دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار
رضا الله قلی پور
آنجلینا جولی اعصاب براد پیت را به هم می ریزد براد پیت عنوان کرده است که گاهی اوقات آنجلینا او را خیلی عصبانی می کند. وی ادامه داد: "من به گفته ها و توصیه های او گوش می کنم و انرژی او فوق العاده است و من از این که بتوانم در هر زمینه ای او را حمایت کنم واقعا به خودم می بالم." وی با بیان این که از تولد دوقلوهایی که در ماه جولای متولد شده اند بسیار خوشحال است، گفت: "من همیشه دوست داشته ام که خانواده ای بزرگ و پرجمعیت داشته باشم و الان به این آرزو رسیده ام هر چند که شب ها چندان راحت و خوب نمی خوابم اما خیلی خوشحال هستم. خانواده من بر هر چیزی ارجحیت دارد و لذت بازی در هیچ فیلمی به پای لذت پدر بودن نمی رسد." جايزهي يك عمر دستاورد سينمايي اروپا برای جودی دنچ آكادمي فيلم اروپا اعلام كرد، «جودي دنچ»، بازيگر 73 ساله انگليسي امسال در جوايز فيلم اروپا، جايزه يك عمر دستاورد سينمايي دريافت خواهد كرد. به گزارش فرانسپرس، آكادمي فيلم اروپا در بيانيهاي اعلام كرد، «جودي دنچ» كه اكنون يك بازيگر كهنهكار در سينما، تلويزيون و تئاتر است، براي حضور در نقشهايي چون «ملكه ويكتوريا» در فيلم «خانم براون (1997) و «شكلات» (2000) شهرت جهاني يافت. وي در سال 1998 براي بازي در فيلم «شكسپير عاشق» در نقش «ملكه اليزابت» موفق به دريافت جايزه اسكار نقش مكمل زن شد. در مراسم جوايز فيلم اروپا همچنين «لارس فنتير»، «سورن كراگ جاكوبسن»، «كريستين لورينگ» و «توماس ونيتربرگ» جايزه دستاورد اروپايي سينماي جهان را دريافت خواهند كرد شوالیه تاریکی دوباره روی پرده می رود [ هالیوود ریپورتر اعلام کرد یکی از مدیران وارنر هدف از اکران مجدید تازهترین ساخته کریستوفر نولان را تذکر به مردم به ویژه به رایدهندگان آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و افزایش احتمال موفقیت فیلم در آستانه رقابتهای اسکار هشتاد و یکم دانست. دن فلمن رئیس پخش داخلی استودیو وارنر از مذاکره با مدیران شرکتهای آیمکس برای اکران "شوالیه تاریکی" در سالنهای دارای پرده بزرگ در ژانویه 2009 خبر داد. ضمن اینکه هنوز مشخص نیست ماجراجوییهای شخصیت بتمن با بازی کریستین بیل در نقش اصلی در سینماهای عادی هم به نمایش درمیآید یا نه. موفقیت خیرهکننده تجاری و هنری "شوالیه تاریکی" در اکران تابستانی از همین حالا آن را به یکی از بختهای مسلم جوایز اسکار در رشتههای بهترین فیلم، کارگردان و بازیگران تبدیل کرده است؛ به ویژه برای هیث لجر بازیگر فقید هالیوودی که در این فیلم به نقش جوکر در کنار بیل ظاهر شده است. فیلم نولان تا امروز 512 میلیون دلار در اکران منطقه آمریکای شمالی و 440 میلیون دلار در سایر نقاط دنیا فروخته که از این مقدار 55 میلیون دلار از سالنهای آیمکس بوده است. اکران دوباره "شوالیه تاریکی" در فصل جوایز سینمایی و پیش از اسکار کمک میکند درآمد کلی فیلم از یک میلیارد دلار بگذرد و هر نامزدی یا جایزه اسکار فروش آن را بیشتر خواهد کرد سودر برگ؛ مايكل داگلاس را پيانيست ميكند اين فيلم توسط شركت فيلمسازي «برادران وارنر» به تهيه و توليد ميرسد. «ريچارد لاگراوانس» نگارش اين فيلمنامه زندگينامهاي را برعهده دارد و «سودربرگ» درحال مذاكره با «مت ديمون» براي ايفاي نقش «اسكات تورسون» است. «تورسون» در سال 1982 تقاضاي دريافت مبلغ 113 ميليون دلار از ليبراس در يك دعواي حقوقي را داشته است. «ليبراس» در سال 1917 در ايالت «ويسكانسين» متولد شد و در سال 1945 براي اجراي 26 برنامه موسيقي مبلغ 2 ميليون دلار مطالبه نمود كه يك ركورد در اين رابطه از خود برجاي گذاشت. گفتني است: «ليبراس» در سال 1987 ميلادي به خاطر بيماري «ايدز» در 67 سالگي درگذشت جرج کلونی و بازی در مردانی که به بزها خیره می شوند اين فيلم توسط «منديت پيكچرز» به تهيه و توليد ميرسد. «گرانت هسلو» فيلم «مرداني كه به بزها خيره شدند» را براساس فيلمنامهاي از «پيتر استروگان» مقابل دوربين ميبرد. فيلمنامه براساس كتابي از «جون روسنون» و دربارهي شخصي بهنام «باب ويلتون» يك گزارشگر مستاصل است كه در كارش دچار اشتباهات فراواني شده است. او با شخصي بهنام «كاسادي» ملاقات ميكند كه عضو نيروهاي نظامي و سري آمريكايي است و دربارهي وضعيت روحي سربازان اين كشور تحقيق ميكند. فيلم «هسلو» در كل با به تصويركشيدن سفر دومرد به عراق، نگاهي تند و اجمالي به وضعيت ارتش سري آمريكا دراين كشور خواهد داشت آیا جنیفر آنیستون و براد پیت شام را با هم بوده اند؟ گزارشات حاکی از آن است که جنیفر آنیستون یک شب شام را در کنار همسر سابقش یعنی براد پیت صرف کرده است. به گزارش جنیفر 39 ساله که برای نمایش فیلم "مدیریت" به تورنتو رفته بود، در آنجا وارد هتلی که براد در آن بوده است شده و شام را آنجا سرو کرده است. لازم به ذکر است که بعد از جدایی از براد 44 ساله در سال 2005 این اولین دیدار این دو بوده است. بنابراین گزارش، یک منبع آگاه گفت: "دستندرکاران برنامه های جنیفر برنامه او را چک و مجددا چک کردند تا مبادا در یک کیلومتری براد حضور داشته باشد چه برسد به این که با او برخورد پیدا کند یا به قول خودش حال وی را بگیرد قرار است که به زودی لایتن میستر آلبومی منتشر کند. بازیگر فیلم "دختران سخن چین" که در این برنامه پرطرفدار تلویزیون امریکا نقش نوجوانی پررو و لوس به نام بلر والدورف را داشت امور مریوط به ضبط آلبوم جدیدش را آغاز کرده است. به گزاش وقتی از وی در این باره که آیا می خواهد در زمینه موسیقی هم فعالیت داشته باشد پرسیده شد در پاسخ گفت: "بله، چرا که نه؟ البته این بار به صورت جدی و حرفه ای. من همیشه به موسیقی علاقه داشته لم و این بار می خواهم یک آلبوم منتشر کنم." لایتن 22 ساله همچنین افزود: "من موسیقی و ساخت آلبوم را به این خاطر دوست دارم که باعث خلاقیت می شود. چرا که یک آلبوم کار خود توست و موفقیت یا شکست آن نتیجه مستقیم عملکرد توست." آرشیو آهنگ های رپ سایت ایران موزیک کامل شد بزرگترین و کاملترین مجموعه آهنگ های رپ فارسی آلبوم جدید تارا به نام هدیه . با 2 کیفیت متفاوت ... آلبوم جدید جمشید به نام اولین نگاه . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید رامیز به نام باورم نمیشه . با 3 کیفیت متفاوت ... (آهنگساز : امین رستمی | تنظیم : مسیح حمیدی) فيلم هاي تاريخ سينما چه فيلم هايي براي تهيه کنندگان و استوديوهاي سينمايي بيشترين هزينه را در بر داشته اند؟ البته دليل نمي شود که حتما يک فيلم بسيار پرهزينه فروش خوبي هم در گيشه داشته و جزو پر فروشترين فيلم هاي سينمايي قرار گيرد. در اين گزارش تصويري برخي از پرهزينه ترين فيلم هاي تاريخ سينما معرفي مي شوند. فيلم در قلب توفان در مقام بيستمين فيلم پر خرج تاريخ سينما 161 ميليون و 800 هزار دلار هزينه توليدش شد. اين فيلم با استفاده از تکنولوژي داراي جلوه هاي ويژه تماشا پسندي است. عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟ How Do You Interpret Love? اخبار سینمایی + تیزرهای جدید فیلمهای آینده مکس پاین Max Payne سریع و آتشین Fast and Furoius مجموعه دروغها Body of Lies دانستن Knowing + استدیوی برادران وارنر با همکاری کمپانی Imagi در حال ساخت انیمیشنی علمی تخیلی با عنوان "گچامن" Gatchaman می باشد . داستان انیمیشن که بر اساس یک مجموعه تلویزیونی ژاپنی ساخته می شود درباره پنج قهرمان است که دارای خصوصیات ژنتتیکی منحصر بفردی هستند که آنها را تبدیل به ابرقهرمان و تنها امید ساکنین زمین برای مقابله با موجودات فضایی ساخته است . از دیگر پروژه های این کمپانی ، ساخت انیمیشن "پسر فضایی" Astro Boy با صداپیشگی نیکلاس کیج ، فردی هایمور ، بیل نایتی و دونالد ساترلند می باشد که داستان این یکی درباره یک روبات است که قدرتهای منحصر بفردی دارد . + بن افلک ، اسکارلت جوهانسون ، جنیفر کانلی ، جنیفر آنیتسون و درو باریمور در حال بازی در فیلم کمدی "او آن چیزی که فکر می کنی نیست" He’s Just Not That Into You هستند . فیلم از مجموعه ای چند داستان بهم مرتبط تشکیل شده و درباره عدم درک متقابل رفتارها و در نتیجه چالش بین انسانهاست . + پل مک کیگان در حال کارگردانی فیلمی هیجانی علمی تخیلی با عنوان "فشار" Push است که کریس اوانز ، داکوتا فانینگ ، کاملیا بل و دیجیمون هانسو در آن بازی می کنند . فیلم فوریه ٢٠٠٩ اکران می شود و داستانش درباره تعدادی جوان آمریکایی است که دارای توانایی های جابجای بسیار سریع و دیدن ماهیت واقعی انسانها هستند و بایستی از چنگ یک مامور دولتی که قصد سوءاستفاده از آنها را دارد بگریزند . + فرانک دارابونت (کارگردان غبار Mist و مسیر سبز Green Mile) قصد ساختن درامی هیجانی با عنوان "شهروند حامی قانون" Law Abiding Citizen را دارد . فیلم که قرار است جرالد باتلر و کاترین زتا جونز در آن بازی کنند درباره یک تهبکار نابغه است که یک عملیات خطرناک را از داخل زندان هدایت می کند که باعث بخطر افتادن شهر می شود . از سوی دیگر دستیار یک قاضی تصمیم می گیرد با اقدامات او مقابله کند . + بروس ویلیس ، مورگان فریمن و لارنس فیشبرن در درامی جنگی با عنوان "آخرین مقدار ممکن" Last Full Measure بازی خواهند کرد . داستان فیلم درباره یک مامور دولتی جاه طلب است که ماموریت می یابد یک پرونده ناتمام را تکمیل کند اما اینکار باعث تغییر زندگی او و چند نفر دیگر می شود . از دیگر پروژه های آتی ویلیس ، بازی در فیلم درام "اوج مورگان" Morgan’s Summit بهمراه جولیان مور است که داستانش درباره یک مجری آرام و مهربان رادیو است که پس از اینکه از یک حادثه تبهکاری صدمه می بیند تصمیم به انتقام می گیرد . + هالی بری در درامی روانشناختی با عنوان "فرانکی و آلیس" Frankie and Alice بازی خواهد کرد . داستان فیلم درباره یک زن جوان دو شخصیتی است که بشدت تلاش می کند تا با این مشکلش مبارزه کرده و شخصیت اصلی اش را حفظ کند . + دنیس کوئید ، پل بتانی و تایرس گیبسون در فیلمی هیجانی ترسناک با عنوان "لژیون " Legion محصول استدیوی سونی بازی کرده اند . داستان فیلم در زمانی اتفاق می افتد که یک پیشگویی هولناک کتاب مقدس به وقوع می پیوندد و تنها بازماندگان این عذای تعدای غریبه هستند که در یک رستوران بین راهی در بیابان گیر افتاده اند . آنها در آنجا دختر جوان بارداری را می بینند که بعنوان گارسون کار می کند و در ادامه در می یابند او مادر مسیح موعود دوم است . + استیو زان بهمراه میلا جویچ و تیموتی الیفنت در حال بازی در فیلمی هیجانی با عنوان "راه گریزی عالی" A Perfect Gateway می باشند . داستان فیلم که استدیوی سونی آنرا تولید می کند درباره زوج جوانی است که برای گذراندن ماه عسل به هاوایی می روند اما در آنجا در می یابند دو قاتل زنجیره ای قصد کشتن آنها را دارند . + کریستین دانست و رایان گوسلینگ در فیلمی درام اسرارآمیز با عنوان "تمام چیزهای خوب" All Good Things مشغول بازی هستند . داستان فیلم در دهه ٨٠ می گذرد و درباره یک کاراگاه است که درباره پرونده تعدادی فرد گمشده تحقیق می کند . یکی از این گمشدگان دختر جوانی است که یک مرد جوان که وارث یک شرکت املاک بسیار بزرگ است ، به او علاقمند بوده است . + ریچارد گر و جوان آلن در حال بازی در فیلمی درام با عنوان "هاچیکو : داستان یک سگ" Hachiko : A Dog’s Story هستند . فیلم که توسط لاسه هالستروم ساخته می شود و بازسازی یک فیلم ژاپنی می باشد درباره رابطه بسیار نزدیک یک سگ به اسم آکیتا با صاحبش می باشد . + مایکل داگلاس در بازسازی درام اسرارآمیز "فراسوی یک شک معقول" Beyond a Reasonable Doubt محصول ١٩۵۶ بازی خواهد کرد . فیلم که توسط پیتر هیمز کارگردانی شده و سال 2009 اکران می شود ، درباره یک نویسنده است که قصد دارد فساد یک بازپرس قضایی را بر ملا سازد اما نقشه اش در اثر حادثه ای بهم می ریزد . داگلاس بهمراه متیو مکناهی در حال بازی در فیلم کمدی رمانتیک "ارواح دوس دختران سابق" Ghost of Girlfriend’s Past نیز می باشد . + میشله فایفر ، کتی بیتز و روپرت فرند در فیلمی دراماتیک با عنوان "چری" Cheri به کارگردانی استیفن فریرز بازی می کنند . داستان فیلم در پاریس و در سالهای ١٩٢٠ می گذرد و درباره مرد جوانی است که به زنی بزرگتر از خودش که به او آموزش می دهد علاقمند می شود اما مادرش او را مجبور می کند تا ا زن جوان ثروتمندی ازدواج کند .
معرفی فیلم
------------------------------ کارگردان: دنيس دوگان. فيلمنامه: آدام سندلر، رابرت اسمايگل، جاد آپتاو. موسيقي: روپرت گرگسون ويليامز. مدير فيلمبرداري: مايکل بارت. تدوين: تام کوستين. طراح صحنه: پري اندلين بليک. بازيگران: آدام سندلر[زوهان دوئير]، جان تورتورو[شبح]، امانوئل شريکي[داليا]، نيک سواردسون[مايکل]، لين کازان[گيل]، ايدو موسري[اوري]، راب اشنايدر[سليم]، ديو متيوز[جيمز]، مايکل بافر[والبريج]، شارلوت رئا[خانم گرين بوش]، سعيد بدريه[حمدي]، داود حيدامي[ناسي]، کوين نيلون[کوين]، رابرت اسمايگل[يوسي]، دايانا دورون[مادر زوهان]، شلي برمن[پدر زوهان]. 113 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. زوهان دوئير مامور کارکشته موساد در زمينه مبارزه با تروريسم از کار خود خسته شده و آرزو دارد تا به شغل محبوب خود آرايشگري بپردازد. وقتي بعد از تعطيلاتي نيمه تمام به ماموريتي تازه براي از ميان بردن مشهورترين و خطرناک ترين تروريست فلسطيني معروف به شبح فراخوادنه مي شود، موقعيت را مناسب يافته و ترتيب مرگ ساختگي خود را مي دهد. سپس مخيفانه و قاچاقي به نيويورک مي رود تا نزد آرايشگر محبوبش پل ميچل شاگردي کند. او براي اين کار نيازمند هويتي تازه است، از اين رو نام همسفران اجباري خود-دو سگ به نام هاي اسکراپي و کوکو- را به عنوان هويت تازه خود اختيار مي کند. ولي با راه نيافتن به تشکيلات ميچل ناچار مي شود با کمک يکي از طرفدارانش به نام يوري کاري کوچک در آرايشگاه زني عرب تبار به اسم داليا قبول کند. زوهان خيلي زود استعداد خود را در زمينه آرايشگري و ارضاي تمنيات جنسي زنان مسني که به آرايشگاه مي آيند، ثابت کرده و شهرتي نسبي مي يابد تا جايي که پل ميچل از وي به کار دعوت مي کند. اما زوهان دعوت او را رد مي کند، چون به داليا علاقمند شده است. غافل از اينکه داليا خواهر شبح معروف است. تروريستي که مانند زوهان به نيويورک آمده و شغلي ديگر-رستوران هاي زنجيره اي –پيشه کرده است. چون اعراب و اسرائيلي ها در حال آتش بس هستند و تروريسم مشتري ندارد. ولي سليم يکي از کساني که در گذشته توسط زوهان مورد حمله قرار گرفته و بزش به سرقت رفته، زوهان را شناسايي کرده و تصميم دارد تا از وي انتقام بگيرد و براي اين کار به سراغ شبح مي رود. همه اين حوادث با حملاتي که از سوي افراد ناشناس به مغازه هاي اعراب و يهوديان منهتن مي شود، همزمان شده و زوهان را وادار مي کند تا از مهارت هاي پيشين خود براي حل مسئله کمک بگيرد… چرا بايد ديد؟ اگر قرار باشد با زوهان در نيفت را در يک جمله معرفي کنم آن را کمدي پسا يازده سپتامبري خواهم ناميد. عنواني که شايد براي اين فيلم اندکي سخاوتمندانه باشد، اما بي ربط نيست. اين عنوان سخاوتمندانه را در حالي به اين فيلم مي دهم که نه از طرفداران سينه چاک آدام سندلر به عنوان يک کمدين هستم و نه مدافع کارنامه دنيس دوگان به عنوان فيلمساز! با زوهان در نيفت نه فقط از تمايل زوهان دوئير به آرايشگر شده، رقص هاي ديسکويي، سکس و ... سخن مي گويد، بلکه همين را براي شبح و آدم هاي جبهه مخالف نيز تسري مي دهد. شبح نيز مثل او از شهرتش به خاطر تروريست شماره 1 بودن چندان خشنود نيست. او هم ترجيح مي دهد با درآمد رستوران هاي زنجيره اي اش که نامي احمقانه هم دارند با زن ها خوش بگذارند و آهنگ هاي ماريا کري را گوش کند. و ححتي زماني که به ديدار ماريا کري نائل مي شود تمايل باطني خود را نسبت به همخوابگي به او در حالي که آلتش سيخ شده، با تعريف از آوازهايش پنهان کند. فيلم دعوت به درک، صلح و اتحاد يا بهتر بگوييم همزيستي مسالمت آميز است. چيزي که رويايي دست نيافتني به شمار نمي آيد. شايد اين فيلم قدمي واقعاً ناچيز در اين راه بتواند بردارند که در آن زمان بايد به آدام سندلر دست مريزاد گرفت که تهيه کننده، فيلمنامه نويس و بازيگر اصلي فيلم است و نوک تيز پيکان انتقادش را بيشتر به طرف يهوديان نشانه رفته است. ولي در قالب يک فيلم و اثر هنري، با زوهان درنيفت در کنار شوخي با اسطوره مامور مخفي، چيز دندان گيري ندارد. شوخي ها خيلي تازه نيستند و کليشه هاي فراوان در فيلم حضور دارند. بسياري شوخي هاي نيز به مدد تکيه بر جنسيت به موفقيت مي رسند، در حالي که تاکيد بيشتر فيلمنامه نويس و کارگردان بر عادات رفتاري دو طرف مثل تمايل يهوديان به تجارت و فروش اجناس قلابي از هر نوع مخصوصا صوتي و تصويري يا حضور اعراب و شرقي ها به عنوان راننده تاکسي در نيويورک و اغذيه فروشي ها مي توانست فيلم را تا يک سند قوم شناختي طنزآميز ارتقا دهد. ولي ناشکر نيستم و در همين شکل فعلي نيز با وجود سطح پايين بودن فيلم آن را بهترين کار سندلر مي دانم و تماشايش را توصيه مي کنم. دنيس دوگان متولد 1946 ويتون، ايلينويز و تا امروز ثمره دوباره همکاري او با آدام سندلر[Big Daddy- و حالا شما را چاک و لري اعلام مي کنم]نامزد دريافت بدترين کارگرداني از مراسم تمشک طلايي بوده است. خود او در مورد فيلم هايش چنين مي گويد: "تماشاگراني که به ديدن فيلم هاي من مي روند، به دنبال پيام نيستند. آنها ديدگاه مرا نسبت به زندگي نمي خواهند يا خواستار اين نيستند که روحم را در برابرشان عريان کنم. آنها فقط مي خواهند بخندند!" فيلم از بودجه اي 90 ميليون دلاري سود برده و کريس راک(بازيگر و کمدين)، ماريا کري(خواننده)، جان مک انرو(تنيس باز)، جورج تاکي(بازيگر) و بروس ويلنچ(کمدي نويس) نقش هاي کوتاه و افتخار در آن ايفاء کرده اند. فيلم در طول دو ماه نمايش اش در آمريکا بيش از 93 ميليون دلار به دست آورده و نمايش اش هنوز ادامه دارد. برخورد منتقدان با فيلم خيلي دوستانه نبوده، اما بعضي ها نقدهاي مثبتي نيز بر آن نوشته و از خنده تماشاگران تعريف کرده و آن را نشانه موفقيت سندلر و دوگان دانسته اند. چيزي که پي بي راه نيست و گاه مي شود در ميان تلي از زباله قطعه اي با ارزش-نه لاجرم جواهر- کشف کرد! ------------------------------ کارگردان: لوئيس لتريه. فيلمنامه: زيک پن. موسيقي: کريگ آرمسترانگ. مدير فيلمبرداري: پيتر منزيس جونيور. تدوين: ريک شين، وينسنت تابيلون، جان رايت. طراح صحنه: کرک ام. پتروچلي. بازيگران: ادوارد نورتون[بروس بنر]، ليو تيلر[بتي راس]، تيم راث[اميل بلونسکي]، ويليام هارت[ژنرال تاديوس راس]، تيم بليک نلسون[ساموئل اشترنز]، تاي بورل[دکتر لئونارد سامسون]، کريستينا کيبات[سرگرد کاتلين اسپار]، پيتر منساه[ژنرال جو گرلر]. 114 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: Hulk 2. ژنرال تاديوس راس، دکتر بروس بنر متخصص انرژي تابشي را براي تحقيقاتي ويژه استخدام مي کند. بنر خود را در معرض تشعشعات گاما قرار داده و در نتيجه تبديل به غولي(هالک) سبز رنگ مي شود. بنر تحت مراقبت بتي دختر ژنرال راس و همکار و محبوبش قرار مي گيرد. اما بعدها براي اينکه نتايج کارش مورد سواستفاده ارتش آمريکا قرار نگيرد، مي گريزد و پنهان مي شود. پنج سال بعد، بنر در يک کارخانه نوشابه سازي در برزيل کار مي کند و به دنبال يافتن درماني براي خويش است تابه هنگام خشم و بالا رفتن ضربان قلبش تبديل به هالک نشود. او از راه اينترنت با مردي که خود را آقاي بلو مي نامند در ارتباط است. تا اينکه بر اثر حادثه اي مخفيگاه وي توسط راس کشف مي شود. راس گروهي به سرکردگي افسري بريتانيايي/روسي تبار به نام اميل بلانسکي را براي دستگيري وي مي فرستد. بنر مي گريزد، و بلانسکي که شديداً زخمي شده توسط افراد راس تحت مداوا و در واقع تزريق آمپولي ويژه قرار مي گيرد. نتيجه مداوا بهبود شگفت انگيز او و در نتيجه تبديلش به يک ماشين کشتار ديگر است. بنر به آمريکا بازمي گردد تا با آقاي بلو ملاقات کند. اما راس بار ديگر محل وي را يافته و بلانسکي را براي دستگيري وي اعزام مي کند. بنر به همراه بتي مي گريزد و با هم زد بلو مي روند. بنر و بتي به سراغ بلو-دکتر ساموئل اشترن- مي روند. ولي راه حلي که وي يافته بسيار مخاطره برانگيزاست. بنر خطرات را به جان مي خرد، ولي درمان بي فايده است. از سوي ديگر بنر کشف مي کند که دکتر اشترن از نمونه خون وي براي نحقيقاتي مخرب استفاده کرده است. بنر تصميم به نابودي آزمايشگاه وي مي گيرد، اما در همين زمان بلانسکي سر مي رسد.... چرا بايد ديد؟ باز يک موجود فراطبيعي بيرون کشيده شده از دل قصه هاي مصور! هالک يا غول سبز رنگي مخلوق استن لي و جک کيرباي اولين بار در داستاني به نام هالک شکست ناپذير به سال 1962 به خوانندگان معرفي شد. انتشار ماجراهاي هالک تا امروز ادامه پيدا کرده و جدا از اقبال جهاني تبديل به يکي از شمايل هاي خرده فرهنگ پاپ آمريکايي شده است. چيزي در حد کاپيتان آمريکا يا سوپ امر ویلیس پدرش را مقصر داشتن چانه بزرگ و دراز می داند رامر ویلیس که از داشتن چانه تیز و زویه دار خود چندان راضی نیست. پدرش را برای داشتن چنین چانه ای مقصر می داند. به گزارش وی گفت: "معمولا به من می گویند که شبیه مادرم هستم و من بعضی اوقات این شباهت را در چهره ام می بینم. زمانی در مجله ای عکسی از دختران و مادرانی که شبیه به هم هستند چاپ می شد و من فهمیدم که کاملا شبیه مادرم هستم که این واقعا فوق العاده است." رامر که امسال جایزه گلدن گلاب (جایزه ای که به فرزند یک ستاره مشهور تعلق می گیرد) را از آن خود کرد و اخیرا هم فیلم "خرگوش خانگی" را روی پرده داشت با عنوان این که بازی در این فیلم تجربه فوق العاده ای برای او بوده افزود: "این کار تجربه متفاوتی بود و به جرئت می توانم بگویم که بزرگترین آموخته را از این فیلم دارم و آن هم این است که هر اتفاقی که بیفتد تو خود مسئول آن هستی جودی فاستر و آن هاتوی در خانواده سیمپسون ها قرار است که جودی فاستر و آن هاتوی به عنوان صدا پیشه در خانواده سیمپسون ها حضور داشته باشند. شایان ذکر است که این اولین باری خواهد بود که شخصیت مگی در یک برنامه تلویزیونی صحبت خواهد کرد. قبلا تنها کلمه پدر از دهان این شخصیت گفته شده بود و آن هم توسط ملکه زیبایی هالیوود، الیزابت تایلور بوده است. آن هم که تجربه صدا پیشگی را در انیمیشن های مختلف و در کنار افرادی چون مریل استریپ داشته است در اپیزودی از این برنامه به گویندگی می پردازد. لازم به ذکر است که از دیگر هنرمندانی که در این برنامه به صداپیشگی خواهند پرداخت می توان از بریتنی اسپیرز، پل مک کارتنی، دنی دویتو و کریستینا ریچی نام برد اوا مندس: هیچ چیز ارزش ناراحتی ندارد اوا مندس عنوان کرده که برای او معالجه و رسیدگی به وضعیت سلامتی اش بسیار مهم است. جسيكا آلبا ماه آينده جلوي دوربين نامرئي ميشود روز گذشته «جسيكا آلبا» در حاشيه سي و سومين جشنواره فيلم تورنتو از بازي در فيلم جديدي تحت عنوان «نامرئي» خبر داد. به گزارش ورايتي، اين فيلم به كارگرداني «ماريلين آگرلو»، براساس فيلمنامهاي نوشته «پام فالك» و «مايك اليس» (فيلمنامهنويسان پروژه «طراحان ازدواج»)، از ماه آينده جلوي دوربين خواهد رفت. «نامرئي»، داستان زن جواني است كه گوشه عزلت گزيده و زندگياش تنها در اعداد و ارقام و علوم رياضي خلاصه شده، زندگي اين زن زماني كه معلم رياضي ميشود، به طور كلي تغيير ميكند. راسل کرو دستیار رابرت داونی می شود قرار است که راسل کرو نقش دکتر واتسون، دستیار شرلوک هولمز را بازی کند. راسل 44 ساله که برای بازی در فیلم "ناتینگهام" که بازگویی داستان رابین هود است برای ایفای نقش کلانتر ناتینگهام قرارداد بسته است پس از اتمام این پروژه قادر خواهد بود که در فیلم گای ریچی بازی کند. به گزارش یک منبع آگاه به روزنامه سان گفت: "راسل این نقش را می خواهد و گای هم راسل را برای این نقش. توافقات اولیه انجام شده و تنها کمی از جزئیات و ریزه کاری ها مانده است." تام کروز و اولین تجربه صداپیشگی در شرک4 قرار است در سری چهارم انیمیشن شرک، تام کروز به جای یکی از شخصیت های بدجنس صحبت کند. بازیگر فیلم "طوفان گرمسیری" که در طی 20 سال فعالیتش در عرصه هنر و سینما هرگز صداپیشگی را تجربه نکرده است اخیرا تصمیم گرفته که در این انیمیشن که در سال 2010 اکران می شود کار در این زمینه را هم تجربه کند. به گزارش یکی از دستندرکاران این فیلم گفت: "اخیرا تام به دنبال ایفای نقش های متفاوت است بنابراین این کار برای او بسیار متفاوت و البته ایده آل خواهد بود." گفتنیست که سوری، دختر 2 ساله تام کروز و کتی هولمز از طرفداران پر و پا قرص انیمیشن های والت دیسنی است و بیشتر اوقات با مادرش در فروشگاه های والت دیسنی در حال خرید می باشند بنابراین تام دوست دارد کاری انجام دهد که کودکان آن را دیده و از تماشای آن لذت ببرند. لازم به ذکر است که تام با همسر سابقش، نیکول کیدمن دو فرزند خوانده 15 و 13 ساله به نام های ایزابلا و کانور دارند اس ام اس بخونیم!! درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم !منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و !غمی از دنيا نداشته باشم پوووف! منشی ناپديد ميشه ! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه !!!مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !نتيجه اخلاقی: هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه
:درس دوم يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش راهبه سوار ميشه و راه ميفتن چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه !راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو …!با پای راهبه تماس ميده !!!راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی
نتيجه اخلاقی:اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی : درس سوم بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت
پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود !!پيتر گفت: خوبه… چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟ نتيجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد : درس چهارم ! من خيلی خوشحال بودم من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلی کمکم کردند دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود !فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی
:سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت !……….اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو … من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم … اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم !!!يهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم و هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدی !!! نتيجه اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد درس پنجم : ! يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !نتيجه اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند :درس ششم
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توی يه مهمونی همديگه رو می بينن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همديگه تعريف كنن بعد از مدتی يكی از اونا بلند ميشه ميره دستشويی. سه تای ديگه صحبت رو می كشونن به تعريف از فرزندانشون پسرم درس اقتصاد خوند و توی يه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد اون توی بهترين دانشگاههای جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش !خوبه كه برای تولد بهترين دوستش يه ويلای ۳۰۰۰ متری بهش هديه داد
!پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تای ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت !كرديم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعريف كنی؟ !ميكنه !!!سه تای ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحی دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در .ضمن زندگی بدی هم نداره اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمی ترين دوست پسراش يه !!!مرسدس بنز و يه هواپيمای خصوصی و يه ويلای ۳۰۰۰ متری هديه گرفت !!!نتيجه اخلاقی: هيچوقت به چيزی كه كاملا در موردش مطمئن نيستی افتخار نكن
: درس هفتم توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روی يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن مردی كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع می كنه به صحبت ...بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم اينجا يه كت چرمی خوشگل ديدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشكالی نداره اگه بخرمش؟ !مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره !نميدونه كه اين موبايل مال كيه ؟ !!!نتيجه اخلاقی: هيچوقت موبايلتونو جايی جا نذارين : درس هشتم يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنمزن از خوشحالی پريد بالا و :گفت ! چه عالی! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول برای بهترين تور !مسافرتی دور دنيا توی دستهای زن ظاهر شد
: مرد چند لحظه فكر كرد و گفت … اين خيلی رمانتيكه ولی چنين بخت و شانسی فقط يه بار توی زندگی آدم پيش مياد ! بنابراين خيلی متاسفم عزيزم آرزوی من اينه كه يه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه !!!فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!نتيجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند : درس نهم يه مرد ۸۰ ساله ميره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و :پيرمرد با غرور جواب ميده !نظرت چيه دكتر؟ اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده.. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه !!!و ميفته روی زمين نتيجه اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش سینمای ایران بزرگداشت داريوش مهرجويي در امریکا داريوش مهرجويي گفت: در اواسط ماه نوامبر مراسم تجليلي در موزه هنرهاي بوستون در آمريكا خواهم داشت كه برخي از فيلمهايم را نيز قرار است به نمايش بگذارند ولي هنوز مشخص نيست كه چه آثاري انتخاب خواهد شد. اين كارگردان سينما با اشاره به انتشار كتاب «روشنفكران رذل و مفتش بزرگ» به فارس گفت: مجوز انتشار آن صادر شده و نشر هرمس قرار است بزودي آن را منتشر كند.اين كتاب اتودي درباره انديشه داستايفسكي و شخصيتهاي كتابهاي اوست. مهرجويي افزود:رمان ديگري هم نوشتهام به نام «به خاطر يك فيلم بلند» كه قرار است در نشر قطره منتشر شود ولي هنوز خبري از كسب مجوز انتشار آن نيست.اين رمان ارتباطي با فيلم «سنتوري» ندارد و قصه متفاوتي دارد. براساس اين گزارش،«داريوش مهرجويي» پيش از اين در سال 78 نيز در موزه هنرهاي زيباي بوستون مورد تقدير قرار گرفت و فيلمهاي درخت گلابي،ليلا ،سارا ، هامون ، اجاره نشينها ،مدرسهاي كه ميرفتيم،دايره مينا ، گاو در اين موزه به نمايش در آمد. "آهو خانم" با بازی پورعرب و اکرانی تولید شد خامین درباره این فیلم به خبرنگار مهر گفت: فیلمنامه "آهو خانم" را مدتی پیش نوشتم. فیلم قصهای اجتماعی دارد و به بهانه روایت زندگی یک زوج که میخواهند مهاجرت کنند مسائلی درباره جامعه امروز را مطرح و زن با کار در بهزیستی افکار تازه پیدا میکند. فیلم ششم مردادماه کلید خورد و تصویربرداری آن دوم شهریور به پایان رسید. این روزها مهران خواجویی "آهو خانم" را تدوین میکند و پس از پایان تدوین، صداگذاری آن آغاز خواهد شد. سایر عوامل این پروژه عبارتند از مدیر تصویربرداری: ابوالفضل اقوام کرباسی، صدابردار: مجتبی حبیباللهی، آهنگساز: محمد ابراهیمیان، دیگر بازیگران: مهدی تهرانی، سعادت نوری، رضا صالحی و فریبا حسینی. خامین فیلمهای سینمایی "سلام سرزمین من"، "بالای شهر، پائین شهر" و "دختر میلیونر" را در کارنامه دارد. محمدرضا فروتن همراه با «پاي پياده» می آید فريدون حسنپور اين روزها مشغول فيلمبرداري «پاي پياده» در ارتفاعات تنكابن است. به گزارش (ايسنا)، اين فيلم با بازي محمدرضا فروتن و رضا ناجي در خلاصه داستان آن آمده است: «عشق در خانواده جعفر (محمدرضا فروتن) مقدس است. آنها تا عاشق نشوند زن نميگيرند. جعفر با 35 سال سن هنوز عاشق نشده است، تا اينكه زني غريبه وارد روستا ميشود.» عواملي كه در اين پروژه همكاري دارند عبارتند از: مدير فيلمبرداري: نادر معصومي، تدوين: سعيد شاهسواري، صدابردار: جهانگير ميرشكاري و بهمن الوندي، برنامهريز و دستيار اول كارگردان: يوسف روحاني، طراح صحنه و لباس: حسن روحپروري، طراح گريم: محمد قومي و اعظم بيات، عكاس: سيدمحمد پيغمبرزاده، مدير توليد: كيومرث عباسي نوده و تهيهكننده: علي لدني. ديگر بازيگران اين فيلم، فاطمه صادقي، مريم بوباني، فريبا آهنگ، دانيال محمودنيا، مش قاسم شبگرد، اردشير وزيري، الناز سقفي، نوشين بابايي و مبينا ميرزا كريمي هستند. همیشه پای یک زن در میان است" در آستانه فروش یک میلیاردی آغاز متوسط "خاک سرد"، رشد فروش "ریسمان باز" و "فرزند خاک" و "همیشه پای یک زن در میان است" در آستانه فروش یک میلیاردی از مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در هفته دوم شهریورماه ۸۷ هستند. بهمن قبادي: «شيرين» عباس كيارستمي يك فيلم تجربي است بهمن قبادي گفت: خلق هر اثر هنري، همواره ميتواند با حاشيههايي همراه باشد و اين حواشي، چيزي از ارزشهاي يك هنرمند نميكاهد كارگردان «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» با اشاره به علاقهاش به سينماي كيارستمي خاطرنشان كرد: آنچه روي داده است، چيزي از ارزشهاي عباس كيارستمي نميكاهد و ايشان همچنان فيلمساز ستايششده اين سرزمين در سطح جهان است و به عنوان يك علاقهمند همچنان در انتظار آثار تازهاي از او هستم. نكتهاي كه در اين ميان فراموش شده اين است كه اعتبار بسياري از اين جشنوارهها، به حضور چند فيلمساز برجسته از جمله كيارستمي است. بهمن قبادي در پايان خاطرنشان كرد: ما ايرانيها عادت داريم وقتي هنرمندي پا به سن ميگذارد آه و ناله سر ميدهيم و او را تمام شده ميپردازيم ترانه انتهایی سریال مثل هیچ کس با صدای احسان خواجه امیری . با 2 کیفیت متفاوت ... آهنگ جديد و زيباي مهدي مقدم به نام بي تو . با 2 كيفيت متفاوت ... آهنگ جدید و فوق العاده زیبای وحید پور زارع به نام کما . با 2 کیفیت متفاوت ... ( آهنگ: بابک جهانبخش | تنظیم: پوریا حیدری | شعر: علی بحرینی ) آهنگ جديد و زيباي ياسر محمودي به نام نشوني . با 2 كيفيت متفاوت ... آهنگ جدید و زیبای کاوه دانش به نام چشم امیدم به تو بوده . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید ، زیبا و شاد شاهین S2 به نام التماس دعا . با 2 کیفیت متفاوت ... موزيك ويديو جديد و بسيار زيباي جهان به نام انتظار ... آهنگ جدید و زیبای رهام بخشیان به نام عشق دروغی . با 3 کیفیت متفاوت ... موزيك ويديو جديد و بسیار زيباي مهدي مقدم به نام بي تو ... آهنگ جدید و زیبای یاسر داوودیان و امیر نبی پور به نام به یاد من . با 2 کیفیت متفاوت ... موزيك ويديو جديد و زيباي عليرضا بهلولي به نام جاده هاي سرد ... آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد بی باک به نام بذار برم . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید و زیبای علیرضا احمدیان به نام دیوار . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید و بسیار زیبای Armen (خواننده ارمنی) به نام Janes . با 3 کیفیت متفاوت ... از خصوصیات جامعه جهانی امروز کمرنگی مرزهای فرهنگی است و یکی از مهمترین پدیده هائی که موجب رشد گلوبالیسم شده است، چه در راستای سودجوئی های کلان اقتصادی و چه در مسیر رشد و همآمیزی فرهنگی، نقش گسترده ایست که رسانه های چندملیتی و مهم تر از همه شاهراه ارتباطی اینترنت در زندگی روزمره ما ایفا می کند. اینترنت این دستاورد تکنیکی پست مدرن عصر ما شرایطی را برای میلیون ها شهروند بوجود آورده تا همگی بطور برابر و به آسانی به اطلاعات مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند. جامعه ای جهانی که گاه آن را جامعه رسانه ای و یا اطلاعاتی نیز خطاب می کنند. جامعه ای که در برابر سیلابی از اطلاعات، اخبار و تبلیغات تجاری قرار گرفته و در خیلی مواقع اگر آمادگی و آگاهی کافی در برخورد درست با آن را نداشته باشیم موجب تخریب فرهنگی، آشفتگی و اضطراب های روانی اجتماعی نیز می شود. یکی از دلایل مشخصی که باعث شده تا حال و روز اجتماعی و فرهنگ معاصر درونشهری ما ایرانیان نیز سردرگریبان پاراداکسی بس پیچیده و مالیخولیائی شود همین کمرنگی مرزهای فرهنگی است. بخشی از آن بخاطر وجود رسانه هائی مانند اینترنت و شبکه های تلویزیونی خارجی است که باعث ورود سیل آبی از ظواهر سطحی و جانبی زرق و برق دار و پدیده های وارداتی مدِ روز بازاری است و بخش مهم تر دیگر آن نیز فقدان هویت منسجم فرهنگی ما ایرانیان و همزمان کمبود آگاهی ریشه ای ما از فرهنگ جوامع پیشرفته صنعتی و پدیده های فرهنگی و هنری جاری در آن جوامع است که موجب ایجاد خلائی بس عمیق در میان باورهامان شده است. این نگاه انتقادی به حال و روز ما ایرانیان مانند *پیتزای قرمه سبزی* می ماند. تشبیهی که ترانه سرا و خواننده معاصر آقای «آرش صبحانی» از گروه موسیقی «کیوسک» بدرستی در ترانه «عشق سرعت» بیان می کند و جامعه و فرهنگ لبریز از تناقض ایرانی را به نقد می کشد و آن را چون پیتزای قرمه سبزی تصویر می کند. ترانه ای که از دوگانگی و بی هویتی فرهنگ اجتماعی ما انتقاد می کند. اگر بپردازیم به موضوع اصلی این مقاله که به دور محور *موسیقی زیرزمینی* می چرخد و در کل استفاده و سوءاستفاده های بی جا و نادرست ما از عناوین پدیده های فرهنگ جهانی (در اینجا بطور مشخص فرهنگ غربی) به این نتیجه می رسیم که موسیقی زیرزمینی ایران نیز تا حدود زیادی اگر چه زائیدۀ محدودیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگ سنتی حاکم در ایران است، اما وجود حیاط خلوتی به نام اینترنت مسلماً تاثیر بسزائی در سیر تحول و رشد آن داشته است. اینترنت، همان پنجرۀ الکترونیکی که درهای خود را رو به جهان ناشناخته ای باز کرده و نسل جوان محدود ایرانی اینک در این زمین بازی پر خطر و پرهیجان در لابلای صفحه های الکترونیکی آن مشغول بازی و کند و کاو است. متاسفانه ما امروزی بودن را در استفاده از عنوان های هیجان انگیز و ناشناخته از لابلای ظواهر فرهنگ های وارداتی که معمولاً هم درک درستی از آنها نداریم دریافته ایم. در رابطه با موسیقی مردم پسند غیرمجاز امروزی مان سال ها است به آن می گوییم «موسیقی زیرزمینی»، گاهی هم می گوییم موسیقی «آلترناتیو». اما آنچیزی که ما اینروزها در ایران به آن موسیقی زیرزمینی و آلترناتیو لغب داده ایم که خود من هم تا چندی پیش یکی از مدافعین سینه چاک آن بوده ام، نه زیرزمینی ست و نه آلترناتیو، بلکه در جامعه ما پدیده هائی هستند بی ریشه و بی هویت و برای همین متفاوت جلوه می کنند. در واقع بیشتر آنها موسیقی های بازاری مردم پسند از مد افتادۀ غربی می باشند که بعد از تاریخ پایان مصرف شان تازه به حیاط خلوت آشفتۀ موسیقی جوان ما رسیده اند. توهمی که باید بر آن آگاه بود آنچه به غلط به آن می گوییم صحنه *موسیقی زیرزمینی ایران*، اساساً ربطی به موسیقی و هنر زیرزمینی به آن مفهومی که در فرهنگ جوامع صنعتی پیشرفته از آن درک می شود ندارد. آن پدیدۀ مفهومی که هنر زیرزمینی گفته می شود در حقیقت اعتراض و ضدیت هنرمندان غیر وابسته ای است به صنعت و بازار مردم پسند موسیقی رایج. صنعت موسیقی که با تولید روزانه ستاره گان عروسکی MTV زده و موسیقی باسمه ای شان بازار گرم و پول سازی را ساخته است. بازار مردم پسندی که با آزادی تبلیغاتی اش تا خِرخِره شهروندان پر کار و فداکارش را به زیر چرخ مصرف تولیدات خود له می کند. این آن جامعه و فرهنگی است که خرده فرهنگ های زیرزمینی آگاهانه از آن دوری گرفته و در جریانی برخلاف آن در پی تحول و نوپردازی هنرمندانه و اعتراضی هستند. اما آن امواجی را که ما در ایران «زیرزمینی» می دانیم آن ویژه گی های یک فرهنگ متقابل منسجم و آگاه را ندارند و تنها مجموعه های کوچکی هستند از انواع موسیقی های مردم پسند با سبک های گوناگون که بی صبرانه در انتظار *روزمینی* شدن هستند و در حباب رویاهای وسوسه آمیز شهرت و پول پرسه می زنند. در واقع موسیقی مردم پسند و تجاری که به خاطر سنتی بودن قشر وسیع جامعه و تسلط حاکمیت مذهبی سیاسی بر جامعه ایران غیر اخلاقی قلمداد شده و غیر مجاز است و به همین دلیل هم هیجان انگیز جلوه می کند و در میان لایه های فرهنگ عام بخشی از جامعه شهرنشین ایران ریشه دوانده و موجودیت پیدا کرده است. موقعیتی که بیشتر به *حیاط خلوت* شباهت دارد تا *زیرزمین*! این امواج را می توان جریان های تازه ای در موازات بازار ناقص موسیقی مردم پسند تجاری مجاز داخل ایران دانست که کاملاً محدود و ممنوع شده اما آماده بهره برداری اقتصادی است. مسلماً در شرایط عادی و آزاد این امواج جزئی از بازار موسیقی روز می تواند باشد با مخاطبان ویژۀ خود حتی اگر محدود به تعداد انگشت شماری هم باشند. واقعیت این است که هیچ هنر و موسیقی چه مردم پسند و چه پیشرو فقط بخاطر ممنوع بودن و یا خفقان سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، نمی تواند و نباید زیرزمینی قلمداد شود بلکه هنر و موسیقی زیرزمینی رویکردی آگاهانه و خودجوش خرده فرهنگی است که برای موجودیت خود نیاز به دشمن سازمان یافته ای دارد که همانا بازار آزاد موسیقی مردم پسند است. البته یک چنین بازاری با توجه به محدودیت های دولتی و کنترل شدید وزارت ارشاد اسلامی امکان پذیر نیست. با این باور چگونه می توان گروه های راک، متال، هیپ هاپ و حتی موسیقیدانان پیشروئی را که با آگاهی از این واقعیت که در ایران هیچوقت و یا به سختی مجوز انتشار آلبوم به آنان داده می شود و خود را به هر راهی می اندازند که به اشکال مختلف قراردادی با شرکت های کوچک و بزرگ بیرون مرزی و خارجی ببندند، زیرزمینی خواند؟ توجه داشته باشید منظور از این مثال و کلاً پیش کشیدن این بحث به هیچ عنوان انتقاد و دست کم گرفتن این موسیقی پردازان و هنرمندان و یا هیچ ضدیتی با موسیقی مردم پسند و حتی بازاری نیست، بلکه انتقاد از استفاده و جای دادن این هنرمندان در چهارچوب مفهومی *موسیقی زیرزمینی* است که کاملاً اشتباه است. باز هم می بینیم عنوانی نا آشنا و نا ملموس وارد فرهنگ ما می شود بی آنکه معنی آن را درک کرده باشیم و حتی جایگاهی در میان باورهای فرهنگی ما داشته باشد. نمونه بسیار مشخص آن در تاریخ موسیقی و هنر مردم پسند ما فراوان است. از جمله نام گذاری اشتباه ساز کوبه ای «درامز» به «جاز» و یا لقب دادن آقای «ویگن» یکی از بنیان گذاران موسیقی پاپ مدرن ایران به «سلطان جاز ایران» بود که هیچکدام از این پدیده ها ربطی به موسیقی *جاز* ندارد و نداشته است. دلیل این رویکرد غلط فرهنگی ما این است که ما همیشه عناوین و عناصر فرهنگ مردم پسندی که ریشه در حال و روز ما ندارند را فقط بخاطر جاه طلبی های بلند پروازانه و غیرمنطقی فرهنگی مان در برابر جهان پیشرفته قبول کرده ایم و هر چه وارد فضای فرهنگی مان شده را تماماً پذیرفته و بی آنکه آن را به زیر سوال ببریم از آنجائی که جایگاهی در میان باورها و زندگی روزآنۀ ما نداشته آنرا بی جا و در موقعیت های اشتباه و با موضوعیت های کاملاً غلط استفاده کرده ایم و بر بازار گرم ضد و نقیض های روزانه مان اضافه کرده ایم. این عملکرد ما را در مسیر مه آلود بی هویتی مان هر چه بیشتر سوق می دهد تا آنجائی که هر پدیده باسمه ای و بنجلی را به عنوان فرهنگ مدرن و امروزی به خوردمان می دهند، بی آنکه بدانیم مدرن بودن و انگاره های نوپردازانه آن چیست. این ناآگاهی فرهنگی هنوز هم رایج است. البته منظور از «پدیده های باسمه ای و بُنجل» به آن معنی نیست که نباید ارزشی برای دستاوردها و دریافته های فرهنگی و اجتماعی جهان پیشرفته قائل شد و باید تماماً این جوامع را که به اصطلاح غربی می نامیم را به زیر سوال برد. اصلاً اینطور نیست. اما واقعیت این است که بیشتر آن عناصری که وارد فرهنگ کشورهای در حال رشدی مانند ایران می شوند پدیده هائی بازاری و سطحی هستند که رشد کیفی و مردمی خود را مدت هاست طی کرده اند و کاملاً در فرهنگ عام جوامع خود جا افتاده و جزئی از جریان تجاری و مردم پسند موسیقی آن ملت ها شده اند و طبیعتاً دیگر حاوی آن پتانسیل های هنری و مردمی نیستند و مهمتر از همه در اکثر مواقع زمانی که وارد جامعه سنتی و بسته ای مانند جامعه ما می شوند، نه تنها موجب رشد فرهنگی نمی شوند، بلکه بخاطر آماده نبودن فضای ذهنی شهروندان و ریشه نداشتن این پدیده ها در زندگی و اعتقادات همیشگی و قابل درک روزانه آنها، باعث ایجاد شُکی فرهنگی شده و موجب خیزش جریانی دفاعی و ضدیتی ایستا از سوی جامعه سنت زده و حاکمان آن برای حفظ آنچه آشنا و ملموس است می شود. ورود اینگونه پدیده های فرهنگی نا ملموس و بی ریشه، در سیستم و دیدگاه قشر وسیع ایرانیان که هنوز باور در بینش های خرافی و اسطوره ای دارند، اغلب به سرکوب و محدودیت ختم می شود. آنچه مشخص است برای ایجاد جنبش و موسیقی زیرزمینی در ایران اول نیاز به بازار آزاد موسیقی و جریان تجاری موسیقی داریم تا با وجود جبهه های خرده فرهنگی غیر وابسته و جوان که بطور بنیادی جنبش هائی معترض و ضد تجاری هستند به گونه ای تعادلی سازنده میان خرده فرهنگ ها و فرهنگ عوام پسند حاکم بوجود بیاوریم. اما یک چنین ساختار تجاری در فرهنگ مردم پسند ایران بطور کامل و صحیح موجود نیست چرا که بازار تجاری موسیقی امروز ما تحت کنترل قشر خاصی می باشد و در موازات آن آزادی بیان و حقوق مدنی شهروندان نیز به حداقل نزول کرده است. در یک چنین اوضاعی هر پدیده ای خلاف جهت معیارهای فرهنگی، اجتماعی و سیر سیاسی جامعه باشد مجبور است در حیاط خلوتی خود را زندانی کند اما لزوماً به این معنی نیست که «زیرزمینی» است. یادمان نرود در کنار این همه گروه راک، متال و هیپ هاپ به اصطلاح زیرزمینی، آقای معین، اُمید، اَندی و حتی عباس قادری ها هم در انتظارند! آیا آنان نیز موسیقی زیرزمینی را نمایندگی می کنند؟ بهتر است موسیقی زیرزمینی ایران را موسیقی *غیرمجاز* ایران خطاب کنیم و یا حتی اگر مایل هستیم نامی سمبلیک بر آن بگذاریم، آن را موسیقی *حیاط خلوتی* ایران بنامیم نه زیرزمینی! به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه پنج قانون خوشبختي را به خاطر بسپاريد سرتيپ موسوي که هفته گذشته ازسوي آيت الله خامنه اي، فرمانده کل قوا به مقام جانشين فرمانده ارتش منصوب شد، گفته است: "ايران دريک جنگ احتمالي در مرزهاي خود محصور نميماند"، "امكان غافلگيري جمهوري اسلامي وجود ندارد" و "ترفندهاي آنها براي غافلگيري و ضربه زدن را ميدانيم و طرحها و تاكتيكهايي نيز تهيه كردهايم كه در صورت لزوم آنها را با غافلگيري بزرگ و فراتر از تصورشان روبرو کنيم". اين سخنان، پاسخ کدام حملات است؟همان حملاتي که نشريات معتبر دنيا، خبر قريب الوقوع بودن آن را مي دهند؟ سرتيپ موسوي در همين ارتباط تاكيد کرده كه: "پاسخ جمهوري اسلامي قابل پيش بيني نخواهد بود" وي افزوده: "البته موضوع هائي وجود دارد كه براي آنها قابل پيش بيني است اما چيزهاي مهمي نيز پنهان هستند كه در روز واقعه اثر خود را نشان ميدهد." و تنها سردار موسوي نيست که در مقام جواب برآمده؛ هفته قبل تر از آن رسانه هاي جهاني سخنان سرتيپ پاسدار، سردار مسعود جزايري معاون ستاد سپاه پاسداران را زير ذره بين گذاشته بودند که هرنوع حمله آمريكا را آغاز جنگ جهاني دانسته است. سردار جزايري حوادث سودان، عراق، افغانستان و اخيرا منطقه قفقاز را نشانه اي از نزديک شدن جهان به لبه پرتگاه اعلام و امريکا و اسرائيل را در اين زمينه مقصر معرفي كرده بود. وي با اشاره به كشورهاي عرب منطقه تاكيد كرده بود كه: "بديهي است در صورت بروز هرحادثه اي براي جمهوري اسلامي ايران، قبل از هر چيز رژيم هاي عاريتي و جعلي از ميان برداشته خواهند شد". و همچنين اينکه: "آتش، خشک و تر را مي سوزاند و کساني که فکر مي کنند بخاطر بعد مسافت مصون هستند، سخت در اشتباه هستند". چنين است که برخي مي گويند سخنان تهديد آميز سردار مسعود جزايري بر اساس اطلاعاتي است كه حكايت از حمله قريب الوقوع آمريكا به ايران دارد. در آخرين گزارش ها، روزنامهي هلندي "دي تلگراف"، که پرتيراژترين روزنامهي اين کشور است، روز جمعه گذشته (۲۹ اوت) در گزارشي نوشت كه به دليل حمله هوايي آمريكا به ايران كه به زودي صورت خواهد گرفت، سازمان اطلاعات مخفي هلند (AIVD) عمليات جاسوسي خود را كه سالهاست در ايران ادامه داده، متوقف كرده است، زيرا طرحهاي دولت بوش حکايت از آن دارد که حملهي هوايي به ايران به زودي صورت خواهد گرفت. اين روزنامه نفوذ جاسوس هاي هلندي به صنايع تسليحاتي ايران را موفقيت آميز توصيف كرده و نوشته كه در حملهي هوايي به ايران "مکانهايي بايد بمباران شوند که جزو هدفهاي عمليات جاسوسي هلنديها بودند." درخبرديگري به نقل از روزنامه تايمز لندن 31 اوت آمده است که آمريکا احتمالاً در آستانه ترتيب دادن يک حمله برق آسا به ايران "به عنوان آخرين راه حل" است تا جلوي تلاش براي هسته اي شدن تهران را بگيرد. مقدمات انجام گرفته در پنتاگون نيز تنها به شبيه سازي ها محدود نشده بلکه طرح واقعي حمله آماده شده است. محتمل ترين استراتژي نيز شامل بمباران هوائي به کمک هواپيماهاي بلند پرواز ب-2 است که هر يک قابليت حمل تا 40,000 پوند تسليحات با دقت بالا – از جمله جديدترين مواد منفجره ضد بتوني- را دارند. جرم مطبوعاتی و پیامدش، از ایران تا اروپا قوانین محدود کنندهء مطبوعات فاطمه حاتمی/ اصفهان- مسئولیت جزایی مطبوعات، در بیشتر موارد زمینه ساز مسئولیت مدنی و مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم بوده و جبران خسارت به خاطر آن ضروری است (مانند هتک حیثیت). به همین ترتیب، عملکرد زیان بار و عامدانه نیز می تواند موجب مسئولیت کیفری گردد؛ مثل دعوای تبلیغات تخریبی علیه محصولات یک کارخانه. صرف نظر از ارتباط بین مسئولیت کیفری و مدنی مطبوعات، بین حقوق مدنی و کیفری در مطبوعات نیز تفاوت است. جرم مطبوعاتی از اجزا و عناصری تشکیل می شود که نسبتاً متفاوت از عناصر سایر جرایم است. توجه کنید عناصر جرم مطبوعاتی ۱. وجود نشریه؛ که می تواند از دو طریق زمینهء مطالبه ضرر و زیان را فراهم نماید: الف) جرم مطبوعاتی بدون وجود مطبوعات ممکن نیست. این قاعده، یک قاعده مطلق است. این جرایم شامل هتک حیثیت، دشنام، ناسزا و هتک حرمت غیر علنی است. ب) روش های نامناسب تبلیغاتی که می تواند موجب تنزل کالای رقیب شود. این جرایم طبق ماده ۲۳ قانون آزادی مطبوعات ۱۸۸۱ فرانسه می تواند مورد توجه قرار بگیرد. بر اساس این ماده «اگر در توصیفا تجاری خواه از طریق گفتار و بیان و خواه از طریق چاپ و نوشتار، در طرح ها، گراورها، نقاشی ها، علامت ها، تصاویر یا تمام شکل های نوشتاری یا تصویری فروخته شده یا در معرض دید عمومی، چه به وسیله پلاکارد یا اعلامیه و غیره؛ موجب آگاهی و هتک حیثیت متوسطی از مردم گردد، آن از لحاظ جزایی مسئولیت دارد.» ۲. اظهارات کتبی یا شفاهی؛ که موجب ضرر و صدمه به شخصیت دیگری می شود. ۳. انتشار؛ آخرین رکن جرم مطبوعاتی است. این عناصر در قوانین مطبوعاتی هر یک از سه نظام حقوقی ایران، انگلستان و فرانسه وجود دارد. مثلاً در موارد ۶۴۰ و ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی مجازات هایی برای عملکرد جزایی مطبوعات مقرر داشته است. یا در ماده ۶۹۸ مقرر داشته: «هرکس به قدر اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی علیه مقامات رسمی با توزیع هرگونه اوراق چاپی، اکاذیبی را اظهار کند یا به مقامات رسمی نسبت دهد، اعم از الزام به جبران ضرر و زیان مادی و معنوی متضرر، به اعاده حیثیت از وی ملزم می باشد.» دکترین حقوقی در بیان تفاوت مسئولیت مدنی از جزایی، بین رعایت نفع عمومی و نفع شخصی افراد تفاوت قائل شده اند. و با در نظر گرفتن نیت و اثر، در مسئولیت جزایی و عدم تاثیر آن در مسئولیت مدنی، این تفاوت ها را مشخص تر بیان می کنند. 3 - 1 - مقایسه مسئولیت کیفری و مدنی روزنامه نگاران در حقوق ایران مسئولیت مدنی مطبوعات مقتضیاتی خاص داشته و باید با بررسی مقایسه ای، بهترین گزینه برای برخورد متناسب انتخاب شود. زیرا روش های مسئولیت مدنی سنتی مثل تضامن، ضمان عاقله و ضمان جریره در مسئولیت مدنی مطبوعات جایگاهی ندارد. به دلیل نوظهور بودن این نوع از مسئولیت و با وجود خوشبختی از جهت به رسمیت شناختن خسارت معنوی در کنار خسارت های مادی توسط حقوق ایران، باید روشی برای اخذ و اندازه گیری میزان زیان معنوی و طریق جبران آن اتخاذ گردد. و نویسندگان حقوقی با اعلان اینکه قالب زیان های مطبوعاتی ناشی از جرائم مربوط به شخصیت معنوی افراد می باشد؛ با ذکر مصادیق، لزوم برخورد متناسب را عنوان کرده اند. به نظر می رسد عمده مواد قانون مطبوعات ایران، درباره مسئولیت جزایی است. علیرغم اینکه در قوانین مطبوعاتی همیشه از «آزادی مطبوعات» صحبت شده ولی به دلیل موارد زیادی که این آزادی را تهدید می کند، قلمرو آزادی مطبوعات با تخصیص اکثر مواجه خواهد بود. با این حال، با توجه به روح برخی از موارد دیگر و بهره مندی از قواعد عمومی، می توان جبران زیان را خواست. «لازمه تحقق اصل ۲۴ قانون اساسی در بیان آزادانه مطالب، آزادی دسترسی به اطلاعات و اخبار و نشر آزادانه آن است. اما منع و محدودیت های شدید در مورد افشای منابع خبری، تسری مسئولیت به نویسنده، طراح و عکاس علاوه بر مدیرمسئول و نیز شروط و تعابیر مبهم و کشداری که برای نوع اطلاعات و اخباری که نشریات و مطبوعات می توانند منتشر کنند؛ قایل شده و به شدت حق دسترسی آزادانه مردم به اطلاعات و انتشار آن را محدود می کند. به طوری که بسیاری از مطبوعات به خاطر احتراز از پیامد های سنگین چنین اعمالی، ترجیح می دهند تلاش چندانی برای جستجوی اطلاعات و اخبار جدید و غیرتکراری از خود نشان ندهند و بسیاری از خبرنگاران، کارشناسان و منابع خبری ترجیح می دهند با در پیش گرفتن نوعی خود سانسوری "نگویند" یا "ننویسند" تا بعداً مورد مواخذه و اتهام قرار نگیرند.» شایسته تر است که مسئولیت های دست و پاگیر برای شاغلین حرفهء روزنامه نگاری، از قوانین حذف شوند. مثلاً در حقوق مطبوعات ایران، نوسنده و خبرنگار و کلیه کسانی که در ارتکاب جرم مطبوعاتی دخالت دارند (نظیر سردبیر، طراح، کاریکاتوریست و حتی حروف چین!) نیز دارای مسئولیت هستند. این موضوع از لحاظ رعایت انصاف و اصل شخصی بودن مجازات ها، بسیار قابل توجه است. ولی دامنه مسئولیت مسئولان مطبوعاتی را گسترده کرده است. با توجه به تبصره ۷ ماده ۹ قانون مطبوعات، این نکته به خوبی مشخص می شود: «مسئولیت مقالات و مطالبی که در نشریه منتشر می شود به عهده مدیرمسئول است، ولی این مسئولیت نافی مسئولیت نویسنده و سایر افراد - که در ارتکاب جرم دخالت دارند- نخواهد بود.» 3 - 2 - مقایسه مسئولیت کیفری و مدنی روزنامه نگاران در حقوق انگلستان به دلیل زیان های شغلی و زیان های صنعتی، هر روز با شکل جدیدی از مسئولیت مدنی مواجهیم. حقوق «کامن لا» در ابتدا قالب های خاصی از مسئولیت مدنی ساخته بود و مصداق ها را بر آن اساس اندازه گیری می کرد. ولی اکنون به دلیل مواجهه با مسایل جدید، آن اشکال وجود ندارد. نوعی مجازات در کامن لا، بهره مندی از خسارات تنبیهی است. نشریه ای که به خاطر چاپ یک مطلب، طرف دعوای مطالبه زیان قرار گرفته، می تواند با توجیه مفهوم واقعی متن، حسن نیت خود را اعلام کرده و از پرداخت ضرر و زیان معاف شود. به طوری که نمونه های این دعاوی در مسئولیت مدنی مطبوعات انگلستان قابل توجه است. در حقوق مطبوعات انگلستان هم مثل حقوق مطبوعات ایران و فرانسه، مسئولیت ها می توانند (به طور توامان) هم مدنی و هم جزایی باشد. پس: «در بعضی پرونده ها با موضوع دعاوی مطبوعاتی، طرح دعوا می تواند هم شامل شبه جرم tort گردد و در دادخواهی و جبران زیان صدمه دیده و هم در دعوی کیفری برای مجازات موثر باشد.» در حقوق انگلستان «نشریاتی که مطالب شان موجب اخلالگری، از بین رفتن نظم عمومی و اخلاق حسنه باشند» مجازات می شوند. همچنین اهانت به ملکه پادشاهی انگلستان و نیز سران حکومتی، جرم بوده و قابل مجازات است. در انگلستان، مطبوعات از کلیه حقوق اشخاص عادی برخوردارند و در صورت نقض آن ها، مورد پیگرد و مجازات قرار می گیرند. 3 - 3 - مقایسه مسئولیت کیفری و مدنی روزنامه نگاران در حقوق فرانسه مقایسه مسئولیت مدنی و کیفری مطبوعات در حقوق فرانسه، اهمیت زیادی در شناخت نگاه قانونگذاری این کشور و تاثیر و تاثر آن بر سیستم رومی ژرمن دارد. حتی قانون «آزادی مطبوعات 29 ژوئیه 1881» که مورد توجه قانونگذار مطبوعاتی ایران نیز بوده، می تواند در بررسی تطبیقی این موضوع موثر باشد. به دلیل ابهامی که در قانون مطبوعات ایران در مورد امکان گسترش دامنه مسئولیت به سایر اعضای مطبوعات (غیر از مدیرمسئول) وجود داشت؛ اصلاحیه قانون مطبوعات 1379 این نقض را رفع نموده و اداره حقوقی، سایر روزنامه نگاران را نیز به نسبت تقصیرشان در جبران زیان، مسئول دانسته است. در حقوق مطبوعات فرانسه علیرغم امکان تعقیب جزایی و مدنی مطبوعات؛ پیگیری نکردن شیوه جبران خسارت، موجب عدم امکان جریان شیوه کیفری تعقیب مطبوعاتی نخواهد بود و بالعکس. در این قانون جبران زیان های معنوی مطبوعات به رسمیت شناخته شده و از طریق اعلام نظر هیات منصفه، جبران زیان شناسایی و موضوع حکم قرار می گیرد. مراجعه به ماده 1382 ق.م فرانسه که مبتنی بر اثبات تقصیر است، بهترین وسیله در اثبات مسئولیت مدنی عاملان مطبوعاتی است: «مدیر مسئول نشریه از نظر جزایی، به لحاظ تخلفات ارتکابی توسط نویسنده و خبرنگار در روزنامه ای که هدایت آن را برعهده دارد، مسئولیت دارد. و این مسئولیت به خاطر ضرورت اعمال نظارت مدیرمسئول بر کار سایر عاملین مطبوعات است.» «مسئولیت مشترک» از نوع دیگر مسئولیت هایی است که در قانون جزای ایران هم مورد اشاره قرار گرفته؛ قانون مطبوعات فرانسه نیز مسئولیت مشترک عاملین مطبوعاتی را مورد توجه قرار داده و مسئولیت جبران خسارت بین آن ها تقسیم می شود. منبع: «مسئولیت مدنی روزنامه نگاران»/ تالیف: «مهدی کریمیان راوندی» پنج گاف، پنج روزنامه سوتی؛ رکن اصلیِ رکن چهارم دموکراسی! سارا محتشم- مگر میشود روزنامهنگاری کرد و سوتی نداد؟! مگر میشود لابهلای کاغذهای خطخوردهات کلمهای، حرفی، اسمی اشتباه نشود؟ دبیر سرویس مطلب را میخواهد و تنها دقایقی برای نوشتن آن وقت داری. حتی به دوبارهخوانی هم نمیرسی. هر صفحه را که مینویسی باید سریع به حروفچینی برسد و آن وقت است که اصلاً املای کلمههای ساده را هم فراموش میکنی. خیلی شانس بیاوری ویراستار متوجه سوتیات میشود. گاهی ویراستار خسته از حجم کار هم متوجه نمیشود. فردای آن روز تلفن دوستان مطبوعاتی شروع میشود و از گافی که دادهای آگاهت میکنند، البته کنایهآمیز و گاهی هم با آهنگ تمسخر! اینها سوتیهای مرسوم جامعه مطبوعاتی است. به قول بعضی از دوستان: رکن اصلیِ رکن چهارم دموکراسی است! همهاش را هم گردن کمبود وقت و سرعت زیاد میاندازیم. گاهی اما همین سرعت، کار دست روزنامه میدهد و گاف آن قدر اساسی است که مسئولان روزنامه چارهای جز بسیج کردن عدهای برای جمعآوری روزنامه از روی دکههای فروش ندارند. بعضی مواقع هم کار به توبیخ و توقیف و تنبیه میرسد. به غلط های املایی و سر و ته چاپ کردن مطالب کاری نداریم. سراغ گافهای بزرگ را گرفتهایم. خیلی هم دورنرفتهایم؛ همین چند وقت اخیر را بررسی کردهایم. 1: روزنامه ورزشی است و نام یک تیم ورزشی را یدک میکشد: «پاس جوان». روز قبل، بازی مهمی برگزار شده و روی جلد عکس درگیری دو بازیکن کار شده. اما نه مسئول عکس که آن را انتخاب کرده، نه صفحهبند، نه ویراستار و نه حتی سردبیر که آن را تایید کرده است، هیچکدام عکس را به دقت نگاه نکردهاند؛ در حین درگیری قسمتی از بدن(!) یکی از فوتبالیست ها بیرون افتاده بوده! و همان موقع عکاس شاتر دوربیناش را فشار داده است. عکس بزرگ کار شده و روزنامه در پیشخوان روزنامهفروشیها قرار گرفته است... از آن روز یک سال و اندی میگذرد، اما خاطره آن گاف تاریخی برای مطبوعاتیها مانده است. روزی که همهشان دنبال نسخهای از روزنامه بودند تا از نزدیک شاهد گاف همکاران شان باشند. مسئولان روزنامه چارهای جز جمعآوری روزنامه از کیوسکهای فروش نداشتند. شنیده شد که سربازانی را برای جمعآوری روزنامه بسیج کردهاند و تا ساعت 10 صبح نسخههای باقیمانده جمعآوری شده است، اما این وسط فروشندگان روزنامه هم که از این موضوع آگاه شده بودند، بینصیب نماندند؛ قیمت روزنامه را بالا کشیده و چندتایی هم برای مشتریهای ویژهشان کنار گذاشته بودند! 2: روزنامه دولتی «ایران» بعد از چند ماه توقیف، باز شده است. دلایل توقیف، ماجرای ایران جمعه، کاریکاتور، مانا نیستانی و «نمنه» را که خاطرتان هست؟ ترکها از ماجرا ناراحت شدهاند و اعتراض شان را به گوش مسئولین رساندهاند. روزنامه چند ماهی در توقیف بوده. مانا نیستانی در زندان است. مدیرعامل روزنامه عوض میشود. روزنامه رفع توقیف میشود. هنوز دو هفته از شروع کار مدیرعامل جدید نگذشته که روزنامه یک گاف دیگر میدهد... «بابک بیات» در گذشته است. خیلی از روزنامهها تیتر یکشان را به این موضوع اختصاص دادهاند. آگهیهای تسلیت یکی بعد از دیگری برای خانواده بیات چاپ میشود. اما این میان، زیر یکی از همین آگهیهای تسلیت که در روزنامه دولتی ایران کار شده، اسم آشنایی به چشم میخورد. یک آگهی تسلیت برای فرزندان بابک بیات از طرف «داریوش اقبالی» در روزنامه به چاپ رسیده است! خیلیها روزنامه را خریدهاند اما متوجه موضوع نشدهاند. توقع نداشته باشید که روزنامهخوانها تمام آگهیهای تسلیت را هم بخوانند. اما آنها که چشمشان به این اسم خورده، از این همه آزادی در یک روزنامه دولتی خوشحال شدهاند! مسئولان امر هم گویا تنبیهات قبلی را برای روزنامه ایران کافی دانستهاند و این موضوع را به حساب سرعت و عجله در عرصه خبررسانی گذاشتهاند. به خیر گذشت! 3: انتخابات شورای شهر نزدیک است. هر کدام از روزنامهها بسته به وابستگی یا تمایلشان نسبت به گروههای سیاسی، کاندیداهای مورد نظر را تبلیغ میکنند. گاهی عکس نامزدهای انتخاباتی حزبشان را با کت و شلوار و عینک و لبخند، کنار هم چاپ میکنند و گاهی از انتخاب رئیس حزبشان میگویند. بازار تبلیغات داغ داغ است. این بار یکی از روزنامههای اصلاحطلب گاف میدهد؛ روزنامه «اعتماد ملی» عکس عدهای از کاندیداها را کنار هم چاپ کرده و از جانب «مهدی کروبی» صاحب امتیاز روزنامه یک جمله نوشته است: «کروبی: من به این پانزده نفر رای میدهم.» کافی است عکسهای چاپ شده را بشمارید. ما که هرچه شمردیم سیزده نفر بودند! حالا چرا آقای کروبی میخواهد به این پانزده نفر رای بدهد، خودش یک مساله ریاضی است. امان از دست تنگی وقت و عجله! 4: این بار هم سوتی به یک عکس مربوط میشود. «جام جم»، روزنامه رسمی صداوسیما، کنار مطلبی درباره اینشتین عکسی از او کار میکند؛ از همین عکسهای اینترنتی. اتفاقاً یکی از معروفترین عکسهای این دانشمند است که او را سر کلاس درس و پای تخته و در کسوت یک معلم نشان میدهد. اما باز هم عجله کار دست مان میدهد. روی تختهسیاه پشت سر اینشتین، جملاتی به پینگلیش (فارسی با حروف لاتین) نوشته شده. این جملات حکایت از پشیمانی اینشتن درباره کشف اتم دارد که آن را خطاب به رئیس جمهور و درباره انرژی هستهای به کار برده است! واضح است که چه اتفاقی افتاده: مسئول عکس با عجله واژه «اینشتین» را در جستجوگر گوگل سرچ کرده و یکی از عکسها را انتخاب میکند. غافل از اینکه این عکس به وسیله پدیده فتوشاپ دستکاری شده و داخل یکی از وبلاگها قرار داشته است! روزنامه با همان عکس چاپ میشود. اما اتفاقی از قبیل توبیخ مسئولین، توقیف یا حتی یک تنبیه کوچک روزنامه نمیافتد.این اتفاق ممکن بود برای هر روزنامه دیگری هم بیفتد، اما فکر نمیکنیم سعه صدر مسئولین در مورد روزنامههای دیگر هم اینقدر شگفتزدهمان کند! البته چندی پیش اخباری مبنی بر عذرخواهی «عزتالله ضرغامی» از «محمود احمدینژاد» بابت این اتفاق، شنیده شد. 5: این بار نوبت «همشهری» بود تا یک گاف اساسی بدهد و گافهای روزنامههای وابسته به دولت را تکمیل کند. خیلی از پنجشنبه 31 خردادماه نگذشته است. این بار یک آگهی تبریک در روزنامه وابسته به شهرداری چاپ میشود که سروصدای زیادی به همراه دارد. متن آگهی به این شرح است: «مریم جان، ای عزیز و دلبندمان موفقیت تو را در کارهایت تبریک میگوییم و منتظر قدم گذاشتن تو به خانهمان هستیم. دخترم چشم به راهیم و آرزوی دیدن روی ماهت را داریم. خانواده احمری و همه دوستدارانت، خرداد 1386» متن آگهی مشکلی ندارد. اما عکسی که کنار آگهی به چاپ رسیده، عکس «مریم رجوی» یکی از مهرههای اصلی گروهک مجاهدین خلق است! آنها 31 خردادماه را سالروز پیروزیشان میدانند؛ درست زمانی که تلویزیون ایران برنامهای در مورد خیانتهای این گروه به کشور را پخش میکند، روزنامه همشهری آگهی تبریک پیروزی آن ها را با عکس یکی از سران گروه به چاپ میرساند! البته این بار هم غائله ختم به خیر میشود و باز ما از سعه صدر مسئولان شگفتزده! عشق براي تمام عمر سینمای جهان جونو نامزد دریافت جایزه انساندوستانه شد ورایتی اعلام کرد جوایز هیومنیتاس به نویسندگانی اهدا میشود که در آثار سینمایی و تلویزیونی آنها "شرایط انسانی به شیوهای که شأن انسانها را مورد تاکید قرار میدهد و از انسانیت به مفهوم کلی آن پرده برمیدارد، مورد کند و کاو قرار میگیرد." این جوایز در بخشهای مختلف شامل بهترین فیلم بلند، بهترین فیلم 90 دقیقهای، بهترین فیلم 60 دقیقهای، بهترین فیلم 30 دقیقهای، بهترین فیلم مستند و ... به برندگان اعطا میشود و در بخش بهترین فیلم بلند "جونو" نوشته دایابلو کدی، "لارس و دختر واقعی" نوشته نانسی الیور و "زنگ شیرجه و پروانه" نوشته رانلد هاروود نامزد شدهاند. کمدی مستقل "جونو" داستان دختری نوجوان است که ناخواسته باردار میشود و میکوشد برای فرزند خود مناسبترین پدر و مادر را پیدا کند. این فیلم پارسال در چهار رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه نامزد اسکار بود و در نهایت جایزه بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برد. "لارس و دختر واقعی" نیز در بخش بهترین فیلمنامه غیراقتباسی نامزد بود و "زنگ شیرجه و پروانه" به کارگردانی جولین شنیبل نیز در چهار رشته نامزد اسکار شد. امسال جان ولز برای اولین بار ریاست جایزه هیومنیتاس را به عهده دارد. او جایگزین فرانک دزیدریو شد که از 1999 تا 2001 رئیس انجمن نویسندگان آمریکا شعبه غرب بود جانی دپ هم قرار است کنسرت بگذارد شنیده ها حاکی از آن است که جانی دپ می خواهد با گروهی که قبلا عضو آن بوده است همکاری کند. به گزارش جانی آخرین بار ماه ژانویه گذشته بود که با این گروه همکاری کرده و در کنسرتی که برای بزرگداشت شیلا ویتکین برگزار شده بود شرکت داشت و حالا قرار است که هفته آینده هم دوباره به این گروه بپیوندد. لازم به ذکر است که این ستاره هالیوودی به خاطر هوش و استعدادی که در زمینه موسیقی دارد زبانزد است و قبلا هم یک آلبوم که در آن تکخوانی کرده برای خود ضبط نموده است که در سومین آلبوم این گروه به نام "حالا می خوام اینجا باشی" منتشر شده است. بنابراین گزارش، اخیرا جانی دپ، کالین فرل و جود لا دستمزد خود از بازی در فیلم "خاطرات دکتر پارناسوس" را به دختر هث لجر(بازیگر جوکر در فیلم شوالیه تاریکی) اهدا نموده اند. بزرگداشت پنه لوپه كروز در مراسم جوايز گوتام جوايز «گوتام» هرسال به سينماگران مستقل و فعال اهدا ميشود. نامزدهاي دريافت جوايز «گوتام» هرسال در بخشهاي بهترين فيلم داستاني، بهترين اثر مستند، بهترين بازيگر، بهترين كارگردان معرفي ميشوند. 20 اكتبر امسال (30 مهر) نامزدهاي دريافت جايزه «گوتام»، در 6 بخش رقابتي اين مراسم معرفي خواهند شد. سال گذشته فيلم كمدي «جونو» جايزه بهترين فيلم اين مراسم را از آن خود كرد. «پنه لوپه كروز» با حضور در فيلمهاي مطرح «پدر و آلمادوار» از جمله «همه چيز درباره مادام» و «بازگشت» به شهرت بينالمللي در سينما دست يافته است اكران پاييزي هاليوود اعلام شد ازديگر فيلمهاي مطرح اكران پاييز هاليوود ميتوان به «بانكوك خطرناك» با حضور «نيكلاس كيج» و «جنگ درسياتل» با حضور «چارليز ترون» نام برد. برنامهي اكران پاييزي هاليوود با نمايش فيلمهايي چون «دوشس» باحضور «كايرا نايتلي»، «چشم فرشته» باحضور «شيالابوف» و «مايكل موناهان»، «توانا براي هميشه باحضور» (سين فاريس)، «شهر ارواح» باحضور ريكي گراويس و انيميشن «ايگور» با صداپيشگي «جان كوزاك» ادامه مييابد. فيلم «مجموعه دروغها» (باحضور گلشيفته فراهاني و لئونارد دي كاپريو)، «بچه عوضی» (با حضور آنجلينا جولي) و «برادران خوني» باحضور (آدرين برودي) از ديگر فيلمهاي اكران پاييز هاليود بهشمار ميروند مدونا و فرزند خوانده ای دیگر شنیده ها حاکی از آن است که مدونا درصدد است تا کودکی دیگر از مالاوی را به فرزند خواندگی قبول کند. به گزارش پنستون کلمبه، وزیر امور بهزیستی مالاوی گفت: "نمایندگان مدونا این دختر 3 ساله را از نزدیک دیده اند و همه چیز آماده است و ما تنها منتظریم که مدونا یک سری فرم ها را پر کند تا کارهای اداری آن انجام شود م مارسی بتواند برای آغاز یک زندگی تازه از کشور خارج شود." آلبوم جدید سعید به نام Future . با 3 کیفیت متفاوت ... آلبوم جدید ماهان بهرام خان (0111) به نام من هنوز ... موزيك ويديو جديد Enrique Iglesias Ft Nadiya به نام Tired Of Being Sorry به همراه آهنگ اين ويديو ... آهنگ جدید رادمهر به نام خیانت . با 2 کیفیت متفاوت ... ورژن جدید آهنگ میشه خدا رو حس کرد با صدای احسان خواجه امیری ... موزيك ويديو جديد كاوه دانش به نام تو تو تو ... موزیک ویدیو جدید مجید مهربانی به نام مسافر ... 60 نکته در مورد ازدواج در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید از میان ضربالمثلهای ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیتهای بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كردهایم. بسیاری از این حرفها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفتهها می تواند برای عدهای حكم كلید راهنما را داشته باشد. قبل از ازدواج بعد از ازدواج بعد از طلاق موسیقی راک تلفیقی موجی ناموفق جهت خلق موسیقی مردم پسندِ معترض و امروزی فارسی بنا بر آنچه در ویکیپدیا -- Wikipedia-- آمده، موسیقی تلفیقی -- Fusion-- به موسیقی گفته میشود که از ترکیب دو یا چند ژانر موسیقایی بدست آمده باشد. به عنوان مثال، ژانر راکاندرول که در اواخر ده چهل میلادی وارد موسیقی مردم پسند آمریکا شد در اصل نسخه تکامل یافتهایست از آمیزش موسیقی بلوز، گاسپل و کانتری. بر اساس این تعریف، موسیقی راکاندرول نتیجه آمیزش سه سبک مختلف با سه جایگاه طبقاتی و بینش فرهنگی بوده که بنیاد موسیقی منحصر بفردی شد. یکی از انواع موسیقیهای فرانو ایرانی، موسیقی تلفیقیست که از سالها پیش بخش بزرگی از مجموعه موسیقیهای متفاوت و پیشرو را در بر گرفته و ذهن هنرمندان نوپرداز ایرانی را مشغول داشته است. در یک دهه اخیر نیز شاهد تلاشهای برخی از موسیقیپردازان و موسیقیدانان جوان در جهت خلق نوعی موسیقی پر انرژی و مردمپسند امروزی با خصوصیات فرهنگی و آوای ایرانی بودیم که خودبهخود موسیقی راک تلفیقی –Fusion rock-- نام گرفته است. اما در مجموع این موج با تمام تنوع و ترکیبات جذابی که ایجاد کرده، فاقد بینشی خلاقانه و نوپردازانه بوده و نتوانسته بجز چند نمونه معدود اثری مستقل و ویژه بیآفریند. آنچه از این تجربیات بجای مانده تنها تجددی فرمالیستی در محدوده دستاوردهای فرهنگ عام ایرانی بوده و قدمی فراتر از پوشاندن ظاهری امروزی بر سنتهای ریشه دار برنداشته است، چرا که بدور از بیان ذهنیت شخصی و فردیت وجودی هنرمند خلق شده است. آن پدیدههایی که در خلق یک اثر هنری و موسیقایی نو نقش کلیدی را بازی میکنند همانا ابراز هیجانات احساسی و بیان دیدگاههای ذهنی هنرمند است که سرکشیده از اعماق ناخودآگاه اوست. نمونههای آشنای موسیقی راک تلفیقی ایران را میتوان در آثاری از گروهها و نوازندگانی مانند اُهام (پاپ/راک)، فرزاد گلپایگانی (پروگرسیو/متال)، هاله (راک/سایکادلیک)، باراد (پرگرسیو /جاز /راک)، میرا (پاپ/راک) و محسن نامجو (پرگرسیو/آلترناتیو) شنید که هر کدام به نوعی در این راه قدمهایی برداشتهاند. یکی از نمونه های جالبی که در عرصۀ این نوع موسیقی بجای مانده آهنگی ست به نام «زخم» از گروه *میرا*. در این تجربه می بینیم میرا به فرمول موسیقائی تازه ای جهت تنظیم موزیک فیوژن/راک ایرانی نزدیک می شود. این اثر بسیار زیبا با همکاری *رضا آبائی* نوازندۀ ساز قیچک تنظیم شده است. میرا در آهنگ زخم به کمپوزیسیونی می رسد که در آن زمان کمتر گروه موسیقی پاپ-راک تلفیقی موفق به کشف آن شده بود. نقطه ای که سازهای موسیقی مردم پسند امروزی هم آوا با ساز سنتی قیچک، بدون آنکه هویت یکدیگر را در هم شکنند، همراه شده و فضائی رویائی را خلق می کنند. جایگاهی مناسب برای ترانه های سمبلیک و ایده آلیستی که فرزام رحیمی نمایندۀ آن بود. به هر دلیلی میرا اهمیت موسیقائی این اثر را درنیافت و راه های دیگری را برگزید که تا به امروز کماکان در کوچه پس کوچه های آن گم است. در این میان *گروه باراد* در تنها آلبوم خود، باراد، موفق به ایجاد تعادلی موسیقایی میان آواها و نغمههای فلکلور ایرانی و سازها و نواهایی که اغلب در موسیقی راک و جاز استفاده میشوند شده است. رمز موفقیت گروه، در کشف این نقطههای تعادل و همآمیزی، بر میگردد به نزدیکی هنرمند آگاه به خصوصیات فرهنگی و قومی خود و همزمان درک عمیق موسیقی معاصر جهانی و در پایان تلفیق برداشتهای حسی از دریافتههای فرهنگ موسیقایی فلکلور ایرانی همراه با انتقال و تغییر رپرتوآرها و دخول ویژهگیهای صوتی سازها، خارج از معیارهای همیشگی جهت همآمیزی اصولی و آزاد آنها. با تمام اینها، فرای کمپوزیسیون های بکر و ساختار کیفی موسیقائی آثار این آلبوم، می توان به وضوح دیدگاه های محافظه کارانه و فرمالیستی فرهنگ موسیقی ایرانی را شنید که همچنان کنترل کامل بر کلیت مفهومی این آلبوم دارد. بزرگترین نماد آن پیروی از اصل رابطه تنگاتنگ موسیقی اصیل ایرانی با اشعار ادبی شاعران معاصر و کلاسیک فارسی است که شاید در ساختاری سنتی قابل قبول و کارا باشد اما در نگاه امروزی و معترض موسیقی راک و حتی موسیقی جاز به خوبی عمل نمی کند. یعنی به غیر از آن قطعاتی که برداشت هائی از موسیقی فلکلور ایران با همراهی ترانه های مختص به آن طرح ریزی شده است، هنرمند همچنان در آن چهاچوب متداول سنتی با محتوای ادبی از پیش تائین شده در تلاش است تا ظاهری زیبائی شناسانه امروزی برای دیدگاهی سنتی خلق کند. در این مجموعه تلفیق در موسیقی بدرستی انجام می شود اما در درونمای آن که متن آهنگ است و در شیوۀ ابراز آن یعنی خوانندگی، از سوی خواننده حرکتی فرای آنچه تاکنون تجربه شده انجام نمی شود. یعنی خواننده نه در نگارش کلام نقشی دارد و نه در بیان آن بطور فعال درگیر است. خواننده حتی اشعار را به گونه ای ابراز نمی کند تا «شنونده» بتواند حجمی نو میان بیان وی و مفهوم شعر بیابد تا در ادامه شاید قوه مخیله نیز در آن حجم آزاد شده و برداشتی ویژۀ خود را دریابد. مانند همیشه شنونده جایگاهی در برابر هنر مند و هنرش ندارد و مجبور است تنها نقشی منفعل و مصرف کننده را داشته باشد. آنچه باراد در سدد خلق آن بود، نوعی تجدد شهری در موسیقی محلی ایرانی بود. باراد با استفاده از عناصر آشنای ریتمیک و ملودیک محلی ایرانی و جابجائی آنها از ساختاری جامد که شاید قرن ها در آن قالب مشخص خاک می خوردند، و چیدمان آنها در ترکیبی جدید توانست ازدواجی میان پدیده های کهنه و نگاهی تازه و معاصرتر یعنی نوعی موسیقی فلکلور با آوائی امروزی خلق کند. اما این پروژه تا همین جا به اوج کیفیت موسیقائی می رسد و با ورود کلام ادبی و شعر (Poem) آن نقطۀ محرکه هنری و فانتزی اثر در نطفه خفه می شود. چرا که یکی از ویژه گی های بارز موسیقی مردم پسند معاصر از جمله راک و یا جاز که باراد در پی تلفیق آن در فرهنگ موسیقی نوین ایران بود، بیان محتوائی امروزی است که بر آمده از ذهن انسانی امروزی و دغدقه های زندگی درون-شهری او می باشد. البته این در صورتی است که موسیقیدان بخواهد از متن آهنگ (Music text) در موسیقی خود استفاده کند. با ورود اشعار شاعران شناخته شده فارسی، باراد تمام آن نخ های ارتباطی که کلیت مفهومی و حجم عمیق قطعات را در هم تنیده بود را از هم درید و آنچه باقی ماند نوعی تجدد سطحی بیش نبود، چرا که خبری از کلام و افکار گروه و در کل آنچه خواننده می بایست از طریق موسیقی و متن موسیقی خود ابراز کند نیست. سراسر این آلبوم مملو از ترکیبات نو و زیبایی شناسانه موسیقی امروزی ایرانی است اما درخشان ترین قطعه این آلبوم آهنگ «گوآتی» است که قطعهایست بیکلام و برداشتی از مراسم گواتی بلوچستان. چرا که این قطعه با ایجاد فضائی نو و رابطه میان نغمه های محلی و ترکیبات جدید ساختاری راک به نتیجه مورد نظر می رسد که همان تلفیق و در ادامه ایجاد هیجان در شنونده است، بی آنکه عنصر سومی مانند شعر ادبی سد راه ارتباطی موسیقی و شنونده شود. این اثر نمونه برجسته موسیقی «پرگرسیو راک» ایرانی است. اما {محسن نامجو} راه دیگری را میپیماید. راهی که از چهارراه سنت و نوگرایی نیز میگذرد و در پیچ و خم نگرشی فرانو معنی جهانی مییابد. او شاید از معدود موسیقیدانانی باشد که تلفیق را در چیدمان سازها و نغمههای ناهمگون در کنار هم نمیداند بلکه در آنچه خصوصیات مشترک فرهنگهاست از درون نغمهها و لابلای گامها دریافته و کشف کرده است. نه غربی است نه در گیر ایرانی بودن. موسیقی او سنتشکن و امروزیست در نتیجه معترض است. موسیقی محسن نامجو همزمان که ریشه در موسیقی ایرانی دارد، برخی از ویژگیهای عمومی موسیقی مردمپسند معاصر مانند بلوز، جاز و پاپ را نیز بطور عمده در بر میگیرد. آن ویژگیها از این قرارند: [::] شیوه آوازخوانی آزاد محسن نامجو با آگاهی و با استفاده از این عناصر -- به عنوان راهحلّی آزاد -- از خصوصیات موسیقایی و علائم فرهنگی آشنا و موجود در موسیقی و آوازخوانی ایرانی نیز بهره گرفته و به بیانی شخصی و ویژه دست یافته است. آن خصوصیات مورد نظر در واقع بخش وسیعی از سبکهای موسیقی مردمپسند ایرانی است که در فرهنگ عوام جا افتاده است مانند: خراباتیخوانی، نوحهخوانی، انواع آوازهای سنتی و پاپ و همچنین صداهایی انتزاعی و حتی تقلید صدای حیوانات بر ریتمهای متنوعی از سبکهای جاز، راک، بلوز تا سنتی ایرانی، کوچه بازاری، محلی و خالتور و غیره. تمام این شیوهها و آواها در کمپوزیسیونهای مختلف از معنا و محتوا تهی و به پدیدههایی عینی -- Objective -- تبدیل شده تا در چیدمانی مفهومیConceptual -- --به نقطهای از همآمیزی گستاخانه و اکسپرسیونیستی برسد. به همین خاطر در آثار این خواننده/نوازنده میتوان شنونده نغمههایی آشنا ولی امروزین و متفاوت بود. این رابطه و بینش هنری نامجو در استفاده و اجرای اشعار شاعران کلاسیک و مدرن ایرانی نیز بچشم میخورد. او برخلاف دیگر موسیقیدانان و موسیقی پردازان در ابراز این اشعار در موسیقی خود با بیانی آزاد از طریق تلفیق و حتی شکست قوانین و روشهای گوناگون آوازخوانی به ترجمانی نو از ادبیات فارسی در موسیقی مردم پسند معاصر ایران میرسد. چرا که این شیوه بیانی آبژکتیو، شنونده را نیز در دریافت و درک اشعار فعال کرده و آزاد میگذارد. در واقع این شیوه آوازخوانی نامجو به نوعی آثار او را دراماتیک کرده و به آن حجمی جادوئی بخشیده و بجای آنکه استفاده از اشعار شاعران دیگر، ابتکار و نوپردازی او را از بین ببرد، می بینیم برعکس عمل می کند و هیجان انگیز نیز می شود چرا که به گونه ای شخصی آن را برای شنونده بیان می کند و معنائی تازه به آن می بخشد. او بوسیله فضاسازی و ایفای نقشهای گوناگون، که برگرفته از آشنایی وی با هنر تئاتر نیز است، از طریق آواز و صدا و ترکیب هر آنچه از حنجره میتواند به بیرون بیاید، در قطعات خود محیطی را میآفریند که در آن شنونده برداشت ِ حسی ویژۀ خود را مییابد. در واقع برای نامجو، شنونده و آن تحولی که موسیقی وی در درون شنونده ایجاد می کند و منجر به برداشتی متفاوت و منحصر بفرد می شود است که هدف می شود نه ساختار زیبائی شناسانه و صنعت ظاهری موسیقی. این رویکرد آگاهی وی را از دیدگاه های هنر مفهومیConceptual -- --کاملاً نشان می دهد. همین اتفاق به نوعی در ترانههای او و اجرای آنان نیز تکرار میشود. بطور مثال در ترانه «عقاید نوکانتی» شنونده جملههای کوتاهی با موضوعات و تصاویر ناهمگون اما ملموس و بیپروایی هستیم که کنار هم چیده شدهاند و نوعی ادبیات اکسپرسیونیستی را تداعی میکنند. این ترانه با حجمی انتزاعی با آوای سهتار همگام شده و هویتی فرانو میگیرد. عقاید نو کانتی از آن من/ شقایق نرماندی از آن تو «عقاید نوکانتی» عمق فاجعهای گنگ را به تصویر میکشد که نامجو، تنها هنرپیشه آن بر صحنه تاریک دریافتههای روزمرگی، خود نقش اول را در آن ایفا میکند. این آهنگ یکی از نمونههای موسیقی و ترانهسرایی آوانتگارد فارسی است و در مسیری فراتر از فرهنگ عام رایج سیر میکند، از آن دوری میگیرد و در گوشه زیرزمینهای روشنفکرانه گاه به گوش میرسد. اما در نمونههایی دیگر و مجموعهایی مانند آلبوم *ترنج* محسن نامجو یک قدم به عقب بر می دارد و موسیقی پیشرو خود را با موسیقیهای روز و مردم پسند آشتی میدهد و تجربیات و ایده موسیقایی خود را در قالبی امروزین بیان میکند تا اینبار بتواند مخاطبان امروزی خود را نیز به سفری نه چندان دور، بهسوی دروازههای فرهنگی فرانو ببرد. این رویکرد همزمان که می تواند گریزی انحرافی از جریان نوپردازانه و آوانتگارد وی بحساب آید، اما همزمان آن را می توان بگونه ای سازنده نیز انگاشت و انگاره ای در جهت تحولی در فرهنگ موسیقی مردم پسند امروز جامعۀ ایران دانست. آلبوم ترنج، چه از زاویه طول زمانی قطعات و چه از زاویه ساختار آهنگها، یعنی فضاسازی به وسیله ترکیب ریتمها و آواهای متنوع و متغیر به شکلی نوسانی و بهرهگیری از عناصر ترکیبی موسیقیهای متفاوتی مانند محلی ایرانی، جاز، سنتی تا بلوز و پاپ به اضافه شیوههای گوناگون آوازخوانی، گرایشی ست به نوعی موسیقی پروگرسیو و پیشگام. اما در کل بینش و پشوانۀ آثار نامجو و ویژگی موسیقی او، بی مرزی و رهایی وی از قید و بندها می باشد، همزمان که خصوصیات فرهنگی خود را نیز با کمال میل حفظ میکند. در حقیقت بیانی آزاد را وارد فرهنگی میکند که هنوز پایبند به قوانین کهنه ساختاری خود است. موسیقی او دگراندیش است و معترض اما هیجانانگیز و امروزیست. نه مقلد است و نه دنبالهرو. موسیقی او از دل فرهنگ عام زاده میشود، آن را به چالش و نقد میکشد، هویتی نو میدهد و به راحتی میتواند در دل عام مردم جا باز کند. موسیقی او دیگر تلفیقی نیست بلکه سر آغاز مرحله نهایی آن یعنی تولد موسیقی ناب مردم پسند نوین ایرانی است. بینش موسیقایی محسن نامجو رویکردیست جهت خروج از محدوده فرهنگها و مرزبندیهای جغرافیایی و بیان موجودیت فردی او به عنوان یک انسان امروزی با آداب و فرهنگ ایرانی که جهان را خانه خویش میداند. موسیقی وی بزرگداشت ایرانی بودن است بی آنکه در بلندگوهای ناسیونالیسمْ حنجره آگاه خود را پاره کند. آنچه آثار محسن نامجو به ما پیشنهاد میکند این است که هنر و موسیقی مردمپسند امروزی در ایران بهتر است بر اساس هویت ملی و فرهنگی ما پایهریزی شود، چرا که خصوصیات فرهنگی ما و شرایط اجتماعی ما کماکان ریشه در معیارهای فرهنگی مختص کشورمان دارد و اگر قرار است تحول یابد و یا جنبشی هنری اعتراضی و همهگیر خلق شود، باید از دل همین فرهنگ سالخورده و سالدیده زائیده شود، فرهنگی ریشهدار که نه تنها به دلایل تاریخی عناصری مانند اعتراض و انتقاد در آن همیشه سرکوب شده بلکه هنرمندی تربیت میکند که دنباله رو و مطیع استاد و سنت اوست. فرهنگی که درونگراست و برای حفظ تمامیت خود همیشه مقاومت کرده و به نوعی بنیادی محافظهکار شده. باید در نظر داشت دوباره نگری و معیارگریزی فرهنگی که در واژگان موسیقی جوانان امروزی به آن اعتراض گفته میشود از جمله ویژهگیهای بارز موسیقی امروز است. این آن دیدگاهی است که محسن نامجو مدتهاست به آن رسیده و در آثارش هویداست. قبل از ادامه بحث باید خاطر نشان کنم که استفاده از واژه «اعتراض» در مورد موسیقی و هنر گاهی سوءتفاهمهایی بوجود میآورد که بهتر است در اینجا اشارهای نیز به آن شود. به نظر من منظور از موسیقی و هنر معترض در اکثر مواقع ربطی به اعتراض سیاسی و انقلابیگری ندارد. واژه «اعتراض» در حقیقت همان بینش سنتشکن، انتقادی و تحولجویانه مدرنیستی است که در رد معیارهای هنری گذشته و حتی دست آوردهای هنری حاضر بهپا میخیزد و در برپایی ضوابط و میزانهای نو معنی میگیرد. مانند چرخیست که بیوقفه در حال چرخیدن و نو شدن است. هنر نو خردگراست و نوبهنو انتقاد میکند، تغییر میدهد و دگرگون میسازد. این انتقاد در حقیقت همان تحولطلبی و یا نوپردازی است که بنیاد هنر نوگرا را ساخته و در موسیقی مردم پسند امروز هم در اشکال مختلف شاهد آن هستیم که به آن «اعتراض» گفته میشود. به همین خاطر هم از آنجایی که موسیقی راک تلفیقی ایران در بیشتر مواقع به غیر از نمونههای اندکی، به تنها نتیجهای که رسیده کشف یک نوع همخوانی بین فرهنگهای موسیقایی مختلف است و ایجاد فضایی جدید برای ادامه بقای قوانین فرهنگی متداول ایرانی و در بیشتر این آثار، هنرمند نخواسته و یا نتوانسته عنصر خلاقه هنری را فعال و بیرون از معیارهای پسندیده فرهنگ رایج جامعه حرکت کند پس نمی توان ادعا داشت که اثر پیشرویی هم خلق شده باشد چه برسد موسیقی معترض و تحولطلب. در واقع آنچه اتفاق افتاده تکرار همان روحیه محافظهکارانه فرهنگ جاافتاده ایرانیست به اضافه ظاهری متجدد. تصور میکنم بهتر است موسیقیپردازان و موسیقیدانان ما معنی اعتراض و شورش هنری را در بیان آزاد و معاصر جستجو کنند نه برداشتهای وارداتی از موسیقی به اصطلاح غربی و با آگاهی از آن موسیقی مردمپسند ایرانی را از طریق ریشه یابی فرهنگی و موسیقایی ایرانی متحول سازند نه تقلید کورکورانه و اقتباس از آنچه تا امروز هزاران بار شنیده ایم و نواختهاند. اعتراض به ضوابط فرهنگی جامد و بسته، از جمله عناصر هیجان انگیز و محرکه در جنبش نوین موسیقی مردم پسند ایرانی ست. سرآغاز تازه ای برای خلق موسیقی زنده با تعریفی آگاهانه از واقعیت جامعه امروز ما. راهی دیگر، نگرشی نو و «راه سومی» در جهت تکامل سبکی نو در فرهنگ موسیقی ایران. کاش می تونست تمام نفرتش رو فریاد بکشه منبع:http://www.elaheyesharghi.blogfa.com آهنگ سامیار و احسان به نام After Hours . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید مسعود سعیدی به نام تو قلب منی . با 3 کیفیت متفاوت ... آلبوم جدید حمید پویان به نام جشن عاشقی . با 2 کیفیت متفاوت ... موزیک ویدیو جدید اندی به نام راز من ... رمیکس جدید دی جی آرش به نام Gheri Mix . با 2 کیفیت متفاوت ... (این آهنگ ، رمیکسی از دو آهنگ ولی و معین می باشد) آهنگ جدید هیچکس ، پیشرو ، ساتراپ و اوج به نام پس لاشخور نباش ... آهنگ جدید کاوه دانش به نام تو تو تو . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید میلاد بیک به نام پاشو پاشو . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جدید سینا شعبانخانی به نام صدای بی صدا . با 3 کیفیت متفاوت ... آهنگ جديد Amr Diab به نام Ay Farsa . با 2 كيفيت متفاوت ... مجموعه 40 آهنگ از برترين و خاطره انگيزترين آهنگ هاي داريوش که به تازگي توسط کمپاني ترانه رکوردز عرضه شده است . با 2 کيفيت متفاوت ... آهنگ جدید حامد هاکان و احمد زنوری به نام چشم آبی . با 2 کیفیت متفاوت ... آلبوم جدید نغمه زیبا به نام قصه ی عشق . با 3 کیفیت متفاوت ... میکنم دیگه دوستم نداری قدردانی ماتیاس اشتاینر قهرمان وزنه برداری 105+ کیلوگرم از همسر مرحومش اشتباه فرشتگان درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود .پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و… حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند. مرد کور روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد.در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد. - آهای، آقا پسر! پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم، کفشها را به او داد. پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: - شما خدا هستید؟ - نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! - آها، میدانستم که با خدا نسبتی دارید! نخستين درس مهم من دانشجوى سال دوم رشته پرستاري بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خندهام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت میکند چيست؟» من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد میدانستم؟ من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بیجواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارمبندى نمرات محسوب میشود؟ استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدمهاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما میباشند، حتى اگر تنها کارى که میکنيد لبخند زدن و سلام کردن به آنها باشد. من اين درس را هيچگاه فراموش نکردهام. دومين درس مهم يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که میباريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو میآمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنشهاى ميان سفيدپوستان و سياهپوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياهپوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد و بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آن جا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود. زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آوردهاند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون: «از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباسهايم که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظههاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بیشائبه به ديگران دعا میکنم.» سومين درس- هميشه کسانى که خدمت میکنند را به ياد داشته باشيد در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ٥٠ سنت پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عدهاى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : ٣٥ سنت پسر دوباره سکههايش را شمرد و گفت: براى من يک بستنى بياوريد. خدمتکار يک بستنى آورد و صورتحساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريهاش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود يعنى او با پولهايش میتوانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمیماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!! چهارمين درس مهم- مانعى در مسير در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم! «هر مانعى = فرصتى» لطفا این داستانهای کوتاه را برای دوستان خود ارسال نمایید، کسانی که برایتان ارزشمند هستند، اما اگر این کار را انجام ندادید، نگران نباشید، هیچ حادثه ناخوشایندی برای شما رخ نخواهد داد، شما تنها این فرصت را که به دنیای شخص دیگری با این مطلب روشنایی بیشتری ببخشید، از دست خواهید داد، کسی چه می داند، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون بیشترین نیاز را به خواندن این مطلب داشته باشد. خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.. اشو زرتشت
10 جمله ای که آقایون از شنیدنش وحشت دارند
بازیگر فیلم "پس از خواندن بسوزان" عنوان کرد که بین او و بازیگر فیلم "تحت تعقیب" که دارای شش فرزند هستند دعوا و کشمکش وجود دارد اما بسیار مصر است که در هر رابطه ای همه چیز باید روشن شود.
به گزارش وی گفت: "بعضی اوقات آنجلینا واقعا اعصاب مرا به هم می ریزد اما بحث های ما بیشتر بر سر مسائل سیاسی است."
این بازیگر مشهور در ادامه افزود: "به نظر من یک زوج ایده آل دو شخص قوی و مستقل هستند که زندگی شان را با هم قسمت کرده و به شراکت می گذارند."
اين مراسم روز ششم دسامبر در كپنهاگ دانمارك برگزار خواهد شد و ديگر سينماگران برجسته سال 2008 قارهي اروپا نيز جوايز خود را دريافت خواهند كرد.
بنا به اعلام ورايتي، «مايكل داگلاس» كه در فيلم «ترافيك» سودربرگ نيز حضور موثري داشته است، زندگي هنري و فردي «ولادزيو و انتينو ليبراس» با تهيهكنندگي «جري وينتراب» مقابل دوربين ميبرد.
بنا به اعلام ورايتي، «ايوان مك گرگور» و «جف بريجز» نيز دراين پروژه با كلوني همبازي خواهند شد.
این زوج که بعد از سه سال زندگی مشترک در سال 2005 از هم جدا شدند هر دو هفته گذشته در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو حضور داشته و شام را با هم صرف نموده اند.
ایراسان گزارش داد جنیفر پیش از آغاز این جشنواره که براد هم برای نمایش فیلم "پس از خواندن بسوزان" در آنجا حضور دارد عنوان کرده بود که اگر براد را ببیند حسابی حال او را می گیرد.
لازم به ذکر است که این بازیگر جوان عنوان کرده که می خواهد کماکان در برنامه "دختران خبرچین" حضور داشته باشد.
جهت ورود به آرشیو بر روی عکس زیر کلیک کنید.
ایران موزیک با شماست !



![]()
![]()

Download 18 mb
![]()
![]()
![]()
19 mb
![]()
![]()
![]()











Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
I can't tell the reason... but I really like you
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
How can you say you love me?
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنيه،
because you are caring,
هميشه بهم اهميت ميدي،
because you are loving,
دوست داشتني هستي،
because you are thoughtful,
با ملاحظه هستي،
because of your smile,
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون 
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
No! Therefore I cannot love you
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم 
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دليل ميخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم 
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم
Mature love says "I need you because I love you"
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم م













اما بياييد منصفانه قضاوت کنيم و پيام ساده و راه حل ساده لوحانه آن را که فلسطيني ها و اسرائيلي ها را قرباني سرمايه دارها و سرمايه داري مي داند کمي جدي بنگريم. سندلر و دوگان در قالب يک کمدي بزن بکوب که شايد براي اخلاق گرايان قابل تحمل نباشد[مخصوصاً به خاطر تاکيد بر شوخي هاي جنسي] از مشکل بزرگي سخن مي گويد که نيم قرن است خاورميانه را به آتش و خون کشيده است.
فيلمنامه و کارگردان با شوخي و خنده انگشت روي موضوعي مي گذراند که نه فقط از چشم بسياري پنهان مانده، بلکه خيلي ها از جمله خود همين اعراب و يهوديان سعي در مخفي نگاه داشتن و انکار آن دارند(چيزي که يوري به آن اشاره اي به جا مي کند). يعني اينکه هر دو دسته متعلق به نژاد سامي هستند و ريشه زبان شان يکي است و حتي از چشم آمريکايي ها فرقي با هم ندارند و به راحتي با هم اشتباه گرفته مي شوند، اگر لباس هاي سنتي خود را بر تن نداشته باشند.
دوگان بازيگر، فيلمنامه نويس و کارگردان متوسط و موفقي است[تا معيار موفقيت چه باشد؟ در اينجا نظر استوديوها و سرمايه گذران شرط است] و از ابتداي دهه 1970 خود را به دنياي سينما و تلويزيون پرتاب کرده است. از 1987 کارگرداني در تلويزيون را آغاز کرده و با فيلم بچه پردردسر در 1990 وارد عرصه سينما شده است. سال 1996 و فيلم Happy Gilmore نقطه تلاقي کارنامه او و آدام سندلر است که براي هر دو با توفيق تجاري همراه است و بعدها با Big Daddy، و حالا شما را چاک و لري اعلام مي کنم و با زوهان در نيفت ادامه يافته است. دوگان در طول سال هاي گذشته ضمن بازي و کارگرداني سريال هاي متعدد، فيلم هاي سينمايي اهداکنندگان مغز، نيجاي بورلي هيلز، نجات سيلورمن، National Security [در فيلم نام يک موسسه حفاظتي است] و نيمکت گرم کن ها را نيز ساخته که اغلب در گونه کمدي قرار مي گيرند.
ژانر: اکشن، کمدي. 
قصه هاي مصور جزو خاطرات کودکي من و شما نيست. چون تا بياييم به خودمان بجنبيم و مزه تن تن ها و آستريکس و اوبليکس را زير دندان بچشيم، توفاني بر کشورمان وزيدن گرفت و همه اين موجودات تبديل به نشانه هاي هجوم فرهنگ غرب به اسلام عزيز شناخته شدند و جلوي حضورشان در بازار نشر گرفته شد. البته سال هاي اوليه دهه 1360 با وجود تيراژهاي آنچناني کتاب هاي جلد سفيد چپ و بعد راست اصولاً خود ناشران را نيز از عرضه کتاب هاي کودک و نوجوان باز مي داشت. اما دوستداران سينما بايد نمايش هالک شکست ناپذير را در همين سال ها به ياد داشته باشند که کم و بيش رونقي به بازار آشفته سينماها داده بود.
این ستاره 20 ساله که دختر بروس ویلیس، بازیگر فیلم "جان سخت4 " است و حاصل ازدواج او با دمی مور می باشد. نمی تواند چانه غیرعادی و بزرگش را تحمل کند و معتقد است که آن را از پدرش به ارث برده است.
وی در ادامه افزود: "من از چانه ام متنفرم. نمی دانم که به خاطر پدرم است یا نه؟ اما من بیشتر به مادرم شباهت دارم. خواهر کوچکم دقیقا مانند پدرم است و خواهر وسطی ادغامی از هر دوست."
بازیگر فیلم "سکوت بره ها" به جای شخصیت مگی که دختر جوانی است صحبت خواهد کرد که این برنامه با آغاز سال 2009 در امریکا ساخته خواهد شد.
وی در قالب نقشی زیبا و دوست داشتنی که البته تازه وارد و جدید هم هست به صداپیشگی خواهد پرداخت.
این بازیگر که اوایل سال برای گرفتن چکاب به دکتر مراجعه کرده بود عنوان کرد که رفتن پیش پزشک و کمک گرفتن از متخصصان هیچ اشکالی ندارد و دلیل بر وجود بیماری نیست.
به گزارش اوا گفت: "من پیشگیری را به درمان ترجیح می دهم. دوست دارم که همیشه در مورد راه های پیشگیری صحبت کنم و هیچ اشکالی هم وجود ندارد. چرا ما همیشه باید منتظر بمانیم که حادثه ای بد برایمان در زندگی بیفتد و بعد اقدام به رفع آن کنیم؟"
این در حالیست که این بازیگر 34 ساله قبلا از بیان هر گونه خبری در مورد بیماری و سلامتی اش خودداری می کرد چرا که فکر می کرد روی روال کاری وی و موفقیت و عدم آن تاثیر می گذارد.
بنابراین گزارش، وی گفت: "تا همین اواخر با صحبت در مورد مشکلات جسمی و وضعیت سلامتی احساس چندان خوبی به من دست نمی داد و ناراحت می شدم اما الان به این نتیجه رسیده ام که این دنیا بسیار کوچک است و هیچ چیز ارزش آن را ندارد که به خاطرش خود را ناراحت کنیم."
بازیگر فیلم "گانگسترهای امریکایی" در فیلم جدید گای ریچی در کنار رابرت داونی که نقش کاراگاه مشهور انگلیسی، شرلوک هولمز را دارد به ایفای نقش خواهد پرداخت.
گای عنوان کرده است که این فیلم با کلیه کار هایی که در مورد شرلوک هولمز ساخته شده متفاوت می باشد و توانایی های این کاراگاه در زمینه شمشیربازی و بوکس به تصویر کشیده خواهد شد.
لازم به ذکر است که انتظار می رود فیلمبرداری این فیلم تا ماه آینده آغاز شود و در سال 2010 هم به نمایش عمومی درآید
بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند
رشتیه ميزنه به ماشينه تهرونيه ، ياروشروع ميكنه به فحش دادن : من خواهرتو ، مادرتو ، زنتو . . . ترکه ميگه : اووووو! يه تصادف كرديم چرا شهوتي ميشي
غضنفر از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا![]()
عجب رسميه رسم زمونه / پيامك شده كار شبونه / ميرن مسيجا / از اونا فقط / هزينههاشون بجا ميمونه.
اصفهانيه بيدار مي شه مي بينه زنش مرده. به دخترش مي گه: اختر! ننت مُردس. صبحونه واسه دو نفر درست كن![]()
از خدا پول خواستم بانك داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا ميترسم تو رو بخوام يه گله گوسفند بده
قطعه اي از شاهكار ادبي غضنفر : شب بود و خورشيد به روشني مي درخشيد پيرمردي جوان يكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خيابان قدم زنان ايستاده بود
يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يكيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!![]()
زني كه 4 باز ازدواج كرده بود هنوز دختر بود پرسيدند چطور ممنكنه؟ گفت: اولي جانباز بود .... نداشت. دومي رشتي بود بخار نداشت. سومي قزويني بود از پشت ميگذاشت. چهارمي ترك بود ميگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نميكنه
به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
از عشق گفتيم ونمك گير شديم تا ساحل چشمان تو تكثير شديم گفتند غروب جمعه خواهي آمد آنقدر نيامدي كه ما پير شديم
از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون![]()
به ترکه ميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج
رشتيه از دخترش ميپرسه: ببينم شبا ميري صبح مياي، کجا ميري؟ دختر: ميرم خونه دوست پسرم، مسئله ايه!؟ رشتيه: نه، فقط ميخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه
من واقعا فرمول دقيقي براي موفقيت، نميشناسم ولي فرمول شکست را به خوبي ميدانم، و آن اينست: «سعي کنيد همه را راضي نگه داريد ![]()
طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم
دلتنگ با تو بودنم اي مهربان ترين.... يكدم بيا و حال دل عاشقم ببين
عشقت را نصيب كسي كن كه لايق ان باشد نه تشنه ي ان زيرا هر تشنه اي روزي سيراب ميشود.
قلب خسته ی منو بیدار کردی…چشم تنهای منو بی خواب کردی….بعد بی خبر خودتو خواب کردی….عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..
دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم
از شهرداري واحد سد معبر مزاحمتون ميشم ، ببخشيد مهربونيتون سد راه دلمون شده . . . !![]()
خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.
خانم دومی: آخه چرا؟
خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...
خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.
خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!
دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!
معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست؟
حمید با گریه: آقا! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید؟
پیر زنه به پیر مرده میگه: عزیزم! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای؟
پیر مرد میگه یک لحظه سکوت!![]()
اولی: مدل جدید پیکان ضربه ی بزرگی بر پیکر صنایع خودرو سازی ژاپن وارد کرد.
دومی: چطور؟
اولی: با دیدن این مدل جدید، تمام صاحبان و مهندسان اتوموبیل سازی ژاپن از خنده مردند!!!
از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ …
گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.
ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
...
...
(طرح پیدا كردن شوهر برای دختران دم بخت)
هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه ، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست . گاهی براي رسيدن بايد نرفت
عشق یه سم شیرین هست...بدون نسخه اون کسی که دوستش داری مصرفش نکن.از دسترس بچه ها دور نگرش دار..و در محل تاریک و خنک نگهداریش کن..
فراموش كن چيزي را كه نمي تواني به دست آوري،بدست آور چيزي را كه نمي تواني فراموش كني
زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست، قسم خوردن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها ماندن نيست
كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني، نه حاشيه اي از ياد رفتني![]()
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست؛ پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است
هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... اونم دماغته
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی يه كار عالی وارد شد و خيلی سريع پيشرفت كرد
دومی: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازی منه. توی يه شركت هواپيمايی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صميمیترين دوستش يه هواپيمای خصوصی بهش هديه داد
سومی: خيلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی يه كلوپ مخصوص كار
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
!مرد: آره
زن: من يه سری هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جديد ۲۰۰۶ رو ديدم. !يكيشون خيلی قشنگ بود قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود
!مرد: باشه. ولی با اين قيمت سعی كن ماشين رو با تمام امكانات جانبی بخری
زن: عاليه. اوه يه چيز ديگه اون خونه ای رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
!!!مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندی
زن: خيلی خوبه. بعدا می بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهی به آقايونی كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسی
.حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه
.زن و فرشته جا خوردند و خيلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه
!پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده
!!!دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود
پورعرب و اکرانی نقشهای اصلی این فیلم را بازی میکنند که در فیلم سینمایی "تیک" همبازی بودهاند. "آهو خانم" به تهیهکنندگی علیاصغر موسوی در صدا و سیمای مرکز اصفهان تولید شده و قرار است از یکی از شبکههای سراسری پخش شود.
به گزارش مهر، "خاک سرد" سومین ساخته رضا سبحانی پس از "زیستن" و "آفتاب پشت برف" است که به واقعه زلزله شهر بم میپردازد. یوسف، همسر پا با ماه و پسرش اسماعیل در دل کویر زندگی میکنند و زلزله بم آنها را از هم جدا میکند. در این فیلم محمدرضا فروتن، رضا آشتیانی، هیلا اکرانی، ارسلان قاسمی و رضا آشتیانی به ایفای نقش میپردازند.
این فیلم در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از دیگر عوامل آن میتوان به یزدان عشیری و سبحانی نویسنده، رضا آشتیانی مدیر تولید، شهریار اسدی مدیر فیلمبرداری، حمید مهیندوست طراح گریم، سبحانی تدوینگر، بهمن اردلان صدابردار، عماد اسری مجری طرح و مهرشاد کارخانی عکاس اشاره کرد.
"خاک سرد" از چهارشنبه ششم شهریور در گروه سینمایی آفریقا اکران شد و پس از ۵ روز نمایش در چهار سینما ۰۰۰/۸۰۰/۴ تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور ۰۰۰/۸۰۰ تومان بوده که با توجه به تعداد کم سینماها و نبود تبلیغ و اطلاعرسانی میتواند آغازی متوسط محسوب شود.
"ریسمان باز" دومین فیلم مهرشاد کارخانی عکاس سینمای ایران پس از "گناه من" است. فیلم روایتگر قصه دو دوست است که ۲۴ ساعت مهلت دارند یک گاو را از پائین شهر به شمال شهر برسانند.
فیلمنامه را کارخانی و بابک پناهی به طور مشترک نوشتهاند و پژمان بازغی، بابک حمیدیان، نرگس محمدی و کرامت رودساز در آن بازی کردهاند
اين كارگردان سينماي ايران در پي نمايش فيلم «شيرين» در جشنوارهي «ونيز» به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: فراموش نكنيم كه «شيرين» يك فيلم تجربي است و نبايد انتظار داشته باشيم برخوردي كه با آن ميشود، مشابه برخورد با ديگر فيلمهاي اين فيلمساز باشد. اصلا يكي از دلايل حضورش در بخش خارج از مسابقه جشنواره كه به توصيه خود كيارستمي انجام شده و من خودم در جريان بودهام، همين تجربيبودن فيلم بوده است تا افرادي كه علاقهمند به تماشاي اين نوع آثار هستند، بهتر بتوانند آن را ببينند.














پیتزای قورمه سبزی حقیقتی که باید بر آن آگاه شد!
گفتمانی در بارۀ موسیقی زیرزمینی ایران
مطلب را به بالاترین بفرستید:
![]()
ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!![]()
مناجات غضنفر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن![]()
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید![]()
کاش در این رمضان لایق دیدار شويم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شويم
عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی اردبیل )![]()
به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم ![]()
غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟ تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق مثل بادی است که در دل می پیچد.اگر نگهش داری خود آزرده می شوی و اگر رهایش کنی دیگران!![]()
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟ من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟ ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان هرگز نمیمیرند...!!![]()
شنیدم خاطر خواهام دارن خودکشی می کنن، اس ام اس دادم ببینم چه طوری؟
کاش زن گرفتن هم مثل ایرانسل بود... یکی می گرفتی، یکی هم جایزه می گرفتی!![]()
می دونی تک زنگ یعنی چی؟یعنی دوستت دارم، ولی پول ندارم!![]()
و خداوند زن را آفرید تا مرد به مرگ طبیعی نمیرد!![]()
آقایان وقتی می خواهند کاری انجام دهند، اول خوب فکر می کنند، بعد به حرف دلشان گوش می دهند، به خدا توکل می کنند و... در آخر کاری را انجام می دهند که زنشان بگوید!!!![]()
در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
هر بار مرا وعده دوزخ دادی
یک بار برو کلاس خیاطی عشق
شاید که خدا خواست و به ما نخ دادی
اگر تمام مردم دنيا جمع بشوند تا تو را از من بگيرند، به آنان خواهم گفت:
شما چرا زحمت کشيديد؟ خودم مي آوردم!
گفتی تو دلم اول و آخر خودتی...
از هر چه که دارم بهترینش خودتی...
خندیدم و زیر لب مکرر گفتم...
شاهزاده ی قصه های من! خر خودتی!
تف به این زندگی
تف به نامردی
تف به دلتنگی
تف به جدایی
...
تف برسون، تفم تموم شد!![]()
ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش
تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی باید از کدوم طرف قربونت برم ؟!!
امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !![]()
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...
بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن هرگز از دلها نمیرن!!
چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!
هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو
زن رشتيه ميره خط مقدم و برميگرده، بهش ميگن چه کار مفيدي انجام دادي؟ دست ميذاره رو شيکمش ميگه: يه بچه عراقي اسير کردم![]()
ميدوني فرق سرباز با هندونه چيه ؟ سربازو سرشو مي تراشن ،هندونه رو تهشو .
1- قلبتان را از نفرت پاك كنيد.
2- ذهنتان را از نگراني ها دور كنيد .
3- ساده زندگي كنيد.
4- بيشتر ببخشيد.
5- كمتر توقع داشته باشيد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شمارش معکوس براي حمله به ايران آغاز شده؟
پينگ پنگ سرداران و آمريکا
قبل از سردار جزايري، سردار جعفري هم طي اظهاراتي تاكيد كرده بود كه درصورت حمله آمريكا به ايران، ايران تنگه هرمز را خواهد بست. سخنان اين سرداران درحالي به تيتر اول روزنامه هاي مهم جهان راه مي يابد كه به گزارش روزنامه سعودي "الوطن" يک نهاد دولتي در مصر ـ مؤسسه بينالمللي بررسيهاي استراتژيك ـ اقدام به برگزاري کنفرانس دو روزه اي براي بررسي دخالتهاي جمهوري اسلامي در عراق، لبنان، مناطق فلسطيني نشين و کشورهاي عربي خليج فارس كرده است.
به نوشته روزنامه "دي تلگراف"، هدفهاي احتمالي بمباران تنها تاسيسات هستهاي ايران نيستند، بلکه تاسيسات نظامي کشور نيز مورد حمله قرار خواهند گرفت. براساس گزارش "دي تلگراف" اطلاعاتي که در سالهاي گذشته از طريق عمليات سازمان مخفي هلند بدست آمده، در اختيار سازمان اطلاعات آمريکا (CIA) نيز قرار گرفته است. مقالهي "دي تلگراف" توسط "يوست دي هاس" نوشته شده که به داشتن روابط خوب با محافل سازمان اطلاعات هلند مشهور است. دو هفته پيش از انتشار گزارش "دي تلگراف" (۱۷ اوت ۲۰۰۸) اعلام شد ايالات متحدهي آمريکا در حال استقرار رادارهاي هشداردهنده پيشرفته در خاک اسرائيل است که هدف آن مقابله با موشکهاي پرتاب شده از سوي ايران است. اين رادارها با سامانهي موشکهاي پاتريوت نيز همراهاند که موشکهاي شليک شده به سوي اسرائيل را در شعاع دو هزار کيلومتري شناسايي و نابود ميکند.اين رادارهاي هشداردهنده پيشرفته قرار بود سال ۲۰۰۹ در اسرائيل نصب شوند، اما اجراي اين پروژه به جلو انداخته شده است. برخي ناظران نصب اين رادارها در خاک اسرائيل را بخشي از عمليات آمادگي براي حمله هوايي به ايران ارزيابي ميکنند. سامانه ضدموشکي اسرائيل که در صحراي "نگب" در جنوب اسرائيل نصب مي شود، مستقيما توسط نظاميان امريکا هدايت خواهند شد. به اين منظور واحدهاي نظامي آمريکا هم در خاک اسرائيل مستقر خواهند شد. در سالهاي گذشته دو بار سربازان آمريکايي براي راهاندازي و هدايت سامانه ضدموشکي در اسرائيل مستقر شدهاند؛ يکي درسال ۱۹۹۱ در جنگ عليه عراق و براي آزادسازي کويت و ديگري در سال ۲۰۰۳ هنگام حمله نيروهاي آمريکا به عراق.
اين ها تنها اخباري نيستند كه حكايت از يك حمله برق آسا مي كنند. سايت تابناك نيز درتاريخ ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ به نقل از شخصي به نام "برايان هرينگ" در نوشتهاي با عنوان "اسرائيل و حمله به تهران" مطرح كرده كه بر پايه نقشهاي قرار بوده است كه رژيم صهيونيستي از خاک گرجستان به ايران حمله کند. هرينگ در مقاله خود، مطالب قابل توجهي از دستيابي روسها در حمله به گرجستان به يک محموله اسناد خيلي محرمانه در مورد ماهوارههاي مخابراتي ناتو و دستگيري و بازجويي تعدادي عرب و آمريکايي در کاروان کمکهاي نيروهاي آمريکايي دارد. وي با درج مشخصات هواپيماهاي جنگنده F-16I Sufa Storm که خود را آماده حمله به تهران کرده بودند، يادآور شده است که اين نوشته خشم بسياري را برانگيخته و آورده است که رژيم صهيونيستي با همکاري گرجستان براي استقرار برخي از هواپيماهاي هجومي خود در فرودگاهي در جنوب گرجستان، براي حمله به ايران، تمهيدات ويژهاي را انديشيده بود. در اين زمينه، ميتوان به اخباري اشاره کرد که در همان روزهاي آغاز درگيري در هفتم اوت، حاکي از پروازهاي مستقيم هواپيماهاي شرکت "العال" از تفليس به تل آويو براي تخليه سريع نيروهاي نظامي رژيم صهيونيستي بود که به مطبوعات درز پيدا کرد. آيا کليد شمارش معکوس براي حمله به ايران در مطبوعات غربي زده نشده است؟
مطلب را به بالاترین بفرستید:



پيرمردي صبح زود از خانهاش خارج شد.. در راه با يك ماشين تصادف كرد و آسيب ديد. عابراني كه رد ميشدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان كردند. سپس به او گفتند: « بايد ازت عكسبرداري بشه تا جائي از بدنت آسيب نديده باشه»
پيرمرد غمگين شد، گفت عجله دارد و نيازي به عكسبرداري نيست.
پرستاران از اول دليل عجلهاش را پرسيدند.
پيرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا ميروم و صبحانه را با او ميخورم. نميخواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر ميدهيم.
پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نميشناسد!
پرستار با حيرت گفت: وقتي كه نميداند شما چه كسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او ميرويد؟
پيمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت: اما من كه ميدانم او چه كسي است ...!
قرار است بازیگر فیلم "دزدان دریائی کارائیب" در روز 29 و 30 آگوست در کلوپ سینما در فلوریدا با گروه کیدز (بچه ها) کنسرت اجرا کند.
تری جیلیام، کارگردان این فیلم گفت: "کار این سه بازیگر واقعا شاهکار است. به ندرت پیش می آید که کسی چنین کاری بکند. وقتی چنین تراژدی در زندگی هث لجر به وقوع پیوست آنها خیلی ناراحت شدند و تصمیم گرفتند هر کاری از دستشان برمی آید انجام دهند. پس با وجودی که کار را به اتمام رسانده بودند دستمزدی طلب نکردند و همه پول به حساب دختر هث لجر واریز شد."
حضور «پنهلوپه كروز» در فيلمهاي موفقي چون «ويكي كريستينا بارسلونا» (وودي آلن) و «مرثيه» (ساموئل گلدوين) از دلايل انتخاب او براي اهداي جايزه اعلام شده است.
بنا به اعلام آسوشيتدپرس؛ «مسدودكردن» با حضور «آنجليكا هوستون»، «كالج» باحضور «دارك بل» و «ستارهي بدبختي فيلم» باحضور «كامرون الكترا» از ديگر فيلمهاي اين فهرست به شمار ميروند.
این خواننده که دادخواست خود برای مراقبت از مارسی جیمز 3 ساله را مجدد عنوان کرده است و اکنون هم پیوند زناشوئی وی با گای ریچی مستحکم تر شده مقامات مالاوی عنوان کرده اند که مقدمات این کار فراهم شده است.
طبق سخنان دوستان و نزدیکان مدونا، این خواننده و همسرش گای ریچی در سال 2006 حضانت کودکی از مالاوی به نام دیوید را قبول کرده اند و حالا علیرغم تمام شایعات پیرامون جدایی مدونا از گای و رابطه اش با بازیکن بیسبال، الکس رودریگوئیز نشان داده اند که در زندگی زناشوئی مشکلی ندارند و آمادگی پذیرش فرزندی دیگر را دارند.
بنابراین گزارش، یکی از دوستان مدونا گفت: "فرزند خواندگی و قبول حضانت فرزند دیگری در مالاوی شرایط دشواری دارد که یکی از آن ها متاهل بودن و داشتن روابط مستحکم زناشوئی است که مدونا و گای با نجات زندگی خود در میان تمامی شایعات نشان دادند که شایستگی سرپرستی از یک کودک را دارند







![]()
1-هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت كن تا با چشمهایت. (ضربالمثل آلمانی)
2- مردی كه به خاطر ”پول ” زن میگیرد، به نوكری میرود. (ضربالمثل فرانسوی )
3- لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضربالمثل چینی)
4- زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد. (ضربالمثل یونانی)
5- زن عاقل با داماد ”بیپول ” خوب میسازد. (ضربالمثل انگلیسی)
6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضربالمثل انگلیسی)
7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبهی خرابه هم زندگی میكنند. (ضربالمثل آلمانی)
8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوشصورت و بیلیاقت. (ضربالمثل لهستانی)
9- دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح میدهد. (ضربالمثل ایتالیایی)
10- داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشتهای. (ضربالمثل فرانسوی)
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند میشوی و با دیگری فقیر. (ضربالمثل ایتالیایی)
12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن. (ضربالمثل آذربایجانی)
13- برای یافتن زن میارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی. (ضربالمثل چینی)
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن. (ضربالمثل چینی)
15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. (ضربالمثل اسپانیایی)
16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگهدار. (ضربالمثل تركی)
17- ازدواج مقدسترین قراردادها محسوب میشود. (ماری آمپر)
18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب میشود و گاهی هم بسیار بد. (ضربالمثل اسپانیایی)
19- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضربالمثل فرانسوی)
20- ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)
21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیرممكن خواهد بود. (بورنز)
22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین میرود. (رولاند)
23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون)
24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم. (خانم پرل باك)
26- با زنی ازدواج كنید كه اگر ”مرد ” بود، بهترین دوست شما میشد . (بردون)
27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصلهای خستهكننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)
28- برای یك زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”كر” باشد و زن ”لال”. (سر وانتس)
29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ”شجاعت” میخواهد. (كریستین)
30- تا یك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتیهای یكدیگر را نمیبینند. (اسمایلز)
31- پیش از ازدواج چشمهایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانكلین)
32- خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك)
33- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” میشوند و اگر ”بد” شد هر دو میمیرند. (سعید نفیسی)
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
36- شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن . (سیریوس)
37- عشق، سپیدهدم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریهای نیستم. (لرد لوچستر)
39- مردانی كه میكوشند زنها را درك كنند، فقط موفق میشوند با آنها ازدواج كنند. (بن بیكر)
40- با ازدواج، مرد روی گذشتهاش خط می كشد و زن روی آیندهاش. (سینكالویس)
41- خوشحالیهای واقعی بعد از ازدواج به دست میآید . (پاستور)
42- ازدواج كنید، به هر وسیلهای كه میتوانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی میشوید. (سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (یك دانشمند لهستانی)
44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (كارول بیكر)
45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقهشناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا كریستی)
46- هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایتها كمتر خواهد شد. (ولتر)
47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازهی شادی همسرش بالا نمیبرد، چون همیشه آن را مربوط به خودش میداند . (جانسون)
48- زن ترجیح میدهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمیتواند مردی را كه شنونده خوبی نیست، تحمل كند. (كینهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص میشود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا میكنند. (شاو)
50- وقتی برای عروسیات خیلی هزینه كنی، مهمانهایت را یك شب خوشحال میكنی و خودت را عمری ناراحت! (روزنامهنگار ایرلندی)
51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمیكند. (ضربالمثل اسكاتلندی)
52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضربالمثل آلمانی)
53 – تا ازدواج نكردهای نمیتوانی دربارهی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضربالمثل اسكاتلندی)
55 – ازدواج پدیدهای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكریت)
56 – زناشویی غصههای خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل میكند . (ضربالمثل آلمانی)
57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. (مارك تواین)
58 – ازدواج مجموعهای از مزههاست هم تلخی و شوری دارد؛ هم تندی و ترشی و شیرینی و بیمزگی. (ولتر)
60 – تا ازدواج نكردهای نمیتوانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
مطلب را به بالاترین بفرستید:
[::] استفاده از ترکیبات و ساختارهای موسیقایی امروزی بوسیله سازهای الکترونیکی
[::] ترانه سرایی بی پروا و نوپرداز
حلاوت و بی صبری از آن من/ عشق پانزده سانتی از آن تو
ضخاوت و رندی از آن ما/ ماکارونی تمبر هندی از آن ما
خیابان شهید قندی از آن ما/ قبری که بهش میخندی از آن ما
عقاید نو کانتی از آن من/ شقایق نرماندی از آن تو

همه چیز گذشت ...
"نه نه نه نه اون هنوزم ماله منه ..."
هق هق صدایش در سالن گشت و گشت و به خودش برگشت.
صدای هلهله و شادی ...
بوی اسپند...
سپیدی لباس او بر تن دیگری...
ناله های دردمندانه اش مبدل به جیغ های گوش آزار میشد.
سردی سنگ کف سالن حالشو بدتر میکرد.
قندها را می سایید...
صدای بله گفتن عروس تلاشی زندگی او...
بازم شادی بازم کف بازم بازم بازم بازم.......
حس عجیبی صورتش را در هم کشید....
چشمش به کیک سفره عقد افتاد...
دلش کیک می خواست.....
حالت تهوع امانش را برید......
خندید....
بلند تر و تلخ تر از همیشه.....
اشک ها یش بی مهابا روی گونه اش سر میخورد...
آرام شکمش را نوازش کرد...
"کاش قبل از داماد شدن بابات میومدی کوچولوی من...."














حس میکنم زیادی وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل سر سبد تو بودم
حس میکنم تو این روزا نمی خوای
یه لحظه هم حتی من و ببینی
کاش میدونستم عشق دیروز من
فردا که شد تو با کی هم نشینی
دوستم نداری میدونم دوستم نداری
اما تو چشمات مبینم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدون تو من دیونه میشم
دوست ندارم حضور من کنارت
باعث دل خستگیه تو باشه
شاید سفر رفتن من یه فصل تازه ای از زندگی تو باشه
حس میکنم باید از اینجا برم
جایی که هیچکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست
حس میکنم دیگه دوستم نداری
حس میکنم زیادی وجودم

یکی از بستگان خدا
بــطور حتم موارد بسیار زیادی وجود دارند که یک مرد هیچ وقـت نـمی خـواهـد از زبان همسرش بشنود. "بریم خرید" یـکی از آنهاست. با شنیدن چنین عباراتی متوجه خواهید شـد کـه کل بعدازظهرتان در کنار اتاق پرو خانم تلف خواهد شـد. "تــو مـثـل پـدرت هسـتـی" یـکی دیـگر از این عبارات نـا گـوار اسـت و بـدتـر از آن شنـیـدن " تـو مـثـل پـدرم رفتار مـی کـنـی" اسـت که می تواند به طور جدی مردها را آزار دهـد. در ایـن قـسـمـت چـنـد نـمـونـه از وحـشتـنـاک ترین، مــهیب ترین، دلخراش ترین و آزاردهنده ترین کلماتی را که یـک زن می تـوانـد در بـرابـر شوهرش بـر زبان بیاورد را ذکر کرده ایم.
10- من داشتم فکر می کردم که ...
ــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر او به شما بگوید که " من فکر می کنم..." شما واقعا باید با مسئله جدی برخورد کنید. من با شما شرط می بندم که موضوع بحث چیزی جز ازدواج، ارتباط جنسی و یا یک پایان تلخ نخواهد بود. خانم ها معمولا چنین مسائلی را به روش های مختلف بیان می کنند مثلا: "تو چرا منو دوست داری؟" و یا "آیا تا حالا در مورد آینده فکر کردی؟". در برخورد با این مسائل شما باید همیشه یک راه فرار زیرکانه در سر داشته باشید و چه کاری بهتر از تغییر موضوع بحث.
9- مرد باش
ــــــــــــــــــــ
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایون دردآور نیست. شما می توانید به راحتی مردانگی خود را با سبیلتان! اثبات کنید و از این طریق او را شرمنده کنید. اما اگر نمی خواهید کار به این جا کشیده شود می توانید موضوع بحث را عوض کنید. به عنوان مثال "آیا تو خودت یک زن کاملی؟ شاید به خاطر همینه که اینقدر غر میزنی"
8- پدر و مادرم می خواهند تو را ببینند
ــــــــــــــــــــــــــــــ
مفهوم این عبارت از دو مورد خارج نیست:
- رابطه شما کاملا جدی می شود و اتفاقات مهمی در حال وقوع است.
- قرار است تا مشکلات روانی شما در زیر میکروسکوپ روان شناسی خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که امیدوار باشید تا پدر خانواده به یاد تعمیر آن چند سیم چین قدیمی که دارد نیفتد.
7- سرم درد میکنه
ــــــــــــــــــــــــــــــ
عبارت مذکور به این معناست که امشب ابراز عشق و علاقه تعطیل است، رفیق. اما شما در این مورد هم می توانید او را گول بزنید. اگر احساس می کنید که او اصلا دوست ندارد که شهوت شما را فرا بگیرد، می توانید یک عدد آسپرین برای سردردش به او بدهید. این کارخود به خود همه چیز را روبه راه می کند.
6- نامزد قبلیم این کار رو نمی کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــ
چون شما هیچ وقت در مورد روابط قبلی خود با او صحبت نمی کنید به همین دلیل انتظار ندارید که او هم در این مورد با شما صحبت کند. در چنین شرایطی او شما را علنا با مردی مقایسه می کند که خودش او را به زباله ها سپرده! اوه، خدای من، خیلی سریع از خودتان دفاع کنید.
5- به چی فکر می کنی؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
خانم ها خیلی کنجکاو هستند. آنها باید از تمام افکار، احساسات، علایق، عقاید، گمان ها و اشارات شما سر دربیاورند. از سوی دیگر آقایون اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت آنها را بیشتر راضی نگه می دارد.
4- به نظرت اون خوشگله؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
مطمئنا او شما را دیده که در حال نگاه کردن به آن خانم زیبا که عقل و هوش را از سر میبرد بوده اید. اصلا مهم نیست که تا چه حد زیرکانه و پنهانی نگاه می کردید، در هر حال او متوجه شده است. بنابر این اگر بگویید "نه" او می داند که شما دروغ می گویید و بحث و جدل آغاز خواهد شد. پس باز هم زمان استفاده از حقه های هنرمندانه است: "یک کم، ولی خیلی چاقه" و بعد هم برای اتمام قضیه دعا کنید.
3- چه تغییری کردم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
به طور حتم اگر نتوانید تشخیص دهید گرفتار درد سر بزرگی می شوید. و هر چه مدت زمان بیشتری را برای جواب دادن صرف کنید او نا امید تر شده و شما را احمق تر فرض می کند. زمانی که شما بالاخره فریاد می کشید " اوه، مدل موها تو عوض کردی!" او از عصبانیت منفجر می شود و گوشواره های جدیدش را به زمین پرتاب می کند و میرود.
2- دوستم نامزد کرده / باردار شده
ــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید این عبارت در نگاه اول بی خطر به نظر برسد البته تا زمانیکه صدای او نازک نشده و نا امیدی در آن موج نزند. شما باید بدانید که منظور واقعی او چیست: " کی ما نامزد می کنیم / بچه دار می شویم؟" مسیر انحرافی فوق العاده در این قسمت این است که به ظاهر وانمود کنید که همه چیز را قبول می کنید. اما متاسفانه هیچ کاری از دست شما بر نمی آید هنگامی که او به کنار شما بیاید و با صدای آرام بگوید: "من باردارم". موفق باشی رفیق.
1- ما باید با هم صحبت کنیم
ــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که هیچ چیز مثبتی در مورد این عبارت وجود ندارد. شما باید انتظار بر هم خوردن رابطه و یا شرکت در یک بحث طولانی که چطور نمی تواند نیازهای او را براورده کنید را داشته باشید. به هر حال هیچ یک از موارد ذکر شده خوشایند نیستند و نمی توانید کار چندانی نسبت به آن انجام دهید. این عبارت یک ضربه شست واقعی است. حال تصور کنید که او از شما سوال کند " تو فکر می کنی من چاقم؟" هیچ چیز بدتر، نیشدارتر و آزاردهنده تر از این وجو ندارد. به هر حال همه چیز به خودتان بستگی دارد.
راه فرار
ــــــــــــــــــــ
در حالیکه هیچ یک از مردها دوست ندارند که عبارات مذکور را بشنوند، ولی متاسفانه مجبور هستند. بعضی از آنها را می توان تا حدودی تحمل کرد اما تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را برای شنیدن آنها آماده کنید
| Design By : Night Skin |










































.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)




