دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار
رضا الله قلی پور
زنان ارتش های جهان بهروز مدرسي پس از اتمام دوران دبیرستان به خاطر علاقه ای که به پرواز داشت به نیروی هوایی پیوست. در ادامه به آمریکا اعزام شد. در بازگشت به ایران اولین پرواز را در تاریخ 18/3/53 انجام داد و با آغاز جنگ تحمیلی ، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشت. كشور سوئد به دليل شرايط جغرافيايي خود ، از ارتشي متفاوت برخوردار است .. اجازه صرف مشروبات الكلي در حين خدمت ، آن را با ديگر ارتش هاي جهان متمايز ساخته است .. روايت است كه زنان نظامي اين كشور خيلي بي بند و بار هستند !! به طوري كه سبب بر انگيخته شدن حس حسودي همسران نظاميان اروپايي در ماموريت هاي نظامي به اين كشور قطبي مي شود !! يكي از ويژه گي هاي مهم زنان نظامي استراليا ، مقاوم بودن آن هاست . بخش عمده اي از صنايع نظامي استراليا به خصوص در بخش نيروي دريايي به عهده بانوان سخت كوش آن است . آن ها خيلي جدي و پركار هستند . و به طور كلي از شوخي به ويژه آقايون بيزار هستند ! سال هاست كه نظاميان تركيه در كشورشون حرف آخر را مي زنند . اين ارتش چندين سال است كه با تقويت تجهيزات نظامي خود و جذب دختر ها در پي اقتدار روز افزون خود است . نكته قابل توجه در ارتش تركيه ، نداشتن فرمان " عقب نشيني " در قاموس خود است . به طوري كه در بد ترين شرايط جنگي هرگز از اين ترفند نظامي استفاده نمي كنند . گفتني است در يك جنگ مشترك كه فكر مي كنم زير نظر سازمان ملل بود ، در حالي فرمانده غير ترك دستور تاكتيكي عقب نشيني قواي خود را صادر مي كند كه هيچ اطلاعي از موضوع عدم عقب نشيني سربازان ترك نداشت . و زماني به اين حقيقت مي رسد كه گردن تمام سربازان ترك زده شده بود !
آهنگ جدید و بسیار زیبای جمشید به نام پاک شو آهنگ جدیدمیلاد بیک به نام حقمه (تنظیم: الیاس شیرزاد | شعر و آهنگ: احسان غیبی) آهنگ جدید علی لهراسبی به نام هویت آهنگ جدید مجید خراطها و حسن مقدسی به نام مرهم آهنگ جدید شهرام کاشانی و شهرام فرشید با نام اکسیژن در صورت عدم دانلود احتمالا سایت سرویس دهنده فیلتر شده است از فیلتر شکن استفاده کنید. سرباز جنگل 29 سال جنگید! در 6 اوت 1945 بمب اتمی ای در هیروشیما منفجر شد. سه چهارم شهر ویران شد و حدود 80000 نفر جان خود را از دست دادند. 4 روز بعد، «ناکازاکی» هم به وسیله ی یک بمب اتمی دیگر ویران شد. در 14 اوت ژاپن تسلیم شد و جنگ جهانی دوم خاتمه یافت. سربازان تمام ملت ها که سال ها با محرومیت و خطر روبرو بودند به خانه و نزد خانواده هایشان بازگشتند. ولی در سراسر اقیانوس اطلس در جزایر کوچک و دور افتاده دسته هایی از سربازان ژاپنی بدون اطلاع از خاتمه ی جنگ به مبارزه ی خود ادامه می دادند. یکی از سربازان «هیرو اونُدا» نام داشت که در سال 1944 در سن 23 سالگی به عنوان گروهبان دوم برای عملیات چریکی و اطلاعاتی به جزیره «لوبانگ» در 139 کیلومتری جنوب مانیل پایتخت فیلیپین فرستاده شد. به او دستور داده شد که حتی در صورت از بین رفتن واحدش به جنگ ادامه دهد. گروهبان اونُدا هم درست همان کار را انجام داد. او 29 سال دیگر برای کشورش در جنگ جهانی دوم جنگید. بعد از خاتمه ی جنگ از درون هواپیما اعلامیه هایی را که در آن تسلیم ژاپن قید شده بود پخش کردند. فرمانده ی ستاد اونُدا آنها را امضا کرده بود. گروهبان اونُدا چند عدد از آنها را برداشت ولی فکر کرد که این اعلامیه ها یک حقه تبلیغاتی امریکائی هاست و آنها را دور ریخت. در عرض چند سال، دنیا بسیار تغییر کرد، پرده ی آهنین اروپا را به دو قسمت تقسیم کرد، اولین انسان به فضا سفر کرد، ژاپن یک بار دیگر موفق شد و این بار متحد وفادار ایلات متحده گردید، ولی اونُدا همچنان به نبرد یک نفره خود ادامه داد. او با دقت از مهماتش که رو به کاهش بود نگهداری می کرد، غذای او در این مدت موز و نارگیل بود، گاهی پرنده ای را به دام می انداخت و هر از گاهی هم گاوی را می دزدید. طی اولین سال های اقامتش در جنگل او با دیگر چریک های ژاپنی در تماس بود، ولی رفیقانش یکی یکی یا تسلیم شدند و یا مردند و برخی از آنها هم خودکشی کردند. سرانجام او تنها شد، مردی که دشمنان خیالی محاصره اش کرده بودند و او مراقب بود تا با دیدن آنها به طرفشان تیراندازی کند. او مخفیگاه های خود را تغییر می داد تا شناسایی نشود، از کمینگاه خود به طرف ساکنین جزیره شلیک می کرد، تله های آنها را می دزدید و غلات را آتش می زد. وی به طرف گروه های پلیس و جستجو که برای وادار کردن او به تسلیم از ژاپن فرستاده می شدند تیراندازی می کرد. اونُدا با متصل کردن کاه های بافته شده و تکه های لاستیک های کهنه با نخ و میخ چوبی برای خود کفش می ساخت، زمانی که لباس هایش می پوسید با استفاده از تکه های سیم به جای سوزن و الیاف گیاهان به جای نخ، آنها را با کرباس چادر وصل می کرد، او از شاخه های درختان بامبو، تاک و برگ های درختان برای خود سرپناه درست می کرد، ولی هرگز جرأت نداشت مدت زیادی در یک مکان بماند. گرسنگی بخش دائمی زندگی او بود، او مورد حمله مرچه ها، زنبور، هزارپا، عقرب و مارهای عظیم الجثه منطقه ی استوایی قرار می گرفت، برای آتش روشن کردن، او دو تکه بامبو را که با مخلوطی از الیاف نارگیل و باروتِ گلوله های قدیمی، آماده شده بود، به هم می سایید. دوستان، بستگان و رفقای قدیمی اونُدا به جزیره می رفتند تا به او بگویند جنگ خاتمه یافته، او آنها را می دید و صدایشان را از بلند گو که با او صحبت می کردن می شنید، او از زمین های مرتفع سوسوی چراغ های شهرها را زیر پایش می دید، او کشتی های مجلل را که با چراغ های پر نور خود روی آب دریا می درخشیدند تشخیص می داد ولی حتی یک بار هم در ادامه دادن جنگ شک نکرد. تا اینکه در سال 1974، 30 سال بعد از اینکه برای اولین بار در جزیره «لوبانگ» پیاده شده بود به یک دانشجوی ژاپنی (نوریو سوزوکی) که برای گذراندن تعطیلاتش به آنجا آمده بود برخورد، ابتدا نزدیک بود به طرف دانشجوی جوان تیراندازی کند ولی خوشبختانه سوزوکی تمام مطالب نوشته شده درباره ی این سرباز را خوانده بود و به سرعت گفت: «اونُدا جان، امپراطور و مردم ژاپن نگران تو هستند». اونُدا گفت: فقط به دستور افسر فرمانده اش، سرگرد سابق «یوشیمی تانیگوچی» اسلحه خود را بر زمین خواهد گذاشت. تانیگوچی افسر سابق ارتش ژاپن که اکنون کتاب می فروخت به جزیره لوبانگ برده شد تا با اونُدا که هنوز مشکوک بود ملاقات کند. به محض اینکه سرباز ژاپنی ژنده پوش تانیگوچی را شناخت فریاد زد: قربان، گروهبان اونُدا گزارش می دهد. بنابراین در ساعت 3 بعدازظهر 10 مارس 1974، گروهبان اونُدا سرانجام جنگ جهانی دوم را متوقف کرد، آن روز 52 سال تولدش بود. رئیس جمهور فیلیپین اعمال خلافی را که او انجام داده بود مورد بخشش قرار داد و اونُدا به خانه رفت و دوباره والدین پیر خود را دید، آنها سنگ قبری را که در زمانی فکر می کردند او در جنگل مرده برایش سفارش داده بودند ، نشانش دادند. اونُدا به عنوان یک قهرمان مورد ستایش قرار گرفت و در سراسر دنیا معروف شد. ولی او نمی توانست این همه ستایش را تحمل کند، مردی که به تنهایی برای ژاپن جنگیده بود تصمیم گرفت به برزیل برود و پس از اینکه نیمی از عمرش را در جنگ گزرانده بود، فقط می خواست آرامش پیدا کند - سلام پسر عمو! ... بالاخره بعد این همه عمر که خدا به من داد تا زندگی کنم و می کنم ... نفهمیدم که چرا روز مادر طلا فروشی ها شلوغه و روز پدر جوراب فروشی ها!!؟ منبع : میلیونر دات کام آلبوم جدید طوفان کرمی به نام طوفان ... آهنگ جدید سهراب ، کابوک و کیوان به نام باختم بهت . با 2 کیفیت متفاوت ... (آهنگساز: سعید آسایش | تنظیم: سهیل هایدن) آهنگ جدید ایمان شاهی و سعید به نام جای خالیت . با 2 کیفیت متفاوت ... موزيك ويديو جديد ميلاد بيك و عليرضا به نام حلقه ... موزيك ويديو جديد سياوش قميشي به نام دنبال خودت نگرد . به همراه آهنگ اين ويديو ... موزيك ويديو جديد رضايا و آرمين به نام كروات ... موزیک ويديو جديد ستار به نام تكيه گاه ... موزيك ويديو جديد مجيد ارجمندي به نام فاصله ... آهنگ جديد و مهدي مقدم با همراهي محسن و كسري به نام ديوونه ترين ... آهنگ جدید کاوه دانش به نام یکی واسه من یکی واسه تو . با 3 کیفیت متفاوت ... موزيك ويديو جديد و زيباي دي جي ماني به نام داري ميري ... هفته نامه ی امید جوان در شماره 583 مورخ 8 تیر 1387 نوشت: چرا ايرانی ها اينقدر پسر دوست دارن ؟ لطفاً تا آخر بخونيد !!!! ایران 23.5 میلیون مجرد دارد! سازمان ملی جوانان در گزارشی اعلام کرد, میانگین سن ازدواج دختران در سال 85, 20 تا 24 سال و پسران بین 20 تا 29 سال بوده است. بر این اساس کل جمعیت هرگز ازدواج نکرده 23 میلیون و 500 هزار و 836 نفر به تفکیک مرد و زن هستند و از این تعداد 13 میلیون و 130 هزار و 970 نفر را مردان و 10 میلیون و 365 هزار و 893 نفر را زنان ازدواج نکرده تشکیل می دهند. افق طلایى جمعیت ایران و ایرانیان سرشناس !!! به گفته معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان جمعیت 29-15 سال ازدواج نکرده در سال 85، 15 میلیون و 768 هزار و 197 نفر (9 میلیون و 200 هزار مرد و 6 میلیون و 598 هزار زن) و جمعیت 42-15 سال ازدواج نکرده در این سال 16 میلیون و 824 هزار و 883 نفر (9 میلیون و 704 هزار و 568 مرد و 7 میلیون و 120 هزار و 297 نفر زن) بودند. افق طلایی جمعيت ايران و ايرانيان سرشناس !! تأثير جايگاه اجتماعی والدين بر روی جنسيت نوزادان به گفته محققين احتمال پسر دار شدن راسای جمهور در کشور ها به مراتب بيش از احتمال دختر دار شدن آنها می باشد! اين مطالعه که در نوع خود بسيار جالب توجه بود توسط دکتر بتزيگ و همکارش دکتر وبر به انجام رسيد. نتايج اين بررسی نيز در نوع خود بسيار جالب توجه بودند. به گفته اين محققين خانم چلسی کلينتون تنها فرزند و دختر رييس جمهور سابق ايالات متحده آمريکا است که شصت و يکمين دختر متولد شده از راسای جمهور آمريکا از ابتدای تاريخ اين کشور بوده است. این در حالی است که راسای جمهور کشور آمریکا در مجموع دارای نود پسر بوده اند، که اين اختلاف 30 درصدی در نسبت تعداد دختران به پسران متولد شده از راسای جمهور کشور آمريکا بسيار چشمگير و قابل توجه می باشد. همچنين نسبت های مشابهی نيز در ميان نوادگان خاندان سلطنتی کشور انگلستان به چشم می خورد. در خاندان سلطنتی انگلستان از ابتدا تا کنون 1789 پسر و تنها 1522 دختر متولد شده است. نسبت تعداد پسران به تعداد دختران متولد شده در خاندان سلطنتی انگلستان برابر است با 118 پسر به ازای هر 100 دختر که اين نسبت بسيار قابل تامل می باشد آن هم در کشور و نیز در خاندانی که سقط جنين های وابسته به جنسيت هيچگاه در ميان آنان رواج نداشته است. نسبت های مشابهی نيز در ميان فرزندان اعضای بلند پایه کابینه کشور آلمان به چشم می خورد. به گفته اين دو محقق تعداد پسران متولد شده در اين گروه برابر با 1473 و تعداد دختران متولد شده از ابتدا تا کنون تنها 1294 دختر می باشد که این برابر است با 113 پسر در ازای هر 100 دختر. در کشور آمريکا و در ميان دولتمردان اين کشور نيز تعداد پسران به تعداد دختران برابر است با 1180 پسر به 1046 دختر که نسبت جنسی 112 پسر در ازای هر 100 دختر را نشان می دهد. نسبت های طبيعی پسر به دختر در جهان برابر اند با 105-107 پسر در ازای هر 100 دختر و بنابر اين اين نسبت ها به طور قابل توجهی از محدوده نسبت های طبيعی خارج گرديده اند. آيا ايرانيان به سور سرشناس شدن پيش می روند ؟!؟! کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند....طوطی شکایت کرد و خداوند او را زیبا آفرید..... ولی کلاغ گفت:"هر چه از دوست رسد نیکوست"..... و نتیجه آن شد که میبینی.....طوطی همیشه در قفس.....و کلاغ همیشه آزاد...... "به زندگی امیدوار باش" اين روزها از گوشه و كنار كشور افرادي تماس ميگيرند و ميپرسند: جنگ كي شروع ميشود؟ تا كنون مردم عادي احتمال بروز جنگ را جدي نميگرفتند ولي اكنون جدي گرفتهاند. تا چند وقت پيش يك روزنامه "خوشنام" ساير نشريات را رصد ميكرد تا اگر اشارهاي به احتمال وقوع جنگ كرده باشند، يقه شان را بچسبد و آنها را به "خالي كردن دل مردم"، "همراهي با جنگ رواني دشمن عليه ملت ايران" و "بازي نقش ستون پنجم" متهم كند. حالا اما به هر علتي سياست تغيير كرده است و مقامهاي ارشد نظامي و سياسي از جدي بودن احتمال جنگ، آمادگي كامل براي مقابله با دشمن و حفر صدها هزار قبر براي دفن سربازان مهاجم در استانهاي مرزي ايران سخن ميگويند. در واقع همين سخنان، توده مردمي را كه گوش به راديو و چشم به تلويزيون جمهوري اسلامي دارند، نسبت به خطر وقوع جنگ هشيار كرده به گونهاي كه آن را قريبالوقوع ميبينند. با اين حال، اين پرسش همچنان قابل طرح است كه جنگ تا چه اندازه جدي است و تبعات بروز احتمالي آن براي ايران چيست؟ به نظر من احتمال وقوع جنگ در اين لحظه همچنان پنجاه – پنجاه است، اما وقت زيادي باقي نمانده است تا مشخص شود كه كدام پنجاه درصد به نفع پنجاه درصد ديگر از صحنه خذف خواهد شد. اگر بخواهيم واقع بينانه و بيطرف به موضوع نگاه كنيم، آمريكا و متحدانش جمهوري اسلامي اتمي را تحمل نميكنند و اگر برخي از تحليلگران داخلي و خارجي خلاف اين را ميگويند به نظر من يا قصد تيره كردن ديد مسئولان نظام اسلامي به واقعيات منطقهاي و بين المللي را دارند و يا آنكه علايق خود را به واقعيت ترجيح ميدهند. با اين حال، كم و بيش روشن است كه آمريكا و متحدانش در حال حاضر تصور ميكنند كه اعمال فشارهاي سنگين سياسي و تشديد تحريم هاي اقتصادي از سوي مجموعه نظام جهاني ايران را به دست كشيدن از پيگيري چرخه كامل سوخت هستهاي وادار خواهد كرد، اما جدول زماني در اين ميان از اهميت بسياري برخوردار است. به عبارت ديگر اكنون مسابقهاي بين سرعت برنامه هستهاي ايران براي رسيدن به نقطه "غير قابل بازگشت" و تاثيرگذاري تحريم هاي بين المللي بر نظام سياسي آغاز شده است و هنوز مشخص نيست كه كداميك ديگري را پشت سر خواهد گذاشت. اگر سرعت برنامه اتمي بر تاثيرگذاري تحريم ها پيشي گيرد، احتمال توسل آمريكا يا اسرائيل به حمله نظامي عليه تاسيسات هستهاي ايران به سمت قطعي شدن پيش خواهد رفت و جنگ با همه عوارض و مصائبش آغاز خواهد شد. در مقابل، اگر سرعت تاثيرگذاري تحريم ها از سرعت پيشرفت برنامه هستهاي بيشتر باشد، احتمال جنگ كاهش مييابد، اما درعوض جامعه ايراني بايد در انتظار تحريمهاي اقتصادي دردناكي باشد. من نميدانم سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در ديدار آتي خود با خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به چه نحوي از پاسخ ايران به بسته پيشنهادي گروه 1+5 رازگشايي خواهد كرد، اما اگر در پشت عبارات مبهم ايران، چيزي جز سياست قبلي دولت ايران نباشد، به طور حتم در دورهاي با تحريم هاي طاقت فرسا و اگر موثر نيفتد با جنگ روبرو خواهيم شد. به نظر ميرسد مذاكره كنندگان ايراني سياست خريد وقت را به عنوان يك تاكتيك انتخاب كردهاند اما نبايد فراموش كرد كه اين تاكتيك حتي اگر با ظرافت نيز به كار گرفته شود دايره بسياري محدودي خواهد داشت و به سرعت لحظه بله يا خير گفتن فرا خواهد رسيد. برخي از ايراني ها تصور ميكنند كه دولت محمود احمدي نژاد به عمد سياست درگيري نظامي با آمريكا را دنبال ميكند زيرا ميخواهد در سايه جنگ، فضاي سياسي را بسته و نيروهاي مخالف و منتقد را قلع و قمع كند. من با اين نظر مشخصا به دليل علتي كه براي آن طرح ميكنند، موافق نيستم چرا كه در داخل ايران نه فضاي بازي است كه لازم به بسته شدن آن از طريق به راه انداختن جنگ باشد و نه نيروهاي منتقد و مخالف انسجام و تشكيلاتي دارند كه حضورشان براي اصحاب قدرت خطرآفرين باشد و سركوب آنان نيازمند جنگ با بزرگترين قدرت جهاني باشد. برخي از ايرانيها نيز بر اين گمانند كه حمله خارجي ضربتي و محدود خواهد بود. اين نيز محل ترديد است، زيرا محدود بودن حمله به عدم واكنش ايران و بسنده كردن آن به شكايت به سازمان ملل و تهديدهاي لفظي خواهد بود. آيا نظام سياسي ايران در شرايطي هست كه بتواند در مقابل يك حمله نظامي خارجي كه به مثابه تجاوز به ناموس يك كشور است، فقط حرافي كند؟ بعيد به نظر ميرسد چرا كه بي عملي در مقابل تهاجم خارجي معنايي جز ناتواني نظام و بحران اقتدار آن نخواهد بود. بنابراين ايران به احتمال زياد به منافع آنان ضربه خواهد زد، اما اين ضربه نيز ضربه متقابل را در پي خواهد داشت و دو طرف را وارد زنجيره بي پاياني از ضربات متقابل و جنگي تمام عيار خواهد كرد كه فرجامش نابودي امكانات كشور ما و آسيب ديدن طرف مقابل خواهد بود. آيا اين سناريوي دلپذيري براي رهبران جمهوري اسلامي پس از تجربه 30 سال حكومتداري است؟ آهنگ مهدی ترنج و بابک تیغه (اعضای گروه خودکار آبی) به نام خواب Night Lights of the city around the world آخ ببخشيد برق قطعه Oops sorry........Power Failure منبع:http://sobhan-10.blogfa.com/ گروه "مادران صلح ايران" در دومين نامه سرگشاده خود خطاب به مسئولان نظام جمهوري اسلامي با عنوان "ما جنگ نمي خواهيم"، خواهان انتشار محتواي بسته پيشنهادي کشورهاي 1+5 شدند. "مادران صلح" که يکي از گروه هاي فعال در جنبش زنان ايرانند و تمرکز فعاليتهاي خود را بر فاصله گيري از جنگ و ترويج صلح قرار داده اند، در اين نامه ضن ارائه پيشنهاد انتشار عمومي محتواي بسته كشورهاي 1+5 و علني شدن محتواي آن در رسانههاي رسمي كشور، آورده اند: "ما باور داريم که اگر دولت ايران تعليق موقت غنيسازي را بپذيرد و به مذاكرة مستقيم براي اصلاح شرايط آن تن دهد، افكار عمومي جهان به نفع ملّت ايران تغيير خواهدكرد و اجماع جهاني برضد كشورمان درهم خواهد شكست." در اين نامه سرگشاده با اشاره به مرارتهاي دوران جنگ و تحريمهاي پس از آن تا امروز آمده است: "19 سال است که از جنگ هشتسالة ايران و عراق ميگذرد. هنوز داغ مرگ جوانان وطن قلبها را به درد ميآورد. هنوز درد و رنج هزاران مجروح شيميايي، بهويژه در مناطق مرزي ميهنمان سينهها را آکنده از اندوه ميکند. هنوز تکههاي پيكر جوانان رشيدمان را روزانه در پاركها و صحن دانشگاهها بهخاك ميسپاريم و هنوز از آسيبهاي اجتماعي و اقتصادي تحريمهاي جهاني بر ضد ايران، مانند كمبود كالاهاي اساسي، ميزان بالاي تورم، فقر، بيكاري و فساد ناشي از آن نياسودهايم كه آواي شوم جنگ خانمانسوزي ديگري به گوش ميرسد ومسئولان كشورمان نيز، با طرح پاسخهاي تند، گويي به استقبال آن ميروند!" در نامه مادران صلح با اين استدلال که جاي خالي نهادهاي مدني، که نمايندگي ملت را به عهده دارند خالي است آمده است: "امروز كه مشاركت مردم در يكي از مهم ترين تصميمهاي ملّي شان تا به اين حد ضروري است، عدم حضور نهادهاي مدني همچون گروهها، احزاب اصناف، سنديكاها، دانشجويان و ديگر اقشار مردم حاصلي جز جدايي مردم از حاكميّت و حاكميت از جامعة بينالملل نخواهد داشت. بيترديد ادامة تحريمها و آغاز حملة نظامي بيش از همه ويراني و كشتار و آثار اسفبار خود را بردوش مردم خواهد نهاد. بنابر اين، مردم بايد در اين تصميم سرنوشتساز مشاركت داشته باشند." گروه مادران صلح همچنين داشتن لحن دوستانه و غير خصمانه دولتمردان را در روابط صلح آميز موثر دانسته و آنها را از داشتن گفت و گوي خصمانه پرهيز داده اند: "هنوز گروه بزرگي از مردم بر اين باورند كه اگر پس از فتح افتخارآميز خرمشهر، كه عراق و حاميانش در موضع ضعيفتري قرار داشتند، پاي مذاكره مينشستيم، احتمال پيشگيري از كشتارها، موشكبارانها وبمبارانهاي وحشتناك شيميايي وجود داشت و سرنشينان هواپيماي ارباسي که بر فراز خليج پرواز ميکرد جان خود را از دست نميدادند. انتظار مادران دلسوخته و داغديدة اين سرزمين آن است که تا دير نشده با گفتگو و حل صلحجويانة مسائل اختلافات را حل کنيم و، با طرح شعارهاي تند، آتش بيار معركهاي كه ابرقدرتهاي جنگ افروز به پا كردهاند نشويم." نامه دوم اين گروه با امضاهاي زير منتشر شده است: آزاده حسن پور - اشرف زندي - اشرف فهيمي - افتخار حسيني - افشيد ذره -اکرم مصباح- آمنه خاتون فهيمي - امير صفرپور -بهناز فرمانبر - بيگم جان سلحشور - پروانه آل بويه- پروين فهيمي - ثريا يوسفي - حميد ابراهيمي -حميده جبارزادگان - حوريه ميرهادي - خديجه مقدم - ربابه صديق معروفي - رضوان مقدم - زهره تنکابني - زهره کريم نيا - زينب شادفر -ژاله بورازي - سامان سلحشور- سوسن اصلاني - سوسن شعباني - سيما افشار - سيمين اصلاني - شهلا فرجاد- شهلا فروزانفر- شهلا کريم الديني - شهناز سلحشور- شيرين مومني - صادقه شيردل - فاطمه اصانلو - فاطمه فرهنگ خواه - فاطمه گوارايي - فرح خليل نژاد - فرخنده جبارزادگان - فرخنده سلحشور- فرزانه محجوب - فرشته اصانلو - فريبا اختري - فريبا شويدي - کيميا سلحشور- گوهر شميراني - ليلي فرهاد پور - محترم حبيبي - محسن اسدالهي- مريم حبيبي- مريم سرابي - مهدي صفرپور- مهري رمضاني - مهين فهيمي -مينو مرتاضي - ناهيد توسلي - نسرين آل آقا - نسرين فرهومند - نسرين ملکي - نگين احتسابيان - نيره توکلي - هاله سحابي. براساس اين بخشنامه وزارتخانه هاي ارشاد، آموزش و پرورش، صنايع، معاون برنامه ريزي رييس جمهور، يک نماينده مجلس و سه نماينده اصناف توليد کننده پارچه و لباس در کارگروهي به ساماندهي "مد و لباس" مشغول خواهند شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، کارگروه ناظر بر مد و لباس، انجام وظايفي چون اتخاذ سياستها و خطمشيهاي اجرايي شدن مواد قانون، بررسي و تصويب برنامههاي پيشنهادي اعضاي كارگروه، تعيين برنامه دستگاهها براي تحقق اهداف قانون، نظارت بر فعاليتها و عملكرد دستگاهها و ارزيابي آنهاست. بر اساس اين بخشنامه نامه وزارت ارشاد به عنوان يكي از دستگاههاي عضو كارگروه ياد شده موظف است نسبت به انجام كليه امور دبيرخانهاي كارگروه، ساماندهي فرهنگي ـ هنري طراحان پارچه و لباس، ايجاد نمايشگاه دائمي پارچه و لباس ايراني ـ اسلامي، برقراري ارتباط و فراهم نمودن زمينه مبادلات فرهنگي مناسب با كشورهاي اسلامي در قالب برپايي نمايشگاهها و جشنوارههاي بينالمللي، اعمال تمهيدات لازم در جهت ترويج و تبليغ نمادها و الگوهاي پارچه و لباس ايراني ـاسلامي و بومي مناطق مختلف كشور و تسهيل و تسريع در فرآيند صدور مجوز تأسيس مؤسسات فرهنگي ـ هنري براي طراحان پارچه و لباس ايراني ـ اسلامي اقدام كند. همچنين اين مصوبه وزارت آموزش و پرورش را مكلف كرده است ضمن توسعه و تعميق آگاهي و باورمندي دانشآموزان نسبت به مؤلفههاي هويت ملي ـ اسلامي و آشنا نمودن دانشآموزان با شيوهها و مظاهر تهاجم فرهنگي غرب نسبت به معرفي نمادها و الگوهاي فرهنگ ايراني ـ اسلامي در زمينه پوشش، لباس، فراهم كردن زمينه طراحيهاي متنوع براي لباس دانشآموزان، معلمان و كاركنان مدارس و سفارش لباس فرم مخصوص دانشآموزان ممتاز، برگزيدگان المپيادها و شركتكنندگان در جشنوارههاي علمي و فرهنگي به طراحان برجسته لباس اسلامي و توليدكنندگان و تهيه دستورالعمل جامعي براي ساماندهي وضعيت ظاهري لباس دانشآموزان جهت تصويب در كارگروه اقدام كند. وزارت بازرگاني هم موظف شده در جهت برپايي نمايشگاه هاي فصلي و دائمي (مركزي و استاني) عرضه پوشاك و لباس، حمايت عملي از طراحان و توليدكنندگان پوشاك اسلامي، ارايه تسهيلات قانوني، شناسايي توليدكنندگان و فروشندگان موفق در زمينه توليد و عرضه لباسهاي مناسب اسلامي و حمايت از طراحان موفق لباسهاي اسلامي امور صنفي جهت رساندن مدلهاي طراحي شده به توليد انبوه اقدام و بر صنوف توليدكننده و عرضهكننده لباس نظارت مستمر و مؤثر و كنترلهاي لازم را انجام دهد. وزارت صنايع و معادن نيز بايد ضمن فراهم كردن امكان ارتباط موثر طراحان پارچه و لباسهاي اسلامي با كارخانجات نساجي و توليد كنندگان لباس و حمايت از كارخانجات و توليدكنندگان لباسهاي منطبق با الگوهاي ايراني اسلامي نسبت به حمايت از متقاضيان تاسيس واحدهاي توليد صنعتي لباس و پارچه به ويژه پارچه چادري و تلاش در جهت توليد منسوجات از مواد اوليه طبيعي با كيفيت استاندارد اقدام كند. بر اساس اين مصوبه صدا و سيما موظف شده است الگوهاي مناسب پوشش با ارزشهاي فرهنگي، اسلامي و ملي در فيلمها، سريال ها، مستندها، نماهنگها، پويانمايي ها، گزارشها و گفتگوها ترويج دهد و در جهت معرفي و ترويج نمادها و الگوهاي پارچه و لباس ايراني و بومي مناطق مختلف كشور و نيز مدل هاي لباس ايرانيان در ادوار مختلف تاريخي برنامه هاي تلويزيوني تهيه و پخش كند. بر اين اساس، صدا و سيما همچنين ضمن پرهيز از ترويج الگوهاي غربي پوشش در پخش برنامههاي سيما و اطلاعرساني درباره جريان هاي منحرف و مهاجم، مد و الگوهاي غربي پوشش، در قالب برنامههاي جذاب تلويزيوني نسبت به ترويج و تبليغ الگوهاي لباس منطبق با فرهنگ ايراني- اسلامي به وسيله مجريان تلويزيون اقدام و نسبت به ساخت برنامههاي پويانمايي براي كودكان به منظور جلب توجه آنها به لباسهاي اسلامي ايراني با استفاده از نمادهاي محبوب عروسكي بيشتر توجه كند. زمزمه در مجلس، اجرا در دولت هر چند در سالهاي اخير پرداختن به ساماندهي مد و لباس از جمله دغدغه هاي برخي چهره هاي مذهبي و محافظه کار بوده اما با پيروزي اصولگرايان در انتخابات مجلس هفتم برخي از آنها همچون لاله افتخاري، نيره اخوان، عماد افروغ و فاطمه رهبر، ساماندهي وضع پوشش را بارها مورد تاکيد قرار دادند. با اين حال اصولگرايان که خود را تنها مي ديدند تا انتخابات رياست جمهوري سال بعد – 1384 – صبر کردند و همزمان با آغاز به کار دولت احمدي نژاد آنها نيز دوباره بر اين طرح اصرار ورزيدند. 27 آذر 84 بود که نمايندگان اصولگراي عضو كميسيون فرهنگي مجلس هفتم اعلام کردند "براي موفقيت دولت در اجراي طرح ساماندهي مد و لباس"، كميسيون فرهنگي "طرح ايجاد كميتهاي" تحت نظارت وزارت ارشاد را ارائه داد و اين طرح از سوي محمد حسين صفار هرندي مورد استقبال واقع شد. کليات اين طرح براي راي به مجلس ارايه شد و هر چند همه چيز از تصويب اين طرح در همان مقطع خبر مي داد اما مخالفت كميسيونهاي امنيت ملي و سياست خارجي و برنامه و بودجه، تصويب آن را به تاخير انداخت. با اين شرايط شش ماه طول کشيد تا کليات طرح ساماندهي مد و لباس در 24 ارديبهشت به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي برسد. طرح يازده ماده اي مجلس در شرايطي آماده شد که مجلس کار تصويب آن را در نهايت تا آبان 1385 به پايان برد اما شوراي نگهبان چنانکه روزنامه اعتماد نوشت طرح ساماندهي مد و لباس را رد کرد و به مجلس برگرداند. سخنگوي شوراي نگهبان، در اين مورد گفته بود ماده دوم اين طرح مغاير با اصل شصت قانون اساسي شناخته شده است که اعمال قوه مجريه را در صلاحيت رييس جمهور و وزراء مي داند. عاقبت بعد از يکسال در پايان سال 1386 نمايندگان با پر رنگ کردن نقش وزارت فرهنگ و ارشاد در اين طرح، توانستند نظر شوراي نگهبان را براي تاييد مصوبه شان بگيرند تا از ميان 240 طرح برجاي مانده مجلس هفتم، اين طرح شان به ثمر بنشيند. دولت در شرايطي بخشنامه اين قانون را براي دستگاه هاي اجرايي ارسال کرده که اين طرح همه دستگاه هاي دولتي را موظف مي کند براي کارمندان خود لباس هاي منطبق با الگوهاي "ايراني – اسلامي" تهيه کنند. اين طرح، تبليغ الگوهاي لباس را که مغاير با فرهنگ ايراني اسلامي شناخته شوند به هر نحوي ممنوع مي کند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و صدا و سيما را ملزم مي سازد الگوهاي مورد تأييد را ترغيب و تبليغ کنند. چه کسي جنگ بعدي را طراحي مي کند؟ نگاه سانفرانسيسکو کرونيکل به صداي پاي جنگ در منطقه جورج بوشدر سخنراني سالانه خود در سال 2002 با شاره به کشور هاي تشکيل دهنده محور شرارت گفت: "آمريکا اجازه نخواهد داد خطرناک ترين حکومت ها ما را با مخرب ترين سلاح ها تهديد کنند." او در مورد کره شمالي شکست خورد. آيا با احتساب اينکه هيچ مدرک مستندي درباره وجود برنامه تسليحات هسته اي ايران در دست نيست، او شکست دربرابر ايران را هم خواهد پذيرفت؟ ويليام کريستول از مجله ويکلي استاندارد روز 22 ژوئن گفت در صورت برنده شدن باراک اوباما، احتمال حمله به ايران پس از انتخابات بيشتر است. از قرار معلوم بوش به جان مک کين اعتماد خواهد نمود تا ايران را بدور از قدرت هسته اي نگاه دارد. آغاز جنگ سوم در خاورميانه برعليه کشوري به بزرگي سه برابر عراق و پس به ارث گذاشتن آن براي رئيس جمهور بعدي اقدامي غيرمسؤلانه جنايتکارانه است. اين تنها کنگره است که اختيار فرمان آغاز يک جنگ را دارد. امروز اسرائيل هم با تهديد حمله خودسرانه به ايران بوش را براي شروع يک جنگ پيشگيرانه تحت فشار قرار مي دهد. اسرائيل در ماه آوريل به آموزش پنج روزه دفاع غيرنظامي پرداخت. در ماه ژوئن هم 100 جنگنده اف 15 و اف 16 را به همراه تانکرهاي سوخت و هليکوپترها به سوي يونان اعزام کرد تا براي نمايشي جنگي به تمرين بپردازند. اين هواپيماها 1400 کيلومتر پرواز کردند و اين معادل مسافت لازم براي رسيدن به تأسيسات هسته اي ايران در نطنز است. ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل هم در ماه ژوئن پس از بازگشت از ديدارش با بوش به هموطنانش گفت: "ما درباره پرداختن به موضوع تهديد ايران به توافق رسيديم... اکنون بسياري ازابهامات من در مورد ابزار،زمان وعزم آمريکا حل شده است." او گفت: "جورج بوش وخامت تهديدهاي ايران و لزوم دفع آن را درک مي کند و قصد دارد تا قبل از پايان دوره رياست جمهوريش اقدامي انجام دهد... مشکل ايران به توجه فوري نياز دارد؛ من هيچ دليلي براي تأخير نمي بينم، آن هم به اين بهانه که 7.5 ماه ديگر رئيس جمهور جديدي در کاخ سفيد خواهد بود." اگر بوش به بحث درباره جنگ با ايهود اولمرت مشغول است، پس چرا درباره آن با کنگره و مردم وارد بحث نمي شود؟ شائول موفاز معاون نخست وزير اسرائيل 6 ژوئن تهديد کرده بود: "اگر ايران به برنامه تسليحات هسته اي خود ادامه دهد، ما حمله خواهيم کرد." همين کافي بود تا بهاي نفت 9 درصد افزايش يابد. آيا اگر آمريکا کمک نکند، اسرائيل به بلوف يا طرح ريزي براي حمله به ايران دست خواهد زد؟ با همه اينها، حمله به ايران به اين سادگي ها نيست. ضمناً اسرائيل توان باقي ماندن در فضاي بالاي هدف و انجام حمالات مکرر را ندارد. نيروي هوايي آمريکا در سال 1991 و قبل از آغاز حرکت ژنرال نورمن شوراتسکف، عراق را صدها بار در روز براي پنج هفته متوالي بمباران نمود. علاوه بر اينها، اگر ايران واقعاً به توانايي غني سازي دست يافته باشد، قطعاً سانتريوفوژها را به نقاطي منتقل نموده که از دسترس اسرائيل دور باشد و احتمالا در صورت تخريب قابليت دوباره سازي آنها را نيز خواهد داشت. اسرائيل براي دسترسي به نطنز مي بايست از فراز ترکيه يا سوريه، عراق تحت اشغال آمريکا و يا عربستان سعودي بگذرد. آمريکا در صورت دادن اجازه پرواز از فراز خاک عراق، شريک اين اقدام محسوب خواهد شد. اين مسأله از نظر اروپايي ها که از تحريم هاي ما پشتيباني کرده و خواهان حل و فصل ديپلماتيک مناقشه هسته اي هستند چگونه ارزيابي خواهد شد؟ از آن گذشته چگونه مي توان از پاسخ احتمالي ايران مطمئن بود؟ درحاليکه بهاي هربشکه نفت خام 140 دلار است، حملات هوايي اسرائيل به ايران مي تواند به سقوط 2000 واحد از شاخص هاي بورس جهاني منجر شود. از حماس، حزب الله و سوريه چه کاري برخواهد آمد؟ هر سه طرف درگير گفتگوهاي غيرمستقيم با اسرائيل هستند. ايران مي تواند بهاي گزافي را بر نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان تحميل نمايد که به نوبه خود جنگ هوايي تلافي جويانه آمريکا براي پايان بخشيدن به نزاعي که اسرائيل آغازگرش بوده را بدنبال خواهد داشت. با همه اينها، جنگ با ايران تصميمي نيست که اتخاذ آن از سوي بوش به اولمرت سپرده شود. درياسالار مايکل مولينز رئيس ستاد مشترک آمريکا سه شنبه گذشته عازم اسرائيل شد. شبکه خبري سي بي اس به نقل از مقامات آمريکايي گفت اين سفردر زماني انجام مي شود که "اسرائيلي ها فشار زيادي بر دولت بوش براي حمله به مجموعه هسته اي ايران واردآورده اند." ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا از حمله آمريکا حمايت مي کند، در حاليکه رابرت گيتس وزير دفاع و مولينز مخالف آن هستند. تصويب قطعنامه شماره 362 مجلس توسط کنگره که از حمايت لابي اسرائيل برخوردار بوده و از جرج بوش مي خواهد يک محاصره دريايي عليه ايران اعمال نمايد، به منزله يک اقدام جنگي خواهد بود. آيا اکنون زمان آن نيست که با مردم آمريکا در مورد جنگي که برايمان طرح ريزي کرده اند، به مشورت بنشينند؟ منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل- اول ژوئيه ایرا موسیقی راک تلفیقی موجی ناموفق جهت خلق موسیقی مردم پسندِ معترض و امروزی فارسی بنا بر آنچه در ویکیپدیا -- Wikipedia-- آمده، موسیقی تلفیقی -- Fusion-- به موسیقی گفته میشود که از ترکیب دو یا چند ژانر موسیقایی بدست آمده باشد. به عنوان مثال، ژانر راکاندرول که در اواخر ده چهل میلادی وارد موسیقی مردم پسند آمریکا شد در اصل نسخه تکامل یافتهایست از آمیزش موسیقی بلوز، گاسپل و کانتری. بر اساس این تعریف، موسیقی راکاندرول نتیجه آمیزش سه سبک مختلف با سه جایگاه طبقاتی و بینش فرهنگی بوده که بنیاد موسیقی منحصر بفردی شد. یکی از انواع موسیقیهای فرانو ایرانی، موسیقی تلفیقیست که از سالها پیش بخش بزرگی از مجموعه موسیقیهای متفاوت و پیشرو را در بر گرفته و ذهن هنرمندان نوپرداز ایرانی را مشغول داشته است. در یک دهه اخیر نیز شاهد تلاشهای برخی از موسیقیپردازان و موسیقیدانان جوان در جهت خلق نوعی موسیقی پر انرژی و مردمپسند امروزی با خصوصیات فرهنگی و آوای ایرانی بودیم که خودبهخود موسیقی راک تلفیقی –Fusion rock-- نام گرفته است. اما در مجموع این موج با تمام تنوع و ترکیبات جذابی که ایجاد کرده، فاقد بینشی خلاقانه و نوپردازانه بوده و نتوانسته بجز چند نمونه معدود اثری مستقل و ویژه بیآفریند. آنچه از این تجربیات بجای مانده تنها تجددی فرمالیستی در محدوده دستاوردهای فرهنگ عام ایرانی بوده و قدمی فراتر از پوشاندن ظاهری امروزی بر سنتهای ریشه دار برنداشته است، چرا که بدور از بیان ذهنیت شخصی و فردیت وجودی هنرمند خلق شده است. آن پدیدههایی که در خلق یک اثر هنری و موسیقایی نو نقش کلیدی را بازی میکنند همانا ابراز هیجانات احساسی و بیان دیدگاههای ذهنی هنرمند است که سرکشیده از اعماق ناخودآگاه اوست. نمونههای آشنای موسیقی راک تلفیقی ایران را میتوان در آثاری از گروهها و نوازندگانی مانند اُهام (پاپ/راک)، فرزاد گلپایگانی (پروگرسیو/متال)، هاله (راک/سایکادلیک)، باراد (پرگرسیو /جاز /راک)، میرا (پاپ/راک) و محسن نامجو (پرگرسیو/آلترناتیو) شنید که هر کدام به نوعی در این راه قدمهایی برداشتهاند. یکی از نمونه های جالبی که در عرصۀ این نوع موسیقی بجای مانده آهنگی ست به نام «زخم» از گروه *میرا*. در این تجربه می بینیم میرا به فرمول موسیقائی تازه ای جهت تنظیم موزیک فیوژن/راک ایرانی نزدیک می شود. این اثر بسیار زیبا با همکاری *رضا آبائی* نوازندۀ ساز قیچک تنظیم شده است. میرا در آهنگ زخم به کمپوزیسیونی می رسد که در آن زمان کمتر گروه موسیقی پاپ-راک تلفیقی موفق به کشف آن شده بود. نقطه ای که سازهای موسیقی مردم پسند امروزی هم آوا با ساز سنتی قیچک، بدون آنکه هویت یکدیگر را در هم شکنند، همراه شده و فضائی رویائی را خلق می کنند. جایگاهی مناسب برای ترانه های سمبلیک و ایده آلیستی که فرزام رحیمی نمایندۀ آن بود. به هر دلیلی میرا اهمیت موسیقائی این اثر را درنیافت و راه های دیگری را برگزید که تا به امروز کماکان در کوچه پس کوچه های آن گم است. در این میان *گروه باراد* در تنها آلبوم خود، باراد، موفق به ایجاد تعادلی موسیقایی میان آواها و نغمههای فلکلور ایرانی و سازها و نواهایی که اغلب در موسیقی راک و جاز استفاده میشوند شده است. رمز موفقیت گروه، در کشف این نقطههای تعادل و همآمیزی، بر میگردد به نزدیکی هنرمند آگاه به خصوصیات فرهنگی و قومی خود و همزمان درک عمیق موسیقی معاصر جهانی و در پایان تلفیق برداشتهای حسی از دریافتههای فرهنگ موسیقایی فلکلور ایرانی همراه با انتقال و تغییر رپرتوآرها و دخول ویژهگیهای صوتی سازها، خارج از معیارهای همیشگی جهت همآمیزی اصولی و آزاد آنها. با تمام اینها، فرای کمپوزیسیون های بکر و ساختار کیفی موسیقائی آثار این آلبوم، می توان به وضوح دیدگاه های محافظه کارانه و فرمالیستی فرهنگ موسیقی ایرانی را شنید که همچنان کنترل کامل بر کلیت مفهومی این آلبوم دارد. بزرگترین نماد آن پیروی از اصل رابطه تنگاتنگ موسیقی اصیل ایرانی با اشعار ادبی شاعران معاصر و کلاسیک فارسی است که شاید در ساختاری سنتی قابل قبول و کارا باشد اما در نگاه امروزی و معترض موسیقی راک و حتی موسیقی جاز به خوبی عمل نمی کند. یعنی به غیر از آن قطعاتی که برداشت هائی از موسیقی فلکلور ایران با همراهی ترانه های مختص به آن طرح ریزی شده است، هنرمند همچنان در آن چهاچوب متداول سنتی با محتوای ادبی از پیش تائین شده در تلاش است تا ظاهری زیبائی شناسانه امروزی برای دیدگاهی سنتی خلق کند. در این مجموعه تلفیق در موسیقی بدرستی انجام می شود اما در درونمای آن که متن آهنگ است و در شیوۀ ابراز آن یعنی خوانندگی، از سوی خواننده حرکتی فرای آنچه تاکنون تجربه شده انجام نمی شود. یعنی خواننده نه در نگارش کلام نقشی دارد و نه در بیان آن بطور فعال درگیر است. خواننده حتی اشعار را به گونه ای ابراز نمی کند تا «شنونده» بتواند حجمی نو میان بیان وی و مفهوم شعر بیابد تا در ادامه شاید قوه مخیله نیز در آن حجم آزاد شده و برداشتی ویژۀ خود را دریابد. مانند همیشه شنونده جایگاهی در برابر هنر مند و هنرش ندارد و مجبور است تنها نقشی منفعل و مصرف کننده را داشته باشد. آنچه باراد در سدد خلق آن بود، نوعی تجدد شهری در موسیقی محلی ایرانی بود. باراد با استفاده از عناصر آشنای ریتمیک و ملودیک محلی ایرانی و جابجائی آنها از ساختاری جامد که شاید قرن ها در آن قالب مشخص خاک می خوردند، و چیدمان آنها در ترکیبی جدید توانست ازدواجی میان پدیده های کهنه و نگاهی تازه و معاصرتر یعنی نوعی موسیقی فلکلور با آوائی امروزی خلق کند. اما این پروژه تا همین جا به اوج کیفیت موسیقائی می رسد و با ورود کلام ادبی و شعر (Poem) آن نقطۀ محرکه هنری و فانتزی اثر در نطفه خفه می شود. چرا که یکی از ویژه گی های بارز موسیقی مردم پسند معاصر از جمله راک و یا جاز که باراد در پی تلفیق آن در فرهنگ موسیقی نوین ایران بود، بیان محتوائی امروزی است که بر آمده از ذهن انسانی امروزی و دغدقه های زندگی درون-شهری او می باشد. البته این در صورتی است که موسیقیدان بخواهد از متن آهنگ (Music text) در موسیقی خود استفاده کند. با ورود اشعار شاعران شناخته شده فارسی، باراد تمام آن نخ های ارتباطی که کلیت مفهومی و حجم عمیق قطعات را در هم تنیده بود را از هم درید و آنچه باقی ماند نوعی تجدد سطحی بیش نبود، چرا که خبری از کلام و افکار گروه و در کل آنچه خواننده می بایست از طریق موسیقی و متن موسیقی خود ابراز کند نیست. سراسر این آلبوم مملو از ترکیبات نو و زیبایی شناسانه موسیقی امروزی ایرانی است اما درخشان ترین قطعه این آلبوم آهنگ «گوآتی» است که قطعهایست بیکلام و برداشتی از مراسم گواتی بلوچستان. چرا که این قطعه با ایجاد فضائی نو و رابطه میان نغمه های محلی و ترکیبات جدید ساختاری راک به نتیجه مورد نظر می رسد که همان تلفیق و در ادامه ایجاد هیجان در شنونده است، بی آنکه عنصر سومی مانند شعر ادبی سد راه ارتباطی موسیقی و شنونده شود. این اثر نمونه برجسته موسیقی «پرگرسیو راک» ایرانی است. اما {محسن نامجو} راه دیگری را میپیماید. راهی که از چهارراه سنت و نوگرایی نیز میگذرد و در پیچ و خم نگرشی فرانو معنی جهانی مییابد. او شاید از معدود موسیقیدانانی باشد که تلفیق را در چیدمان سازها و نغمههای ناهمگون در کنار هم نمیداند بلکه در آنچه خصوصیات مشترک فرهنگهاست از درون نغمهها و لابلای گامها دریافته و کشف کرده است. نه غربی است نه در گیر ایرانی بودن. موسیقی او سنتشکن و امروزیست در نتیجه معترض است. موسیقی محسن نامجو همزمان که ریشه در موسیقی ایرانی دارد، برخی از ویژگیهای عمومی موسیقی مردمپسند معاصر مانند بلوز، جاز و پاپ را نیز بطور عمده در بر میگیرد. آن ویژگیها از این قرارند: [::] شیوه آوازخوانی آزاد محسن نامجو با آگاهی و با استفاده از این عناصر -- به عنوان راهحلّی آزاد -- از خصوصیات موسیقایی و علائم فرهنگی آشنا و موجود در موسیقی و آوازخوانی ایرانی نیز بهره گرفته و به بیانی شخصی و ویژه دست یافته است. آن خصوصیات مورد نظر در واقع بخش وسیعی از سبکهای موسیقی مردمپسند ایرانی است که در فرهنگ عوام جا افتاده است مانند: خراباتیخوانی، نوحهخوانی، انواع آوازهای سنتی و پاپ و همچنین صداهایی انتزاعی و حتی تقلید صدای حیوانات بر ریتمهای متنوعی از سبکهای جاز، راک، بلوز تا سنتی ایرانی، کوچه بازاری، محلی و خالتور و غیره. تمام این شیوهها و آواها در کمپوزیسیونهای مختلف از معنا و محتوا تهی و به پدیدههایی عینی -- Objective -- تبدیل شده تا در چیدمانی مفهومیConceptual -- --به نقطهای از همآمیزی گستاخانه و اکسپرسیونیستی برسد. به همین خاطر در آثار این خواننده/نوازنده میتوان شنونده نغمههایی آشنا ولی امروزین و متفاوت بود. این رابطه و بینش هنری نامجو در استفاده و اجرای اشعار شاعران کلاسیک و مدرن ایرانی نیز بچشم میخورد. او برخلاف دیگر موسیقیدانان و موسیقی پردازان در ابراز این اشعار در موسیقی خود با بیانی آزاد از طریق تلفیق و حتی شکست قوانین و روشهای گوناگون آوازخوانی به ترجمانی نو از ادبیات فارسی در موسیقی مردم پسند معاصر ایران میرسد. چرا که این شیوه بیانی آبژکتیو، شنونده را نیز در دریافت و درک اشعار فعال کرده و آزاد میگذارد. در واقع این شیوه آوازخوانی نامجو به نوعی آثار او را دراماتیک کرده و به آن حجمی جادوئی بخشیده و بجای آنکه استفاده از اشعار شاعران دیگر، ابتکار و نوپردازی او را از بین ببرد، می بینیم برعکس عمل می کند و هیجان انگیز نیز می شود چرا که به گونه ای شخصی آن را برای شنونده بیان می کند و معنائی تازه به آن می بخشد. او بوسیله فضاسازی و ایفای نقشهای گوناگون، که برگرفته از آشنایی وی با هنر تئاتر نیز است، از طریق آواز و صدا و ترکیب هر آنچه از حنجره میتواند به بیرون بیاید، در قطعات خود محیطی را میآفریند که در آن شنونده برداشت ِ حسی ویژۀ خود را مییابد. در واقع برای نامجو، شنونده و آن تحولی که موسیقی وی در درون شنونده ایجاد می کند و منجر به برداشتی متفاوت و منحصر بفرد می شود است که هدف می شود نه ساختار زیبائی شناسانه و صنعت ظاهری موسیقی. این رویکرد آگاهی وی را از دیدگاه های هنر مفهومیConceptual -- --کاملاً نشان می دهد. همین اتفاق به نوعی در ترانههای او و اجرای آنان نیز تکرار میشود. بطور مثال در ترانه «عقاید نوکانتی» شنونده جملههای کوتاهی با موضوعات و تصاویر ناهمگون اما ملموس و بیپروایی هستیم که کنار هم چیده شدهاند و نوعی ادبیات اکسپرسیونیستی را تداعی میکنند. این ترانه با حجمی انتزاعی با آوای سهتار همگام شده و هویتی فرانو میگیرد. عقاید نو کانتی از آن من/ شقایق نرماندی از آن تو «عقاید نوکانتی» عمق فاجعهای گنگ را به تصویر میکشد که نامجو، تنها هنرپیشه آن بر صحنه تاریک دریافتههای روزمرگی، خود نقش اول را در آن ایفا میکند. این آهنگ یکی از نمونههای موسیقی و ترانهسرایی آوانتگارد فارسی است و در مسیری فراتر از فرهنگ عام رایج سیر میکند، از آن دوری میگیرد و در گوشه زیرزمینهای روشنفکرانه گاه به گوش میرسد. اما در نمونههایی دیگر و مجموعهایی مانند آلبوم *ترنج* محسن نامجو یک قدم به عقب بر می دارد و موسیقی پیشرو خود را با موسیقیهای روز و مردم پسند آشتی میدهد و تجربیات و ایده موسیقایی خود را در قالبی امروزین بیان میکند تا اینبار بتواند مخاطبان امروزی خود را نیز به سفری نه چندان دور، بهسوی دروازههای فرهنگی فرانو ببرد. این رویکرد همزمان که می تواند گریزی انحرافی از جریان نوپردازانه و آوانتگارد وی بحساب آید، اما همزمان آن را می توان بگونه ای سازنده نیز انگاشت و انگاره ای در جهت تحولی در فرهنگ موسیقی مردم پسند امروز جامعۀ ایران دانست. آلبوم ترنج، چه از زاویه طول زمانی قطعات و چه از زاویه ساختار آهنگها، یعنی فضاسازی به وسیله ترکیب ریتمها و آواهای متنوع و متغیر به شکلی نوسانی و بهرهگیری از عناصر ترکیبی موسیقیهای متفاوتی مانند محلی ایرانی، جاز، سنتی تا بلوز و پاپ به اضافه شیوههای گوناگون آوازخوانی، گرایشی ست به نوعی موسیقی پروگرسیو و پیشگام. اما در کل بینش و پشوانۀ آثار نامجو و ویژگی موسیقی او، بی مرزی و رهایی وی از قید و بندها می باشد، همزمان که خصوصیات فرهنگی خود را نیز با کمال میل حفظ میکند. در حقیقت بیانی آزاد را وارد فرهنگی میکند که هنوز پایبند به قوانین کهنه ساختاری خود است. موسیقی او دگراندیش است و معترض اما هیجانانگیز و امروزیست. نه مقلد است و نه دنبالهرو. موسیقی او از دل فرهنگ عام زاده میشود، آن را به چالش و نقد میکشد، هویتی نو میدهد و به راحتی میتواند در دل عام مردم جا باز کند. موسیقی او دیگر تلفیقی نیست بلکه سر آغاز مرحله نهایی آن یعنی تولد موسیقی ناب مردم پسند نوین ایرانی است. بینش موسیقایی محسن نامجو رویکردیست جهت خروج از محدوده فرهنگها و مرزبندیهای جغرافیایی و بیان موجودیت فردی او به عنوان یک انسان امروزی با آداب و فرهنگ ایرانی که جهان را خانه خویش میداند. موسیقی وی بزرگداشت ایرانی بودن است بی آنکه در بلندگوهای ناسیونالیسمْ حنجره آگاه خود را پاره کند. آنچه آثار محسن نامجو به ما پیشنهاد میکند این است که هنر و موسیقی مردمپسند امروزی در ایران بهتر است بر اساس هویت ملی و فرهنگی ما پایهریزی شود، چرا که خصوصیات فرهنگی ما و شرایط اجتماعی ما کماکان ریشه در معیارهای فرهنگی مختص کشورمان دارد و اگر قرار است تحول یابد و یا جنبشی هنری اعتراضی و همهگیر خلق شود، باید از دل همین فرهنگ سالخورده و سالدیده زائیده شود، فرهنگی ریشهدار که نه تنها به دلایل تاریخی عناصری مانند اعتراض و انتقاد در آن همیشه سرکوب شده بلکه هنرمندی تربیت میکند که دنباله رو و مطیع استاد و سنت اوست. فرهنگی که درونگراست و برای حفظ تمامیت خود همیشه مقاومت کرده و به نوعی بنیادی محافظهکار شده. باید در نظر داشت دوباره نگری و معیارگریزی فرهنگی که در واژگان موسیقی جوانان امروزی به آن اعتراض گفته میشود از جمله ویژهگیهای بارز موسیقی امروز است. این آن دیدگاهی است که محسن نامجو مدتهاست به آن رسیده و در آثارش هویداست. قبل از ادامه بحث باید خاطر نشان کنم که استفاده از واژه «اعتراض» در مورد موسیقی و هنر گاهی سوءتفاهمهایی بوجود میآورد که بهتر است در اینجا اشارهای نیز به آن شود. به نظر من منظور از موسیقی و هنر معترض در اکثر مواقع ربطی به اعتراض سیاسی و انقلابیگری ندارد. واژه «اعتراض» در حقیقت همان بینش سنتشکن، انتقادی و تحولجویانه مدرنیستی است که در رد معیارهای هنری گذشته و حتی دست آوردهای هنری حاضر بهپا میخیزد و در برپایی ضوابط و میزانهای نو معنی میگیرد. مانند چرخیست که بیوقفه در حال چرخیدن و نو شدن است. هنر نو خردگراست و نوبهنو انتقاد میکند، تغییر میدهد و دگرگون میسازد. این انتقاد در حقیقت همان تحولطلبی و یا نوپردازی است که بنیاد هنر نوگرا را ساخته و در موسیقی مردم پسند امروز هم در اشکال مختلف شاهد آن هستیم که به آن «اعتراض» گفته میشود. به همین خاطر هم از آنجایی که موسیقی راک تلفیقی ایران در بیشتر مواقع به غیر از نمونههای اندکی، به تنها نتیجهای که رسیده کشف یک نوع همخوانی بین فرهنگهای موسیقایی مختلف است و ایجاد فضایی جدید برای ادامه بقای قوانین فرهنگی متداول ایرانی و در بیشتر این آثار، هنرمند نخواسته و یا نتوانسته عنصر خلاقه هنری را فعال و بیرون از معیارهای پسندیده فرهنگ رایج جامعه حرکت کند پس نمی توان ادعا داشت که اثر پیشرویی هم خلق شده باشد چه برسد موسیقی معترض و تحولطلب. در واقع آنچه اتفاق افتاده تکرار همان روحیه محافظهکارانه فرهنگ جاافتاده ایرانیست به اضافه ظاهری متجدد. تصور میکنم بهتر است موسیقیپردازان و موسیقیدانان ما معنی اعتراض و شورش هنری را در بیان آزاد و معاصر جستجو کنند نه برداشتهای وارداتی از موسیقی به اصطلاح غربی و با آگاهی از آن موسیقی مردمپسند ایرانی را از طریق ریشه یابی فرهنگی و موسیقایی ایرانی متحول سازند نه تقلید کورکورانه و اقتباس از آنچه تا امروز هزاران بار شنیده ایم و نواختهاند. اعتراض به ضوابط فرهنگی جامد و بسته، از جمله عناصر هیجان انگیز و محرکه در جنبش نوین موسیقی مردم پسند ایرانی ست. سرآغاز تازه ای برای خلق موسیقی زنده با تعریفی آگاهانه از واقعیت جامعه امروز ما. راهی دیگر، نگرشی نو و «راه سومی» در جهت تکامل سبکی نو در فرهنگ موسیقی ن. بوسه یعنی: بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی بوسه آغازی برای ما شدن بوسه آتش میزند بر جسم و جان طعم شیرین عسل از بوسه است بوسه را تکرار میباید نمود بوسه یعنی پرزدن ، صعود منبع:http://bybi.blogfa.com آهنگ جديد DJ Aligator و محمد اصفهاني به نام I'm Coming Home آهنگ جديد و زيباي DJ Aligator و محمد اصفهاني به نام I'm Coming Home ::..:Download Now:..:: رفسنجاني: واکنش نظامي و سياسي منوچهر متکي، وزير امور خارجه ديروز در خصوص حمله احتمالي اسرائیل به ايران، به خبرنگاران گفت: "ما اين رژيم را در شرايط ورود به چنين ماجراجويي نميبينيم و آنها ميدانند پاسخ چنين جسارتي در منطقه چه خواهد بود". وي که در هفدهمين اجلاس كميسيون مشترك اقتصادي ايران و پاكستان سخن مي گفت، در مورد تهديدهاي اسرائيل عليه ايران اظهار داشت: "از آنجايي كه اظهارات مقامات اين رژيم در فاصله زمانهاي مختلف اقرار صريح به تجاوزگري است همانند اقراري كه در مورد سلاحهاي هستهاي داشتند، براي ثبت و ضبط اين خوي تجاوزكارانه و اقدامات خلاف مقررات بينالمللي، نمايندگي دائم جمهوري اسلامي در نيويورك نسبت به ثبت اين اظهارات در اسناد سازمان ملل طي يادداشتهايي اقدام ميكند." از سوي ديگر هاشمي رفسنجاني در گفتوگو با شبكهي تلويزيوني الجزيره در اين همين ارتباط گفت: "تهديدات رژيم صهيونيستي مبني بر حمله نظامي به تهران نوعي جنگ رواني عليه ايران است". وي افزود: "اينگونه اقدامات بزرگتر از اندازهي طبيعي اسرائيل است و در صورت اجراي اين تهديدات اين رژيم پشيمان خواهد شد؛ چرا كه واكنش ايران در قبال اين تهديدات بسيار شديدتر و جديتر خواهد بود". وي به نحوه پاسخ احتمالي ايران به اين تهديدات اشارهاي نكرد اما اظهار داشت: "واكنش ايران واكنشي نظامي و سياسي خواهد بود". هاشمي رفسنجاني همچنين اقدام آمريكا در حمله به ايران را در دورهي باقيماندهي رياست جمهوري جورج بوش بعيد دانست و افزود: "واشنگتن ملت ايران را ميشناسد. همچنين ممكن است در صورت حمله منافع آمريكاييها هم از بين برود. بنابراين پيامدهاي هرگونه حملهي اينچنيني براي تمام منطقه فاجعهبار خواهد بود". قبر رايگان است پاي مصنوعي بياوريد خبرگزاري فارس که آشکارا از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اداره مي شود و پس از روي کار آمدن دولت نهم به مهمترين رسانه خبري داخلي تبديل شده است، اين روزها با ارائه اخبارو تحليل هايي موضوع عواقب جنگ احتمالي را تشريح مي کند. آخرين خبري که روز گذشته در اين زمينه از سوي فارس منتشر شد اما يکي از جالب ترين اخبار منتشر شده طي اين مدت بود. اين خبرگزاري به نقل از سردار باقرزاده مدعي شد که " قرار است در هر استان مرزي 20 هزار قبر براي سربازان متجاوز حفر شود". باقرزاده، فرمانده كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح در شرايطي که جمهوري اسلامي به طور فعال در جريان هيچ جنگي در مرزهاي خود قرار ندارد، با بيان اينكه به طور متوسط در هر استان مرزي كشور بين 15 الي 20 هزار قبر براي سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد، گفت: "پيشبيني شده است تا در مجموع 320 هزار قبر براي متجاوزان آماده شود". سردار باقرزاده در بخش ديگري از اظهارات خود با يادآوري جنگ آمريکا عليه ويتنام، به طورغير مستقيم اين قبور را محل دفن سربازان آمريکايي دانست و گفت: "در تلاش هستيم تا با اقدامات پيشگيرانه، گام مفيدي براي كاهش رنجها و آلام خانوادههاي آن گروه از سربازاني كه در تجاوز احتمالي به كشورمان به هلاكت ميرسند برداريم و نگذاريم تجربه تلخ و طولاني جنگ ويتنام تكرار شود". باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس نيز خواستار حمايت جامعه بين الملل از اين اقدام شده و گفته است که انتظار داريم "جامعه بين الملل با تقويت كميته جستجوي مفقودين جمهوري اسلامي ايران از اقدامات غيرانتفاعي اين كميته براي تدفين اجساد سربازان كشور متجاوز حمايت نمايد." گفته هاي سردار باقرزاده چند روز پس از آن منتشر مي شود که سردار محمد حجازي جانشين فرمانده کل سپاه پاسداران در اظهاراتي مشابه و شديدالحن گفته بود: "متجاوزان براي بازگشت از ايران نيازمند پاي مصنوعي خواهند بود". وي در چهاردهمين همايش سراسري مسئولان هيئت رزمندگان اسلام چهارم تيرماه در سخناني ارتش آمريكا را با پديده "توان مازاد" مواجه دانسته و اين مساله را عامل بروز جنگ هاي پيش دستانه توصيف کرده بود. سردار حجازي در اين همايش گفته بود: "حاكمان آمريكا به اين نتيجه رسيدند كه اگراز كشوري احساس خطر كردند به آن حمله كنند و اين تنها منحصر به حمله نظامي نمي شود، بلكه مظاهر ديگري مانند مداخله گري ، مختل كردن ساختار سياسي، انقلاب هاي رنگين، بحران سازي ، جنگ رواني و... دارد". حجازي خطاب به "حاكمان آمريكا" افزود: "توصيه مي كنيم مراقب باشند تا دچار مصيبت جديدي نشوند و آخرين حرف ما اين است كه اگر ميخواهيد به سمت ايران بياييد، حتما عصا و پاي مصنوعي با خود بياوريد زيرا اگر آمديد، پايي براي بازگشت نخواهيد داشت". توجه کنید : برای دانلود آهنگ یا ویدیو بر روی نام آهنگ راست کلیک کنید و سپس گزینه Save Target As را بزنید کیفیت 128kbps / فرمت Mp3 Savash & Hakem & Mahkoom - Benevis Sarbaz کیفیت 64kbps / فرمت WMA بیتل بیدارگر حمید منبتی- «دیوید گیلمور» در آخرین مصاحبه خود بار دیگر از عشق و علاقه اعضای «پینک فلوید» به «بیتلز» سخن گفته بود و اینکه: «اگر بیتلز نبود پینک فلویدی هم به وجود نمیآمد.» گیلمور و سایر پینکفلویدیها بدون توجه به اینکه خود یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین گروههای تاریخ موسیقی دنیا هستند، بارها و بارها از تاثیرپذیری خود از Fab four (لقب بیتلها) سخن گفتهاند. آن ها نیز خود با الگوبرداری از «الویس پریسلی» و سایر بزرگان راکاندرول دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی وارد دنیای موسیقی شدهاند. همانطور که پینک فلوید پس از آن خود منبع الهام و الگوبرداری دهها گروه دیگر شد. دیوید گیلمور در آن مصاحبه حتی یکی از بزرگترین افتخارات زندگی خود را روزی میدانست که به سر تمرین بیتلها رفته بوده است: «از اینکه آن ها لطف کردند و من را به تمرین خود راه دادند، همیشه سپاسگزارشان خواهم بود!» این مطلب به مناسبت هشتم دسامبر، بیست و هفتمین سالگرد مرگ «جان لنون»، میتواند نوشتهای باشد در رثای مردی که برای برقراری صلح در جهان کوشید. هر چند که نوشتن از لنون در هر زمانی و هر جایی شاید همان بهانه اولیه را هم لازم نداشته باشد. *** در زبان انگلیسی دو واژه وجود دارد که در فارسی به یک شکل ترجمه میشوند، اما تفاوتهای زیادی با هم دارند: یکی Classical Music یا همان موسیقی کلاسیک که با امثال باخ، بتهوون و... میشناسیم و دیگری Classic Music؛ یعنی موسیقی ای که پس از گذشت سالها جاودانه مانده. نظیر این اصطلاح را در ادبیات و سینما و سایر هنرها نیز به کار میبرند. نمونههای زیادی از موسیقی کلاسیک میتوان برشمرد که کلاسیکال نیستند: موسیقیهای کلاسیک راک دهه 60 و 70، امثال بیتلز، پینک فلوید، الویس، کت استیونس، باب دیلن، دیپ پرپل، بلک سبت، چاک بری و... که پس از گذشت چندین دهه همچنان پرفروش و بحثبرانگیزند. موسیقی جان لنون نمونه کامل یک موسیقی کلاسیک است. کسی که پس از گذشت 27 سال از مرگش همچنان آنقدر تازگی خود را حفظ کرده که حتی جوانانی که چند سال پس از مرگ لنون به دنیا آمدهاند نیز سراغ آلبومهایش را میگیرند و آن را به یکدیگر توصیه میکنند. جان لنون در میان خوانندگان فقید، پس از الویس پریسلی دومین خوانندهای است که آثارش پرفروشتر از دیگران است و رمز این موفقیت را پیش و بیش از صدا و ملودیها و موسیقی او، باید در افکار و اشعارش جستوجو کرد.(1) «جان وینستون لنون» نهم اکتبر 1940 در لیورپول انگلیس به دنیا آمد. در دوران دبیرستان گیتار میزد که با «پل مک کارتنی» آشنا شد. آن ها در همان زمان به همراه «استیوارت ساتکلیف» (بیسیست) و یک درامر گروهی را تشکیل دادند به نام Quarry Men. با خروج ساتکلیف از گروه، مک کارتنی (که تا آن زمان گیتار میزد) به سمت گیتارباس شیفت کرد و با اضافه شدن «جورج هریسون» (گیتاریست) و «رینگو استار» (درامر)، گروه شکل کامل به خود گرفت و به Beatles تغییر نام داد. بیتلز به سرعت رشد کرد و از اندازههای شهر و کشورش بزرگ تر شد. آن ها کمکم در سراسر انگلستان و سپس اروپا مشهور شدند. بیتلها در کوتاه زمانی به اولین و بزرگترین Boy Band زمان خود بدل شده و پس از آن ها بوی بندها یکی پس از دیگری زیاد شدند؛ که از میان آن ها میتوان «رولینگ استونز» را نام برد. با این تفاوت که استونها به Bad Boys مشهور شدند و بیتلها به Good Boys! آغاز جهانی شدن بیتلز را باید از زمان ورود آن ها به مرزهای ایالات متحده دانست که در ادامه به موجی منتهی شد که بعدها British Invasion نام گرفت: حمله فرهنگی انگلیسیها به آمریکا و تصرف آن! این موج با باز شدن پای دیگر گروههای انگلیسی به آمریکا شدت گرفت، تا اینکه در اواخر دهه 60 با ظهور هنرمندانی چون: جیم موریسون، جنیس جاپلین و... در آمریکا تا حدی خنثی شد.(2) *** موسیقی بیتلز و جان لنون را میتوان به دورههای مختلف تقسیمبندی کرد: دوره اول، سالهای آغازین شهرت بیتلز با موسیقی و اشعار جوان و سرخوشانه با مضامین عاشقانه. آن ها در این دوران درگیر حاشیههای شهرت (جنس مخالف، مواد مخدر و...) میشوند. دوره دوم، سالهای پایانی حیات بیتلز است. آن ها بزرگتر شدهاند، ازدواج کردهاند و پختهتر از قبل به نظر میرسند. همین پختگی و بلوغ در اشعار و موسیقی آن ها هم نمود پیدا میکند. آهنگهای این دوره بیشتر اجتماعی شدهاند و جان و پل دیگر آن جوانهای سرخوش سابق نیستند و Love Songها جای خود را به مضامین انسانی و اجتماعیتر دادهاند. دوره سوم موسیقی جان لنون، روزهای جدایی از بیتلز است که بهتر است آن را «دوره جان و یوکو» بنامیم. در این دوران لنون بیشتر یک فعال و لیدر سیاسی است تا خواننده راک؛ کسی که میتواند هزاران نفر را علیه جنگ ویتنام به خیابانها بکشاند، تا حدی که دولت آمریکا و CIA از حضور او احساس خطر کرده و به فکر از سر راه برداشتن او بیفتند. *** جان لنون در سال 1962 با «سینتیا پاول» ازدواج کرد و در همان سال اولین پسرش به نام «جولیان» به دنیا آمد. هفت سال بعد این دو از هم جدا شدند و در سال 69 لنون با «یوکو اونو»ی ژاپنی ازدواج کرد. اونو در مقدمه آلبوم Once Upon A Time درباره چگونگی انتخابش توسط لنون مینویسد: «از اینکه جان بخواهد در میان هزاران دختر جوان و زیبایی که دور و برش بودند، یک آسیایی را که از او بزرگتر است انتخاب کند، سخت شگفتزده بودم. هرگز چنین چیزی در باورم نمیگنجید...» اما لنون یوکو را انتخاب کرد، چون در او چیزی میدید که در هزاران دختر زیبای دور و برش - به قول یوکو- نمیدید و صحت این انتخاب زمانی مشخص شد که ردپای اونو در بلوغ فکری و جهش هنری لنون به وضوح دیده شد. ماجرای ازدواج جان و یوکو نیز ماجرای پرسروصدایی است. آن ها برای ماه عسل به هتلی در پاریس رفتند و به نشانه اعتراض به جنگ در سراسر دنیا، یک هفته اعتصاب کردند و از تختخواب خارج نشدند. آن ها تابلوی بزرگی با عنوان Bed Peace را بالای سر خود نصب کرده بودند و در این مدت خبرنگاران زیادی عکسها و گزارشهای مفصلی از اعتراضات این دو در ماه عسل منتشر کردند.(3) «شون» (متولد 1975) حاصل این ازدواج عجیب بود. *** سالهای میانی دهه شصت همزمان شد با اوجگیری اعتراضات علیه جنگ در سراسر دنیا، بهویژه جنگ ویتنام. «هیپیایسم» در آمریکا فراگیر شده بود. هیپیها - که تعدادشان روز به روز زیادتر میشد- در کنار دیگران یک لحظه از مخالفت با جنگ دست نمیکشیدند. آن ها علیرغم ظاهر و رفتار بعضاً ابلهانهشان تلاش زیادی در جلوگیری از جنگ و رواج صلح در جهان کردند. دولت آمریکا نیز سعی در خاموش کردن آن ها به هر شکل ممکن داشت. هیپیگرایی به عناوین مختلفی از جمله Flower Revolution (انقلاب گلمنگلی، به خاطر لباسهای هیپیها!) تحقیر میشد، اما هیچ یک از این ها نمیتوانست از موج رو به گسترش تظاهرات علیه جنگ بکاهد. تا اینکه همانند بسیاری دیگر از نقاط دنیا، دولت آمریکا راهحل خاموش کردن صدای هیپیها را در متلاشی کردن آن ها از درون دید و مواد مخدر را به وفور در میان این گروه ها رواج داد. «باب دیلن» در آهنگ Rainy Day Woman No.12 & 35 از کسانی میگوید که هر جا (در خیابان، در راه خانه، سر میز صبحانه و...) به جوانان مواد مخدر میدهند: They'll stone ya when yor're trying to be so good. در همین زمان فستیوال عظیم «وودستاک» (سال 1969) رخ داد. کنسرت کوچکی که به یک جریان بزرگ در سیاست و موسیقی تبدیل شد: «سه روز عشق و صلح». وودستاک اگرچه به یکی از بزرگترین فعالیتهای هیپیها بدل شد، اما در واقع آخرین نفسهای هیپیگرایی بود. چراکه با گرایش بیرویه آن ها به مخدرات، فکری و جانی برای مبارزه با جنگ در هیپی ها باقی نماند! *** جان لنون سردمدار هنرمندان در راه بیداری مردم، مبارزه علیه جنگ ویتنام و گسترش صلح در دنیا شد. اغراق نیست اگر بگوییم بخش عمدهای از تظاهرات و فعالیتهای ضدجنگ تحت تأثیر محبوبیت خارقالعاده لنون و تلاشاش در این راه بود. البته در کنار او نباید فعالیتهای دیگران را نادیده گرفت؛ هنرمندانی نظیر: باب دیلن، جون بائز، باب مارلی، جیمی هندریکس، جنیس جاپلین، جیم موریسون، پل مک کارتنی، نیل یانگ، پی جی هاروی و... در این مورد، اجرای سرود ملی آمریکا توسط جیمی هندریکس یک نمونه گویاست. هندریکس سرود ملی آمریکا را با گیتارش مینوازد و از آن صدای توپ و تانک و تفنگ شنیده میشود! کم نیستند کسانی که دلیل ترور جان لنون در هشتم دسامبر 1980 را در پی همین فعالیتها و توقف جنگ ویتنام میدانند. همان کسانی که اعتقاد دارند کندی - رئیسجمهور وقت ایالات متحده و از مخالفان سرسخت جنگ ویتنام- نیز توسط عوامل CIA ترور شد تا یکی از موانع بزرگ از سر راه آغاز جنگ برداشته شود. کیست که نداند دولت آمریکا از جنگ ویتنام چه سودها که نمیبرد؟ چه کسی است که بخواهد انکار کند تجارت اسلحه یک بیزینس پرمنفعت در آمریکاست؟! «مارک دیوید چپمن» - قاتل لنون- هم میتواند یکی از عوامل خودی باشد. نه آنطور که گفته میشود «کسی که عاشق جان لنون بوده و ناگهان ندایی در سرش میگوید باید او را بکشی!» *** با پایان جنگ ویتنام در اوایل دهه هفتاد، لنون دست از فعالیت نکشید و در عوض بیش از فعالیت سیاسی به فعالیتهای اجتماعی روی آورد. او در این سالها - تا زمان مرگ- تلاش کرد تا با موسیقی خود، مردم و طبقات پایین را با حق خود آشنا کرده تا در برابر ظلم دولتها ساکت ننشینند: «یک میلیون کارگر جان میکنند برای هیچ/ بهتر است آنچه که واقعاً متعلق به آنهاست را بهشان بدهید/ ما شما را به زیر خواهیم کشید/ اگر به شهر سرازیر شویم»(4) او از تحمیق و تحقیر نسلها توسط دولتها ابراز بیزاری میکند و همه تلاش خود را به کار میبندد تا جوانان را بیدار کند: «به محض اینکه متولد میشوی، مجبورت میکنند که احساس حقارت کنی/ با دریغ کردن از وقتی که در اختیار تو نمیگذارند/ تا زمانی که درد این همه عظیم است، هیچ چیزی احساس نخواهی کرد/ قهرمان طبقه کارگر چنین چیزی باید باشد...» و در نهایت میرسد به اینجا که: «اگر میخواهی یک قهرمان باشی خب دنبال من بیا.»(5) او حتی همه قدرتها و بتها را نفی میکند و میخواهد که جوانان خودشان را باور داشته باشند. او میگوید به قدرت جادو، انجیل، هیتلر، ای چینگ، مسیح، کندی، بودا، منترا، گیتا، یوگا، پادشاهان و حتی الویس و بیتلز اعتقادی ندارد: «من تنها به خودم ایمان دارم/ خودم و یوکو/ و این حقیقت است.»(6) پس از جنگ ویتنام، هدف بعدی لنون دنیای سرمایهداری است. او همه قدرتها و سرمایههای بزرگ را نفی میکند تا به مردم بفهماند چیزی که باید تعیینکننده سرنوشت آن ها باشد، خودشاناند نه کس دیگری. در این سالها قطب دیگر جهان (شوروی، قطب سوسیالیست) در مقابل آمریکا (قطب امپریالیست) رو به ضعف میرود و مقدمات تکقطبی شدن دنیا در حال فراهم آمدن است. «کاپیتالیزم» آنقدر رشد کرده که تحت عنوان Disaster Capitalism (کاپیتالیزم فاجعهآمیز) میخوانندش؛ و لنون در برابر همه این ها میایستد و از مردم جهان میخواهد که تصور کنند همه مرزها، مالکیتها، حتی بهشت و دوزخ وجود ندارند و در عوض در صلح و آرامش زندگی کنند.(7) *** جهان سرمایهدار، آرمانگرایی، تفکر و در نتیجه امثال جان لنون را بر نمیتابد. نتیجه سوال اول بحث درباره چرایی عدم ظهور پدیدههایی مثل دهههای گذشته، اینجا روشن میشود: سردمداران دنیا منافع خود را با وجود هنرمندان روشن و روشنگر در خطر میبینند. محبوبیت هنرمندی که گاه ممکن است تا یک میلیارد هواخواه داشته باشد، اگر قرار باشد صرف بیداری ملتها شود، آنگاه دیگر کنترل همه چیز از دست سرمایهداران خارج خواهد شد. بیدلیل نیست که تمام انرژی و سرمایه آن ها ظرف یکی- دو دهه اخیر صرف تولید ستارههای پوشالی غولپیکر و در بوق و کرنا کردن آن ها شده است. رئوس جهان کاپیتال ترجیح میدهند چند میلیارد دلار خرج علم کردن امثال: بریتنی اسپیرز، شگی، پاریس هیلتون و... کنند و در عوض کسانی مثل جان لنون نباشند که چند صد میلیارد دلار سرمایه آن ها را به خطر بیندازند. چند سالی است که - با صرف هزینههای آنچنانی- فرهنگ مصرفگرایی در آمریکا - و کل جهان- پایهگذاری شده. متخصصان بسیاری دائماً مشغول کارند تا موسیقی مصرفی در بین جهانیان رواج پیدا کند - که متاسفانه تا حد زیادی هم موفق بودهاند- تا به این شکل تفکر و آرمانگرایی از بطن موسیقی خارج شود. برنامههای زیادی در جلوی پرده (نظیر «آمریکن آیدل» و...) و نیز در پشت پرده در جریان است تا ستارههای بیمحتوای عظیمالجثه تولید شوند. رسانهها نیز در این میان ابزار دیگر جهان سرمایهداریاند تا هر آنچه بزرگان میخواهند برای مردم مهم جلوه داده شود. به قول «آرش سبحانی» (سرپرست و خواننده گروه «کیوسک»): «رسانهها کاری میکنند تا مردم باورشان شود که مثلاً بریتنی اسپیرز خیلی مهم است. تا حدی که حتی اگر بستنی این خانم هم در خیابان از دستش افتاد، باید تمام مردم جهان خبردار شوند!» دنیای امروز «اسپایس گرلز» میخواهد، «بکاستریتبویز» میخواهد، «بلک آیدپیز» میخواهد. نه دورز و هندریکس و دیلن و لنون. حال که آن ها هنری ندارند برای عرضه، با ادویههای مختلف به خورد مردم میدهیمشان. چه باک اگر سوپراستار مزخرفی مثل «کریستینا آگیلرا» و پاریس هیلتون را تنها به زور خروارخروار آرایش و جذابیتهای جنسی و... میتوان به ذائقه چند میلیارد نفر تحمیل کرد؟ مهم این است که این موجودات در درازمدت باب سلیقه عامه میشوند - که امروز شدهاند متاسفانه- و به همین شکل میتوان از یاد مردم برد که لنون چه میگفت و دیلن از چه میخواند... اما آن ها کور خواندهاند. ستارههای مصرفی با گذشت تاریخ مصرفشان میمیرند ودیگر نشانهای از آن همه ستارگی و عظمت بر جای نمیماند. چه کسی برایش مهم است که Ace of Base چه شد؟ مگر کماند امثال این ستارههای یکشبه؟ اما هنوز میلیونها نفر چشم به راه خبری و نشانی از Abba هستند. هنوز مردم برای «جنسیز» تب میکنند. هنوز «نیمه تاریک ماه» فروش میلیونی دارد هر سال. هنوز «ابی رود» را مردم میپرستند. اما فروپاشی «ان سینک» و «بوی زون» و... اشک کسی را در نمیآورد! مراسم اهدای جوایز Grammy و MTV و هزاران بامبول دیگر هم تنها ابزارهایی هستند برای مهم جلوه دادن همان کوتولههایی که باید یک لحظه از جلوی چشم مردم دور نشوند. تنها خاصیت موسیقی امروز دنیا خلاصه میشود در خیریه و بس! جریاناتی مثل Live Aid، Live 8 و ... هم در جای خود اگرچه کمکهایی به مقوله فقر، ایدز و... در آفریقا کرده، اما آن ها را نیز میتوان دستاویزی برای کمرنگ کردن صورت مساله دانست. امثال «بونو»، «باب گلداف» و دیگران هم تلاش زیادی میکنند تا بتوانند دنبالهروی جان لنون و همفکرانش باشند. اما شاید خود نیز ندانند که جان لنون بیداری ملتها را راهحل مساله میدانست، نه خیریه. واقعیت این است که آن میزانی که سران جهان از کمک به کاهش گرسنگی و بیماری در آفریقا بهره تبلیغاتی میبرند، آفریقاییان آنقدر سود نمیکنند! آن ها جلسه میگذارند (نظیر جلسه اخیر سران کشورهای 8 در آلمان) و با اشک تمساحی در گوشه چشم، از جلسه خارج شده و اعلام میکنند که هر یک، چند ده میلیون دلار به آفریقا بخشیدهاند تا جهانیان برایشان هورا بکشند و فراموش کنند بپرسند میلیاردها دلار نفت، طلا و الماس آفریقا در این سالها به جیب چه کسی واریز شده است؟! + آهنگهایی که در رثای مرگ جان لنون ساخته و خوانده شدهاند: 1. All Those Years Ago – George Harrison 2. Here Today – Paul McCartney 3. 4. Life Is Real – Queen 5. Not Now John – Pink Floyd 6. The Late Great Johnny Ace – Paul Simon 7. Fragile – Sting 8. Edge Of Seventeen – Stevie Nicks 9. Moonlight Shadow – Mike Oldfield پینوشتها: 1- بارها این بحث مطرح شده که چرا دیگر شاهکارهای گذشته (در هر زمینهای از ادبیات و سینما گرفته تا موسیقی و...) تکرار نمیشوند؟ چرا دیگر ملودی بکر، شعر خوب و ... نمیشنویم؟ این مطلب را بارها شنیدهایم و هیچ کس پاسخی برایش ندارد. این سوال را جایی از دکتر «شفیعیکدکنی» پرسیدیم و او جواب داد: «این ماجرا فقط به ایران مختص نمیشود. در همه جای دنیا چنین بحثی مطرح است. دلیلش هم این است که آرمانگرایی در میان تودهها کاهش یافته است. هنری جاودانه میماند و کلاسیک میشود که آرمانگرا باشد. اما فکر کردن به آرزوهای بزرگ و انسانی دیگر کمتر در بین مردم جهان دیده میشود.» 2- هنوز هم که هنوز است هنرمندان جدید انگلیسی و آمریکایی با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. اگر در قدیم امثال موریسون و هندریکس و جاپلین و دیگران بودند که در مقابل پینک فلوید، بیتلز، التون جان، رولینگ استونز و... عرض اندام کنند، الان - بدون قیاس با گذشتگان و بلانسبت آن ها!- در برابر هنرمندان قابل تحمل انگلیسی نظیر کولدپلی، جیمز بلانت، کین و...؛ امثال اسنوپ داگ، فیفتی سنت، بریتنی اسپیرز، کانیه وست، کریستینا آگیلرا و... وجود دارند و موسیقی رپ آمریکاییان که ارزانی خودشان باد! 3- ماجراهای ماه عسل جان و یوکو و یک هفته مذکور را لنون در ترانه The Ballad of John & yoko بیان کرده است. 4- بخشی از آهنگ Power to the People 5- بخشی از آهنگ Working Class Hero 6- بخشی از آهنگ God 7- آهنگ Imagine منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل- 21 ژوئن
به گزارش البرز وي افتخار كسب مدال طلاي بالا ترين ساعات پرواز را به دست آورد. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه در سوئيس انجام داد ، در سال 1371 بازنشسته شد
در حال حاضر عضو رسمي انجمن روزنامه نگاران ايران هست و در تعدادي از نشريات ، در مقام مشاور سردبير فعاليت مي كند در اين مطلب سعي کرده هر آن چه که از بعضي ارتش ها مي داند بيان کند .
از چگونگي و تشكيلات ارتش تايوان هيچ اطلاعي ندارم .. فقط مي دانم اين كشور تا همين چند وقت پيش در اجاره ۹۹ ساله دولت انگليس بود . كه آن هم پايان يافت و بعد از اين مدت طولاني ، براي نخستين بار در ميدان صبحگاه ارتش تايوان ، پرچم غير انگليسي به احتزاز در آمد
بلژيكي ها مانند اعلب نظاميان اروپا داراي كاراكتر خاص خودشان هستند
در تمام طول خدمت ام در نيروي هوايي ، دوبار افتخار حضور در پايگاه هاي هوايي آن ها را داشتم . البته پيش از انقلاب خيلي به آن كشور پرواز كرده بودم .. واقعآ انسان هاي دوست داشتني و بي ريايي هستند . خانم هاي نظامي بي نهايت ايثار گر و بدون تكبر مي باشند . در موقع كار هرگز به درجات بالاي خود فخر نفروخته و همه يك سان در كار ها شركت مي كنند . در كار خيلي جدي هستند . خانم هاي فرانسوي واقعآ به تميزي و بهداشت اهميت خاصي مي دهند . نوع روابط خانم ها با مردان مخصوصآ نظامي ها حساب شده و از روي تفكر است .
يكي از منظم ترين ارتش هاي جهان ، كشور ايتالياست . زنان نظامي دوش به دوش مردان در كارهاي عمومي شركت مي كنند . مقررات در باره نظاميان زن و مرد مساوي بوده و هيچ مزيتي نسبت به هم ندارند .. در صورت ازدواج زنان ارتشي با مردان گردان خود ؛ مزايايي بي شماري به آن ها تعلق مي گيرد و از جمله انتخاب محل خدمت به سليقه زوج نظامي است . آن ها موقع كار بسيار جدي و سخت گير هستند . يادمه يك بار كه به صورت اضطراري مجبور به فرود در يكي از پايگاه هاي اموزشي ايتاليا شده بوديم . همكاري آن ها واقعآ ستودني بود . گفتني است در مسايل نظامي داراي ديسيپلين شديد هستند . و كوچك ترين گذشتي نسبت به خطا كاران ندارند . سطح تخلفات نظامي ميان نظامي ان اين كشور خيلي پائين است .
كار كردن با نظاميان آلماني واقعآ ديدني و اموختني است . اگر چه داراي نوعي غرور خاص و جاه طلب هستند . اما در كار خود واقعآ حرفه اي و سر آمد مي باشند . در طول سال ها خدمت خود بارها گذرم به پايگاه هاي آن ها افتاده بود . خيلي كم حرف و نسبت به گذشته خود مخصوصآ ايام هيتلر با اكراه صحبت مي كنند . دانش فني ان ها خيلي بالاست . به طوري كه يك خانم متخصص نظامي تنها ظرف چند ساعت مشكل ترين ايراد الكترونيك هواپيماي ما رو يك تنه بر طرف نمود .. در حين كار دسته جمعي خيلي شوخ و سر حال هستند . و در انجام كارهاي تيمي واقعآ زبانزد هستند
نظاميان هندي معمولآ با سواد هستند . اين افراد به دليل وسعت كشورشان همچنين تنوع نژاد ها ، و آموزش نزد اساتيد انگليسي ، داراي شخصيتي خاص نسبت به ساير نظاميان هستند . آن ها بي نهايت مقرراتي هستند . در حفظ و نگهداري تجهيزات نظامي خود خيلي كوشا هستند به طوري كه هند تنها كشوري است كه شما در آن تجهيزات قديمي و متعلق به ساليان دور را خيلي سالم نزد آن ها پيدا مي كنيد . در موقع كار بي نهايت جدي هستند . معمولآ افرادي تو دار و محتاطي مي باشند
نظاميان ويتنام ، واقعآ انسان هايي مظلوم ، مقاوم ، خستگي ناپذير و قانعي هستند . اين بنده خدا ها در جنگ طولاني كه با ارتش امريكا داشتند . سر سختانه از كشور خود دفاع كرده و عاقبت هم پيروز شدند . گفتني است ايام تحصيلاتم در آمريكا مصادف با جنگ ويتنام بود . و خوب يادمه دولت ايالات متحده به نظاميان ويتنام جنوبي حتي آموزش هم مي داد تا با همتاهاي خود نبرد كنند !! آن ايام دانشجويان ويتنامي با روزي دو دلاري كه آمريكا به آن ها پول تو جيبي مي داد ، بر عكس دانشجويان ايراني ساكت و بي سر و صدا سر شب مي خوابيدند . من براي نخستين بار با واژه " تركش " كه در بدن اغلب آن بيچاره ها بود آشنا شدم .
راستش رو بخواهيد در مورد ارتش كره و حضور زن ها در اين كشور هم اطلاع چنداني ندارم .. فقط مي دانم آن ها كه سال ها با هم نوعان خود در كره شمالي در جنگ و نزاع بودند .. مدتي است تلاش هايي براي آشتي طرفين برداشته شده است . و حتي اخيرآ عالي ترين مقامات كره جنوبي از كره شمالي بازديد به عمل اوردند . و به اصطلاح سياسي ، يخ بين اين دو در حال ذوب شدن است
و اما آمريكايي ها .. واقعآ انسان هاي مهربان و بي تكبر هستند . دختران نظامي آمريكايي به خصوص خانم هايي كه در نيروي هوايي خدمت مي كردند ، خيلي خوش گذران و بي وفا در پايبندي به دوستي ها بودند . آن ها در زمان ۴ ماه دوره اموزشي خود ، مطلقآ اجازه معاشرت با آقايون نظامي را در ساعات اداري نداشته . ولي بعد از پايان ساعت خدمت ، محفل دختر و پسر هاي نظامي ، وقعآ پر هيا هو و سراسر هيجان بود . به راحتي با همه ارتباط بر قرار مي كنند . اهل تعارف و رو دربايستي نيستند . در بيان عقايد خود خيلي رك هستند . واقعآ انسان هاي ساده و خوش گذرون مي باشند
در باره زنان نظامي اين كشور به آن صورت چيز خاصي نشنيده ام
زياد افتخار همكاري با آن ها را نداشتم .. ولي مي گويند تقريبآ مانند سوئدي ها هستند . خلبانان آن ها واقعآ جسور و داراي تبحرهاي خاصي هستند
زنان نظامي روسيه تا پيش از بر چيده شدن حكومت كمونيستي ، همانند مردان هميشه به نوعي زير ذره بين ماموران امنيتي بودند . به گفته كارشناسان زمان " برژنف " همواره نيمي از ان ها نيمي ديگر را مي پاييدن ! و تنها با فروپاشي نظام سوسياليستي بود كه تقريبآ از زير فشار بيرون آمدند .. ولي به طور كلي زنان نظامي به خصوص آن عده اي كه در بخش هاي فني و هوايي فعاليت مي كنند ، بسيار مسئوليت پذير ، با تجربه و خوش گذران هستند ...
اسپانيا يكي از كشور هايي بود كه مرتب سر راه خود به امريكا ، در آن يكي دو روزي را به استراحت مي پرداختيم . انسان هاي خيلي خون گرم و صميمي هستند . خيلي زود با ميهمانان اخت مي شوند .. زنان نظامي بسيار با سليقه و مبتكر هستند .. كار كردن با آن ها نوعي آرامش به انسان مي دهد
در تصوير بالا ، عده اي دختر ارتش عراق را مي بينيم كه در كشور پادشاهي اردن در حال آموزش نوين نظامي هستند
حس ختام اين پست ، تصوير يك خانم تا دندان مسلح پليس است كه همان گونه كه در تصوير مي بينديد از مجهز ترين تجهيزات برخوردار است . ولي با وجود اين كمي گرفته به نظر مي آيد .. اگه اشتباه نكنم مادر شوهره شام قراره خونه شون بياد





مطلب را به بالاترین بفرستید:

مطلب را به بالاترین بفرستید:
- حالت چطوره دختر عمو؟
- اي، بد نيستم پسر عمو!
- با اين همه اسباب بازي كه تو داري بايدم بد نباشي دختر عمو!
- چه فايده پسر عمو، هيچكدوم از اينها كه به درد آيندم نمي خوره!
- مگه خبر نداري كه آيندت هم تأمين شده دختر عمو؟
- چطوري پسر عمو؟
- با اين، دختر عمو!
- اين چيه پسر عمو؟
- اين سند منگوله دار شش دانگ يك تيكه زمين اطراف شهره دختر عمو!
- تو برام خريدي پسر عمو؟
- نه بابا، تمام دار و ندار من همين يكدونه پستونكه دختر عمو! اين رو بابات با پول سود زميني كه هفته پيش خريده بود گرفته! مي گن قراره چند وقت ديگه تو اون مناطق ويلا سازي بشه، اونوقت قيمت زمينت اونقدر ميره بالا كه آينده خودت و من و بچه هامون و هفت نسل اون ورترمون هم تأمين ميشه دختر عمو!!!
- جدا پسر عمو؟
- آره، تا موقعي كه من و اين سند و باباي زمين خوارتو داري غم آينده رو نداشته باش دختر عمو!
جينگولك
مطلب را به بالاترین بفرستید:

آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...
آيا تا کنون با خود انديشيده ايد که به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟
چرا از قديم و نديم گفته اند که تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!
چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
و چرا اکثر پسرهايي که قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشکلاتي مواجه مي شوند؟!
هدف از طرح اين سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه مي باشد !
پاسخ تمام سوالات فوق در يک جمله خلاصه مي شود و آن اين است که ( خدمت سربازي يک دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )
بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند !
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )
زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!













و حال تحليل علمی هفته نامه !
تحقيقات نشان داده اند که احتمال پسر شدن فرزندان افراد سر شناس به مراتب بيش از احتمال دختر شدن آنهاست !
With Best Wishes
Mrs. Najmeh Mohebbi (Kazemian)
مطلب را به بالاترین بفرستید:

خطر جنگ؟ بستگي دارد...
احمد زيدآبادي
علت اين مساله، ظهور نشانههاي روشن رسمي از احتمال وقوع جنگ از طرف مقابل و يا جنجال رسانههاي فارسي زبان خارج از كشور نيست، بلكه اذعان مقامهاي رسمي به جدي بودن احتمال جنگ اين مساله را د ربين مردم عادي جدي كرده است.

کیفیت 128kbps / فرمت Mp3
Toranj Ft Tighe - Khab
کیفیت 64kbps / فرمت Wma
Toranj Ft Tighe - Khab





مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
جنگ نميخواهيم!
دومين نامه مادران صلح به مسئولين نظام:
گروه مادران صلح که در آذرماه گذشته فعاليت خود را با انتشار نامه اي علني با بيش از 600 امضا و 500 حامي، به مسئولان کشور آغاز کرد، از آنان خواسته بود صلح را در دستور کار خود قرار دهند.
بالاخره مد و لباس بخشنامه شد!!
با دستور دولت
با بخشنامه دولت در مورد لباس، تلاشي که مجلس هفتم از آغازين روزهاي فعاليتش بر آن تاکيد داشت، از ديروز براي اجرا ابلاغ شد. براساس اين بخشنامه دولت، وظايف دستگاههاي اجرايي را براي "ساماندهي مد و لباس" و "هدايت توليد و عرضه بازار البسه و پوشاك"، با ابلاغ آييننامه اجرايي قانون ساماندهي مد و لباس مشخص كرده است.
بر اساس يکي از مواد اين بخشنامه، تمامي دستگاه هاي دولتي در ايران موظفند از بودجه سنواتي رديف هاي خدماتي - رفاهي خود براي ترغيب تقاضاي پارچه و آنچه لباس ايراني - اسلامي خوانده شده، تسهيلات خريد لباس هاي مذکور را در اختيار کارکنان خود قرار دهند.
در حالي که کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در آن زمان دليل مخالفت خود را اعلام نکرده بود برخي از نمايندگان مجلس از جمله ايرج نديمي نماينده لاهيجان در مخالفت با طرح گفته بود که با تصويب آن بايد بسياري از خطوط توليد و مد را تعطيل کرد و اين طرح به فرايندي ده ساله نيازدارد تا مردم در برابر آن مقاومت نکنند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
حملات هوائي گذشته اسرائيل به مقر سازمان آزاديبخش فلسطين در تونس (PLO)، رآکتور اسيراک در عراق و مرکز مشکوک به استقرار رآکتور هسته اي سوريه در سپتامبر قبل، درجات بالايي از جسارت را به اين کشور داده است.
اسرائيل فاقد قابليت هاي موشکي کروز و ضد رديابي براي از کارانداختن سيستم دفاع هوايي ايران است و ديگر از عامل غافلگيري نيز بهره مند نيست. احتمالاً هواپيماها و خلبانان اسرائيلي مفقود خواهند شد.
آيا ايران با راکت به اسرائيل حمله خواهد نمود و سپس مقابله به مثل موشک هاي جريکو و کروز از زيردريايي هاي اسرائيل را به راه خواهد انداخت؟ آيا با قايق هاي انتحاري به جان تانکرها و کشتي هاي جنگي آمريکا در خليج فارس خواهد افتاد؟
[::] استفاده از ترکیبات و ساختارهای موسیقایی امروزی بوسیله سازهای الکترونیکی
[::] ترانه سرایی بی پروا و نوپرداز
حلاوت و بی صبری از آن من/ عشق پانزده سانتی از آن تو
ضخاوت و رندی از آن ما/ ماکارونی تمبر هندی از آن ما
خیابان شهید قندی از آن ما/ قبری که بهش میخندی از آن ما
عقاید نو کانتی از آن من/ شقایق نرماندی از آن تو







320 هزار قبر براي سربازان آمريکايي
واکنش هاي رسمي و غيررسمي به تهديدات نظامي

در شرايطي که رسانه هاي بين المللي اخبار و تحليل هايي در مورد وقوع جنگ در خاورميانه ميان ايران، آمريکا و متحدانش منعکس مي کنند، مقامات و رسانه هاي داخلي و رسمي ايران نيز به شکلي هماهنگ در مقام پاسخگويي به اين حجم بي سابقه از جنگ رواني برآمده اند.
اين سردار سپاه پاسداران اظهار داشت: "به منظور حفظ تماميت جسمي و كرامت كشته شدگان دشمن و پيشگيري از مفقوديت بلند مدت آنان ترتيبي اتخاذ شده است تا با حفر قبور كافي در مناطق مرزي و با نقاط مرزي نزديك به خطوط نبرد توسط گروههاي داوطلب مردمي، عمليات تدفين اجساد سربازان دشمن به خوبي و در كمترين فرصت ممكن انجام گيرد."
مطلب را به بالاترین بفرستید:

مطلب را به بالاترین بفرستید:
Women's Day
St. Patrick's Day
Da Vinci's Birthday
Einstein's Birthday
Earth Day
Halloween
Valentine's Day
Water Day National Teacher Day


مطلب را به بالاترین بفرستید:
خاورميانه در آتش خواهد سوخت!!
رئيس نهاد ناظر هسته ای سازمان ملل در اظهاراتی که روز شنبه منتشر شد هشدار داد هرگونه حمله نظامی به ايران، خاورميانه را به «گویی از آتش» تبديل نموده و موضع آن کشور را در ادامه برنامه بحث انگيز هسته ای خصومت آميز تر خواهد نمود.
سخنان البرادعی رئيس آژانس بين المللی انرژی هسته ای که در مصاحبه با يک تلويزيون عربی ايراد شده، يک روز پس اظهارات مقامات آمريکايی صورت می گيرد که اعتقاد داشتند تمرين های نظامی اخير اسرائيل احتمالاً در راستای به رخ کشيدن توانايی آن کشور در ضربه زدن به تأسيسات هسته ای ايران اجرا شده است.
البرادعی به تلويزيون العربيه گفت: «از نظر من، اقدام نظامی بدترين کار است... خاورميانه را به گلوله آتش تبديل خواهد نمود.» او اضافه کرد ضمناً اين اقدام، ايران را حتی به تلاش بيشتر برای پيگيری برنامه هسته ای وا داشته و آن کشور را مجبور به کناره گيری از تعهدات خواهد نمود.
ايران نيز روز شنبه به انتقاد از تمرين های نظامی اسرائيل پرداخت. خبرگزاری دولتی ايرنا به نقل از سخنگوی دولت گفت تمرين های نظامی نشان می دهد اسرائيل صلح و امنيت جهانی را به مخاطره انداخته است.
مقامات آمريکايی جمعه اعلام کردند که اسرائيل در اوائل ماه جاری دست به اعزام هواپيماهای جنگی و ساير هواپيما ها به شرق مديترانه زده است. ارتش اسرائيل از تأييد يا تکذيب اينکه مانورهای ياد شده تمرينی برای حمله به ايران بوده اند خودداری نمود و اعلام کرد اين تمرين ها بخشی از آموزش های منظمی هستند که برای اجرای عمليات متنوع در مقابله با تهديدات عليه آن کشور صورت می پذيرند.
يک مقام آمريکايی گفت احتمالاً تمرين های نظامی صورت گرفته در اولين هفته ژوئن، برای قدرت نمايی و نيز تمرين مهارت های لازم در اجرای عمليات هوايی با برد بالا بوده است. اين مقام نخواست نامش فاش شود زيرا برای ابراز نظر در اين مورد اجازه نداشته است.
ايهود باراک نخست وزير اسرائيل گفته است که وی ترجيح می دهد مسأله بلندپروازی های هسته ای ايران از راه ديپلماتيک حل و فصل شود، بااينحال از کنارگذاشتن اقدام نظامی خودداری نموده است.
ايالات متحده می گويد درقبال تهديداتی که از سوی ايران متوجه غرب شده، به دنبال راه حل ديپلماتيک است. اما مقامات آمريکايی هم از کنارگذاشتن گزينه اقدام نظامی از روی ميز خودداری نموده اند.
کاندوليزا رايس وزيرخارجه آمريکا در مصاحبه روز شنبه با راديوی عمومی کشور از ابراز نظر درباره مانورهای نظامی اسرائيل خودداری نمود و گفت: «ما به يک خط مشی ديپلماتيک متعهد هستيم.»
يک نماينده مجلس اسرائيلی روز شنبه با رعايت جانب احتياط گفت دنيا می بايست ابتدا به سخت تر کردن تحريم های عليه ايران بپردازد و رهبران آن کشور را برای توقف برنامه هسته ای تحت فشار بگذارد.
تزاهی هانگبی رئيس کميسيون قدرتمند روابط خارجی و دفاعی مجلس اسرائيل گفت اين قدم ها شامل ممنوعيت ورود هواپيماها، کشتی ها و نمايندگان ورزشی ايران به کشورهای غربی است.
هانگبی گفت: «تا پايان يافتن تلاش های ديپلماتيک، راه طولانی باقيمانده است. تحريم ها به اندازه کافی قوی نيستند، آنها خيلی کم مايه هستند؛ می توان اقداماتی بیشتری برای کارساز نمودن آنها انجام داد.»
در همين حال، واکنش ها به تمرينات نظامی اسرائيل در پهنه خليج فارس گسترش يافته است.
رئيس روزنامه دولتی خليج تايمز در دوبی در شماره روز شنبه خود هشدار داد وقوع يک حمله نظامی از سوی ايالات متحده يا اسرائيل عليه ايران، «عواقب فاجعه باری را برای منطقه» بر جای خواهد گذاشت.
اين روزنامه گفت: «يک ايران هسته ای مطلوب هيچکس نيست، اما اقدام نظامی و ماجراجويی مسلحانه نيز قابل تحمل نيست.»
آمريکا و بسياری از کشورهای غربی، ايران را به تلاش برای دستيابی به بمب هسته ای متهم می کنند. ايران هم اين اتهامات را تکذيب نموده و می گويد برنامه هسته ای آن کشور در راستای توليد جريان برق است و نه تسليحات.
يک گزارش امنيتی ايالات متحده که سال گذشته منتشر شده است، از تعليق برنامه تسليحات هسته ای ايران خبر داده اما نهاد امنيتی اسرائيل اعتقاد دارد اين گزارش نادرست بوده و این برنامه توسط ایران در حال پيگيری است.
اسرائيل سابقه انجام اقدامات يکجانبه را در کارنامه دارد.
اسرائيل در سال 1981 به بمباران تأسيسات هسته ای اسيراک عراق دست زد تا به برنامه هسته ای ديکتاتور آن کشور، صدام حسين پايان ببخشد. اين کشور سپتامبر گذشته نيز به بمباران يک مرکز در سوريه دست زد که به گفته مقامات آمريکايی، يک رآکتور هسته ای بود که با کمک کره شمالی در حال نصب در آن محل بوده است.
| Design By : Night Skin |































































