يک بخش از استراتژي گسترده ديده شود، اما اين گزينه را نمي توان نا ديده گرفت. در کنفرانس ماه سپتامبر در ويرجينيا که موسسه سياسي خاورميانه واشنگتن ميزبان آن بود، نمايندگان آقاي اوباما و مک کين اصرار داشتند که آمريکا بايد تمرکزش را بر روي جلوگيري از دستيابي ايران به بمب بگذارد نه اينکه اجازه بدهد ايران بمب را توليد کند و بعد مانع از استفاده کردن آن بشود. مکس بوت، از گروه مک کين مي نويسد: "جان مک کين صبر نمي کند تا اين اتفاق بيافتد". سناتور آريزونا اخيرا اعلام کرده است که به جان خريدن خطر حمله اتمي شايد بهتر از کنار آمدن با ايران اتمي باشد و با شوخي اي از سر تاثر اين ترانه را هم خواند ( بمب، بمب، بمباران ايران). ريچارد دنزيگ، نماينده آقاي اوباما، گفت که کانديداي او معتقد است حمله نظامي به ايران يک انتخاب وحشتناک است، اما در يک دنياي وحشتناک ممکن است بجايي برسيم که دست به اين انتخاب بزنيم». در روز هاي اول مبارزات انتخاباتي، آقاي اوباما اعلام کرد که به عنوان رئيس جمهور، در اولين سال رياست جمهوري اش با رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد، ملاقات خواهد کرد. با بحران اقتصادي جهاني و بحران هاي ديگري که پيش آمده است، عجيب نيست اگر مردم آمريکا در جريان اين موضوع قرار نگرفته باشند اما آنچه مرا عصبي مي کند عجله اي بود که براي حمله به عراق مي کردند. در آن روزها آمريکايي ها هنز در شوک يازده سپتامبر بودند و همه چيز روي القائده در افغانستان متمرکز شده بود. اما در واشنگتن هدف حمله به سرعت تغيير کرد و آنها با عراق حمله کردند. مقامات دولت بوش، بحث را پيش بردند اما همه آگاهان به اين موضوع خود در آن دست داشتند. سووالات مطرح مي شد و حلقه سياست آمريکا قبل از اينکه اکثر مردم آمريکا بدانند که چه اتفاقي در شرف وقوع است، به آن پاسخ مي دادند. آيا دشمن آمريکا صدام حسين بود؟ البته. اين بار مباحث يک جانبه نيست. اکثر کارشناسان معتقدند که حمله نظامي خطرات زيادي را به همراه دارد و هيچ تضميني براي از بين رفتن تاسيسات اتمي ايران در اين حمله، وجود ندارد. هر دو کانديداي رياست جمهوري قول داده اند که راه حل هاي ديپلماتيک جديدي را در نظر بگيرند. آقاي مک کين صحبت از تحريم هاي شديد تر مي کند و آقاي اوباما پيشنهاد تنبيه هاي فراگير، مشوق هاي قابل اجرا و گفتگوي مستقيم با ايران را در نظر دارد. آقاي راس که گفتگو کننده ارشد آمريکا در امور خاورميانه در زمان جورج بوش پدر و بيل کلينتون بود ، مي گويد پيش از حمله به عراق همه گفتگو حول محور حمله نظامي مي چرخيد. او گفت اين بار کارشناسان نگاهي سختگيرانه و سيستماتيک به همه راه حل ها دارند زيرا تلاش هاي ديپلماتيک براي باز داشتن و يا کند کردن روند برنامه اتمي ايران، بي نتيجه مانده است. او مي گويد:« من قصد داردم به مردم بفهمانم که اين موضوع کاملا جدي است و ما نبايد فقط با دو گزينه روبرو باشيم». با اين نکته که ايران قصد دارد تا سال 2010 به سوخت اتمي لازم براي بمب اتمي برسد، رئيس جمهور آينده بايد تمرکزش را فورا بدست بياورد. ما اميدواريم که او برخلاف جورج بوش، همه گزينه هاي آمريکا را با مردم درميان بگذارد متوجه بهاي گزافي که بابت يک جنگ ديگر بايد بپردازد، باشد. من مسلما با ترديد بيشتري موضوع را دنبال خواهم کرد. منبع: نيويورک تايمز 3 نوامبر تست:چقدر عاشق هستيد؟ به هيچ وجه= ۱ امتياز تقريبا=۲ امتياز خيلي زياد=۳ امتياز ۱ـ من حامي رفاه و سلامتي او هستم. خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ رو جداگانه جمع بزنيد و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه. ۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتيازتون به ۴۵ نزديكتر باشه يعني شور و حرارت زيادي بين شما وجود داره و بالعكس. پاريس بريتني و لوهان موقعيت جديدي را تجربه مي كنند پاريس ،بريتني و لوهان قرار است سه تايي در يك فيلم كمدي بازي كند. اين سه ستاره هاليوودي كه دوستان خوبي براي هم هستند و معمولا در مهماني ها با هم ديده مي شوند قرار است در يك فيلم كمدي در نقش سه همخانه بازي كنند كه مي خواهند در هاليوود براي خودشان كسي شوند. منبع موثقي افزود : اين سه نفر كارشان را تقريبا همزمان شروع كردند و پستي و بلندي هاي زيادي در كارشان را تجربه كردند بنابراين آنها خيلي خوب مي توانند نقششان را در بياورند. به گزارش پاريس نقش طراح مدي را بازي مي كند كه براي به چشم آمدن طرح هايش هر كاري مي كند. بريتني نقش يك خواننده جذاب را بازي مي كند كه آهنگهاي عجيبي كه مي خواند مانعي براي موفقيتش است. ليندسي هم نقش دختري را بازي مي كند كه از غذا و مردان متنفر است. آيشواريا بدترين بازيگر باليوود كمدين مشهور كانادايي - راسل پيترز - در جديدترين سخنانش باليوود را هدف قرار داده است. آقاي كمدين اصلا تحت تاثير صنعت رو به پيشرفت فيلمسازي در باليوود قرار نگرفته است. او مي گويد من اگر حتي در سخت ترين شرايط زندگي ام باشم ، فيلم هندي نخواهم ديد. اصلا نمي فهمم چرا دقيقه به دقيقه در فيلمهايتان مي رقصيد يا آواز مي خوانيد . داريد قصه تعريف مي كنيد. اين كارها براي چيست ؟ فيلمهاي هندي، نه فيلم نامه درست و حسابي دارند نه شاهد بازي خوبي هستيم. به گزارش او مي گويد بهترين مثال براي حرفهايم آيشواريا است. او به تمام معني ثابت كرده چطور مي شود در باليوود ستاره شد؟ اگر چهره زيبا و جذابي داشته باشيد كافي است ولی به جرئت می توانم بگویم او بدترین بازیگر بالیوود است. چيزي كه ما الان نمي توانيم حدس بزنيم واكنش باليوودي هاست به اين حرفها . آيا آنها واكنش نشان خواهند داد يا به حرفهايش بي اعتنايي مي كنند. جسيكا آلبا مي گويد در خانه جديدم - كه تازه باز سازي شده است - هيچ چيز غیرعادی و دست و پا گیری وجود ندارد. جسيكا آلبا كه به نامزدش كش وارن و دختر پنج ماهه اش ، همين تازگي ها خانه اش را بازسازي كرده بود مي گويد خانه مان خيلي عالي شده و اصلا هم غير طبيعي نيست. او مي گويد : محيط خانه خيلي صميمانه و دوستانه شده است . مي شود راحت روي مبلها ورجه وورجه كرد (!) و اصلا هم نگران خراب شدن چيزي نبود. به گزارش ، جسيكا - كه از سه سگ نگه داري مي كند - اصرار داشته رنگ ديوارها سمي نباشد تا سگ هايش مريض نشوند. اين ستاره 27 ساله گفت از داشتن نامزدي مثل كش وارن - تهيه كننده - لذت مي برد . به گفته جسيكا او هرگز نمي توانسته فرد شايسته تري پيدا كند. پاريس اين روزها ديوانه وار ورزش مي كند پاريس هيلتون اين روزها به خاطر برنامه هاي جديد عكاسي اش مجبور است ديوانه وار ورزش كند . پاريس هيلتون كه قرار است به زودي تعدادي لباس شنا را در معرض نمايش بگذارد ، از روزي كه فهميده رئيسش چه لباسهايي را برايش انتخاب كرده ،شديدا مضطرب است. به گزارش ، پاريس از روزي كه از تصميم رئيسش مطلع شده ،وقت خودش را با انواع كلاسهاي ورزشي پر كرده تا قشنگي لباسي كه قرار است نمايش دهد، به چشم بيايد. ضمنا عطر جديد پاريس هيلتون بسيار خوشبو است و هوش را مي برد. پاريس در اين باره گفته مي خواستم با اين كار خودم را در تاريخ عطر جاودانه سازم. بازيگر سابق فيلم " Friends " براي بهبود روابطش با خواننده ترانه " Gravity " تصميم گرفته بود بچه دار شود كه ظاهرا به گزارش مجله New Weekly استراليا آنها موفق شده اند. يكي از دوستان جنيفر آنيستون مي گويد : او دوست ندارد يك مادر مجرد باشد بنابراين در تلاش است مزه پدر بودن را به جان بچشاند. به گزارش اين دو نفر چند بار با هم ديده شدند و به گواه شاهدين ، شكم جنيفر كمي برجسته تر شده است. جان مه ير شعر عاشقانه اي براي جنيفر سروده و قول داده عادت زشتش را كنار بگذارد. جنيفر هم قول داده آهنگ را با صداي بلند بخواند . جان ديگر نوشيدني الكلي نمي نوشد و سيگار كشيدنش را هم كنار گذاشته است. جنيفر 31 ساله ، تصميم گرفته جشن تولد مفصلي براي جان - 39 ساله - بگيرد. اين ستاره 39 ساله كه اخيرا با " ديدي " و " تام افلك " روابطي را آغاز كرده بود ، مي گويد خودش را گم كرده است. او مي گويد : به خودم شك كرده ام. نمي دانم كه هستم و چه توانايي هايي دارم و چه چيزي حقم است. به گزارش ، جنيفر كه از همسرش - مارك آنتوني - دوقلوهايي هشت ماهه به نام هاي " مكس " و " امي " دارد مي گويد : مادر شدن به من كمك كرده جنبه هايي ناشناخته از وجودم را كشف كنم. من عشق ورزيدن به كودكانم را ياد گرفته ام . چشمانم به روي حقايق باز شده است. گفتني است اين حرفها را جنيفر در كنفرانس بانوان در كاليفرنيا گفته بود . در اين كنفرانس ، همسر آرنولد شوارتزنگر هم حضور داشت. اگر میانگین اختلاف سنی زوج ها دو سال شود 361 هزار پسر شانس ازدواج نخواهند داشت. اگر این اختلاف سنی به 1 سال کاهش یابد بیش از 900 هزار پسر شانس ازدواج نخواهند داشت. و اگر این فاصله چهار سال باشد 900 هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت. مشکل ازدواج تنها برای دختران متولد سال های 1357 تا 1360 است و کل جمعیت دختران را در بر نمی گیرد. چه بسا هم اکنون جمعیت هدف ازدواج در پسران در حدود 2 میلیون بیشتر از جمعیت هدف در دختران است. به نوشته سرمایه، علیرضا عصارنیا در اولین نشست سراسری هم اندیشی اندیشوران ازدواج كه با همكاری نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در مشهد برگزار شد با اعلام اینكه بین 12 تا 15 میلیون جوان مجرد در كشور در آستانه سن ازدواج قرار دارند، گفت: "میانگین سنی جوانان در آستانه ازدواج 26 سال و یك شاخص مهم در برنامه ریزی هاست كه یك هشدار جدی را برای جامعه به دنبال دارد و ما هنوز سه تا چهار سال فرصت طلایی برای ایجاد موج ازدواج و عبور از بحران در اختیار داریم." شجاعت در خیابان های ایران!! دانشگاه و افزایش ظرفیت یعنی این!!! ازدواج با عشق چه اشکالی دارد؟ بیزارم از هیاهو کودکان خیابان از صدای بلند والدین . بیزارم از نعره مردی که خشم الود همسرش را دشنام می دهد بیزارم از بی اعتمادی حال باید به که اعتماد کرد ؟ بیزارم از تشریح من حوصله پاسخ نخواهم داشت بیزارم دیگر سیرم از خود خواهشا تو نیا پیشم بیزارم از اینکه دوباره دروغ بگویم یا دروغ بشنوم بیزارم از نگاه دیگران متنفرم از اینکه کسی مرا بپاید بیزارم از زندگی ، انهم مبهم سراسر نقش بیزارم اره واقعا بیزارم ١-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند: ٢-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد : ٣-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود: ۴-زنان: ۶- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود: ٧-یک دختر 18 ساله: ٨-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره ٩-زنی به شوهرش خیانت کرد.... برخی ممنوعیت ها برای خنده!! 1. جويدن آدامس در سنگاپور ممنوع است. من يک انسانم.....از زبان يک زن اگر به خانه ي من آمدي"...برايم مداد بياور.....مداد سياه...مي خواهم روي چهره ام خط بكشم تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم، يك ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم ! يك مداد پاك كن بده براي محو لبها.....نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند! يك بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر به بهشت مي روم گويا! يك تيغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم.... سرم هوايي بخورد... و بي واسطه روسري كمي بيانديشم ! نخ و سوزن هم بده، براي زبانم مي خواهم ... بدوزمش به سق....اينگونه فريادم بي صداتر است! قيچي يادت نرود......مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم ! پودر رختشويي هم لازم دارم.....براي شستشوي مغزي....مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند... تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت... مي داني كه؟ بايد واقع بين بود ! صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير......مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه مي زنندم.... بغضم را در گلو خفه كنم! يك كپي از هويتم را هم مي خواهم.... براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد، فحش و تحقير تقديمم مي كنند ! تو را به خدا....اگر جايي ديدي "حقي" مي فروختند .....برايم بخر....تا در غذا بريزم.... ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم ! و سر آخر اگر پولي برايت ماند ...برايم يك پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بياويزم به گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم: "من يك انسانم "..." من هنوز يك انسانم" ...." من هر روز يك انسانم
تاریخ کاهش علاقه بعد از ازدواج؛ 2سال و 6 ماه و 2 هفته همشهری آنلاین: به گزارش دیلی، مشاوران ازدواج در تحقیقهای جدید خود مدعی شدهاند گرچه تصوراتی مبنی بر این که پس از گذشت میانگین 7 سال علاقه زوجها رو به کم شدن رفته و ارتباطات کمرنگ میشوند وجود دارد اما تحقیقات جدیدتر از رخ دادن این تحولات پس از دو سال و شش ماه و 25 روز بعد خبر میدهند. پس از این دوران اگر عشق به طور کامل از بین نرود مطمئنا سرد شده و دلیل آن توقف تلاش شوهران برای تمیز نگهداشتن خانه و رعایت کردن نظافت و در عین حال عدم رسیدگی به ظاهر توسط خانمهای منزل است در واقع پس از این زمان تلاشها برای راضی نگهداشتن طرف مقابل به شدت کاهش پیدا میکند. تحقیق جدید روی 5000 زوج عنوان میکند که پس از سومین سالگرد ازدواج 83 درصد زوجها حتی دیگر به خود زحمت جشن گرفتن سالگردشان را هم نمیدهند و از کنار آن به راحتی میگذرند. یک سوم زنانی که در این تحقیق شرکت کردهاند اعتراف کردند که دیگر سعی برای زیبا نگهداشتن خود نمیکنند و شامهای دو نفره آنها در محیطهای آرام به حداقل رسیده است. نکته جالب دیگر این تحقیق دعوای زوجها بر سر دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون بوده است که نشان داده بیش از 70 درصد زوجها بر سر این موضوع اختلاف دارند و تا کار به بحث نکشد این وسیله را به دیگری نمیدهند. روانشناسان راه چاره این مشکلات را نشان دادن توجه سابق همچون ماههای اول ازدواج به همسر و کمکهای کوچکی همچون تمیز کردن خانه و رفتن به رستورانهایی که با آن خاطره دارید را بر شمردهاند.
و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم. همواره در من جاری باش، همانگونه که خون در رگهایم جاری است. خداوندا: از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی، تنها و بی یاور رهایم نسازی . از تو میخواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی، تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت میباشم. 10 چیز که خداوند در مورد آن ها از تو سوال نمی کند 1. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟ 10 راز ابراز علاقه خصوصیات دختر و پسر ایرانی دخترها نميتوانند پسرها نميتوانند آلبوم جدید و بسیاز زیبای Anastacia با نام Heavy Rotation با 3 کیفیت متفاوت | Exclusive | در پیرو اعتراضات شدید دختر خانوم ها از مطلب روش های دوست دختر آزاری و حمایت از آنها: اینک راههای دوست پسر آزاری! 1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم. 4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید. 5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره. 6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید. 7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید. 8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید از زماني که بحث سلاح هاي کشتارجمعي در عراق مطرح شد، دولتمردان امريکايي تمامي تصميم گيري ها و تلاش هاي خود را بر پايه اطلاعات جمع آوري شده توسط نيروهاي انساني بنا نهادند. در گزارشي که سال گذشته توسط سازمان هاي اطلاعاتي امريکا منتشر شد آمده بود که ايران به عنوان يک تهديد قريب الوقوع شناخته نمي شود و تهران برنامه هسته اي نظامي خود را از سال 2003 به حالت تعليق درآورده است. ايالات متحده خاطرنشان مي سازد که براي رسيدن به اين نتايج تعجب آور درخصوص ايران، از شيوه هاي جديد جمع آوري اطلاعات استفاده کرده است. به راستي اين شيوه ها کدام اند؟ شيوه هاي جمع آوري اطلاعات زماني که ايالات متحده در دوران صدام حسين در عراق شکست خورد [در آن زمان سازمان سيا از اطلاعات و منابع انساني بسيار کمي برخوردار بود]، سازمان هاي اطلاعاتي امريکا بر جمع آوري اطلاعات ازطريق نيروي انساني [مستقيم يا غيرمستقيم] تکيه کردند و اکنون حضور 140 هزار نفر در کنار ايران جمع آوري اطلاعات را تقويت کرده است. يکي از مسؤولان سازمان سيا در اين باره مي گويد: "ما تحليل هاي بسياري انجام داديم و اطلاعات قابل قبولي جمع آوري کرديم. منبع ما اطلاعات بجا و صحيحي بود که در اختيار عموم قرار دارد." آيا اين نتايج ماحصل يک سياست جديد است يا از طريق يک عمليات کماندويي اسراييلي به دست آمده؟ مرگ اردشير حسن پور، دانشمند برجسته هسته اي ايران، بي شک به دليل يک مسموميت در ايران بوده است [18 ژانويه 2007]. پس از آن، عليرضا عسگري، مسؤول سابق سپاه پاسداران که وظيفه وي حمايت از مراکز هسته اي بود، از سمت خود کناره گيري کرد و در تاريخ 7 فوريه 2007 ازطريق ترکيه عازم ايالات متحده شد. دو ماه و نيم بعد از آن [30 آوريل 2007]، نوبت به حسين موسويان رسيد: مذاکره کننده هسته اي ايران که به جرم انتقال اطلاعات محرمانه به مقامات بريتانيايي در تهران دستگير شد و البته چندين "حادثه" ديگر که در مورد هليکوپترهاي حامل سربازان سپاه روي داد. اين حوادث بيشتر به دنبال وارد شدن نام سپاه پاسداران به ليست سازمان هاي تروريستي بود. حضور عوامل در محل مي ماند کردهاي شمال عراق، که متحد واشنگتن هستند. يکي از رهبران کرد که نخواست نامش فاش شود به فيگارو اظهار داشت: "مقامات امريکايي به ما فشار مي آورند تا در ايران اقدام به ايجاد بي ثباتي و اغتشاش کنيم، ولي ما تاکنون از اين کار سر باز زده ايم." در اين "لانه جاسوسي"، سازمان موساد اسراييل که از مدت ها قبل با نيروهاي مسعود بارزاني، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، همکاري داشته، مي تواند براي نيل به اهداف خود به آساني نيروهايي را از آن سوي مرز جذب کند. در ميان عمليات کماندويي اين سازمان مي توان به ترور "مغزهاي متفکر" برنامه هسته اي ايران اشاره کرد؛ به طوري که موساد به شکلي خستگي ناپذير درپي حذف اين مهره هاست. يکي از رؤساي سابق يک سازمان ضد جاسوسي در اروپا مي گويد: "سازمان هاي بريتانيايي به نوبه خود در شمال ايران مستقر شده اند." ازطرف ديگر، استقرار نيروهاي لندن در جنوب عراق به آنها امکان نفوذ به استان خوزستان و احتمالاً تأسيسات بوشهر را مي دهد. به علاوه، اين استاني است که اکثريت آن را "عرب"ها تشکيل مي دهند و طي سال هاي اخير به طور مرتب صحنه درگيري بوده است. تمهيدات دولت تهران نيروي عقاب 2 از چند نفر تشکيل شده است؟ آيا آنها در کشورهاي ديگري که دوست ايران محسوب مي شوند آموزش ديده اند؟ ارائه پاسخ صحيح در اين باره مشکل است. برعکس، کارشناسان اطلاعاتي از يک نظر هم عقيده اند: نفوذ به ايران کار بسيار سختي است. يک متخصص امور ضد جاسوسي در اين خصوص مي گويد: "به طور سنتي، سازمان هاي خارجي رابط هاي بسيار کمي در سطوح بالا در ايران دارند." و اين مسأله اي است که همچنان باور گزارش اطلاعاتي امريکا درخصوص ايران را حتي پس از گذشت يک سال مشکل مي سازد. منبع: فيگارو، 20 اکتبر Mahdi.Moghaddam - Ghabe.Aks آهنگ جدید و بسیار زیبای مهدی مقدم به نام قاب عکس برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Ashkanam - Ravani آهنگ جدید و بسیار زیبای اشکنام به نام روانی برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Mohammad Hani Ft Amir Doom - kheyli Ziad آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد هانی به نام خیلی زیاد برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Dj Edris - To Ro Daram آهنگ جدید و بسیار شاد دی جی ادریس به نام تو رو دارم برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Lady Gaga - The Fame آلبوم جدید و فوق العاده زیبای Lady Gaga به نام The Fame برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Montell Jordan - Your Love آهنگ جدید و بسیار زیبای Montell Jordan با نام Your Love برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Enrique Iglesias - Takin Back My Love آهنگ جدید و زیبای Enrique Iglesias با نام Takin Back My Love برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Yonca Evcimik - Sohret آلبوم جدید و بسیار زیبای Yonca Evcimik با نام Sohret برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Ramin Parastesh & Ehsan Zolghadr - Tamame Khateratam آهنگ جدید رامین پرستش و احسان ذوالقدر به نام تمام خاطراتمون برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Hichkas ft Hamdard - Alo Samet آهنگ جدید و فوق العاده زيبا از سروش هیچکس و همدرد ( عضو جدید صامت ) به نام الو صامت برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Vahid Honarvar - 3 New Tracks سه آهنگ جدید زیبا و شنیدنی از وحید هنرور برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ CarloVenti-Nokhte آهنگ جدید و بسیار زیبای کارلو به نام نقطه برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Thomas - Silent آهنگ جدید و شاد توماس به نام Silent برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ بهای عشق و خیانت هـیرتا فـرزند سـورنا مدتها بودکه درکاخ بزرگ ییلاقی پدرش زندگی میکرد. چند سـالی بود که زن اولش مرده بود و چون از او فـرزندی نداشـت در سـال اخیر با دخـتر جوان 21 سـاله که اتفاقاً دریک دهـکده با او آشـنا شـده بود عـروسی کرد. هـیرتا هـنگامیکه از شـکار بر می گشـت نزدیک دهـکده به ماندانا برخورد. ماندانا کوزهء آب بزرکی بردوش گرفـته و از چشـمه بخانه آب می برد، از وی آب خواسـت نامش را پرسـید و همان شـب اورا از پدر پیرش خواسـتگاری کرده و روز بعـد ماندانا را به قـصر خود آورد. ماندانا دخـتر زیبا و بلند قـد و خوش اندام بود و با چشـم های دشـت و سـیاه، گیسـوان بلند، صدای دلکش و آرزوها بزرگ در قصر بزرگ هـیرتا وارد شـد. هـیرتا بیشـتر اوقات خودرا به سـرکشی املاک دور دسـت خود و شـکار می گذزانید و کمتر به دلخوشی ماندانای جوان و زیبا می پرداخـت. روزها و هـفـته های اول به ماندانا بد نگذشـت. ولی پس از چندی زندگی برای ماندانا دوزخی شـد و کاخ بزرگ و با شـکوه هـیرتا برای او زندانی شـد بود، هـیرتا جوان نبود و بیش از دو برابر سـن ماندانا داشـت. زندگی یک دخـتر جوان پر عـشق با یک مردیکه با او اختلاف سـنی زیادی دارد چه میتواند باشــد؟ ماندانا به نوازش و سـرود های دیوانه جوانی احتیاج داشـت و هـیرتا با کار های زیادی که داشـت نمی توانسـت نیازمندیهای روح پرشـور اورا برآورد. باین جهت ماندانا رنج می برد و کم کم زرد و افـسـرده مثل گل سـرخ درشـت و پر آبی که نا گهان در برابر خورشـید سـوزانی قـرار میگیرد، پژمرده میگشـت. هـیرتا که زن جوانش را بخوبی می پایید، فـهمید که اگر برای نجات او نیندیشـد ماندانا را از دسـت خواهـد داد. با او دلبسـتگی زیادی داشـت و زنش را مانند بهـترین چهره ها و گرانبها ترین جـواهـر هـا دوسـت میـداشــت . یکــروز ظهــر کـه میخواسـتند نهار بخورند ماندانا مثل هفته اخیر میل نیافـت که چیزی بخورد، گیلاس شـرابش را برداشـت لبش را تر کرد و سـپس بی آنکه اندکی ازآن بنوشـد آنرا برجای گذاشـت، بانگاه غبار آلود و ترحم آوری یک آن به هـیرتا نگریسـت و بعـد سـرش را پائین انداخـت؛ هـیرتا با صدای گرفـته گفـت: ماندانای عزیزم میدانم که بتو خیلی بد میگذرد ولی من برای تفـریح و سـرگرمی تو فـکر خوبی کرده ام... با اینکه این سـخن برای ماندانا تازگی داشـت سـرش را بلند نکرده و نگاه دیگری به شـوهرش نیفگند، هـیرتا دوباره گفـت: ــ ماندانای عزیز من خوب گوش کن، همین امروز جوانی به کاخ ما خواهـد آمد، او سـوار کار خوبی اسـت. و در تیر اندازی و چوگان بازی مهارت دارد. ازاو خواسـته ام که در قـصر ما بماند، و بتو اسـپ سـواری و هـنر های چوگان را بیاموزد او در هـنر های بسـیاری بلد اسـت و اورا از پاریس خواسـته ام. شـب و روز مثل یک نفر از بسـتگان نزدیک ما با ما زندگی خواهد کرد، با ما بگردش خواهد رفـت و با ما غذایش را خواهـد خورد... بیخود قـلب مـانـدانـا میزد " اسـپ ســواری " " چـوگان بـازی"، " مدتی در قصر ما خواهد ماند"، " شـب و روز با ما زندگی خواهد گرد "، در گوش او مثل صدای ناقوس بزرگ دنگ، دنگ آوا انداخـته بود مثل این بود که درین زندگی رقـت بار و بدبختانه اش فـروغ نوینی میدرخـشـد. عصر همان روز هـنگامیکه در کنار یکی از باغچه های بزرگ پرگل کاخ ماندانا و هـیرتا گردش میکردند یکی از چاکران خبر داد: مهمانی که بایسـتی بیاید آمده اسـت. مهمان جوان لاغـر اندام سـی سـاله با موهای فراوان، چابک و خندان مثل تازه دامادی دلشـاد نزد آنان آمد، کارد کوچکی به کمرش بسـته بـود و در نـگاه هـایـش بـرق تـیـزی بـودکـه بـردل می نشـسـت. ماندانا قلب و دیدگانش از دیدن مهیار میدرخشـید و از آمدن او بی اندازه دردل خرسـند و شـادمان شـده بود . گاهی زیر چشمی به او نگاه میکرد و به حرفـهای او به دقـت گوش میداد. مهیار از مسافرت خود رنج راه صحبت میکرد و از تماشـای کاخ هـیرتا تمجـید می نمـود و بـه هـیرتا گفـت آقای من کاخ و بـاغ شــما خیـلی بـا شــکـوه و زیباسـت، در باغهای « اکباتان» گلهای زیبا ودلفـریبی پیدا میشـود... و وقتی این حرف را گفـت برگشـته و به ماندانا نگریسـت و بلا فاصله افـــزود: ولی با نوای من! در پارس هم گلهای سـرخ خوش بو و جانفزا زیاد اسـت. از آن شـب که مهیار در قصر هـیرتا جای گرفـت، در قلب ماندانا نیز جای بزرگی برای خود پیدا کرد؛ ماندانا عوض شـده بود، مثل کودکی که بازیچه قـشـنگی برایش آورده باشـند شـادی میکرد و آواز می خواند. مهیار نیز دلخوشی بزرگی یافـته بود، هرروز یکی دوسـاعـت با ماندانا اسـپ سـواری میکرد، گوی و جوگان به او میاموخت و کم کم به ماندانا می فـهمانید، گاهی هم که دو بدو به گردش میرفـتند دزدیده پشـت گردن و یا بازو و دسـت ماندانا را میبوسـید و یا صورت اش را به گیسـوان خوشـرنگ و خوش بوی ماندانا می چسـپانید، تا یک روز بلاخره در پـشت گلبن سـرخ بزرگی ماندانا و مهیار بازوان شـان را به گردن هم انداخـته و لبهایشـان بی اختیار زمانی بهم چسـپید... چند روز بعـد که هـیرتا از گردش اسـپ سواری صبحانه خود به خانه آمد در حالی که لباس اش را عوض میکرد از ماندانا پرسـید: ــ ماندانای عزیزمن ، بگو ببینم از مهیار راضی هسـتی ؟ ماندانا پاسـخ داد: آری راضی هـسـتم او خیلی چیز ها بمن آموخـته اسـت، اکنون میتوانم از نهرهای بزرگ سـوار بپرم در گوی بازی هم پیشـرفت کرده ام ولی هـنوز کار دارد چوگان باز قابلی بشـوم. هـیرنا پرسـید: گمان میکنی تا چند ماه دیگر خوب یاد بگیری؟ ــ نمیدانم ... خود او میگوید با اسـتعـدادی که از خود نشـان میدهم چهار ماه دیگر چوگان باز خوبی خواهم شـد و تمام هـنر های آنرا به خوبی خواهم آموخـت و لی مهیار شـتاب ندارد و میگوید با آهـسـتگی باید پیش رفـت. هـیرتا گفـت: را سـت میگوید، بهـتر اسـت همه چیز را به آهـسـتگی یاد بگیری... سـپس اندکی خاموش شـده ولی ناگهان پرسـید: خوب ماندانای عزیز من! حالا راسـت بگو او را چقـدر دوسـت داری؟ آیا مهیار را بیشـتر از من دوسـت داری؟ قـلب ماندانا ناگهان فـروریخـت و لی خودش را گم نکرده وگفـت: هـیرتا، هـیرتا! تو شـوهـر من و آقای من هـستی او فقط سـوار کار خوبی اسـت... هـیرتا به ماندانا نزدیک شـده دسـتهایش را در دسـت گرفـته نوازش کردو بوسـید: ماندانا من به تو اجـازه میـدهم که با او خوش باشی گردش بروی بازی کنی .. من یقـین دارم که هـیچوقـت به خودت اجازه نخواهی داد که کاری برخلاف شـرافـت من انجام بدهی... از این روز ماندانا آزادی بیشـتری داشـت که با مهیار خوش باشـد، باو بیشـتر بوسـه میداد از او بوسـه بیشـتری میگرفـت و هـر زمان که در چمن زار ها و علف های دور دسـت میرفـتند و با او در میان سـبزه ها بیشـتر می غلطید، ولی هـروقـت که دسـت مهیار گسـتاخ میشـد، ماندانا از دسـت او می گریخـت. چه سـاعـت ها شـیرینی که با او میگذرانید اما نمی گذاشـت کاری که شـرافـت هیرتا را لکه دار سـازد وقوع یابد. مهیار سـخت دیوانه عـشـق ماندانا شـده بودو تشـنه و بی تاب وصال او بود تا یک روز بلاخره به ماندانا گفـت: ــ ماندانای شـیرین من! بگو بدانم کی از آن من خواهی شـد، چرا دلدارت را اینقـدر اذیت میکنی؟ مگر تو مرا دوسـت نداری ؟ ماندانا جواب داد: ــ چرا، چرا مهیار من ترا بیحد دوسـت دارم ولی تو نمیدانی چه اشـکال بزرگی درکار من اسـت بدبخـتانه من حالا نمی توانم خودم را بتو بدهم، اما قلبم مال توسـت، روحم مال توسـت، همه احسـاسـاتم مال توسـت. مهیار ناله ای کشـید و پرسـید: ــ پس کی؟ ماندانای من ماندانای عزیزمن تو نگذار که من اینقـدر بسـوزم، میدانی دو نفـر که اینقـدر و به اندازه ای که ما هـمدیگر را دوسـت میداریم، دوسـت میدارند هـیچ اشـکالی نمیتواند وجود داشـته باشـد حتی اگر کوهـهای اشـکال باشـد باید هـمه آب بشـوند... ــ تو راسـت میگویی، من میتوانم اشـکالات را رفع کنم ولی می ترسـم به قیمت بزرگی تمام شـود. مهیار صورت اش را به سـینه او فـشـار داده و گفـت بهـر قـیمت که باشـد ماندانا، بهـر قـیمت میخواهـد تمام شــود من حاضرم جانـم را نـثـار تـو کنم که از آن من بشـوی. سـپس ماندانا یک زمان خاموش شـد، دیدگانش را بربسـت و آرام مثل آنکه در خواب حرف میزند گفـت: باشـد مهیار، باشـد هفـته دیگر هر روز که هیرتا به سـرکشی رفـت من مال تو. دورازه روز بعـد هیرتا با همراهانش بسرکشی رفـت، آنروز مهیار و ماندانا هردو بسـیار شـاد بودند پیش از ظهر بعـد از چوگان بازی سـواره تاخـتند و دریک سـبزه زاری کمرکش کوه از اسـپ پیاده شـدند و جای آرام و زیبایی روی علف های نرم و سـبز نشـسـتند. ماندانا با چشـم های پراز نوازش و مهیار با دیدگان پر از آتش خیره بهم نگریسـتند چه شـعـر و زیبایی در برق دیدگان آنها پنهان بود، سـخن نمی گفـتند ولی بوسـه ها و نوازش ها بهـترین واژه بیان کننده احسـاسـات آنها بود، زمانی همانجا روی سـبزه ها غلطیدند...! آنروز ها و روز های دیگر به آنها بی اندازه خوش گذشـت چه سـاعـت های شـیرین که بر آنها میگذشـت، چقـدر شـیرین و لذیذ اسـت دوسـت داشـتن. ماندانا به مهیار گفـته بود هـنگامیکه باهم نهار یا شـام خوردند در نگاهها و حرکات خود دقـت کند و کاری نکند که کوچکتری شـکی دردل هیرتا پیداشـود. ولی دلدادگان هـرچه بیشـتر دقـت کنند، چشـمهای بیگانگان چیزی را که باید ببیند می بیند، و شـوهـرانی که زنان شـان را می پایند، بهتر از هرکس، اولین کسی هـسـتند که به بیوفایی زنانشـان پی می برند. هـیرتا تا چند روز بعـد ازاینکه از سـرکشی املاکش برگشـت فـهمیده بود که ماندانا برخلاف پیمان، عهدش را شـکسـته اسـت. بروی او نیاورد و هـمین یکی دو روز بایسـتی انتقامش را بگیرد. امشـب که ماندانا سـر میز شـام رفـت جای مهیار خالی بود، بعـد از ظهر با هم اسـپ سواری کرده و گوشـه و بخی در آغوش او لذت را چشـیده بود ولی بعـد از اینکه از اسـپ سـواری برگشـتند و مهیار اسـپ ها را باخود برد تا کنون او را ندیده، به گمانـش که گوشـهء رفـته اسـت، چون ماندانا به جای خالی مهیار مینگریسـت و نگران شـده بود هـیرتا گفـت: تشـویش نداشـته باش عزیزم من اورا به همین ده نزدیک فرسـتاده ام تا کره اسـپ سـفیدی را که به من هـدیه شـده بیاورد، گمان میکنم فردا بعـد از ظهر نزدما باشـد. ماندانا به غذا خوردن مشـغول شـد بیادش آمد زمانی که درمیان سـبزه ها و زمانی در آغـوش مهیار خفـته بود. برای آنکه لذت خودرا پنهان کند شـرابش را تا ته نوشـید هـیرتا دوباره در گیلاس او شـراب ریخـت خدمتگاران خوراک آوردند و جلو هـیرتا و بانو ماندانا گذاشـتند، جام شـراب به ماندانا اشـتها داده بود و با لذتی فراوان بشـقابش را تمام کرد، یکی دو دقیقه بعـد سـیبش را پوسـت کنده و میخورد، هـیرتا پرسـید: ــ مانـدانـا از خـوراکی کـه خوردی خیلی خوشـت آمـــــــــــد؟ ماندانا جواب داد: آری خیلی خـوشـم آمــــد. هـیـرتا پرسـید: میدانی این خوراک از چه درسـت شـــده بـــود؟ ماندانا گفـت: نمی دانم. سـپس هـیرتا آرام گفـت: نوش جان ..... این جگر مهیار بود!... جگر او بود که خوردی!... سـیب و کارد از دسـت ماندانا افـتاد، رنگش پرید، تمام اندامش سـرد شـد ناگهان فـریاد وحشـتناکی کشـید از جای برخاسـت مثل دیوانه یی جیغ میکشـید، دوید و خودش را از پنجره بباغ پرتاب کـــــــــــــرد!... این است بهای عشق و خیانت ... چهره زشت نفرت معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود. روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. گذر سیاست از صفحههای روزنامه پرونده روزنامهنگاری در ایران، ماهنامه «نسیم هراز» شماره ۲۰ سها سهیلی- چه تریبونی بهتر از یک روزنامه برای یک سیاستمدار سراغ دارید؟ هم میتوان حرف دل را در آن زد، هم کلاس دارد و هم در هر حال، هرچه باشد، چه پایگاهی مدنیتر از این برای حفظ ژست؟ با روزنامهنگاری، هم میتوانی خودت را از مردم بدانی و هم مردم را خودی بنامی! قرار بوده در این مطلب از خبرنگاران و روزنامهنگارانی بنویسیم که این حرفه برایشان سکوی پرتابی بوده برای رسیدن به کرسیهای بالاتر و محکمتر. قرار بوده اینجا از این بنویسیم که تکرار هر روزه اسم خبرنگاران و روزنامهنگاران کنار مطالب و رو در رو نشستنشان مقابل سیاستمداران و شخصیت های برجسته، چگونه آن ها را سوق میدهد به سمت شناخته شدن و کسب محبوبیت. اما بعد دیدیم که واقعاً اینطور نیست. البته که هستند کسانی، روزنامهنگاران و خبرنگاران و ستوننویسانی که از اینجا (نوشتن در مطبوعات) به خیلی جاها (کسب عناوین درشت سیاسی) رسیدهاند و میرسند؛ اما انگار یک جای کار میلنگد. این داستان شبیه داستان آن مردی است که میخواست نهادهای مدنی بسازد و از پایگاه های مردمیحرف میزد، اما تریبون نداشت! قصه روزنامهنگاری در ایران، فرق دارد با قصه نوشتن و مصاحبه کردن و گفت و گو با بزرگان، تا رسیدن به جایگاه آن ها. داستان روزنامهنگاری ما، داستان مدیرانی است که حالا که جایگاهشان تثبیت شده و زیر پایشان سفت است، دنبال تریبون میگردند. بگذریم از آن موارد معدود، از کسانی که روزنامهنگار و خبرنگار بودند و به جایی رسیدند. سریال زندگی این افراد هم سریالی تکراری است. این ها هم خیلیهایشان یا به کار گمارده شده بودند، یا اصلاً از قِبَل روزنامهنگاری و نوشتن به جایی نرسیدند که حالا بخواهیم اینگونه معرفیشان کنیم. این ها اگر هم بزرگ شدند چون حرف های سیاسی زدند، چون کارهای حزبی کردند، چون دستی در قدرت داشتند، به واسطه همان دست بالا کشیده شدند! اگر دروس روزنامهنگاری را خوانده باشید، این حرفه برایتان جای انتخاب گذاشته: «روزنامهنگار یا فعال سیاسی؟» اما اینجا، باید جور دیگری بخوانید: «فعالی سیاسی روزنامهدار»! روزنامهداران صاحبان روزنامههای ما، اکثراً سیاستمداراناند؛ یکسری آن هایی که برای حفظ جایگاهشان و حتی ارتقای آن تریبون ساختهاند و یکسری هم آن ها که موقعیتشان امکان راهاندازی روزنامهای را برایشان فراهم کرده است. روزنامهها که مثل شوراها قرار است برآمده از مردم باشد، امروزه میراث صاحبمنصبان حکومتی، دولتی و حزبی (حزبها ساختار معکوسی دارند) است. شاید به عنوان یکی از نخستین نمونههای روزنامههای حکومتی، بتوان به روزنامههای «کیهان» و «اطلاعات» اشاره کرد؛ روزنامههایی که مستقیماً زیر نظر حکومت منتشر شده و مدیران مسوول آن ها نیز از سوی رهبر انتخاب میشوند. روزنامه دولتی «ایران» هم که نیازی به توضیح اضافه ندارد. بعد از «خبرگزاری جمهوری اسلامی» - که خبرگزاری رسمی دولت ایران است- نیاز به یک روزنامه دولتی نیز احساس میشد. روزنامه ایران مولود این اندیشه است و زبان سخن دولت هایی که میآیند و لاجرم میروند. کم هم نیستند، روزنامههای احزاب مختلف که پا را فراتر از یک نشریه داخلی بودن میگذارند و اگرچه صاحبان این روزنامهها صاحبان قدرت حزبند و در هر دوره متفاوت، اما در هر حال این روزنامهها تریبون سخنرانی صاحبان شانند. مثل روزنامه «مشارکت» از حزب مشارکت، روزنامه «جمهوری اسلامی» - که توسط حزب جمهوری اسلامی تاسیس شده بود-، روزنامه «کارگزاران» از حزب کارگزاران، روزنامه «همبستگی» تریبون حزب همبستگی، روزنامه «مردمسالاری» وابسته به حزب مردمسالاری، «خبرگزاری کار ایران» (ایلنا) زیرمجموعه خانه کارگر، روزنامه «همشهری» وابسته به شهرداری تهران و... کار صرف روزنامهنگاری به معنای فقط اطلاعرسانی و واگذاری تصمیمگیریها به مردم، قطعاً جایی بین صفحات این روزنامهها، یادداشتها یا سرمقالههایشان، خدشهدار میشود. بالاخره این روزنامهها تاسیس شدهاند که آینه انتقال افکار گردانندگانشان باشند. اگرچه مدیریت این روزنامهها چرخشی است و مثلاً در مورد روزنامهای چون روزنامه ایران از یک دولت به دولت دیگر علاوه بر دیدگاه ها، مدیران و سردبیران و دبیران و گاهی حتی روزنامهنگاران و خبرنگارانش تغییر میکنند؛ اما نمیتوان اسمی از روزنامهای چون همشهری برد و یادی از «غلامحسین کرباسچی» موسس اولیه آن نکرد. روزنامه همشهری، تولد و حیاتش را مدیون دوران شهرداری کرباسچی است؛ تریبونی برای شهردار تهران که امروز میراث خانواده شهرداران است. گرچه کرباسچی طعم شیرین سخنوری در روزنامه و یا شاید کار فرهنگی را چشیده است و بعدتر، وقتی دیگر روزنامه همشهری را ندارد و وقتی روزنامه «هممیهن» را رفع توقیف شده میبیند، به انتشار مجدد این روزنامه رو میآورد. اگر قرار باشد یادی از آن هایی کرد که بعد از کارهای دولتی و حکومتی تصمیم به راهاندازی روزنامه کرده باشند، باید اسم «سعید حجاریان» تئوریسین جناح چپ را هم به خاطر آورد. او از موسسان وزارت اطلاعات با شیوه و سیاق امروزی، بعدها رو به انتشار روزنامه «صبح امروز» آورد؛ گرچه از صبح امروز، امروز جز یادی نمانده است. وقتی شهردار به ریاست جمهوری برسد و وقتی جانشین او در سمت شهرداری رقیب انتخاباتی سابقش باشد، روزنامه همشهری، سخنگوی شهرداری کمیبلاتکلیف میشود. شاید به خاطر ترس از کمبود تریبون و یا شاید برای روزهای آتی. در هر حال راهاندازی روزنامه «تهران امروز» تصمیم «محمدباقر قالیباف» است، وقتی بالاخره بر مسند شهرداری تهران تکیه میزند. روزنامهنگاران «سیدمحمد خاتمی»، «ابراهیم یزدی»، «ماشاالله شمسالواعظین»، «ابراهیم اصغرزاده»، «جمیله کدیور» و خیلیهای دیگر که امروز بین سیاستمداری و نامآشنایی تاب میخورند، روزگاری در روزنامه کیهان قلم میزدند. گرچه خیلی گذشته از آن روزها و شاید به جرات بتوان گفت که هیچکدام از این راه، مسیر ترقی را طی نکردند. روزنامهنگاری برای آن ها فقط یک دوره بوده و بس (البته در این نوشته هیچ کجا نامی از فعالان رسانهای در صدا و سیما برده نشده است.) سیدمحمد خاتمی که پیش از مدیریت بر موسسه کیهان نماینده مجلس بود، بعد از این دوره راهی کابینه «میرحسین موسوی» شد و به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدتی «هاشمی رفسنجانی» را نیز همراهی کرد. او که بعدها رئیس کتابخانه ملی و استادی دانشگاه را در کارنامه خود ثبت کرد، بعدها به عنوان رئیسجمهوری فعالیت خود را ادامه داد؛ گرچه بارها گلایهها از نبود تریبونی برای ایراد اظهارات او، مطرح شد. بعد از دوران ریاست جمهوری، روزنامه «آینده نو» منصوب به او و به عنوان تریبونی برای بیان دیدگاه های خاتمی راهاندازی شد. گرچه مشکلات مالی، تعطیلی این روزنامه از سوی مدیرمسئول آن را به همراه داشت. ابراهیم اصغرزاده عضو جنجالی نخستین دوره شورای شهر تهران، در دوران مدیریت خاتمی بر موسسه و روزنامه کیهان، قائممقام او بود. اصغرزاده بعدها از طراحان راهاندازی روزنامه «سلام» و نخستین سردبیر این روزنامه بود. «صفار هرندی» وزیر فعلی ارشاد (که معتقد است کودتایی خزنده در مطبوعات در جریان است!) نیز پیش از این ها مدیرمسئولی و سردبیری روزنامه کیهان را عهدهدار بود. «عطاءالله مهاجرانی» وزیر ارشاد دولت خاتمی هم پیش از این ها در روزنامه اطلاعات مینوشت. او این روزها هم مینویسد، گرچه به عنوان یک نویسنده بیشتر و در سایت شخصی، به همراه همسرش جمیله کدیور. لیست سوابق جمیله کدیور، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی را هم که نگاه کنید، پر است از سوابق روزنامهنگاری؛ حالا اینکه چقدر این روزنامهنگاری به کار او آمده، نمیدانیم. البته کم نیستند دیگرانی که از این وادی گذشته اند؛ کسانی که روزنامهنگاری اگرچه نه مسئولیت دولتی، که معروفیت آنچنانی برایشان به همراه آورد. افرادی چون «اکبر گنجی»، (مرحوم)«احمد بورقانی»، «سعید لیلاز» و... Siamak - Microphone آلبوم جدید و بسیار زیبای سیامک به نام میکروفن برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Yaser Davoodian Feat Amir Shahyar & Saeed Panter - Maro Gerefti آهنگ جدید و بسیار زیبای یاسر داوودیان و امیر شهریار و سعید پانتر به نام مارو گرفتی برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Mahdi Moghaddam - Roya آهنگ جدید و بسیار زیبای مهدی مقدم به نام رویا
برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Ali Hosseinzadeh - Jaye Man Dige Inja Nist آهنگ جدید و بسیار زیبای علی حسین زاده به نام جای من دیگه اینجا نیست برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Abbas Baloochi - Sargijeh آلبوم جدید و بسیار زیبای عباس بلوچی به نام سر گیجه برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Sepehr ft Zanboor - Donyaye Dige
آهنگ جديد و بسيار زيباي دنياي ديگه با صداي سپهر و زنبور برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Sasan Ft. Shervin Taheri-Ma Ro Bikhial آهنگ جدید و بسیار زیبای ما رو بی خیال باصدای ساسان و شروین طاهری برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Reza ft. Amin - Padide آهنگ جدید و زیبای پدیده با صدای رضا و امین برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Mahdi Moghaddam - Bi Rahm آهنگ جديد و فوق العاده زيباي مهدي مقدم به نام بي رحم برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Ice Boys Ft Ramin - Sarnevesht آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه Ice Boys و رامین به نام سرنوشت برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------
Hamed Maleklou Ft Shahin - Eshgh e Man آهنگ جدید و زیبای عشق من با صدای حامد ملک لو و شاهین برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Amir Motamed Ft Shahin - Eshghe Man آهنگ جدید و بسیار زیبای عشق من با صدای امیر معتمد و شاهین برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Keyvan Motavas - Sayeh آلبوم جدید و بسیار زیبای کیوان مطوس به نام سایه
برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Shahin Parvaz va Shahab Heydari - Vafa آهنگ جدید و بسیار زیبای شاهین پرواز و شهاب حیدری به نام وفا برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Iliya & Ali Takta - 4 New Songs چهار آهنگ جدید و بسیار زیبا از ایلیا و تکتا
برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Mj.Tbodl - Mehmounam Bash آهنگ جدید و زیبای Mj.Tbodl با نام مهمونم باش برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Farokh - Zalem آلبوم جدید و فوق العاده زیبای فرخ با همراهی محسن یگانه به نام ظالم برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Behnam Safarian - Shabe Entezar - New Version آهنگ جدید و بسیار زیبای بهنام صفاریان به نام شب انتظار (ورژن جدید) برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Sohrab Behrad - Vase Khatere To آهنگ جديد و زيباي واسه خاطر تو با صداي سهراب بهراد برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Kamran & Hiss & Peyman Omidi - Taghdir آهنگ جدید و بسیار زیبای کامران و هیس و پیمان امیدی به نام تقدیر
برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Farhan - Sahme man آهنگ جدید و زیبای سهم من با صدای فرهان برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Ali Ahmadi - Koocheye Saket آهنگ جدید و زیبای علی احمدی به نام کوچه ساکت برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Sursha Feat Versad & Shaki - Az To Mikhonam
آهنگ جدید و بسیار زیبای ورساد به همراهی شاکی و سورشا به نام از تو می خونم برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Navid Mordab Ft Artiman - Sareto Bala Begir آهنگ جدید و بسیار زیبای نوید مرداب و آرتیمان با نام سر تو بالا بگیر برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Mohammad Feat Mohsen - Boro آهنگ جدید و زیبای محمد و محسن به نام برو برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Hooman Rajabi - Gerye Nakardam آهنگ جدید و زیبای هومن رجبی به نام گریه نکردم برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ Amir Abas - To Monhaser Be Fardi آهنگ جدید , شاد و بسیار زیبای امیر عباس با نام تو منحصر به فردی برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید
------------------------------ Fashy & Masoud & Mohsen Shazdeh - Abre Deltang آهنگ جدید و زیبای فشی، مسعود و شازده به نام ابر دلتنگ برای دانلود موزیک در این مکان کلیک کنید ------------------------------ واکنش تند ارشاد و سپاه به راه اندازي تلويزيون فارسی بی بی سی در حالی که در خبرها آمده است که آغاز به کار شبکه فارسی بی بی سی نزدیک است معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد اسلامي با انتشار اطلاعيه اي، نگرانی خود را از آغاز به کار شبکه تلویزیونی بی بی سی آشکار کرد و به مردم و روزنامه نگاران در مورد همکاری با این شبکه و دیگر شبکه های تلویزیونی خارج از کشور هشدار داد. وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما که از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان احساس رقابت و ناامنی می کنند در ماه های اخیر به طرق مختلف نارضایتی خود را اعلام داشته حتی هفته گذشته و در حاشیه همایشی به عنوان بررسی سابقه استعماری بریتانیا، از زبان افراد مختلف تهدیدهائی مبنی بر تاثیر جنگ روانی تازه بر روابط دو کشور مطرح کردند. در نسخه اي از اطلاعيه دیروز وزارت ارشاد که در خبرگزاري فارس از رسانه هاي حامي دولت انتشار یافت، به نقل از معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد اسلامي آمده"برابر گزارشهاي موثق واصله، متأسفانه شبكه فارسي زبان بي بي سي انگلستان با هدف تهيه مقدمات فعاليت خود، اقدام به برقراري ارتباطات مشكوك و غيرموجه كرده و با ناديده گرفتن قوانين مربوطه، سعي در جذب برخي افراد معلوم الحال و برنامهسازي درباره موضوعات مشكوك دارد." اين اطلاعيه همچنين شبکه بي بي سي را به"انجام فعاليتهاي غيرقانوني" در ايران متهم کرده،و برخي از کساني که قصد همکاري با اين شبکه دارند را به عنوان"برخي افراد داراي سابقه فعاليت ضدامنيتي" نامبرده،و ادعا کرده که برقراري ارتباط از سوي اين شبکه با افرادي در داخل ايران "مصداق بارز اقدام عليه منافع ملي يك كشور بوده و ادامه اين رويه، بيانگر انگيزههاي سوء طراحان شبكه بي بي سي است." در بخشی از این اطلاعیه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد، که علیرضا ملکیان نویسنده روزنامه کیهان مسوولیت آن را دارد، ادعا شده که "افکار عمومي از راه اندازي تلويزيون بي بي سي نگران" است. در موارد دیگری هم رییس و اعضای دولت اقدامات خود را به بهانه "نگرانی افکارعمومی" مطرح می کنند و برای تصمیمات خود از همین تعبیر استفاده می کنند. "ايجاد نفاق و تشتت قومي و مذهبي ميان اقشار مختلف مردم"،و "تعارض با منافع ملي" بخش ديگري از اتهاماتي است که در اطلاعيه دولت احمدی نژاد به خاطر راه اندازي تلويزيون فارسي بي بي سي، به دولت بریتانیا نسبت داده شده است. اطلاعیه به قصد برحذر داشتن خبرنگاران از همکاری با شبکه تلویزیونی فارسی زبان بی بی سی اشاره کرده که "تأمين مالي بي بي سي" توسط دولت انگلستان" صورت می گیرد، آن گاه به همه مردم و خبرنگاران رسانههاي گروهي هشدار داده که نسبت آنچه"تحركات مشكوك و غيرقانوني شبكه تلويزيوني بی بي سي و يا ساير شبكههاي غيرمجاز" نامیده "مراقبتهاي كافي را اعمال كرده و از اقدامات غيرمتعارف و خلاف رويه قانوني اجتناب ورزند." یکی از روزنامه نگاران ایرانی گفت اطلاعيه معاونت وزارت ارشاد در حالي منتشر مي شود که صدا و سيما بيش از يک سال پيش با بودجه رسمي دولت اقدام به راه اندازي شبکه تلويزيوني "پرس تي وي" کرده است که دفتر اصلي آن در لندن قرار دارد. به گفته این روزنامه نگار، این اطلاعیه و همین طور واکنش های متعددی که در ماه های اخیر به عنوان "جنگ روانی دشمن" نسبت به راه اندازی شبکه فارسی بی بی سی نشان داده شده، با توجه به این که ده ها شبکه تلویزیونی ماهواره ای در حال حاضر مشغول به کار است که هر روز در منطقه بر تعداد آن ها اضافه می شود، بیش از هر چیز نشان دهنده نگرانی دولت ایران از اطلاع رسانی های یک رسانه حرفه ای است. شاید تعداد شنوندگان و بینندگان بی بی سی که از طریق شمارش کاربران سایت فارسی بی بی سی قابل اندازه گیری است، خود علت دیگری برای نگرانی دولت جمهوری اسلامی باشد. در حالی که هفته گذشته رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک سخنرانی برای طلب بودجه بیشتر گفت سی در صد خانواده های ایرانی به شبکه های ماهواره ای توجه دارند، در حالی که هزاران نقطه کور در داخل کشور برای صدا و سیما وجود دارد. همزمان با صدور اطلاعیه معاونت وزارت ارشاد صبح صادق ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه پاسداران در شماره اخير خود راه اندازي تلويزبون بي بي سی فارسي را اعلام "جنگ نرم" به جمهوري اسلامي عنوان کرد. نشریه دفتر سياسي سپاه نوشت "تلويزيون فارسي بي بي سي قرار است در روزهاي آتي پخش برنامه هاي خود را به مدت هشت ساعت در روز آغاز كند" و اضافه کرد "با توجه به اهداف جنگ نرم دشمنان انقلاب عليه مردم ايران، شبكه دروغ پراكني بي بي سي كه با هزينه دستگاه جاسوسي انگليس و وزارتخانه آن اداره مي شود قصد دخالت در امور داخلي ايران را دارد كه ضرورت هوشياري نيروهاي انقلاب را مي طلبد." صبح صادق همچنين ادعا کرد"اكثر خبر نگاران و نويسندگان تلويزيون فارسي بي بي سي طبق اعلام جرايد، نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي مي باشند." چند روز قبل از واکنش هاي جديد دولت و سپاه پاسداران به راه اندازي تلويزيون فارسي بي بي سي، فارس خبرگزاري حامي دولت به نقل از يکي از همکاران ساکن لندن خود ادعا کرده بود "بهائيان حضور و نفوذ گسترده اي در بخش فارسي بي بي سي دارند." ممنوع کردن همکاري یا ارتباط با تلويزيون بي بي سي در حالي صورت مي گيرد که ريچارد سمبروك رئيس بخش اخبار جهاني بی بی سی خرداد ماه گذشته وقتي برای شرکت در مراسم گشايش اجلاس بين المللي راديو در اصفهان حضور داشت،به طور رسمي اعلام کرد که شبكه تلویزیونی فارسي بي بي سي از پائیز امسال اغاز به کار مي کند. سمبروك همان روز و در حالي که با اعتراض برخي از مقامات سياسي حاضر در اجلاس رادیو دراصفهان مواجه شد،گفت راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی به اين خاطر است که"ایران بايد ازجهان چيزهای زيادی بداند و جهان هم بايد ايران را بهتربشناسد." در ادامه اجراي طرح امنيت اجتماعي مامورين نيروي انتظامي در ادامه طرح امنيت اجتماعي و برخورد با "اراذل و اوباش"، از اين پس با "خودروهايي که داراي سرنشين بدپوشش باشند" برخورد مي کنند. در همين راستا قرار است خانه هايي که به گفته فرماندهان اين نيرو در آنهاخلافکاران بصورت "مجردي" زندگي مي کنند نيز"پاکسازي" شود. سرهنگ مهدي احمدي، رييس مرکز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ ديروز با اشاره به شروع فصل سرما "در باره وضعيت پوشش شهروندان" هشدار داد و گفت: "با توجه به آغاز فصل سرما پليس به تمام توليديهاي پوشاک تذکر داده است تا از ارائه لباسهاي نا مناسب خودداري کنند." اين مقام پليس البته توضيح نداد در فصل زمستان چه پوشش هايي مي تواند "نامناسب" تلقي شود، امااز مجازات احتمالي براي متخلفان از اين دستور سخن گفت: "پليس خودروهايي راکه داراي سرنشين بد پوشش باشند از يک هفته تا دو ماه توقيف مي کند." پيش از اين در آستانه تابستان مقام هاي نيروي انتظامي به شهروندان هشدار مي دادند که پوشش نامناسب نداشته باشند، اما با شدت گرفتن برخورد هاي نيروي انتظامي در قالب طرح امنيت اجتماعي سال پيش احمدرضا رادان، رييس وقت نيروي انتظامي تهران براي اولين بار از طرح برخورد با بدپوششي در فصل زمستان خبر داد. رادان که دو هفته اي است سمت فرماندهي پليس تهران بزرگ را ترک کرده و قايم مقام احمدي مقدم شده است، در آذر ماه گذشته با بيان اينکه "بانوان بدحجاب 4 برابر بيشتر در معرض مزاحمت قرار ميگيرند" به ايسنا گفته بود: "پوتين بر روي شلوار از لحاظ شرعي نوعي تبرج به شمار ميرود و بر اين اساس با توجه به اينكه تبرج از مصاديق بد پوششي است، با اين قبيل موارد نيز برخورد خواهد شد" تميز کردن خانه هاي مجردي اما بد پوشي زمستاني تنها موردي نبود که رئيس مرکز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ ديروز به آن اشاره کرد. او به "پاكسازي منازل مجردي مجرمان در تهران" نيز اشاره کرد در مورد اين طرح جديد به خبرگزاري ايسنا گفت: "يكي از مناطق جرم خيز كه توسط مأموران مورد شناسايي قرار گرفت منطقه مولوي و دروازه غار در جنوب تهران است كه طبق بررسيهاي صورت گرفته پاتوق افراد شرور، فروشندگان مواد مخدر، كيف قاپها، جيببرها و مزاحمان نواميس بود كه اين مجرمان در خانهها و اتاقهاي مجردي زندگي ميكردند. كاركنان كلانتري 116مولوي با همكاري مأموران يگان امداد تهران بزرگ از دو هفته گذشته طرح پاكسازي اين منطقه را آغاز كردند كه در نتيجه بيش از 250 عدد اتاق مجردي در جريان طرح تخليه شد." اين مقام پليس همچنين در ادامه از اراذل و اوباش خواست خودشان خود را ه نيروهاي انتظامي معرفي کنند؛ چرا که: "اراذل و اوباش پس از طي دوره محکوميت خود داراي شناسنامه انتظامي شده اند و بايد بر اساس زمانبندي صورت گرفته خود را به پليس معرفي کنند. اين اقدام جهت کنترل افراد شرور صورت مي گيرد تا مشخص شود اين افراد ديگر اعمال مجرمانه خود را تکرار نمي کنند. " يک طرح دو ساله طرح "ارتقاي امنيت اجتماعي" که نيروي انتظامي به طور خلاصه آن را طرح "امنيت اجتماعي" مي نامد در حالي همزمان با زمستان شدت مي يابد که اين برنامه نيروي انتظامي پس از مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي با عنوان "طرح جامع عفاف" از دو سال پيش آغاز شده و هدايت آن با کساني چون سعيد مرتضوي در دادگستري استان تهران، رضا زارعي فرمانده نيروي انتظامي استان تهران و احمد رضا رادان فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ بوده است؛ جز مرتضوي، زارعي به دليل پرونده اخلاقي سال گذشته برکنار شد و رادان نيز دو هفته پيش جاي خود را به ديگري داد. اين طرح که ابتدا يک طرح موقت و فصلي بود در حالي براي دومين سال، در سال 1387 پيگيري مي شود که به گفته مقام هاي پليس بودجه اي معادل 103 ميليارد تومان به آن اختصاص يافته و قرار است همان طور که ايت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي خواسته است به صورت يک طرح دائمي دنبال شود. اين طرح در مراحل نخست بيشتر بر پوشش زنان تمرکز داشت اما در مراحل بعدي ابتدا جمع آوري معتادان و سپس جمع آوري اراذل و اوباش،بازرسي از کارگاهها و فروشگاههاي لباس و ارايشگاههاي مردانه،عکاسي ها و... نيز در دستور کار نيروي انتظامي قرار گرفت. اجراي اين طرح واکنشهاي فراواني به همراه داشته و در بسياري موارد با مقاومت شهروندان روبرو شده است. از جمله در ماه هاي اخير چهل حقوقدان در نامهاي به کميسيون اصل نود مجلس از نيروي انتظامي بدليل ايجاد محدوديتها، ممنوعيتها و وضع و تفسير قانون و اجراي مجازات نا نوشته، پوششهاي بعضا متعارف و مقبول جامعه را با عناوين مجرمانه بدون مستند قانوني، ممنوع و ازمصاديق جرم تلقي کردن و بنابر تشحيص خود اقدام به برخورد با شهروندان کردن، شکايت کردند. نگاه لوس آنجلس تايمز به استقبال از فيلم مجموعه دروغ ها فيلم ماجراجويي- جاسوسي رايدلي اسکات به نام "مجموعه دروغ ها" به تازگي بر پرده سينماهاي آمريکا ظاهر شده است. اما بازار فروش دي وي دي هاي اين فيلم در خيابان هاي تهران- پايتخت ايران- مدتي است که داغ است، و البته علت آن هم فقط اشتياق زنان براي ديدن ستاره هائي مانند لئوناردو دي کاپريو و راسل کرو نيست. گلشيفته فراهاني- هنرپيشه جوان محبوب ايراني نيز نقش يک دلداده عاشق و پرستار اردني به نام عايشه را بازي مي کند که علاقه يک جاسوس آمريکائي با بازي دي کاپريو را به خود جلب کرده است. اين اولين بار است که به ياد مي آيد يک زن هنرپيشه ايراني با تأثير شگرف در صحنه پوياي فيلم ايران، پا به هاليوود مي گذارد. و البته ممکن است همين ماجرا، دردسرهاي ناخواسته سبک خاورميانه اي را براي او به دنبال داشته باشد: به خاطر همين فيلم، ممکن است مشکلاتي براي او در کشورش پيش بيايد. فراهاني 25 ساله و دانشجوي سابق موسيقي است. او با لبخند يک ميليون دلاري و خنده دلرباي خود تا کنون در کشورش در 17 فيلم ايفاي نقش کرده است. او همين حالا هم در جمهوري اسلامي يک ستاره بزرگ است. اما بعد از بازي در کنار دي کاپريو به چهره بزرگتري تبديل شده است. دکه هاي کنار خيابان و فروشنده هاي دي وي دي، ظرف چند روز گذشته در تهران نسخه هاي فراواني از اين فيلم را فروخته اند. فروشنده مي گويد: "بيائيد گلشيفته فراهاني و آقاي دي کاپريو را ببينيد. بيائيد با زيرنويس فارسي بخريد! فيلم با کيفيت هاليوودي! تا تمام نشده بيائيد." زنان پيچيده شده در چادرهاي سياه، دختران با مانتوهاي تنگ و روسري هاي رنگي، پسران با شلوارهاي جين و حتي مرداني با کت و شلوار تيره و پيراهن سفيد همه در صف خريد فيلم هستند. گاهي مسافران در تاکسي ها هم براي چند لحظه فوراً از ماشين پياده مي شوند تا يک نسخه از اين فيلم را بخرند و دوباره سوار ماشين شوند و بروند. يکي از فروشندگان جوان در پياده رو مي گويد روزانه حدود 100 نسخه از فيلم به قيمت هر عدد 1 دلار به فروش مي رسد. اکثر دي وي دي ها کيفيت پائيني دارند. يک نفر يک دوربين فيلمبرداري به سالن سينما مي برد و سپس فيلم را براي استفاده در ايران در اينترنت آپلود مي کند. بعد هم فيلم سر از سي دي ها در مي آورد. نقش عايشه براي فراهاني در اين فيلم درحالي آغاز مي شود که او يک روسري به سر دارد. اما با گذشت زمان از سر کنار مي رود و موهاي فردار مشکي اش نمايان مي شود. اين همان چيزي است که در صنعت محافظه کار سينماي ايران با "نه – نه" روبرو شده است. فراهاني در مصاحبه اوائل اين ماه با ديلي نيوز نيويورک گفت ظاهر شدن در اين فيلم تا همينجاي کار هم براي او مشکل ساز شده است. من به خاطر اين فيلم مشکلات زيادي داشتم.... مسؤولان ايران گذرنامه مرا گرفتند. وزارت اطلاعات چندين بار مرا بازجوئي کرد. سرانجام هم قاضي گفت "ما بايد فيلم را ببينيم و سپس تصميم بگيريم با تو چه کار مي خواهيم بکنيم." او گفت هرچند اين فيلم او را به محبوب ترين چهره در پرده سينماي ايران تبديل کرده، اما ممکن است زندگي او را در بازگشت به ايران دچار پيچيدگي کند. من واقعاً عاشق ايران هستم. خانواده من آنجا هستند... اما من يک فرصت را براي تست در فيلم از دست دادم، براي فيلم "شاهزاده پرشيا". ديگر نمي خواهم اين اشتباه پيش بيايد. اين براي خيلي از ايراني ها مأيوس کننده است. آنها نگرانند اگر او تصميم به سکونت در خارج بگيرد، تلويزيون دولتي ايران ديگر فيلم هاي او را نشان نخواهد داد. تحليلي از ميدل ايست آنلاين روز 23 سپتامبر، سردبير نئو کان روزنامه واشنگتن پست با لحني که انگار صميمي ترين دوستش را از دست داده باشد، گفت: "حمله آمريکا يا اسرائيل به ايران در ماه هاي آتي بعيد بنظر مي رسد". حتي صداي هق هق شان به گوش مي رسيد، زماني که مي گفتند: "درحاليکه ايران به سمت انباشتن اورانيوم براي توليد بمب اتمي پيش مي رود، حمله به ايران از فهرست اولويت هاي آمريکا خارج شد". اين مهم نيست که 16 آژانس اطلاعاتي آمريکايي در ماه نوامبر طي گزارشي اعلام کردند که ايران همه فعاليت هايش را براي توليد سلاح هسته اي، از اواسط سال 2003، متوقف کرده است. اين هم مهم نيست که توماس فينگار، معاون مايک مک کونل، مدير اطلاعات ملي آمريکا، در 4 سپتامبر بار ديگر بر اين گزارش صحه گذاشته است. اين حقيقت دارد که در ماه هاي اخير از تمايل آمريکا و اسرائيل براي حمله به ايران کاسته شده است. بايد پرسيد که چرا؟ و در جه شرايطي احتمال حمله بيشتر مي شود؟ واشنگتن پست معتقد است که عقب کشيدن اسرائيل و آمريکا به دليل بحران اقتصادي و تشديد خشونت در افغانستان و پاکستان است. اين دو مقوله قابل تعمق اند اما نظر من چيز ديگري است. روسيه و ترس خرس روسيه، بعد از 17 سال خواب زمستاني برخاسته است و با صدايي که متناسب با زور و ادعاهايش است، عربده مي کشد. علت آن، ناکامي در گرجستان بود که روسيه آن را از چشم نئوکان هاي آمريکا و مقلدانشان در گروه هاي راست افراطي اسرائيل، مي بيند. اين ناکامي زماني آغاز شد که رئيس جمهور گرجستان، ميخائيل ساکاشويلي، به ارتش گرجستان که تربيت شده آمريکا و اسرائيل بودند دستور داد تا در شب بين 6 و 7 اوت امسال به اوستاي جنوبي حمله کنند و نه تنها تعداد زيادي از افراد غير نظامي را بکشند بلکه تعدادي از ديده بان هاي روس هم کشته شدند. اين درست است که مقامات وزارت امورخارجه آمريکا به شاکاسويلي توصيه کردند که بهانه دست روسيه ندهد اما بر هم کسي که ذره اي توجه دارد روشن است که آمريکا توسط کارکنان کاخ سفيد مورد تحقير قرار مي گيرد. يکي از اين کارکنان اليوت آبرامز، نئو کاني است که انگار اسم وسطش با حرف "شين" به نشانه شکست مفتضحانه شروع مي شود. قرن هاست که روسيه درباره تهديد هايي که از سوي جمهوري هاي جنوبي و واکنش هايشان ابراز نگراني مي کند يا بهتر است بگوئيم دچار پارانوياست. هرکس کمي تاريخ روسيه را مطالعه کرده باشد، با اين مقوله آشنايي دارد. اين شامل رندي شونمان، مشاور سياست خارجي سناتور مک کين و واسطه ساکاشويلي و آمريکا هم مي شود. اين مسئله ما را هرچه بيشتر به درک اين گفته شونمان که گفته بود بايد رئيس جمهور گرجستان را تحريک کرد، نزديک مي کند. واکنش روسيه کاملا قابل پيش بيني بود. مک کين بايد آن موقع در مقابل روسيه مي ايستاد و ماهرانه از تجربه هايش استفاده مي کرد و برتري مهمي نسبت به کساني که معتقدند روسيه خطر بزرگي محسوب نمي شود، بدست مي آورد. اما رهبران روسيه هم از خشم ساکاشويلي برداشت ديگري دارند: اينکه او در کنار اوکراين قصد دارد عضو ناتو بشود يا نقش او در صه آرايي موشکي لهستان و جمهوري چک و برسميت شناختن شتابزده کوزوو از سوي آمريکا، مسائلي است که از حد تحمل روسيه خارج است. مي توانم صحنه اي را که فرماندهان روسي به پوتين صحبت مي کنند، تجسم کنم: "اما ولاديمير عزيز، قبل از اينکه خودمان را به مخاطره بياندازيم بايد گفت که چنين بي پروايي از سوي آمريکا، بي سابقه بوده است". "چه کسي تضمين مي کند که همدستان ديوانه بوش- چني و آبرامز- اسرائيل را براي حمله به ايران ترغيب نکنند و آمريکا هم براي دفاع از متحدش ايران را بمباران نکند". "شما به اهميت لابي اسرائيل و اينکه چگونه سياستمداران آمريکايي به آب و آتش مي زنند تا عشق خود را به اسرائيل ثابت کنند، واقفيد". "اقدام هاي متناوب کنگره براي متقاعد کردن بوش به اخذ اجازه از کنگره دادن دستور حمله به ايران شکست خورده است. پس دست بوش براي حمله به ايران، قبل از ترک کاخ سفيد، کاملا باز است". به هر حال بوش قبل از آن هم در ملا عام به اسرائيل قول داده بود که از آن در مقابل تهديدي به اسم ايران، دفاع کند. در عين حال، تحليلگران سياسي ما حدس مي زنند که بوش و چني به اين فکر مي کنند که جنگ وسيع تر در انتخابات ماه نوامبر به جمهوريخواهان کمک مي کند. هيچ خرس بزرگي دلش نمي خواهد کسي دماغش را نيشگون بگيرد. اما واکنش روسيه در قضيه گرجستان يک مشاجره کوچک نبود. اين واکنش يک استراتژي از پيش تعيين شده بود که آمريکا و اسرائيل بدانند که در صورت حمله به ايران، همسايه بسيار مهمشان، آرام نخواهد نشست. بعد از گرجستان، روسيه نقشه حمله به ايران از ميز مذاکرات محو کرد و به نظر مي رسد که موفق هم بود. از ماه اوت که روسيه و گرجستان در مقابل هم قرار گرفتند وزمان اولتيماتوم به ايران در مورد برنامه هاي اتمي اش هم منقضي شد، کاهش زيادي در مخالف خواني هاي آمريکا و گفته هايي چون "ايران بسوي توليد سلاح اتمي" در ميان سياستمداران و رسانه هاي آمريکايي، بوضوح کاسته شد. تغيير در اظهارات رسمي اسرائيل هم قابل توجه بود. بطوريکه شيون پرز در گفتگو اش با ساندي تايمز در اوايل ماه سپتامبر گفت: "دو راه براي مواجهه با تهديد ايران وجود دارد: حمله نظامي يا راه متمدنانه. من به راه حل نظامي معتقد نيستم و حمله به ايران به جنگي بزرگ ختم مي شود". و ايهود المرت هم روز 29 سپتامبر اعلام کرد که: "اسرائيل حس مقابله نظامي با ايران را از دست داده است". روسيه تنها نيست آدميرال ويليام فالون، کسي که استعفا داد تا مجبور نشود دستور حمله به ايران را اجرا کند، و آدميرال مايک مولن، فرمانده مشترک نيروهاي آمريکا، تلاش کردند تا روياي ديوانگان در کاخ سفيد و حمله شان به ايران عملي نشود. فالون رسما اعلام کرد که ارتش تحت فرماندهي اش به ايران حمله نخواهد کرد. مولن هم به ايجاد يک جبهه سوم در منطقه عراق و افغانستان مخالفت کرد و در پشت پرده هم سعي بر متقاعد کردن اسرائيل داشت. منابع اسرائيلي فاش کردند مولن تا آنجاا پيش رفت که به همتايان اسرائيلي اش هشدار بدهد که اصلا به فکر تصادفي ديگر نباشند. انچه که در سال 1967 باعث شد ناو اطلاعاتي ليبرتي آمريکا را توسط جت هايشان از سواحل سينا، غرق شود، نبايد دوباره تکرار شود. تعداد زيادي از اعضاي کنگره هم که دست از حمايتشان از راه حلي که باعث مخالفت افکار عمومي مي شود، دست برداشته اند. بسياري از آنها متوجه شده اند موافقت با جنگ از اعتبارشان مي کاهد همان بلايي که بر سر هيلاري کلينتون آمد که فکر مي کرد با دادن راي به نفع حمله به عراق، زرنگي کرده است. خطر جنگ کاملا از بين نرفته است هنوز هم ديوانگان بسياري در ميان سران اسرائيل و آمريکا وجود دارند که گمان مي کنند که حمله به ايران کار خوبي است. بخصوص در زماني که کساني چون جورج بوش و ديک چني هنوز در کاخ سفيد هستند. اگر رندي شونمان مي تواند ساکاشويلي را وادار به انجام عملي غير مسئولانه بکند، تنها يک اشاره براي ديوانگان اسرائيل، کافي است. اين واقعيت است ه کمپين مک کين\ پيلين با اپهارات بي پروايشان به خطر افتاده است. اگر بهانه مبارزه با تروريسم به دست مک کين بيافتد و او بعنوان بازمانده جنگ، سردمدار جنگ جديد بشود، قطعا به پيروزي اش در انتخابات کمک مي کند. در عين حال بوش و چني هم دلايل شخصي خودشان را براي حمله به ايران دارند. اگر مک کين در انتخابات برنده نشود، بوش و چني به دليل جنايات جنگي که مسئول اصلي اش بودند، محاکمه مي شوند. اين اتفاق در زمان مک کين هم مي افتد اما جديت آن کمتر است. اما گمان مي کنيد که حمله به ايران ديوانگي است. بيخود نيست که از اوايل دهه هشتاد ميلادي، بوش و چني و اطرافيانشان را ديوانه ترين ها خطاب مي کنند. بسياري از اين افراد هنوز بر سر کار هستند و بار ها و بارها ثابت کرده اند که قادر به انجام هرکاري هستند. همکار سابق من در سيا در ماه آوريل 2006 از ژنرال بازنشسته آنتوني زيني، سووال کرد که آيا ممکن است آمريکا يا اسرائيل به ايران حمله کنند يا نه. زيني سرش را به تاسف تکان داد و گفت: "اين کار ديوانگي است". بعد مکثي کرد و ادامه داد: "اما شما با ديوانه ترين ها طرف شده ايد".

به عنوان يك پديده اجتماعي...
آثارش به سرعت پخش شد
و كارش هم يكهو گرفت...
شعرهاي آهنگ هايش...
آدم پيش خودش فكر مي كند
كه طرف يك جوري
«سينه سوخته» است!
محسن چاووشي نماينده نسل جديدي از خوانندگان ماست كه به آن ها اصطلاحا خوانندگان «زيرزميني» گفته مي شود؛ خوانندگاني كه موسيقي شان را ضبط مي كنند اما مجوز براي پخش رسمي اش دريافت نمي كنند، چاووشي اما ( حالا نمي دانم خواسته يا ناخواسته؟ ) آثارش به سرعت پخش شد و كارش هم يكهو گرفت، لابد مي دانيد كه اين طور چيزها اصلا توي ايران حساب و كتابي ندارد و فكر هم نمي كنم كه خود چاووشي براي آن حكايت ها برنامه ريزي خاصي داشته است.
نكته ديگري كه در محبوبيت آثار چاووشي داراي اهميت است، شعرهايي است كه براي آهنگ هايش انتخاب مي كند، آدم پيش خودش فكر مي كند كه طرف يك جوري «سينه سوخته» است و مطمئن باشيد كه همه يك طوري خودشان را توي شعرهاي او پيدا مي كنند، هر كسي كه به قول معروف زندگي به نحوي پس كله اش زده، خودش را توي شعرهاي چاووشي مي بيند. اما مهم ترين نكته اي كه به نظرم نبايد آن را در محبوبيت چاووشي ناديده گرفت اين است كه بزرگ ترين رسانه تبليغاتي در اختيارش قرار گرفت در قالب فيلم «سنتوري» و جالب اين كه هر دوي اين ها به محض توليد به پديده هايي غير مجاز تبديل شدند؛ آلبوم هاي محسن چاووشي از يك طرف و «سنتوري» داريوش مهرجويي از طرف ديگر، غير مجاز شناخته شدند و بعد هم خيلي سريع از طريق شبكه هاي غير رسمي در اختيار همگان قرار گرفتند. حالا من زياد با «سنتوري» كاري ندارم و زياد هم آن را نپسنديدم ( اين را هم بگويم كه من صلاحيتي براي نقد سينمايي فيلم مهرجويي ندارم اما به عنوان كسي كه سال هاست به صورت حرفه اي دارم آهنگ مي سازم و مي نوازم، بسياري از رويدادها و وقايع داستان «سنتوري» برايم تا اندازه اي عجيب و دور از ذهن آمد) اما بيش تر فيلم بر محور صداي چاووشي مي چرخيد، هر چند كه برخلاف نظر خيلي ها، صداي او به نظرم ربط چنداني به چهره بهرام رادان ندارد.
چاووشي به هر حال تا به اين جاي ماجرا خيلي خوش شانس بوده. اصولا بعضي وقت ها در جهان هستي همه چيز طوري دست به دست هم ديگر مي دهد كه كارت خوب پيش مي رود. بله، اين را كاملا قبول دارم كه چاووشي از يك منظر ديگر كاملا بدشانس است؛ اين كه يك كاري را انجام بدهي و تمام ايران تو را بشناسند و دوستت داشته باشند اما عملا هيچ دست مزدي از آن عايدت نشود، واقعا قسمت بدشانسي ماجراست، اما چاووشي خوش شانس است كه بالاخره مجوزش را گرفت. حكايت شهرت محسن توي ايران برعكس شد، همه خواننده ها معمولا وقتي مجوز مي گيرند بايد يك آلبوم هم بسازند، شايد بعد از آن محبوب شوند اما چاووشي موقعي كه آلبومش به صورت رسمي به بازار موسيقي آمد، محبوب ترين خواننده ايران بود و احتمالا اين آلبوم هم شهرت و محبوبيت اش را مضاعف كرده است، البته ناگفته نماند با اين سيستم بيماري كه موسيقي ايران دارد فكر نمي كنم باز هم از نظر مادي، رقم دندان گيري عايد چاووشي شود اما به هر حال بدون شك ركورد فروش را خواهد زد و اگر قانون كپي رايت درست و حسابي توي عرصه موسيقي داشتيم، آلبوم چاووشي شيرين يك ميليون نسخه مي فروخت، اما الان شايد اين رقم نصف بشود.
اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه اين اواخر توي موسيقي پاپ، خواننده هاي زيادي داشته ايم كه يك مدت خيلي شهرت پيدا مي كنند و محبوب مي شوند و كلي آلبوم شان سر و صدا مي كند اما بعد يكهو فيد مي شوند، آن ها بايد اين نكته را در نظر داشته باشند كه شهرت و محبوبيت هاي اين چنيني شان فقط با اجراهاي صحنه اي و كنسرت هاست كه محفوظ مي ماند، بايد حضور داشته باشد و گرنه كه يك خواننده پاپ كه نمي تواند در سال بيش تر از يك آلبوم روانه بازار موسيقي كند، حالا بايد ديد كه محسن چاووشي چه طوري توي اين ماجرا پيش مي رود و اين محبوبيت اش پايدار مي ماند؟
منبع : موسيقي ما
بابک جهانبخش ، متولد نخستین روز سال ١٣٦٢ در شهر بوخوم آلمان است. وی در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد و زمانی که تنها سه ساله بود، پدرش نخستین سازش – یک کیبورد – برای او خرید. وی موسیقی را در آلمان از کلاس های مهد کودک و به اجبار یادگرفت، در کلاس اول دبستان نواختن پیانو را شروع کرد و در کنار آن کیبورد را هم یاد گرفت، در ١٥ سالگی شروع به یادگیری آهنگسازی کرد و تمایلی هم به خوانندگی نشان داد و در ١٨ سالگی هم نواختن گیتار را آغاز کرد.
بابک از کودکی به فوتبال علاقه داشته و می گوید که حتی یک بار پدرش او را به زور از زمین فوتبال بیرون کشیده و سر کلاس موسیقی برده!! به گفته ی خودش زمانی که در آلمان زندگی می کرده اصلا علاقه ای به موسیقی و به خصوص موسیقی غربی نداشته و حسی که از موزیک شرقی به دلش می نشیند را هرگز از موسیقی غربی احساس نمی کند.
بابک جهانبخش در سن دوازده سالگی به ایران بازگشته و شرکت در جشن تولد "امیر مسعود میردامادی" زندگی اش را تغییر می دهد. در این جشن، صدای بابک مورد توجه "مسعود میرادمادی" پدر امیر مسعود، از آهنگسازان برجسته و پیشکسوت ایران قرار می گیرد. او آموزش سلفژ را زیر نظر مسعود میردامادی آغاز کرده و در سال ٧٧ پس از قبولی در آزمون خوانندگی صدا و سیما به تشویق علی معلم – رئیس بخش موسیقی صدا و سیمای وقت – آهنگی را برای تلویزیون خواند که به دلیل سن و سال کم صدایش قبول نشد و آهنگ مجوز پخش نگرفت.
بابک کار بر روی آلبوم "چی شده " را در بهمن ماه سال ١٣٨٢ آغاز کرد، این آلبوم در اردیبهشت ماه سال ٨٣ به پایان رسیده و به کمپانی "ترانه ی شرقی" واگذار شد اما تا آبان ٨٤ منتشر نشد. در تیر ماه سال ٨٥ آلبوم "چی شده" پس از ساخت و پخش کلیپ قطعه ی "چی شده" سر انجام مورد توجه مخاطبین و دوست داران موسیقی قرار گرفت و این قطعه به یکی از محبوب ترین و موفق ترین کارهای سال تبدیل شد.
بابک جهانبخش خود را فردی احساساتی معرفی می کند و حتی گاهی این ویژگی را از نقاط ضعف خود می شمرد ولی شاید یکی از دلایل موفقیت وی – در کنار استعداد ذاتی و دانش موسیقایی – همین احساساتی بودن و وسواس او برای انتخاب کارهایش باشد چرا که این وسواس باعث می شود چیزی فراتر از تکنیک های خوانندگی در صدایش باشد و این حس زیبا کارهایش را بسیار دلنشین تر می کند.
.
"بی اسم" نام آلبوم جدید جهانبخش است که آهنگسازی همه ی قطعات به جز قطعه ی فال ( به آهنگسازی علی صمدی) را خود بابک جهانبخش انجام داده و تنظیم، ضبط و مسترینگ آلبوم هم بر عهده ی "پوریا حیدری" بوده. اشعار این آلبوم از سروده های "بابک صحرایی"، "مهدیه عرب"، "بهاره رسول زادگان"، "نغمه قاسمی"، "مریم اسدی"، "حمیدرضا صمدی"، "علی بحرینی" و "داریوش شهریاری" هستند که از این بین قطعه ی "از چشم من" یکی از زیباترین ترانه های آلبوم رو داره که آهنگ و شیوه ی خواندن بسیار زیبای جهانبخش حس و حال یک عشق دور و دست نیافتنی رو به شما منتقل می کنه و قطعه ی "زمستون" هم گذشته از ترانه ی بسیار واقع گرایانه(!)، آهنگ و اجرای زیبایی داره. مریم اسدی هم ترانه های " به کی داری فکر می کنی" و "چی نصیبت میشه" رو سروده که حس زیبای صدای بابک جهانبخش قشنگی این ترانه ها رو چندین برابر می کنه.

از همه لحظات روزتان لذت ببرید!
این تک تک روزهای شماست که زندگیتان را توصیف می کند. در این مقاله، می خواهیم خلاف این باور متداول که فقط می توانید از زمان استراحتتان لذت ببرید را ثابت کنیم. این مقاله به طور ویژه برای آنها که مجبورند در طول روزهای هفته به طور تمام وقت کار کنند و همیشه فقط و فقط منتظر رسیدن آخر هفته ها هستند و قادر نیستند از تجارب و امور روزمره خود لذت ببرند، بسیار مفید خواهد بود.
1. تحسین زیبایی: هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.
2. ارتباط با طبیعت: طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای لذت بردن از طبیعت است.
3. خنده: ای. ای. کامینگز گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.
4. لذت های کوچک زندگی: یک فنجان قهوه خوب وقتی تازه از خواب بیدار شده اید، بازی کردن و وقت گذراندن با کودک ساله تان، پختن یک غذای خوشمزه در شب، و ... همه اینها شاید خیلی هیجان انگیز به نظر نرسند، اما همه آنها لذت های کوچک زندگی هستند. اگر لحظه ای سرعت خود را پایین بیاوری و برای لذت بردن از این فعالیت های روزمره زمان بگذارید، زندگی بسیار لذت بخش تر خواهد شد.
5. ارتباط با مردم: این روابط ما با دیگران است که بیشترین خوشحالی و خوشبختی را به ما می دهد. پس شاید بهترین راه برای لذت بردن بیشتر از کارتان گرفتن ارتقاء درجه و ترفیع نباشد، بلکه ایجاد روابط دوستانه با همکارانتان باشد.
6. یادگرفتن: بین یادگیری و خوشبختی رابطه بسیار قوی وجود دارد. با این وجود، دیگر بهانه ای برای تحریک نکردن مغزتان و یاد گرفتن یک چیز جدید در زندگیتان ندارید. می توانید در زمینه کارتان به اطلاعات خود اضافه کنید.
7. فکر کردن دوباره به صبحها و شبهایتان: آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایدهب خش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن، چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که روزتان را چگونه گذراندید.
8. جشن گرفتن موفقیت ها: طی یک روز عادی همه ما مطمئناض موفقیت های کوچکی به دست می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخرود کنید، یک فروش کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کردهب اشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار خوشمزه به خودتان پاداش بدهید، و ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
**شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد. زرتشت
**گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي. اي قديمي اي خوب
**تو مرا ياد كني يا نكني، من به يادت هستم.
**آرزويم همه سرسبزي توست.
**دايم از خنده، لبانت لبريز
**دامنت پر گل باد.
------------------------------------------------------------------------
**برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
**بنگر که تو چگونه می افتی
------------------------------------------------------------------------
**آدم ها را از انچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره انها مي گويند.
-----------------------------------------------------------------------
**فریدریش نیچه : 'آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.
--------------------------------------------------------------------------
**چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.
------------------------------------------------------------------------
**از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.
---------------------------------------------------------------------------
**آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند.
------------------------------------------------------------------------
**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
-----------------------------------------------------------------------------
**وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....
-----------------------------------------------------------------------------
**اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبير)
------------------------------------------------------------------------
**نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند کروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
**تمدن جديد زن را كمي عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندي مرد، بر رنج زن افزوده است.
------------------------------------------------------------------------
**پيچ جاده، آخر راه نيست مگر اينكه تو نپيچي.
------------------------------------------------------------------------
**دكتر شريعتي: لحظه هاراميگذرانديم تابه خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي درآن لحظه هابودكه گذرانديم.
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
توقیف «شهروند امروز» و «ارژنگ»؛ چرا؟
1 - آتش
2 - خاك
3 - هوا
4 - آب
1 . اولين عنصر آتش متولدين ماه فروردين- مرداد- آذر- جزء عنصر آتش مي باشند افرادي پرشور.احساساتي. فعال.پر انرژي.و بسيار خلاق هستند آنها سرشار از زندگي با محبت و خونگرم بوده و تاثير مستقيم و فوري بر روي محيط خود دارند. هنگامي كه دو نفر از اين عنصر به يكديگر ملحق شوند تركيبي مستحكم بوجود مي آيد.آنها براي يكديگر به طرق گوناگون موجبات موقعيتهاي مناسب و مهيجي را فراهم مي آورند. گسترش ويژگي هاي افرادي كه در عنصر آتش قرار دارند مي تواند موجبات افراط و زياده روي شده و مشكل آفرين گردد.اين افراد داراي طول موج احساسي يكساني بوده و عشق براي آنان معني بزرگي دارد آنها نياز به دوستي و رابطه گرم و پر محبت دارند و غالبا بسيار مهربان هستند.
2 . عنصر خاك متولدين ماه ارديبهشت - شهريور- دي- ويژگي هاي ذاتي مشترك متولدين در اين عنصر به واقع بيني - ماده گرايي و همچنين احتياط و دقت محدود شده است آنها علاقه زيادي به ثابت قدم بودن دارند و براي بهبود و تحكيم وضعيتشان در زندگي به سختي تلاش مي كنند. زمانيكه دو نفر از اين عنصر به يكديگر مي رسند ملاقات آنها با بينش بطرف خاك(پايين يا زمين) است و اين به آن معناست كه افكار بلند پروازانه ندارند . خاك با خاك موجب اطمينان خاطر يكديگر را فراهم مي كنند و اين افراد بگونه شگفت آوري باوفا هستند و در كنار يكديگر مي مانند و حفظ روابط هميشگي براي آنها داراي اهميت زيادي است.
3 . عنصر هوا متولدين ماه خرداد- مهر-بهمن- اين دسته چون در عنصر هوا(باد) قرار دارند نسبت به ساير عناصر ديگر داراي احساسات كمتري مي باشند آنها مايلند كه ارزش و تواناييهاي روحي خويش را با عشق جلوه دهند تا با دلسوزي و نگاه.متولدين اين عنصر شيفته مصاحبت و تبادل نظر بوده و خلاقيت را بر انجام ايده هاي جديد ارجحيت مي دهند به ويژه آنها از همراهي با افرادي كه در اين عنصر مي باشند لذت مي برند اگر چه ابراز احساسات برايشان دشوار است. در مواردي كه عقايد خود را به ناچار تغيير مي دهند نسبت به اعتماد خود به هر چيز و هر كس نگران مي شوند. بنابراين آنها از ديدگاه افكار و عقايد با يكديگر تناسب دارند و چنانچه توقعات احساسي غير قابل اجراپيش آيد سبب بروز مختصر علائم خطر مي شود.
4 . عنصر آب متولدين ماه تير- آبان- اسفند- اينها سخت تحت سلطه احساسات قوي واقع شده اند كه اين احساسات آنها را خشن و حساس مي سازند.بهترين فرد براي درك نيازهاي عنصر آب فرد ديگري از همين عنصر است زيرا ممكن است ديگران خصوصيات ويژه آنها را به عنوان عدم تمايل و ايجاد ارتباط تلقي كنند.در رابطه بين دو عنصر آب و آتش همانگونه كه اشاره شد احساسات آنها رل اساسي را بازي كرده و آنها محافظ و مدافع يكديگرند.روابط عناصر آب صلح و آرامش را همراه دارد و بر زندگي آنان حكمفرمايي ميكند اما بدليل داشتن احساسات قوي مي تواند اثر مخالف نيز داشته باشد و منجر به بازيهايي شود كه سبب نابودي روابط صميمي گردد.

ويدا حسين زاده به پايان رسيد
به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي هيات شمشيربازي استان اردبيل در
اين مسابقات كه به مناسبت هفته تربيت بدني در سالن جهان پهلوان حسين
رضازاده اردبيل برگزار شد 16 شمشيرباز حضور داشتند. 
الناز خيرخواه بشر رده هاي دوم و سوم اين مسابقات را كسب كردند.
مسابقه درنهايت ميلاد ابراهيمي حريري با كسب برتري برابر كليه رقيبان بر
سكوي قهرماني ايستاد بهزاد نصيري دوم شد و فردين مجردآزاد با كسب برتري
برابر سعيد ركس به مقام سومي اين مسابقات دست يافت. 

امريكا :
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
ايران :
مکان: شمال غرب تهران، ایران
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر


متن كامل پيام دكتر محمود احمدينژاد به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي باراك اوباما
رئيسجمهور منتخب ايالات متحده آمريكا
از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركتكنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد تبريك ميگويم. ميدانيد فرصتهايي كه از ناحيه خداوند به بندگان هديه ميشوند زودگذرند و ميتوانند در مسير كمال انسان و صلاح ملتها و يا خداي ناكرده در مسير سقوط عليه ملتها به كار گرفته شوند. اميدوارم جنابعالي با ترجيح مصالح حقيقي مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهاي سيريناپذير اقليتي خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آوريد و نام نيكي از خود به جاي بگذاريد.
توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياستهاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملتهاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.
از سويي ملت آمريكا كه داراي گرايشات معنوي است انتظار دارند كه همه توان و همت دولت در مسير خدمت به مردم، اصلاح وضعيت بحراني اقتصادي، بازيابي حيثيت، روحيه و اميد آنان و رفع كامل فقر و تبعيض، احترام كامل به كرامت، امنيت و حقوق انساني و تقويت بنيانهاي خانواده كه از جمله تعليمات انبياء الهي است در سرزمين آمريكا مصروف شود.
از سوي ديگر، ملتهاي جهان انتظار دارند كه سياستهاي مبتني بر جنگطلبي، اشغالگري، زورگويي، فريبكاري، تحقير ملت ها و تحميل روابط تبعيضآميز و غيرعادلانه بر آنان و برمناسبات جهاني كه موجب انزجار همه ملتها و اكثريت دولتها از حاكمان آمريكا و مشوهشدن حيثيت مردم آن كشور شده است به رفتاري مبتني بر عدالت و احترام به حقوق انسانها و ملتها، دوستي و عدم دخالت در امور ديگران تبديل گردد و دايره دخالتهاي دولت آمريكا به مرزهاي جغرافيايي آن كشور محدود شود. به ويژه در منطقه حساس خاورميانه، انتظار آن است كه رفتار ناعادلانه شصت ساله به سوي استيفاي كامل حقوق حقه ملتها به خصوص ملتهاي مظلوم فلسطين، عراق و افغانستان تغيير جهت دهد.
ملت بزرگ و تمدنساز و عدالتجوي ايران از تحولات اساسي، عادلانه و واقعي در سياستها و رفتارها به ويژه در اين منطقه استقبال ميكند.
اگر در مسير الهي و در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام برداشته شود اميد ميرود كه خداي بزرگ ياري كند و خسارات سنگين گذشته تا حدودي جبران شود.
از خداوند متعال براي آحاد بشريت و همه ملتها، سعادت، سلامت، سربلندي و رفاه و براي حاكمان ومديران جوامع عبرتآموزي از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزي، رفع ظلم و برپايي عدالت و رعايت دستورات الهي، مسئلت دارم.
با ايران چه بايد کرد؟
تحليلي از نيويورک تايمز
تصور اين موضوع وحشتناک است اما احتمال حمله نظامي به ايران به دليل برنامه هاي اتمي اش، حتي اگر بصورت تئوري مطرح شد ، فقط به تحريک دولت بوش نبود.
من بعنوان خبرنگار سياسي در آن زمان براي رويترز کار مي کردم و احساس مسئوليت مي کردم که کاري نکنم که تصميم وحشتناک حمله به عراق عاقلانه بوده است.
با اين تست ميتونيد به عمق عشقي كه نسبت به همسر يا دوستتون داريد پي ببريد پس سوالات رو به دقت بخونيد و جواب بديد………
براي پاسخ دادن يكي از جوابهاي زير رو انتخاب كنيد:
۲ـ من با او رابطه ي پرشور و حرارتي دارم.
۳ـ ميتونم در مواقع نياز روي كمكش حساب كنم.
۴ـ همسرم (دوستم) ميتونه در مواقع نياز روي كمكم حساب كنه.
۵ـ مايلم اموال و دارايي هايم رو با او شريك بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفي حمايتم ميكنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفي حمايتش ميكنم.
۸ـ ارتباط خوبي با هم داريم.
۹ـ من براش ارزش زيادي قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزديكي و صميميت ميكنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس ميكنم واقعا اونو درك ميكنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درك ميكنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصي خودمو با او در ميون ميذارم.
۱۶ـ فقط با ديدن او هيجان زده ميشم.
۱۷ـ طي روز مدام به او فكر ميكنم.
۱۸ـ رابطمون خيلي رمانتيكه.
۱۹ـ اونو خيلي جذاب ميبينم.
۲۰ـ اونو بسيار آرماني ميبينم.
۲۱ـ نميتونم تصور كنم كه شخص ديگه اي بجز او منو اينقدر خوشحال كنه.
۲۲ـ ترجيح ميدم تمام زندگيم رو در كنار او باشم.
۲۳ـ هيچ چيز ديگه مهمتر از رابطه ي من با او نيست.
۲۴ـ گفتگوي خودموني با او رو به طور خاصي دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ي ما يك چيز جادويي وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نميتونم زندگي رو بدون او تصور كنم.
۲۸ـ رابطمون خيلي احساسيه.
۲۹ـ وقتي فيلم رمانتيك ميبينم به همسرم فكر ميكنم.
۳۰ـ درباره او روياپردازي ميكنم.
۱۵ سوال اول مربوط به صميميته هرچه امتياز شما به عدد ۴۵ نزديكتر باشه صميميت شما با همسر يا دوستتون هم بيشتره و بالعكس.

فاصله كنونی میانگین چهار ساله اختلاف سنی زوج ها شانس ازدواج را از 985 هزار دختر می گیرد. وی با ارائه آماری درباره میانگین اختلاف زوج ها در كشور افزود: "در حال حاضر میانگین اختلاف سنی زوج ها 7/3 سال است در حالی كه 20 سال پیش میانگین این اختلاف شش سال بوده و براساس آمار میانگین، سن ازدواج پسران در 20 سال گذشته 25 سال بوده كه اكنون به 9/25 رسیده و در دخترها از 18 سال به 9/21 رسیده است." معاون فرهنگی - اجتماعی سازمان ملی جوانان یادآورشد: "اگر جوان های ما با فاصله پنج سال از هم ازدواج كنند یك میلیون و 650 هزار دختر شانس ازدواج را از دست خواهند داد. اگر این فاصله چهار سال باشد كه در حال حاضر نیز تقریباً همین میانگین وجود دارد 900 هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت. اگر این میانگین به سه سال كاهش یابد 302 هزار دختر و اگر میانگین اختلاف سنی زوج ها دو سال شود 361 هزار پسر شانس ازدواج نخواهند داشت و اگر این اختلاف سنی به 1 سال کاهش یابد بیش از 900 هزار پسر شانس ازدواج نخواهند داشت!
"
وی در ادامه رشد ازدواج در سال 86 نسبت به سال 85 را هشت درصد و چهار ماهه امسال را نسبت به مدت مشابه قبل را 9 درصد اعلام كرد اما در عوض از رشد پنج درصدی آمار طلاق نسبت به سال گذشته خبر داد. عصارنیا همچنین در مورد بیشترین علل ثبت شده و اعلام شده طلاق از سوی زوج ها اظهار كرد: "سه عامل اعتیاد، مسائل اقتصادی (ترك نفقه) و سازگاری و تفاهم نداشتن بیشترین عامل ثبتی و اعلامی آمار طلاق از سوی زوجین است." وی با اشاره به اینكه "5/1 میلیون ازدواج در سال نیاز است تا حدود 90 درصد جوانان تا 10 سال آینده ازدواج كرده باشند" سه راهبرد مدل سازی نهادسازی و الگوسازی و ارائه آن را با توجه به مقتضیات زمانی فعلی برای رسیدن به این منظور توصیه كرد.
معاون فرهنگی - اجتماعی سازمان ملی جوانان نیاز به حساس سازی عمومی را یكی از محورهای راهبردی و عملیاتی ازدواج معرفی و عنوان كرد: "طبق آمار بر خلاف گذشته، موضوع ازدواج اولویت چهارم یا پنجم جوانان است در حالی كه اوقات فراغت در حال حاضر برای جوانان اولویت مهم تری دارد، اولویت بخشی به ازدواج توسط رسانه ها به ویژه رسانه ملی و گروه های مرجع می تواند به صورت موفقیت آمیزی پیگیری و اجرا شود.."
مطلب را به بالاترین بفرستید:




عاشق شدن پیش زمینه مناسب و مورد انتظار برای ازدواج است. از این جمله اینطور برمی آید که باید برای عشق ازدواج کنید و پس از آن هم روی آن کار کنید. یک ازدواج موفق، تحقق نهایی یک جذبه رمانتیک است. یک ازدواج خوب ازدواجی است که کاملاً و آزادانه بر رشد فردی وابسته باشد و ازدواج بد دقیقاً عکس این وضعیت است. ازدواج کردن اصولاً یک ماجرای رمانتیک با تاکید بر حقوق افراد و آزادی از کنترل والدین می باشد. وابستگی عاطفی و خوشبختی مورد انتظار بر ملاحظاتی مثل همراهی، شباهت های فرهنگی و تجارب اجتماعی یکسان می چربد. ما با افتخار اعلام می کنیم که دیگر برای آسودگی، ارتقاء شغل یا راضی کردن خانواده هایمان ازدواج نمی کنیم، بلکه برای ایجاد یک رابطه مطبوع و خوشایند که کاملاً هم داوطلبانه است و هدف آن خوشبختی فردی و رشد شخصیتی است، ازدواج می کنیم.
عشق زیبا است. عالی است. اما ملاک اصلی برای انتخاب همسر چیست؟ خیلی چیزها باید مد نظر قرار گیرد. این نظر سایر قرون است. جوان ها باید از بزرگترهایشان مشورت بگیرند. والدین همیشه با طبیعت و نیازهای فرزندانشان آشنا هستند. می توانند با تجربه و موهایی که در آسیب سفید نکرده اند درمورد همسر انتخابی آنها نظر بدهند. و آنها دنبال خوشبختی فرزندشان نیستند. آیا تحقیقات جدید چیزی از اعتبار عشق بعنوان پایه ای برای انتخاب همسر، آشکار می کند؟ تحقیقات اخیر درمورد مشکلات زناشویی به چه نکاتی دست پیدا کرده است؟ عشق، به نظر برخی محققان یک فرایند شکل گیری تخیل است، که فرد در آن طرف خود را ایدآل ترین می بیند و عیب های او را نادیده گرفته و خوبی هایش را دوچندان می بیند. (پس ازدواج معمولاً فرد به واقعیت برمی گردد).
واقعیت این است که همه آدمها به عشق مثل راهی برای جبران احساسات و ارضاء و ایدآل کردن یک نفر اما بدون درنظر گرفتن واقعیت، نگاه می کنند. تحقیقات انجام گرفته روی شکست ها و موفقیت های ازدواج نشان می دهد که هرچه مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج بیشتر باشد، احتمال موفقیت در ازدواج نیز بیشتر خواهد شد.
برای موفقیت در ازدواج، مهمترین چیز اهمیت تناسب و شباهت زمینه اجتماعی دو نفر است. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز. در ازدواج باید با یک نفر زندگی کنید نه اینکه فقط او را دوست داشته باشید. همین واقعیت است که عشق را بخش مهمی از پیش نیاز ازدواج در نظر می گیرد.
یک ازدواج خوب، قوانینی دارد
از توصیه های قدیمی مثل "او را تحسین کنید"، "در سرگرمی هایش با او شرکت کنید"، "هم معشوقه او باشید هم زنش"، و .... در این مقاله هیچ حرفی به میان آورده نشده چون بیش از اندازه تکراری شده اند و از این گذشته به هدف خود هم نمی رسند. شاید آنچه که ما نیاز داریم یک دسته قانون جدید باشد. این قوانین به این صورت هستند.
قانون اول: هیجیک از طرفین نباید درمورد دوست دخترها یا دوست پسرهای قبلی طرف خود بد حرف بزند یا تحقیر کند. تمایل به خرد و تحقیر کردن افرادی که قبلا در زندگی همسر بوده اند، نشاندهنده نارضایتی از زندگی خود است. از توهین ها، کنایات، و بدزبانیها باید به کلی خودداری شود.
قانون دوم: شوهر نباید در جمع به همسر خود توهین یا بی احترامی کند. هرگونه بحث از این قبیل باید در خلوت خود دو نفر انجام شود. این مسئله درمورد خانم ها هم صادق است.
قانون سوم: وقتی شوهر مشغول کتاب خواندن با صدای بلند است، زن باید آرام در صندلی خود بنشیند و گوش کند. شاید از موضوع مطلب خوشش نیاید اما حداقل کاری که می تواند بکند این است که خود را علاقه مند نشان دهد. حین خواندن همسر نباید مدام دستش را برای پراندن مگسی که اذیتش می کند دراز کند یا اشتباه تلفظی شوهرش را گوشزد کند یا بگوید که یکی از جورابهایش را اشتباه پوشیده است. می تواند با جملاتی مثل، "چه جالب"، همسرش را تحسین کند.
قانون چهارم: شوهر باید با همه امور خانه آشنا باشد تا وقتی که همسرش به آرایشگاه رفته است و منزل نیست، بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. البته شادی بد نباشد که همه خانم ها یک نقشه از جای همه وسایل خانه برای همسرانشان تهیه کنند تا آنها به مشکل برنخورند. البته مشکل اینجاست که ممکن است مرد آن نقشه را هم گم کند و تا برگشتن زن به خانه نتواند آنرا پیدا کند.
قانون پنجم: دو نفر که با هم زندگی می کنند نباید با هم شرطی صحبت کند. بهترین حالت حرف زدن با هم حالت خبری آنهم زمان حال است. زمان آینده که با تردید و نگرانی همراه است و گذشته هم که دریای یاس و پشیمانی است.


در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
۵- در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!
در امریکا: طلاق ....
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجز
برتری پسرها نسبت به دختر ها !
- یک پسر اگه همزمان 5 تا زن هم داشته باشه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه ولی امان از روزی که یه زن شوهر دار .......
- یک پسر اگه طلاق بگیره بهش هیچی نمی گن و بد هم نگاش نمیکنن ولی به دختره میگن مطلقه و ... اوه اوه بد نگاه کردن که حداقل قضیه ست...!
- یک مرد اگه زنش بمیره همه میگن آخی بیچاره زنش ولی اگه یه زن شوهرش بمیره بازم میگن آخی بیچاره زنش!!
- همه پیرمرد های جذاب زیادی رو سراغ دارند ولی شما پیرزن جذاب سراغ داری؟؟؟
- اگه با ضریب خطای 1 درصد یک پسر خوشگل و یک دختر خوشگل از تو خیابون بیاری و جفتشونو دونه دونه بفرستی حموم بعد اینکه بیان بیرون تازه میفهمی کی واقعا خوشگله!
... و اما: طبق آخرین تحقیقات دانشمندان نسل بشر نه موقعی که اتمسفر تموم شه و نه موقعی که سوخت خورشید تموم شه و نه در هیچ حالت دیگه ای منقرض نمی شه بلکه تنها موقعی منقرض میشه که لوازم آرایش تموم شه! چون دیگه چهره واقعی دخترها رو میشه و دیگه هیچ پسری خر نمیشه با دختری ازدواج کنه و بچه دار
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غير قانوني است و افراد بالاي 15 براي تقلب به
زندان فرستاده مي شوند.
4. مشاهده فيلم هاي کاراته اي تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ايسلند زماني داشتن سگ خانگي ممنوع بود.
6. در آريزوناي آمريکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تايلند همه سينما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملي قبل از شروع فيلم قيام
کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشين قبل از چک مردن اينکه بچه اي زير آن خوابيده
است يا نه، ممنوع است.
9. در تايلند انداختن آدامس جويده شده تان 500 دلار جريمه دارد و قبل از خارج شدن
ازخانه حتما بايد لباس زير پوشيده باشيد.
10. در سال 1888 در بريتانيا قانوني تصويب شده که دوچرخه سواران را موظف
مي کرد تا زمان رد شدن ماشين از کنارشان، زنگ دوچرخه هايشان را بطور پيوسته به
صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 ميلادي نوشيدن قهوه در ترکيه ممنوع بود و اگر کسي در حين
خوردن قهوه دستگير مي شدن، به اعدام محکوم مي شد.
12. در فنلاند زماني پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشيدن شخصيت
اصليت سريال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژيکي ها مجبور بودند نام فرزندشان را از يک ليست 1500 نفري
در روزهاي ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسي به اينترنت غير قانوني است. اگر فردي با اتهام داشتن مودم
دستگير شود، به زندان محکوم مي شود.
15. اتريش اولين کشوري بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پيش هر فردي که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام
مي شد.
17. در طول جنگ جهاني اول هر سربازي که به همجنس بازي متهم مي شد، اعدام
مي شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشيدن جوراب سفيد براي زنان به علت
تحريک آميز بودن آن براي مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پليس دستور داشتند
پنجره خانه ها را با رنگ سياه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها ديده نشوند.
19. در 24 ايالت آمريکا صغف حنسي عامل اصلي طلاق است.
20. در ايالت ميسوري بخش سنت لوئيس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب،
براي ماموران آتش نشاني ممنوع است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگي که پيدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن
متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ويکتورياي استراليا پوشيدن شلوارک هاي صورتي تحريک آميز در غروب هاي
شنبه ممنوع است.
24. در ويکتورياي استراليا، تنها متخصصان برق اجازه تعويض لامپ برق را دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوي عکس ملکه، نشانگر خيانت و پيمان شکني با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبي همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعي را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسويل ويسکانسين آمريکا، مردان در هنگام اوج لذت شهواني (ارگاسم) همسرانشان حق تيراندازي ندارند.
29. در اوهايو آمريکا, ماهيگيري در زمان مستي ممنوع است.
30. در اندونزي مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکاي ايالت نوادا، بوسيدن زنان توسط مردان سبيلو ممنوع است.
32. در ميامي آمريکا، تقليد کردن رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لواي آمريکا، بوسيدن بيش از 5 دقيقه مجاز نيست.
34. زماني در کشور سوئيس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب مي آمد.
35. در روآتاي ايتاليا، عبور افراد غير مسيحي از 20 متري کليسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهي از فاصله 15 متري کليساي آن منطقه موجب دردسر پليس شده بود، زيرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران براي چک کردن مسيحي بودن يا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئيس داشتن يک پناهگاه براي شهروند الزامي است.
37. در بحرين پزشکان حق ندارند در هننگام معاينه به آلت تناسلي زنان مستقيم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصوير آنرا در اينه ببينند.
38. در لينوئيس آمريکا دادن سيگار روشن به حيوانات ممنوع است.

محققان ادعا میکنند علاقه یک زوج معمولی به یکدیگر دو سال و شش ماه و 25 روز بعد از ازدواج رو به افول میگذارد.


خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم .
2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟
3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟
5. خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟
6. خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

1- به جای انکه از روی در مانگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.
2- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.
3- چنانچه خواهان آن هستید که عاشق باشید. می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.
4- به ازدواج خود مانند راهی محتول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو استحکام , پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دو شادو ش یکدیگر بپیمایید.
5- به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.
6- به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیقترین نیازهایتان با او کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
7- به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.
8- اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید.همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.
9- به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک می کند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.
10- پایبندی خود را ازدواجتان هر روز تمدید وتجدید کنید . آن را قوی تر و عمیقتر از روز قبل سازید. این امر رابطه شما را از یک دوستی و یا موانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد.
همواره مراقب چهار نشانه هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید:
مقاومت, مخالفت, جبهه گرفتن
بی میلی, دلخوری , انزجار
طرد کردن , رد کردن , نپذیرفتن
واپس زدن , سرکوب کردن و سرخوردگی

1- با داشتن دماغي تير كموني يا عقابي متاليك به جراح مراجه نكنند!
2- با ديدن يكي خوش تيپتر از خودشون، ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند!
3- با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60 سانتي نپوشند و احساس قد بلندي نكنند!
4- روزي 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزي 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهموني و عروسي و براي هم خالي نبندند و با خاليبندي لايه اوزون رو سوراخ نکنند!
7- با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگلي نكنند و فكر نكنند كه مادر زادي همينجوري بودن!
8- مطالب چرت و پرت اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند!
1- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند!
2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و after shave نزنند!
3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند!
4- در میهمانيها و محافل خانوادگي احساس بامزگي نكنند و چرت و پرت نگويند!
5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند!
6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوهاي نزنند!
7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ندهند!
8- از 9 سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارند!
9- چرت و پرت نگند و از خودشون تعريف نكنند!


2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و .........
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.
نحوه جاسوسي در ايران
تحليل فيگارو از جمع آوری اطلاعات آمریکا
قسمت اعظم اطلاعات امريکا در مورد ايران ازطريق تصاوير الکترونيکي و توسط ماهواره هايي به دست آمده که در آسمان اين اين کشور قرار دارند؛ تصاويري از قبيل ايجاد تغييرات در سيستم امنيتي مراکز هسته اي و تشخيص فعاليت هاي زيرزميني. يکي از مسؤولان وزارت دفاع فرانسه با اشاره به همکاري نزديک بين اسراييل و ايالات متحده در برابر تهديد ايران مي گويد: "قسمت اعظم اين اطلاعات به مقامات اسراييلي منتقل شده، زيرا ماهواره هاي آنها درحال حاضر روي سوريه و لبنان متمرکز شده اند."
سازمان مجاهدين از مدت ها پيش به عنوان مهم ترين شبکه جاسوسي در ايران شناخته مي شد. در واقع اعضاي اين سازمان بودند که در 14 اوت 2002 خبر از وجود تأسيسات هسته اي نطنز و پروژه ساخت رآکتور آب سنگين اراک را دادند. ولي امروز توان عملياتي آنها که ظاهراً عوامل نفوذي دولت تهران را در خود جاي داده اند بسيار ضعيف به نظر مي رسد.
دولت تهران نيروي شبه نظامي بسيج و سپاه پاسداران را موظف کرده تا مردم را تحت نظارت داشته باشند. البته فلسفه تأسيس اين دو سازمان براي ايفاي چنين وظيفه اي نبوده و به علاوه عملکرد آنها در نظر دولت نيز کافي نبوده است. تهران از سال 2005 اقدام به ايجاد يک نيروي اطلاعاتي جديد موسوم به "عقاب 2" کرد که وظيفه آن انحصاراً حمايت از تأسيسات هسته اي ايران در برابر تهديدهاي خارجي است. تأسيس آن پس از دستگيري چندين عامل که براي جاسوسي و جمع آوري اطلاعات از دو مرکز هسته اي آمده بودند صورت گرفت. اين در حالي بود که اين دو مرکز توسط آژانس اتمي کشف نشده بودند: مرکز پرشين، در جنوب شرقي تهران و لويزان در شمال شرقي.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
















معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟
سیاستمداران روزنامهدار و روزنامهنگاران سیاستمدار
مطلب را به بالاترین بفرستید:



























افکارعمومی نگران است
اطلاعیه، بعد از صدور این رای که در آن فعالیت های خبری "اقدام علیه امنیت ملی" وانمود شده دولت بریتانیا را به "سابقه منفي در نقض حاكميت دولتهاي مستقل و مداخلات استعماري" متهم کرده است.
اعلام جنگ نرم
برخورد با سرنشين بد پوشش و خانه مجردي
دردسر بازي در فيلم هاليوودي
آيا حمله به ايران منتفي شده است
مسلما ولاديمير پوتين، افرادي مثل آبرامز و معاون رئيس جمهور، ديک چني و شرکاي اسرائيلي شان را بعنوان عوانل پشت پرده حمله به اوستياي جنوبي، فراموش نخواهد کرد.
"ديگر بس است! ببينيد آمريکا چقدر تضعيف شده است. آنها همه ارتش را با فرستادنشان به يک جنگ مغلوبه نابود کرده اند. ما مي دانيم که شرکت کردن در جنگي که شکست در آن محتوم است، چه مزه اي دارد. هنوز از جنگ ما در افغانستان مدت زيادي نگذشته است".
| Design By : Night Skin |
















