نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 18:30 روز چهارشنبه سی ام مرداد 1387
زنان در المپيك ۲۰۰۸
هر چه زمان مي گذرد، زنان همچون ساير عرصه هاي اجتماعي ، حضور قوي تر و موثرتري در ورزش به نمايش مي گذارند و مسابقات المپيك، شاهد بارزي بر اين مدعا است. زنان، البته، هنوز هم به دليل ويژگيهاي بدني و قواعد جوامع در همه رشته ها شركت نمي كنند، اما روند كنوني نشان مي دهد كه آنان هر روز به پيشرفتهاي بيشتري در عرصه هاي گوناگون دست مي يابند. زنان مسلمان از جمله ايرانيان نيز با حفظ شئونات فرهنگي خود، در شماري از اين رشته ها به رقابت با حريفان خويش برخاسته اند. از ياد نبريم كه در ورزش، مردان با مردان و زنان با زنان مسابقه مي دهند. تصاويري از حضور زنان را در المپيك 2008 كه اين روزها در پكن پايتخت چين در حال برگزاري است، پيش رو داريد.

«استر سان ميگل» (لباس سفيد) جودوكار اسپانيايي با پيروزي بر «لوسيا مورسيو» ايتاليايي به مرحله نيمه نهايي جودو در وزن منهاي 78 كيلوگرم زنان راه يافت.

"آليسيا ساكرامون " ژيمناست امريكايي كه او را در حال اجراي نمايش روي خرك مي بينيد، مدال نقره را براي تيمش به ارمغان آورد.

زنان چين امسال براي نخستين بار در رشته هاي تيمي ، مدالهاي المپيك را به ويژه در ژيمناستيك درو كردند، چيزي كه هرگز تيم زنان اين غول آسيا به آن دست نيافته بود.

"ناتاليا پارتيكا" از لهستان ، نخستين ورزشكار رشته تنيس روي ميز است كه در بازيهاي المپيك و پارالمپيك شركت كرده است.

"بوهم" اينگونه روياي "ايگلسياس " اسپانيايي را براي رسيدن به مدال طلا نقش بر آب كرد تا اندكي بعد "اديث بوش" هلندي نيز به اميدهاي او براي دستيابي به مدال برنز پايان دهد.

جودوكار اسپانيايي در حال اجراي فن روي حريف فرانسوي اش در المپيك پكن.

"جني فييچ" امريكايي توپ را بسوي حريف ونزوئلايي اش پرتاب مي كند.

"ماريا خوسه مارتينز" اسپانيايي در دومين دور مسابقات در مقابل "دينارا سافينا" روس حذف شد.

"اورسليا ورتن" ورزشكار مجار براي كسب توپ با "آلساندرا اوليويرا" و "آلينه سانتوس" از برزيل مي جنگد.

"ساتو ماكلا – نوملا" از فنلاند در حال آماده شدن براي شليك.

"ربكا آدلينگتون" و "ژانه جكسون" شناگران انگليسي ، با كسب مدالهاي طلا و برنز، قدرت خود را به رخ حريفان كشيدند.

"ايسابل فرناندز" اسپانيايي ، دارنده مدال طلاي سيدني و برنز آتن، با پيروزي بر "والري گوتاي" امريكايي، اولين نبرد خود را در دسته منهاي 57 كيلوي پكن خوب شروع كرد.

"ناتاليا پادرينا" روس و "نينو سالوكوادزه" گرجي كه كشورهايشان در حال نبرد با يكديگر است، با درآغوش گرفتن همديگر پس از كسب مدال نقره و برنز تيراندازي، اخلاق ورزشي را به نمايش گذاشتند.

"كاترينا امونس" از جمهوري چك، قهرمان تيراندازي در مسافت 10 متر.

امونس چك ، اولين طلاي بازيهاي المپيك پكن را صيد كرد.

اعضاي تيم زنان شمشيربازي امريكا با "جرج بوش" (پدر) در پكن عكس يادگاري مي گيرند.

"والنتينا وتزالي" ،(روبرو) شمشيرباز ايتاليايي در فينال انفرادي شمشير بازي بانوان در رشته فلوره ، حريف كره اي خود را با نتيجه 6 بر 5 شكست داد.

"پارك سانگ هيون" از كره جنوبي با اين هدف گيري به مدال نقره رشته تيراندازي با كمان بانوان در پكن دست يافت. مدال طلاي اين رشته را "ژانگ يان يان" از چين به گردن آويخت.

وتزالي و "هيون هي" كره اي پس از كسب مدالهاي طلا و نقره شمشيربازي انفرادي بانوان در پكن.

"كريستينه سانتانا" ورزشكار گرجي پيروزي خود را بر رقيب روسي اش جشن مي گيرد. اين مسابقه در گرماگرم درگيري دو كشور بر سر اوستياي جنوبي برگزار شد.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:41 روز سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
آهنگ جدید رامین بی باک به نام دیگه قیدمو بزن . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید اشکین ، بابک تسلیمی و آرتین به نام خوش به حالش ...
(تنظیم: سیروان خسروی)

آهنگ جدید حامد هاکان و احمد زنوری به نام چشم آبی . با 2 کیفیت متفاوت ...

دو آهنگ جدید با صدای مهدی مقدم . با 3 كيفيت متفاوت ...

آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام لباس عروست رخت عزاته . با 2 کیفیت متفاوت

آهنگ جدید کیارش اشعریون به نام بعد از مرگت . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جديد شهرام سپهره به نام غصه نخور . با 2 كيفيت متفاوت ...

آهنگ جديد هانري به نام افتادم تو دام تو . با 3 كيفيت متفاوت ...

موزيك ويديو جديد منصور حيدري به نام رفتم پي كارم ...

آهنگ جدید هوتن به نام رویا . با 2 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید مسعود و مهرشاد به نام روز نحس . با 2 کیفیت متفاوت ...

سه آهنگ جدید با صدای مسعود صداقتی . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید گروه The Ways به نام تهران (سبک راک) . با 2 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید یاسر محمودی به نام دوسم نداری . با 2 کیفیت متفاوت ...

مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 17:53 روز دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387

ای مسافر !
ای جداناشدنی !
گامت را آرامتر بردار ...
از برم آرامتر بگذر ...
تا به کام دل ببینمت ...
بگذار از اشک سرخ ...
گذرگاهت را چراغان کنم ...
آه که نمی دانی ...
سفرت روح مرا به دو نیم می کند !
و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید !
بگذار بدرقه کنم ...
واپسین لبخندت را ...
و آخرین نگاه فریبنده ات را ...
مسافر من !
آنگاه که می روی ...
کمی هم واپس نگر باش ...
با من سخنی بگو ...
مگذار یکباره از پا درافتم ...
فرق صاعقه وار را ...
بر نمی تابم .
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز .
آرام تر بگذر .
تو هرگز مشایعت کننده نبودی ...
تا بدانی وداع چه صعب است ...
وداع توفان می آفریند !!!
اگر فریاد رعد را در توفان نمی شنوی
باران هنگام طوفان را که میبینی ؟!
آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری
من چه کنم ؟!
تو پرواز میکنی و من پایم به زمین بسته است !
ای پرنده !
دست خدا به همراهت ...
اما نمی دانی
که بی تو به جای خون
اشک در رگهایم جاریست ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:55 روز جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
... هم محله ای چه زود پائيز در افکارت ريشه کرد !

مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:47 روز جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

داستاني از منوچهر احترامي
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 10:8 روز پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
توقیف مطبوعات دیروز و امروز
پرونده روزنامهنگاری در ایران، ماهنامه «نسیم هراز» شماره ۲۰
توقیف کور؛ از 1353 تا 1378
دکتر علی بهزادی- توقیف مطبوعات؟ دوستان گرامی! کاش این سوال را از یک محقق مسایل روزنامهنگاری میکردید. یکی از همان کسانی که بدون سابقهء روزنامهنگاری، در کلاسهای دانشکدههای علوم ارتباطات به جوانان درس روزنامهنویسی میدهند یا در مجلههای تخصصی روزنامهنویسی (مانند «رسانه» و نظیر آن) مقالههای تحقیقی مینویسند؛ که در آن صورت حتماً پاسخ میدادند: «کسی که وارد کار روزنامهنویسی سیاسی میشود و از همه کس و همه چیز انتقاد میکند، باید در همان حال که امید و انتظار رسیدن به مشاغل و مقامات بالا و خیلی بالا را دارد، خودش را برای رفتن به زندان و توقیف روزنامه یا مجله هم آماده کند!»
اما وقتی این سوال را از یک روزنامهنویس ظاهراً حرفهای و حتی از نوع قدیمی و اخراجیاش میکنید، پاسخ صددرصد احساسی و متفاوت خواهد بود. من اگر امروز در روزنامهای بخوانم یا از رادیو و تلویزیون بشنوم که یک روزنامه یا مجله در اتیوپی یا اوگاندا یا نمانا یا در جزایر آنتیل توقیف شده، متاثر میشوم و این عمل را محکوم میکنم.
نمیدانم باور میکنید یا نه، اما شما هر احساسی داشته باشید من احساس خودم را بازگو میکنم. وقتی چهل و چند سال قبل خواندم و شنیدم که مجله «لایف» با حدود شش میلیون تیراژ تعطیل شد، اشک ریختم. تاثر من به آن سبب نبود که چرا یک مجله در سرزمینی دوردست از انتشار بازمیماند و سبب ضرر و زیان صدها نویسنده و عکاس و کارمند میشود. صاحبان آن نشریه آنقدر سرمایه مادی و معنوی داشتند که پس از تحمل چندین میلیون دلار زیان، تتمه پول و بسیاری از کارکنان این مجله را در نشریات دیگرشان - که یکی از آن ها مجله هفتگی و پرتیراژ «تایم» بود- به کار گرفتند و بعد از مدتی لایف را هم بار دیگر منتشر کردند. تاثر من به این سبب بود که اگر چنین حادثهای برای من یا یکی دیگر از همکارانم که زندگی و سرمایه خود را در کار روزنامهنگاری گذاشتهاند روی دهد، چه اتفاقی پیش خواهد آمد؟
از قضا این اتفاق در سال 1353 روی داد و با 63 دستور تلفنی، 63 روزنامه و مجله به محاق توقیف افتادند. از آنجا که یکی از این 63 نشریه مجلهای بود که من منتشر میکردم، بنابراین با دقت میتوانم جزئیات این توقیف را بازگو کنم.
در مورد توقیف نشریات عضو کانون مطبوعات؛ یعنی مجله «روشنفکر» دکتر مصطفوی، مجله «فردوسی» جهانبانویی، مجله «امید ایران» صفیپور، مجله «اتحاد ملل» ابوالفضل مرعشی، مجله «خوشه» دکتر عسکری، هفتهنامه «اتحاد ملی» که مدیر آن احمد هاشمی و سردبیر آن حمید هاشمی بود و هفتهنامه «دنیا» به صاحب امتیازی عبدالکریم طباطبایی و مجله «سپیدوسیاه» که من منتشر میکردم، این مساله برای ما غیرمنتظره نبود. چون از همان 28 مرداد 1332 که ما (یعنی همین نشریات طرفدار دکتر مصدق و جبهه ملی) از توقیف و تعطیلی دستجمعی جان بهدر برده بودیم، دائم این تهدید را از سوی افراد مختلف میشنیدیم که دولت قصد دارد اقدام به توقیف نشریات گروهی کند. این تهدید حتی زمانی که ما به سبب سانسور شدید مقدار زیادی از جنبه انتقادی نشریات خود را از دست داده بودیم، همچنان ادامه داشت؛ زیرا دولت که خود را مالک این آب و خاک میدانست، هیچگاه ما را از خود نمیدانست و همیشه مهر «مصدقی بودن» را بر پیشانی ما حک شده میدید.
بنابراین، توقیف سال 1353 برای ما زیاد تعجببرانگیز نبود. اما برای کسانی مانند «عباس شاهنده» (مدیر روزنامه «فرمان»، که مدت 22 سال در راه رژیم قبلی مبارزه کرده بود) و چندین نشریه طرفدار دولت که در تمام سالهای بعد از 28 مرداد در راه رژیم و همهء دولتها جانفشانی کرده بودند؛ این توقیف به کلی غیرمنتظره بود.
در تاریخ مطبوعات ایران چندین بار دولتهای وقت نشریههای مخالف را توقیف کرده بودند، اما این نخستین بار بود که دولتی روزنامههای طرفدار خود را توقیف میکرد. به همین سبب، این توقیف را «توقیف کور» نامیدند. به خصوص که در میان نشریات موافق هم نشریاتی مثل هفتهنامه «اراده آذربایجان» رحیم زهتاب وجود داشت که نشریهای اصولی و انتقادی و مدیرش شخصیتی قابل احترام بود.
بهانه دولت برای توقیف نشریات، نصاب تیراژ برای مجلهها 5هزار نسخه و برای روزنامهها 3هزار نسخه بود. اما «هویدا» به همین دلیل مسخره هم توجه نکرد؛ به این معنی که مجلات سپیدوسیاه و فردوسی را که چند برابر نصاب مقرر تیراژ داشتند، توقیف کرد و برای نمونه روزنامه «پیغام امروز» و مجله «نگین» و هفتهنامه «پرچم خاورمیانه» را که مدیرانشان کلاش و وراج بودند و نشریهشان صد نسخه هم به فروش نمیرسید، آزاد گذاشتند. به این میگویند تصمیم کور یا تصمیم گزینشی و تسویه خردهحسابهای شخصی.
به عنوان مثال وقتی من جریان مخفی شدن «عباس شاهنده» (مدیر روزنامه فرمان) را در کمد لباس پیشهوری، از شب تا صبح؛ برای دکتر اقبال تعریف کردم و گفتم: «فرض کنیم دولت مجلههای سپیدوسیاه و فردوسی را به سبب خط مشی سیاسی- انتقادیشان توقیف کرد، فرمان را چرا بستند؟ روزنامهنویسی که اگر آن شب گرفتار محافظین شخصی پیشهوری میشد، صددرصد او را میکشتند.» دکتر اقبال با دقت به سخنان من گوش داد و ملاقات پایان پذیرفت. اما هفته بعد به من تلفن کرد تا به دیدنش بروم. دکتر در آن ملاقات به من گفت: «وقتی جریان شاهنده را به اطلاع اعلیحضرت رساندم، خیلی تعجب کردند و گفتند: من به کلی این موضوع را از یاد برده بودم! وقتی هم جریان سپیدوسیاه را به عرض رساندم که چند برابر نصاب مقرر تیراژ دارد و بیجهت توقیف شده، فرمودند: من موضوع مطبوعات را به هویدا واگذار کردم، به او مراجعه کنید. من این کار را نکردم فقط نامه تندی برای هویدا نوشتم.»
و اما در مورد توقیف روزنامههای اصلاحطلبان دوم خردادی مانند: جامعه، نشاط، طوس، صبح آزادگان، صبح امروز، خرداد و غیره؛ باید بگویم که در سال 78 من از کار مطبوعاتی به کلی دور افتاده بودم. آن زمان ظاهراً یک جناح از طبقه حاکم، جناح دیگر را مورد انتقاد شدید قرار داد. گروه دوم هم دست به عمل زد. اما در مورد حالتی که در این توقیفها پیدا کردم، فقط میگویم منی که از تعطیلی مجله لایف در آن سر دنیا متاثر می شوم، خیلی راحت میتوانید تصور کنید به خاطر عرق همکاری، از توقیف این روزنامهها چه حالتی پیدا کردم.
در خاتمه خود را موظف میبینم که به یک شایعه اشاره کنم؛ در این سالها شایع شده که در سال 53 دولت بیلیونها برای روزنامهنویسان غرامت داده است. من یک مثال میزنم و نتیجه گیری درباره آن را به شما واگذار میکنم: فرض کنید شما سوار اتومبیل خودتان هستید که پنج میلیون تومان ارزش دارد. در خیابان ماموری جلوی شما را میگیرد، شما را از اتومبیل پیاده میکند و سوئیچ را از شما میگیرد. 250 هزار تومان به شما میدهد و سوار اتومبیل میشود و به همه میگوید اتومبیلش را مصادره نکردم پولش را دادم. والسلام!
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 10:4 روز پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
المپیک هم نتوانست جنگ را به تاخیر بیندازد
یک دنیای دیوانه، یک رویای دور
بازی های المپیک 2008 چین در حالی آغاز شد که درست کمی آن سوتر، در آسیای میانه جنگی کوچک اما ویرانگر و نگران کننده شروع شده است.
این اتفاق در حالی می افتد که شعارهای صلح طلبانه و زیبای المپیک تندتر از همیشه مطرح و به همان میزان بی اثر و خنثی به نظر می رسند. خشونت حتی به داخل کشور برگزار کننده مسابقات هم راه پیدا کرده و انفجار چند بمب در شمال چین - آن هم در روزهای ابتدایی بازی ها- نوید المپیکی خونین را می دهد. با این حال، این روزها از همان اوستیای مصیبت زده گرفته تا بغداد ناآرام، از پاکستان ملتهب تا فلسطین و اسرائیل و لبنان، همه و همه؛ چشم ها به میدانی دوخته شده که یک شعار در بک گراند آن دیده می شود: یک دنیا، یک رویا...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:46 روز جمعه هجدهم مرداد 1387
اسامی کانالهای ماهواره ای که مراسم افتتاحیه المپیک 2008 چین را مستقیم پخش می کنند

مراسم افتتاحیه المپیک پکن روز 8 آگوست و در ساعت 8 و 8 دقیقه و 8 ثانیه به وقت چین آغاز می شود.
این مراسم ساعت 16:38 روز جمعه 18 مرداد به وقت ایران آغاز میشه.
مراسم در ورزشگاه بین المللی بیجینگ Beijing National Stadium برگزار خواهد شد.
در این مراسم Celine Dion خواننده کانادایی الاصل و Jay Chou خواننده تایوانی برنامه اجرا می کنند.
مراسم افتتاحیه از اکثر شبکه هایی که مسابقات رو پوشش می دهند پخش می شود.
ماهواره هاتبرد
ARD
Rai Due
TVP 1
France 2
Planeta Sport
Eurosport Int’l
Eurosport Fr
Canal+France
SF 2
TSR 2
TSI 2
ماهواره نایلست و عربست
Al Jazeera Sport 1
Al Jazeera Sport 2
ماهواره ترکست
TRT 3
NTV Spor
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 17:31 روز چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 17:15 روز چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
آهنگ جديد محسن چاوشي به نام دلگيرم از او . با 3 كيفيت متفاوت ...

آهنگ جدید محسن یگانه به نام اند خلاف . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید حامد هاکان به نام طعم پول . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جديد عرفان ، خشايار و افرا به نام پرواز . با 3 كيفيت متفاوت ...

آهنگ جدید یاس به نام درکم کن . با 2 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید مسعود سعیدی به نام زمونه 2 . با 3 کیفیت متفاوت ...

موزيك ويديو جديد حسام يار يار به نام ديگه باورم شده . به همراه آهنگ اين ويديو ...
( آهنگساز و ترانه سرا: حميد عسكري )

آلبوم جدید الیاس صالحی به نام فاجعه . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید گروه اتمسفر به نام دیوونه . با 2 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید عماد قريشي به نام ثانیه ها . با 2 کیفیت متفاوت ...

آلبوم جدید محسن قربانی به نام چشم های تیله ای . با 3 کیفیت متفاوت ...

آهنگ جدید و زیبای حامد ملک لو به نام خیانت . با 2 کیفیت متفاوت ...

مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 17:10 روز چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
پوستر المپیکهای سالیان دور و نزدیک












مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 19:23 روز سه شنبه پانزدهم مرداد 1387
نگاهی به تاریخچه و وضعیت روزنامهنگاری زرد
پرونده روزنامهنگاری در ایران، ماهنامه «نسیم هراز» شماره ۲۰
زرد تویی که زرد میخواهمت!
فهیمه خضرحیدری- اگرچه چیزی بیش از 100 سال از عمر نشریات معروف به «زرد» در سراسر جهان میگذرد اما هنوز جایگاه این گروه از نشریات در عالم مطبوعات، جایگاهی بحثبرانگیز و همراه با نقد و نظرهای بسیار است. بسیاری از روزنامهنگاران حرفهای یا استادان ارتباطات، روزنامهنگاری زرد را «مبتذل» و فاقد حداقل استانداردهای بصری و محتوایی در حرفه روزنامهنگاری میدانند و حتی معتقدند که بهتر است بساط این سبک از روزنامهنگاری به کلی از کیوسکهای مطبوعاتی برچیده شود.
با وجود این، مخاطبان اصلی رسانههای مکتوب یعنی «مردم» رفتار فرهنگی متفاوتی در قبال پدیده روزنامهنگاری زرد در پیش گرفتهاند و نگاهی به الگوی مصرف این دسته از نشریات نشاندهنده آن است که اتفاقاً «خوانندگان» در مواجهه با روزنامهنگاری زرد باحوصله، اشتیاق و حتی سخاوت بیشتری رفتار میکنند. روزنامهها و مجلههای موسوم به زرد اغلب تیراژ و فروش بالایی دارند، سازمانآگهیهاشان بسیار فعال است، تعداد مشترکانشان قابل مقایسه با نشریات تخصصی و حرفهای نیست و در یک کلام مخاطب بیشتری جذب میکنند. گردانندگان این گروههای رسانهای در یک تعبیر کلی مثلاً اگر سیاستمدار میشدند حتماً به «پوپولیسم» گرایش پیدا میکردند! کما اینکه در عالم مطبوعات هم با سوار شدن بر «موج مردم»، دنبالهرو سلیقه آن ها بودن و تامین فوری نیازها و درخواستهای روزمرهشان، حضور خود را تضمین کردهاند.
در برابر این گروه از اهالی رسانه که زرد و گاه مبتذل و غیرحرفهای خوانده میشوند، مطبوعات جدیتر و حرفهایتری هستند که صبغه سیاسی یا فرهنگی و اجتماعیشان به کلی با نشریات زرد متفاوت است و اگرچه حرفهایتر و عمیقترند اما مخاطبان محدودتری دارند و اغلب در کنار جای خالی نشریات زرد روی کیوسکهای مطبوعاتی، بر هم انباشته میشوند. تیراژ این گروه از مکتوبات رسانهای قابل مقایسه با تیراژهای افسانهای نشریات زرد نیست و چرخه اقتصادیشان هم به کلی بر خلاف جهت یکدیگر حرکت میکند. مردم هم به اینجا که میرسند حوصله مطالعه و خواندن و دقیق شدن را از دست میدهند و آماری کمتر از دو دقیقه مطالعه در سال را رقم میزنند! شاید هم وجود فضای نخبهگرایی و خردهفرهنگ روشنفکری در جامعه فرهنگی و مطبوعاتی ماست که مردم را به عنوان مخاطب اصلی رسانه، از آن دور میکند. این روند البته خاص جامعه «گریزان از خواندن» ما نیست. در سطح جهان هم اگرچه نشریات مهم و تاثیرگذاری مثل: گاردین، ایندیپندنت، دیلی تلگراف، لوموند یا فیگارو وجود دارند اما تیراژهای افسانهای در اختیار نشریات عامتر از جمله: اوست فرانس، بیلد یا سان است که مرز 7 میلیون تیراژ را هم پشت سرگذاشتهاند؛ 7 میلیون تیراژ برای یک نشریه زرد!
نیویوریک؛ دهه 1890
اصطلاح «مطبوعات زرد» یا «روزنامهنگاری زرد» ترجمهای است از Yellow Joumalism و غربیها نخستین کسانی هستند که «تولید رسانه با توجه به ذائقه مخاطب» را هدف خود قرار میدهند. دهه 1890 است و در نیویورک صد سال پیش، نشریهای به نام «نیویورک سان» منتشر میشود. نشریهای که امروز استادان روزنامهنگاری آن را پایهگذار شاخه جنجالی روزنامهنگاری زرد، سوپرمارکتى و یا تابلوئیدى در جهان میدانند. جذب مخاطب مهمترین و اصلیترین هدف و اولویت نیویورکسان است و به این ترتیب هر عنصر دیگری از جمله محتوا، در مرحله بعد قرار میگیرد. نیویورکسان در سال 1883 و با قیمت یک پنی متولد شد؛ تنها یک پنی برای خواندن یک روزنامه و این خود یکی از مهمترین رازهای جذب طبقه پرجمعیت کارگر و متوسط به روزنامهخوانی بود. به این ترتیب نیویورکسان بنیانگذار دورهای از نشریات است که در غرب به آن ها «نشریات یک پنی» گفته میشود. نشریات یک پنی هم تقریباً مانند روزنامهنگاری زرد به میدان وارد شدند. نشریات یک پنی تیترهای بسیار درشتی داشته و بر در و دیوار شهر نصب میشدند تا توجه رهگذران را جلب کنند. نشریات یک پنی روزنامههایی بودند کاملاً مردمی که خبر را تنها و تنها برای مردم تولید میکردند و در نتیجه مخاطب گستردهای هم داشتند. با وجود این، روزنامهنگاری زرد الزاماً با نیویورکسان و نشریات یک پنی آغاز نشد. بلکه سالها بعد، انتشار «سان» یکی از مهمترین اتفاقات روزنامهنگاری در سطح جهان را رقم زد: شیوع زردنویسی درمطبوعات!
سال 1896؛ جنگ تیراژ
در سال 1896 «ژوزف پولیتزر» معروف نشریه NewYork World را منتشر میکرد. پولیتزر با هر شیوهای تلاش میکرد تا تعداد مخاطبانش را بیشتر و بیشتر کند و برای دست یافتن به تیراژ بالا هیچ چیز به اندازه چاپ اخباری درباره خشونت و سکس موثر نبود. در همین دوران نشریه معروف «نیویورک ژورنال» هم منتشر میشد؛ نشریهای که نام «ویلیام راندولف هرستا» را بر خود داشت و یکی از رقبای اصلی NewYork World به شمار میآمد.
جنگ تیراژ میان این دو رسانه و اشتیاق برای جلب مخاطب، کمکم خلاقیتهای رسانهای آن ها را شکوفا میکرد. پولیتزر دراین میان با خلق شخصیتی کارتونی به نام «Yellow Kid» (بچه زرد)، سلسله ماجراهایی را در نشریه خود آغاز کرد که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. شخصیت Yellow Kid اما از NewYork World به نیویورک ژورنال هم راه پیدا کرد و کمکم این پسربچه به نماد و نشانهای از نوع خاص ژورنالیسم این دو نشریه تبدیل شد. رقابت آغاز شده بود. ضمیمههای رنگی و عکسهای بزرگ و تیترهای درشت، ابزار این مبارزه شدند و آرامآرام نماد «Yellow Kid» وسعت معنای بیشتری پیدا کرد و تبدیل شد به نماد و نشانه یک «ژانر» از روزنامهنگاری که امروز ما به آن «روزنامهنگاری زرد» میگوییم و البته مثل همه پدیدههای دیگر، این نوع روزنامهنگاری هم در طول زمان تغییر معنی داده و از ویژگیهای اصلی و بدوی خود دور افتاده است.
روزنامهنگاری زرد؛ آگراندیسمان
روزنامهنگاری زردی که امروز در ایران رایج است اگرچه در ویژگی «تلاش برای افزایش تیراژ» با روزنامهنگاری زرد دهه 1890 اشتراک دارد اما از آنجا که صرفاً مبتنی بر جنجال، تبهای روز، جلب توجه، حوادث عجیب و ناراحتکننده، جنجالسازی خبری، اطلاعات کوتاهمدت و میرا، احساسات گذرا، داستانپردازیهای دراماتیک و وارد شدن در حریم خصوصی افراد است؛ از سرچشمه واقعی خود فاصله گرفته. با این وجود نشریاتی از این دست امروز هم مثل همیشه وجود دارند؛ چراکه مخاطب آن ها همیشه وجود دارد و اتفاقاً مخاطب جدی و وفاداری نیز هست. به این ترتیب اگرچه مطالعه مداوم نشریات زرد تا به حال از سوی هیچکس توصیه نشده و حتی از سوی عدهای دیگر سرزنش و مطالعهای بیارزش قلمداد شده است، اما نشریات زرد دستکم در یک زمینه ضریب تاثیر بیشتری نسبت به نشریات جدی و حرفهای داشتهاند و آن زمینهسازی برای عادت به مطالعه و ایجاد امکان برای کشف لذت بزرگ خواندن و خواندن و خواندن است.
با وجود این، اساس کار زردنویسان اغراق در انعکاس اخبار و حوادث و به اصطلاح «رنگی تعریف کردن» آن ها به زبانی ساده و سطحی است. روزنامهنگاری زرد تلاش میکند تا به حوزههای ممنوعه یا خوفناک وارد شود و در نتیجهء اتخاذ این رویکرد، بزرگنمایی خشونت و بازگشایی پروندههای قتل و روابط مشکوک خصوصی، به یکی از خوراکهای اصلی این گروه از رسانهها تبدیل میشود. به نظر میرسد زردنویسان ماهر حتی روانشناسان خوبی هم هستند، چراکه اغلب مستقیماً انگیزههای روانی جامعه را هدف میگیرند و به این ترتیب ضریب نفوذ پیام رسانهای خود را بالا و بالاتر میبرند.
به این ترتیب تکلیف مشخص است؛ نشریات زرد مشکل چندانی در پیداکردن سوژه ندارند. بازیگران سینما یا چهرههای مشهور تلویزیونی، ستارههای سریالهاى عامهپسند، مجریهایی که ناگهان گل میکنند و نامشان بر سر زبانها میافتد، مدلهاى لباس، خوانندگان و ستارگان ورزشى بهترین سوژه برای ذائقه خوانندگان این دسته از نشریات هستند و شایعهپردازی درباره آن ها و آگراندیسمان کوچک ترین مسائل روزمرهشان برای اکثر مردم جذاب است. اینطوری است که وقتی نشریات زرد را ورق میزنید ممکن نیست درباره هنرپیشهها و فوتبالیستهای معروف مطالبی با تیتر درشت و عکسهای رنگی نبینید. نویسندگان این گروه از نشریات اغلب به سراغ خانواده و اطرافیان افراد مشهور هم میروند و گاه حتی مصاحبههای خیالی با آن ها ترتیب میدهند! اما علاوه بر ستارگان، نشریات زرد کلیشه مشترک دیگری هم دارند: خانواده. طرح روی جلد این نشریات اغلب اگر عکس ستارگان عامهپسند نباشد حتماً تصویری از کودکی است با لبهای سرخ و چشمان رنگی که با رنگهایی اغراقآمیز چاپ شده. فال و طالعبینی و آشپزی و شیرینیپزی و چگونه زن یا شوهر خود را حفظ کنید هم که معمولاً پای ثابت بساط زردنویسان است و به این ترتیب نشریات زرد تقریباً هیچ چیز برای جلب زنان خانهدار - به عنوان مهمترین مخاطبان و گردانندگان چرخهای اقتصادی خود- کم ندارند.
کالا بودن مخاطب
آسیبشناسی روزنامه و روزنامهخوانی در ایران، به ما میگوید که در برخورد با واژه روزنامهنگاری زرد - با توجه به بیعلاقگی عمومی مردم به «مطالعه»- باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد. اگر نشریات زرد را به کلی «نشریات گیشه» بدانیم، باید از خودمان بپرسیم که چرا نشریات جدی و به اصطلاح «وزین» در این گیشه جایی ندارند؟
یکی از رازهای جلب مخاطب در نشریات زرد، ساده کردن زبان تا حد ممکن است. چیزی که در نشریات وزین کمکم در حال گذر از مرحله فراموشی و رسیدن به مرحله نابودی است و همین اتفاق گروه بزرگی از مخاطبان بالقوه روزنامهخوانی را از برداشتن یک نشریه وزین از روی کیوسک مطبوعاتی بر حذر میدارد. اگرچه نشریات زرد با تیترهای غیرواقعی و گمراهکننده، برجستهسازی و تشریح اخبار جنایی، پلیسی و خشونت، تاکید بر «اخبارجاری» و استفاده افراطی از عکس، گیشه را از آن خود کردهاند؛ اما نباید فراموش کرد که سادهنویسی هم یکی از مهمترین راهکارهای آن ها برای جذب و گاه حتی «سحر» مخاطب است. با وجود این، مخاطب در برابر این رسانهها به سرعت به کالا بدل میشود؛ کالایی که باید بر روی قدرت خرید او سرمایهگذاری کرد و خبرها را به اصطلاح به خورد او داد. حالا مهم نیست که این خبر تا چه حد پرورش داده شده یا اصلاً واقعیت دارد یا نه؛ گاه این خبر از دل «هیچ» بیرون میآید و تنها با شاخ و برگهای اضافی گسترش داده میشود. پس اصل ماجرا مخدوش و حاشیه، جانشین متن میشود و اینجاست که استادان روزنامهنگاری و جامعهشناسان اعلام میکنند که «زردها گمراهی آگاهانه تولید میکنند».
با این وجود، قدرت رسانههای زرد هم مطلق نیست و با توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی هر جامعه، این قدرت هم کم تر یا بیشتر میشود. در جامعه آمریکایی اشتیاق عمومی برای باخبر شدن از پشت پرده هالیوود یا باز شدن پروندههای بزرگ اقتصادی، راه را برای نشریات زرد و حتی «پاپاراتزیها» باز میکند و این نشریات آرامآرام به بخش مهمی از جامعه تبدیل میشوند؛ تا جایی که مثلاً میگویند «ادگار گوبر» (رئیس افسانهای «افبیآی») علاقه زیادی به نشریات زرد امریکایی داشت و حتی خودش به آنها خبر میرساند و خبرهای آن ها را هم دنبال میکرد؛ چراکه خبر منتشر شده درباره فلان شخصیت در نشریات پرخواننده، به افبیآی امکان میداد تا به او فشار بیاورد و او را بخرد.
روزنتهای زرد؛ زردنویسی با چاشنی مدرنیته
پیشبینی اینکه سرانجام روزی «سایبر ژورنالیسم» به طور کامل جای روزنامهنگاری مکتوب را خواهد گرفت، کار چندان سختی نیست. همین حالا هم وبلاگها و سایتهای اینترنتی، موجودیت محض روزنامهها را به چالش کشیدهاند و حتی با توجه به وجود محدودیتهای گسترده در چاپ و نشر روزنامهها، روزنتها گاه از آن ها پیشی هم گرفتهاند. روزنتها در زمانی کوتاه توانستهاند بخشهای قابل توجهی از گروههای مرجع اجتماعی را با خود همراه کنند. امروز دانشجویان، نخبگان، روشنفکران و حتی خود روزنامهنگاران، بسیاری از اخبار و اطلاعات را در فضای سایبر به دست میآورند و به این ترتیب وجود نزدیک به پنج میلیون کاربر اینترنتی در کشور - که روز به روز هم بر تعداد آن ها اضافه میشود- خبر از اهمیت روزنتها در جریان خبررسانی و خبرسازی میدهد.
بنابر آمار موجود، در سال 2000 میلادی حدود 250هزار نفر کاربر اینترنت در ایران وجود داشته. اما تعداد کاربران در سال 2005 میلادی در کشور ما به چهار میلیون و 800هزارنفر رسیده که رشدی 1820 درصدی را نشان میدهد. به این ترتیب «نشریات الکترونیک روزانه» به عنوان یکی از دردسترسترین و ارزانترین ابزارهای اطلاعرسانی سریع و سالم، مناسبات تازهای را وارد فضای رسانهای کرده است. اما روزنتها هم از اهمیت و اعتبار یکسانی برخوردار نیستند و در اینجا هم زردنویسان با ورود خود به فضای سایبر، پدیدهای موسوم به «روزنتهای زرد» را به وجود آوردهاند که اتفاقاً بیشترین بازدیدکننده و هواخواه را نیز دارد. در اینجا اما دلیل پرمخاطب بودن روزنتها تنها در رعایت اسلوبهای کلیشهای زردنویسی نیست. بلکه محدودیت نشریات مکتوب در انتقال برخی اخبار یا تحلیل بعضی مسائل و در برابر آن نامحدود بودن جریان اطلاعرسانی در فضای اینترنت، این امکان را به زردنویسان اینرنتی میدهد تا با تکیه بر اطلاعات پنهان و انتشار اخبار ویژه تعداد مخاطب خود را افزایش دهند. در این میان اما گاه کار بعضی زردنویسان اینترنتی به فحاشی و افشاگریهای غیراخلاقی میانجامد و رنگ اثر از زرد به نارنجی میل میکند!
وبلاگهایی که نویسندهء خود را با اسم مستعار معرفی میکنند و خواننده شغل و حرفه و حتی نام نویسنده وبلاگ را نمیداند؛ اغلب در پروسه زردنویسی اینترنتی به وبلاگهای دروغگو و غیرقابل اعتماد بدل میشوند. با وجود این، روزنتهای زرد هم درست مانند نشریات زرد بدنه اصلی جامعه را هدف میگیرند و از این منظر شاید با سینمای معروف به «سینمای بدنه» قابل مقایسه باشند؛ پدیدههایی که ویژگیهایی مثل حاشیهپردازی و جذب مخاطب به «هر قیمتی» را بر پیشانی خود دارند.
از مخاطب چه خبر؟
تقریباً 71 درصد از افراد جامعه ما هر یک به نحوی روزنامه میخوانند. این میزان در تیرماه سال 1380، 1/84 درصد و در تیرماه سال 1382 برابر 4/71 درصد بوده است. شهروندان باسواد تهرانی بهطور متوسط در روز 9/23 دقیقه روزنامه میخوانند. 5/32 درصد خوانندگان روزنامه، هر روز روزنامه میخوانند و 9/52 درصد روزنامهخوانهای تهرانی خودشان روزنامه موردنظرشان را میخرند. با این حال 1/34 درصد از شهروندان تهرانی از اینترنت استفاده میکنند و اخبار و اطلاعات را از این راه به دست میآورند. جامعه آماری این بررسی، تمام شهروندان زن و مرد بالای 15 سال و باسواد ساکن در مناطق بیست و دو گانه شهر تهران است.
موضوع حوادث با 3/41 درصد فراوانی، بیش از تمام موضوعات دیگر از سوی خوانندگان روزنامهها دنبال میشود. مطالب سیاسی با 9/18 درصد، ورزشی با 5/14، اقتصادی با 5/8 و خانوادگی با 2/5 درصد در مراتب بعدی قرار دارند و به این ترتیب استعداد بالقوهای برای رجوع به نشریات زرد در میان روزنامهخوانهای احتمالی وجود دارد.
امروزه نشریات زرد جایگاه خودشان را در جهان پیدا کردهاند. نشریهای معروف به زردنویسی مثل «سان» امروز هیچ علاقهای به «گاردین» یا «لوموند» شدن ندارد و حتی با افتخار خود را «زرد» مینامد. اما در حالی که در حال حاضر نزدیک به 40 عنوان نشریه زرد در کشور ما منتشر میشود، هنوز هم مدیر مسئول و صاحبامتیاز یکی از نشریات زرد 400 هزار تیراژی در برنامه زنده تلویزیونی حاضر میشود و میگوید: «چیزی به نام روزنامهنگاری زرد» وجود ندارد!
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 10:20 روز شنبه دوازدهم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 19:32 روز جمعه یازدهم مرداد 1387
|
پیتر گبریل The Big Blue Ball :پس از شانزده سال تلاش سرانجام آلبوم Big Blue Ball اثر پیتر گبریل منتشر شد |
|
|
|
|
پیتر گبریل به عنوان سردسته Genesis از سال 1967 تا اوایل 70، موسیقی Rock را به سطوح جدیدی هدایت کرد. گبریل در شیوه كار خود دقت زیادی به خرج می داد و بسیار خلاق بود. گبریل در دوران دبیرستان گروه Genesis را تشكیل داده بود، اما او گروه را در سال 1975 ترك کرد تا افكار و ایده هایش را در آلبوم های شخصی خودش اجرا کند. وقتی درامر اول گروه را ترک کرد و درامر جوانی به نام فیل کالینز به جنسیس پیوست، هیچکس فکر نمی کرد کالینز بتواند به عنوان رهبر و خواننده گروه، شهرت و محبوبیت آن ها را تا امروز حفظ کند. گبریل پس از جدایی، اولین آلبوم سولوی خود را در سال 1977 با تاثیر از سبك موسیقی الكترونیك به بازار داد. این آلبوم و دو آلبوم بعدی او را به عنوان هنرمندی مشهور و در عین حال خاص معرفی كردند تا به دور از نام پر آوازه Genesis، به شهرت برسد. آهنگ Biko در آلبوم سوم پیتر گبریل ، ترانه ای بود در مورد مبارزات تبعیض نژادی كه به یكی از بزرگترین ترانه های اعتراض آمیزدهه 80 تبدیل شد. در سال 86 آلبوم So كه یكی از برترین آلبومهای تاریخ پاپ است همراه با یك سری كلیپ های ویدئویی ارایه شد كه به دلیل ویژگی های روشنفكرانه آن، هنوز هم جزو كلیپهای پر طرفدار است. در این ویدئوها، موسیقی با جلوه های بصری و مضامین سمبولیك و نشانه شناسی و طرحی نو تهیه و اجرا شد. در كلیپ Sledgehammer گبریل با ایده ای خلاقانه برای اولین بار از تركیب انیمیشن با اكشن زنده استفاده كرد. بعد از این آلبوم پیتر گبریل به یك ستاره جهانی تبدیل شد و طرفدارانی خاص برای خود دست و پا کرد.
یكی از آثار زیبا و به یاد ماندنی او، موسیقی متن فیلم The Last Temptation Of Christ به كارگردانی مارتین اسكورسیزی است كه به عقیده بعضی نهایت تبلور تلاش او در ژانر World music است.
گبریل در سال 1992 با ترانه “Us” به سمت تجاری موسیقی پاپ رفت و بسیاری از مخاطبان خود را از دست داد. این آلبوم متاثر از درد و رنج ناشی از جدایی از همسر اول و دخترش است كه غم و اندوه ناشی از تمایل به بازگشت به ابدیت، در ترانه River تجلی می کند. این آلبوم یك میلیون نسخه فروش كرد.
گبریل در سال 1982 در لندن یك فستیوال عظیم موسیقی ملل World Music با نام Womad را افتتاح كرد و با همكاری بزرگانی چون نصرت فاتح علی خان و یوسو نُدور ، رابرت پلنت و تونی بنت در سالهای بعد در نیوزلند، اسپانیا، ایتالیا، سنگاپور، سریلانكا و جزایر قناری به اجرای برنامه های موسیقی ملل پرداخت كه بزرگترین و جاه طلبانه ترین آنها در 1993 در آمریكا اجرا شد و تبدیل به یكی از ماندگارترین اجراهای زنده موسیقی ملل گردید.
در سال 2002 آلبوم Up تنها توانست مدت کوتاهی مقام نهم در جدول پرفروش ترین های آمریکا بدست آورد.
پس از گذشت شانزده سال تلاش و زحمت، سرانجام آلبوم Big Blue Ball اثر پیتر گبریل در بازار موسیقی جهانی منتشر شد. این همکاری مشترک بین هنرمندان و موسیقی دان ها در سال 1992 آغاز شد، زمانی که پیتر گبریل در طول "هفته موسیقی" Real World Studios در ها را بر روی 75 هنرمند بین المللی از 20 کشور مختلف، گشود. تمام هنرمندان حاضر به مدت سه سال در جلسه هایی یک هفته ای بصورت مداوم بر روی این پروژه کار کردند. پیتر خود می گوید: "هدف این پروژه این بود که خوانندگان راک را با خوانندگان سراسر دنیا همراه کنیم و ببینیم که چه پیش می آید. ما استودیو ضبط را به کافه های 24 ساعته تبدیل کرده بودیم."
خواننده اصلی در چندین آهنگ، خود پیتر گبریل است، همچنین خوانندگانی از جمله کارل والینگر، تیم فین و شنید اُکانر در اجرا ها حضور دارند،و هنرمندان دیگری مانند پرکاشنیست ژاپنی جوجی هیروتا، خواننده معروف عرب ناتاشا اطلس با سازهای زهی ارکسر حُسام رمزی همکاری می کنند. برادران هولمز به اتفاق درامر معروف بیلی کوبهام و صدای فوق العاده پاپا وِمبا به همراهی گیتار فلامینگو خوان مانوئل کانیزارس...و موسیقی دانان شهیر دیگری از غرب، آفریقا و آسیا در این پروژه هنرنمایی کردند.
پیتر گبریل خواننده اصلی و نوازنده کیبورد در تک آهنگ اول آلبوم به نام “Whole Thing” می باشد با همخوانی تیم فین (Crowded House) و اندی وایت (ALT)، گیتار کارل والینگر (World Party) و پُل آلن و همخوانی و فلوت فرانسیس ببی (اسطوره فرهنگی کامرون). تک آهنگ بعدی آلبوم آهنگی است به نامYou Up, Burn You Down” “Burn با صدای پیتر گابریل وهمخوانی برادران هولمز.
آلبوم Big Blue Ball با 11 آهنگ یک چهره جهانی از موسیقی و یک تصویر رنگارنگ از ژانر ملل را ارائه می کند.
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 19:29 روز جمعه یازدهم مرداد 1387
| يه شاخه نيلوفر نخستين آلبوم رسمي خواننده زيرزمينی |
|
|
|
|
محسن چاووشي
سرانجام آلبوم او با عنوان «يه شاخه نيلوفر» با صدور مجوز در اواسط مهرماه به بازار خواهد آمد. اين آلبوم از اواسط خردادماه اجازه پخش داشت اما به دليل توقيف شرکت پخش کننده، عرضه آن تاکنون به تعويق افتاده بود.
هرچند اين آلبوم تازه ترين کار محسن چاووشي نيست و بعد از ضبط اين آلبوم که تنظيم قطعات آن به عهده محمدرضا آهاري است چاووشي آلبوم ديگري را هم با نام «مولانا» آماده کرده است. محسن چاووشي پيش از اين در گفت وگو با سالنامه اعتماد درباره اين آلبوم گفته بود؛ «آلبوم «يه شاخه نيلوفر» با وجودي که ترانه ها و موسيقي متفاوت تري را به نسبت کارهاي قبلي ام دارد ولي باز هم چندان جديد نيست. آخرين کاري که از من شنيده شد، ترانه هاي فيلم سنتوري است که باز هم مربوط به دو سال قبل مي شود. بعد از سنتوري، «يه شاخه نيلوفر» را کار کرديم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهاي مولانا، وحشي بافقي، باباطاهر، شهريار و ژوليده نيشابوري استفاده کرديم. اين آلبوم متفاوت تر از همه کارهايي است که انجام داده ام.»
آلبوم «يه شاخه نيلوفر» به صورت ترنس و لايت بسته شده و تنظيم اکثر کارها به عهده محمدرضا آهاري است اما تعدادي از قطعات اين آلبوم هم با تنظيم خود چاووشي آماده شده است. نوبت پخش اين آلبوم دهه اول مهرماه اعلام شده که از هم اکنون مي توان فروش خوبي براي آن پيش بيني کرد. چاووشي سال پيش را تقريباً بدون هيچ حاشيه يي سپري کرد اما با پخش نسخه غيرقانوني فيلم سنتوري نام او دوباره بر سر زبان ها افتاد. آن زمان گفته مي شد بخشي از حساسيت ها نسبت به صدور مجوز براي نمايش اين فيلم به دليل صداي چاووشي بوده است. با صدور مجوز براي آلبوم محسن چاووشي مي توان او را نخستين خواننده عرصه موسيقي زيرزميني اين سال هاي ايران دانست که به طور رسمي اجازه حضور در بخش رسمي را مي يابد. |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 23:6 روز چهارشنبه نهم مرداد 1387

بانك جهاني اعلام كرد كه ايران تا 54 سال آينده به جمع كشورهاي توسعه يافته جهان وارد ميشود!
كميسيون رشد و توسعه بانك جهاني در گزارش خود موسوم به "گزارش رشد" ميانگين رشد اقتصادي ايران طي 10 سال گذشته را 3.2 درصد اعلام و پيشبيني كرد كه اين كشور با توجه به چنين رشد اقتصادي ميتواندطي54 سال آينده به كشوري توسعه يافته تبديل شود.
بانك جهاني گفت: اگر ايران بتواند ميانگين رشد اقتصادي 5.4 درصدي داشته باشد ميتواند در سال 2050 و اگر ميانگين رشد اقتصادي 3.6 درصدي داشته باشد ميتواند در سال 2100 به جامعه توسعه يافته راه پيدا كند.
بنابراين اعلام اين بانك، ايران مشتركاً با شيلي، 13مين كشوري خواهد بود كه به كشوري توسعه يافته تبديل ميشود، اين در حالي است كه در ميان كشورهاي اسلامي در حال توسعه ايران سومين كشوري خواهد بود كه ميتواند جايگاه خود را به عنوان كشوري توسعه يافته تثبيت كند. همچنين ونزوئلا اولين كشور در حال توسعهاي خواهد بود كه به جمع كشورهاي توسعه يافته جهان راه پيدا خواهد كرد.
اين كشور براي تحقق اين امر به 13 سال زمان نياز دارد. پس از ونزوئلا، روسيه و آرژانتين با 17 سال زمان دومين كشورهايي خواهند بود كه به كشوري توسعه يافته تبديل ميشوند و در نهايت اندونزي با رشد ميانگين 1.3 درصدي به 181 سال زمان براي تحقق اين امر نياز دارد.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 23:1 روز چهارشنبه نهم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:23 روز سه شنبه هشتم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 19:48 روز دوشنبه هفتم مرداد 1387
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟♥
خواهر کوچکم این را پرسید♥
من به او خندیدم♥
کمی آزرده و حیرت زده گفت♥
روی دیوار و درختان دیدم♥
بازهم خندیدم♥
گفت دیروز خودم دیدم♥
مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد♥
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید♥
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم♥
بعدها وقتی غم♥
سقف کوتاه دلت را خم کرد♥
بی گمان می فهمی♥
پنج وارونه چه معنا دارد
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 19:42 روز دوشنبه هفتم مرداد 1387

تازه از راه رسیده بودم
پر از غربت سالهایی که با خویش زمزمه می کردم
پر از خستگی هایی که بر دوش می کشیدم
آسمان صاف و بی نهایت بود
و چشمان خسته من پر از حس دلواپسی
جاده ها پر از حس همیشگی
و من خسته تر از آن که انتظاری تازه را تاب بیاورم
در امتداد جاده گام بر می داشتم
طنین گامهای سنگینم
دلواپسی های جاده را تشدید می کرد
به خود نهیب می زدم که شاید این همه انتظار را مقصدی باشد
اما هیچ چیز نبود تا این همه انتظار را نوید دهد
گونه های آسمان پر از سرخی شعرم بود
و جاده ها پر از فریادهای خاموشی که مرا می آزارد
باید می رفتم
به پایان این همه انتظار می رسیدم...
تازه از راه رسیده ام
با کوله باری از عشق...
به دور دست ها می نگرم...
هنوز هم باید رفت

مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 13:39 روز یکشنبه ششم مرداد 1387
تفاوت میان عشق و شهوت

عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.
شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند.
از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق.
عاشق شهوترانی بودن
برای مردان، شهوت یک تجربه کاملاً ذهنی است. سیلی از تستسترون در رگ های آنها جاری می شود و دیگر چیزی را نمی بینند. همانند عشق، شهوت نیز آنها را کور می کند. به همین دلیل است که معمولاً در روابط - به ویژه اگر در ابتدای راه قرار گرفته باشید - گفتن این مطلب که طرف عاشق شماست و یا اینکه احساساتش تنها از روی شهوت هستند، اندکی دشوار می نماید. آقایون خیلی سخت می توانند تشخیص دهند که آیا واقعاً عاشق طرف مقابل هستند و یا او را صرفاً به مانند خیالی آتشینی می بینند که هر موقع از جلوی آنها رد می شود، جوشش کوره درونشان شدید تر میشود.
دلیل امر فوق الذکر این است که آقایون این توانایی را دارند که خیلی پیش از اینکه با یک خانم ارتباط عاطفی برقرار کنند، به سادگی می توانند با او وارد رابطه جنسی شوند. هورمون هایی که در بدن آنها ترشح می شود باعث می شود که تصور کنند عاشق شده اند.
به هر حال مشکل اساسی اینجاست که هم عشق و هم شهوت هر دو می توانند آقایون را خلع سلاح کرده و آنها را به شدت آسیب پذیر نمایند. بدین ترتیب آنها به راحتی اراده و قدرت خود را از دست می دهند و تنها برای تجربه سکس، خود را مسخ جنس مخالف می کنند.
همچنین باید اضافه کرد که شهوت سبب می شود تا آقایون تنها از روی احساساتی که در آلت تناسلی آنها ایجاد می شود، تصمیم گیری نمایند و عقل و منطق را به دست باد بسپارند. زمانیکه حس شهوت بر یک مرد غلبه کند، اصلاً اهمیت نمی دهد که آیا او و شریکش مشترکاتی دارند یا خیر؛ او اهمیتی نمی دهد که طرف مقابل اهل کجاست و به کجا می رود؛ تمام حواسش را بر روی پیدا کردن راهی برای رسیدن به دست نیافته های خانم متمرکز می کند. اگر شریک او نیز تنها از روی شهوت با او ارتباط برقرار کرده باشد، از این فرصت سوء استفاده خواهد کرد. اما اگر هر دوی آنها عاشق یکدیگر باشند، این رابطه جنسی می تواند منجر به محکم تر شدن رابطه آنها شود.
آیا شهوت است یا چیز دیگری است؟
چگونه می توانید تفاوت میان عشق و شهوت را تشخیص دهید؟ در این قسمت نکاتی را برایتان ذکر کرده ایم که به واسطه آن بتوانید میان این دو مقوله تمیز قائل شوید.
شهوت است اگر:
فقط به ظاهر و اندام او توجه داشته باشید
حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید، در حال خیال بافی هستید که او بدون لباس چگونه است. یااینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.
اهمیت نمی دهید که او چه می گوید
همیشه در حال بهانه آوردن هستید تا به نحوی قرارهای ملاقات خود را با کنسل کنید، مگر اینکه این قرار منجر به قراری رابطه جنسی شود. اگر از شما بخواهد تا کاری برایش انجام دهید، بهانه می آورید و می گویید بیش از اندازه سرتان شلوغ است. اما اگر در کنار شما باشد و با او سکس نداشته باشید این امر ناراحتتان می کند و در ذهن خود، خودتان را در حال برقراری رابطه جنسی با خانم های دیگری تجسم می کنید.
فقط می خواهید برای سکس او را ببینید
برایتان اهمیتی ندارد که به هیچ وجه با او تماس تلفنی نداشته باشید. از این گذشته اصلاً برایتان مهم نیست که جواب زنگ تلفن او را فوراً بدهید و حتی اگر برای چندین روز هم با او صحبت نکنید، مشکلی نخواهید داشت و ترجیح می دهید هر موقع که دو مرتبه از نظر جنسی تحریک شدید او را ملاقات کنید.
برای شهوترانی با او تماس می گیرید
پس از اینکه همراه دوستانتان تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشتید، یکمرتبه یاد او می کنید و با او تماس می گیرید تا در کنار هم نوشیدنی میل کنید.
بعد از سکس او را ترک می کنید
پس از این اینکه کارتان تمام شد، به دنبال ساده ترین راهی می گردید که بتوانید محل را تر ک کنید. هیچ نوازشی وجود ندارد، صبح زود برایش صبحانه تهیه نمی کنید، فقط خیلی راحت می گویید: "من باید بروم"
این عشق است، عزیزم
عشق است اگر :
کششی بین شما وجود داشته باشد
برای مدتهای طولانی با هم صحبت می کنید و هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد. گاهی اوقات آنقدر غرق در حرف زدن می شوید که متوجه گذشت زمان نمیشوید.
احساس می کنید او زیباست
حتی اگر او را بدون هیچ گونه آرایش، در حالیکه موهایش را پشت سرش بسته و مشغول تمیز کردن دست شویی است، ببینید باز هم تصور می کنید که در نظرتان زیباست.
دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید
تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشید، چه سکس داشته باشید چه نداشته باشید. حتی اگر به شما بگوید که برای برقراری رابطه جنسی نیاز به سپری شدن مدت زمان بیشتری است، باز هم اهمیتی نمی دهید و قبول می کنید.
آینده خود را با او تجسم می کنید
حس غریبی در شما ایجاد می شود و فکر می کنید که بدون وجود او قادر به ادامه زندگی نخواهید بود. به خانواده و دوستان خود اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را دارید و خودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر می کنید.
او را به خانواده خود معرفی می کنید
این موضوع که خانواده تان او رابپذیرد، برایتان اهمیت پیدا می کند و ترجیح می دهید که با تمام اطرافیانتان ارتباط مناسبی برقرار کند.
او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید
چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید و چه حیوان خانگی خود را برای قدم زدن به پارک ببرید، در همه حال دوست دارید که او در کنارتان باشد. حتی اگر او آنجا هم نباشد، باز یادش از ذهنتان بیرون نمی رود و به دنبال فرصتی می گردید تا یک تلفن کوتاه به او بزنید و بگویید: "دلم برایت تنگ شده". البته حتماً لازم نیست که دوستانتان متوجه شوند شما یک چنین کاری انجام داده اید.
رمانتیک تر می شوید
یک مرتبه می بینید که به گوش دادن به موسیقی های عاشقانه و آرام تمایل بیشتری پیدا کرده اید. برای او گل و یادداشت های عاشقانه می فرستید و ترتیب صرف غذاهای رمانتیک در نور شمع را می دهید.
همیشه طرف او را می گیرید
هر زمان که کسی در مورد او انتقاد می کند، شما سریعاً اقدام به دفاع از او می کنید. در مجامع عمومی همیشه خود را موافق با نظریات او نشان می دهید، حتی اگر در پشت درهای بسته با او مخالف باشید.
او باعث می شود انسان بهتری باشید
او شما را به چالش وا میدارد و تشویقتان می کند. با دیدن او شاد می شوید و حاضرید برای خوشحال کردنش هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید.
دوست داشتن شهوت
شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم می کند. اما عشق مربوط به مدت زمان بسیار طولانی می شود. هر چند گاهی امکان دارد که این دو مقوله در جای یکدیگر قرار بگیرند، اما باید با توجه کامل، تفاوت میان آنها را تشخیص دهید. باید ببینید که خودتان از زندگی چه می خواهید، همه چیز به شما بستگی دارد .
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:55 روز شنبه پنجم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 15:50 روز شنبه پنجم مرداد 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 11:53 روز شنبه پنجم مرداد 1387
Usher - One Hand
آهنگ زیبای Usher با نام One Hand با 2 کيفيت

Download
------------------------------------------------------------------
A Fine Frenzy - Almost Lover ( + Lyrics )
آهنگ بسیار زیبای A Fine Frenzy به نام You Picked Me با2 کیفیت

Download
------------------------------------------------------------------------
Katy Perry - I kissed a girl
آهنگ زیبای Katy Perry به نام I Kissed A Girl با 2 کیفیت

Download
-------------------------------------------------------------------
Chris Brown - Mama
آهنگ بسیار زیبای Chris Brown به نام Mama با 2 کیفیت

Download
-------------------------------------------------------------------
Akon - She`s So Fine
آهنگ زیبای Akon بنام She`s So Fine با 2 کيفيت

Download
---------------------------------------------------------------------
Chris Brown - Forever
آهنگ بسیار زیبای Chris Brown به نام Forever با 2 کیفیت

Download
---------------------------------------------------------------------
Nelly Feat Fergie -Party People
آهنگ بسیار زیبای Nelly به همراه Fergie به نام Party People با 2 کیفیت

Download
-----------------------------------------------------------------
Avril Lavigne - The Best Damn Thing
آهنگ زیبای Avril Lavigne به نام The Best Damn Thing با 2 کیفیت

Download
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 11:45 روز شنبه پنجم مرداد 1387
پول جدید 100 میلیارد دلاری در زیمبابوه؛ یک عدد تخم مرغ اکنون به پول این کشور 35 میلیارد دلار قیمت دارد!
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 18:39 روز چهارشنبه دوم مرداد 1387
تقدیم به جاویدترین عشق
Soon we'll come to the end of life's journey
بزودی به انتهای سفر زندگی خواهیم رسید
And perhaps never meet anymore
وشاید دیگر هر گز یکدیگر را نبینیم
Till we gather in heaven's bright city
تا زمانیکه در شهر درخشان بهشت گرد هم آییم
Far away on that beautiful shore
خیلی دور در آن ساحل زیبا
If we never meet again this side of heaven
آیا ما دوباره یکدیگر را در این سوی بهشت میبینیم؟
As we struggle through this world and its strife
در حالیکه به نزاع و زد و خورد دنیا مشغولیم
There's another meeting place somewhere in heaven
مکان دیدار دیگری در جایی از بهشت وجود دارد
By the side of the river of life
کنار رودخانه زندگی
Where the charming roses bloom forever
جایی که گلهای رز سحرانگیز برای همیشه میماند
And where separations come no more
جایی که دیگر جدایی وجود ندارد
If we never meet again this side of heaven?
آیا ما دوباره یکدیگر را در این سوی بهشت میبینیم؟
I will meet you on that beautiful shore.
من تو را در آن ساحل زیبا خواهم دید.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : رضا الله قلی پور ; ساعت 23:30 روز سه شنبه یکم مرداد 1387
سفره های خانوادگی در نقاط مختلف جهان
Japan
: The Ukita family of Kodaira City
Food expenditure for one week
: 37,699 Yen or $317.25
Favorite foods
: sashimi, fruit, cake, potato chips

Italy
: The Manzo family of Sicily
Food expenditure for one week
: 214.36 Euros or $260.11
Favorite foods
: fish, pasta with ragu, hot dogs, frozen fish sticks

Chad
: The Aboubakar family of Breidjing Camp
Food expenditure for one week
: 685 CFA Francs or $1.23
Favorite foods
: soup with fresh sheep meat

Kuwait
: The Al Haggan family of Kuwait City
Food expenditure for one week
: 63.63 dinar or $221.45
Family recipe
: Chicken biryani with basmati rice

United States
: The Revis family of North Carolina
Food expenditure for one week
: $341.98
Favorite foods
: spaghetti, potatoes, sesame chicken

Mexico
: The Casales family of Cuernavaca
Food expenditure for one week
: 1,862.78 Mexican Pesos or $189.09
Favorite foods
: pizza, crab, pasta, chicken

China
: The Dong family of Beijing
Food expenditure for one week
: 1,233.76 Yuan or $155.06
Favorite foods
: fried shredded pork with sweet and sour sauce

Poland
: The Sobczynscy family of Konstancin-Jeziorna
Food expenditure for one week
: 582.48 Zlotys or $151.27
Family recipe
: Pig's knuckles with carrots, celery and parsnips
Egypt
: The Ahmed family of Cairo
Food expenditure for one week
: 387.85 Egyptian Pounds or $68.53
Family recipe
: Okra and mutton

Ecuador
: The Ayme family of Tingo
Food expenditure for one week
: $31.55
Family recipe
: Potato soup with cabbage

United States
: The Caven family of California
Food expenditure for one week
: $159.18
Favorite foods
: beef stew, berry yogurt sundae, clam chowder, ice cream

Mongolia
: The Batsuuri family of Ulaanbaatar
Food expenditure for one week
: 41,985.85 togrogs or $40.02
Family recipe
: Mutton dumplings

Great Britain
: The Bainton family of Cllingbourne Ducis
Food expenditure for one week
: 155.54 British Pounds or $253.15
Favorite foods
: avocado, mayonnaise sandwich, prawn cocktail, chocolate fudge cake with cream

Bhutan
: The Namgay family of Shingkhey Village
Food expenditure for one week
: 224.93 ngultrum or $5.03
Family recipe
: Mushroom, cheese and pork

Germany
: The Melander family of Bargteheide
Food expenditure for one week
: 375.39 Euros or $500.07
Favorite foods
: fried potatoes with onions, bacon and herring, fried noodles with eggs and cheese, pizza, vanilla pudding

Australia:
The Browns of River View
Food expenditure for one week:
481.14 Australian dollars or US$376.45
Family Recipe:
Marge Brown's Quandong (an Australian peach) Pie, Yogurt

Guatemala: The Mendozas of Todos Santos
Food expenditure for one week: 573 Quetzales or $75.70
Family Recipe: Turkey Stew and Susana Perez Matias's Sheep Soup
Luxembourg: The Kuttan-Kasses of Erpeldange
Food expenditure for one week: 347.64 Euros or $465.84
Favorite Foods: Shrimp pizza, Chicken in wine sauce, Turkish kebabs

India: The Patkars of Ujjain
Food expenditure for one week: 1,636.25 rupees or $39.27
Family Recipe: Sangeeta Patkar's Poha (Rice Flakes)

United States: The Fernandezes of Texas
Food expenditure for one week: $242.48
Favorite Foods: Shrimp with Alfredo sauce, chicken mole, barbecue ribs, pizza

Mali: The Natomos of Kouakourou
Food expenditure for one week: 17,670 francs or $26.39
Family Recipe: Natomo Family Rice Dish

Canada: The Melansons of Iqaluit, Nunavut Territory
Food expenditure for one week: US$345
Favorite Foods: narwhal, polar bear, extra cheese stuffed crust pizza, watermelon

France: The Le Moines of Montreuil
Food expenditure for one week: 315.17 euros or $419.95
Favorite Foods: Delphine Le Moine's Apricot Tarts, pasta carbonara, Thai food

Greenland: The Madsens of Cap Hope
Food expenditure for one week: 1,928.80 Danish krone or $277.12
Favorite Foods: polar bear, narwhal skin, seal stew

Turkey: The Celiks of Istanbul
Food expenditure for one week: 198.48 New Turkish liras or $145.88
Favorite Foods: Melahat's Puffed Pastries
مطلب را به بالاترین بفرستید: