تبليغاتX
دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار


دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار

رضا الله قلی پور





















 

 

 

 

مضمون و فلسفه ی حقوق بشر

 

 نوشته ی جیمز نیکل

 

ترجمه ی امیرغلامی

 

منبع: The Stanford Encyclopedia of Philosophy

 

 

مقدمه

 

 حقوق بشر هنجارهایی اخلاقی و قانونی برای حمایت همه ی انسان ها در همه جای دنیا در برابر سوءرفتارهای سیاسی، قانونی و اجتماعی هستند. حق آزادی دین، حق متهم برای برخورداری از محاکمه ی عادلانه و حق مشارکت سیاسی نمونه هایی از حقوق بشرهستند. این حقوق در سطوح بین المللی در اخلاقیات و قانون موجود اند. مخاطب این حقوق دولت ها هستند، که موظف اند به آنها پایبند باشند و ارتقایشان بخشند. مرجع مکتوب عمده ی این حقوق، اعلامیه ی جهانی حقوق بشر (سازمان ملل متحد،1948b) و اسناد و معاهده های پرشمار پیامد آن است.

 

فلسفه ی حقوق بشر به پرسش های مربوط به وجود، محتوا، سرشت، جهانشمول بودن و توجیه حقوق بشر می پردازد. اغلب پشتیبانی محکمی که از حقوق بشر می شود (مثلا اینکه جهانشمول اند، و اینکه این حقوق به عنوان هنجارهایی اخلاقی، بی نیاز از تصویب قانونی اند) تردیدهایی شکاکانه برمی انگیزند. تأمل بر این تردیدها و پاسخ هایی که می توان به آنها داد، زیرشاخه ای از فلسفه ی سیاسی را تشکیل داده که ادبیات گسترده ای را در بر می گیرد.

 

                               

 

1. ایده ی کلی حقوق بشر

 

 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر (Universal Declaration of Human Rights  یا UDHR ،1948)، بیش از دو دوجین حق بشری مشخص را شامل می شود که کشور ها موظف اند آنها را رعایت و صیانت کنند. می توانیم این حقوق را به شش گروه اصلی یا بیشتر تقسیم کنیم: حقوق امنیت، که مردم را در برابر جرائمی مانند قتل، کشتار، شکنجه، و تجاوز حمایت می کنند؛ حقوق سیاسی، که از آزادی مشارکت  سیاسی از طرقی مانند بحث وتبادل نظر، شورا، اعتراض، رأی گیری و احراز سمت های  دولتی صیانت می کنند؛ حقوق دادرسی ی عادلانه، که مردم را در برابر سوء رفتارهای قانونی مانند حبس بدون محاکمه، محاکمه ی غیرعلنی، و مجازات بیش از حد حمایت می کنند؛ حقوق برابری، که حق شهروندیِ برابر، مساوات در برابر قانون و عدم تبعیض را تضمین می کنند؛ و حقوق رفاه ( یا "اقتصادی و اجتماعی") ، که مستلزم فراهم نمودن امکان آموزش برای همه ی کودکان و حمایت مردم در برابر فقر شدید و گرسنگی اند. خانواده ی دیگری از حقوق را هم که می توان ذکر کرد حقوق گروه ها هستند. حقوق گروه ها در UDHR منظور نشده، اما در معاهدات بعدی  درج شده است. حقوق گروه ها به معنای صیانت از گروه های قومی در برابر نسل کشی و غصب سرزمین ها و منابع آنهاست.

 

 می توان ایده ی کلی حقوق بشر را با ذکر برخی ویژگی های مشخصه ی این حقوق  تشریح کرد. به این ترتیب این پرسش که چه حقوقی در  توصیف عام این مفهوم می گنجند، و نه در زمره ی حقوقی خاص، پاسخ داده می شود. ممکن است دو نفر ایده ی کلی مشترکی از حقوق بشر داشته باشند و در عین حال برسر اینکه آیا یک حق مشخص از جمله ی حقوق بشر است یا نه، اختلاف نظر داشته باشند.

حقوق بشر هنجارهایی سیاسی هستند که عمدتا به چگونگی رفتار دولت ها با مردم تحت حاکمیت شان می پردازند. این حقوق، آن هنجارهای اخلاقی عادی نیستند که به نحوه ی رفتار میان اشخاص بپردازند (مثلا منع دروغ گویی یا خشونت ورزی). به بیان توماس پوگ "در پرداختن به حقوق بشر، عمل باید به نحوی رسمی باشد." (پوگ، 2000، 47). اما باید در پذیرش این مطلب محتاط بود، چرا که برخی از حقوق، مانند حقوق ضد تبعیض نژادی و جنسی، در وحله ی اول معطوف به تنظیم رفتار خصوصی اند (اُکین 1998، سازمان ملل 1977). همچنین، قوانین ضد تبعیض، دولت ها را به دو جهت هدایت می کنند. از یک سو دولت ها را  از تبعیض نهادن در اقدامات و سیاست هایشان منع می کنند، وسوی دیگراین وظیفه را به دولت تحمیل می کنند که صور خصوصی و عمومی تبعیض را منع و محو کند.

 

 دوم اینکه، حقوق بشر به عنوان حقوقی اخلاقی ویا قانونی وجود دارند. وجود یک حق بشری را یا می توان هنجاری مشترک میان اخلاقیات بشری دانست؛ یا به عنوان هنجاری موجه که پشتوانه ی آن  استدلالی قوی است؛ یا به عنوان حقی قانونی که در سطح ملی متجلی می شود (در این سطح می توان آن را حقی "مدنی" یا "مبتنی بر قانون اساسی" خواند)؛ یا به عنوان حقی قانونی در چارچوب قوانین بین المللی مطرح می شود. آرمان جنبش حقوق بشر این است که همه ی حقوق بشری به همه ی چهار وجه بالا موجودیت یابند. (بخش 3 مربوط به وجود حقوق بشر را ببینید).

 

سوم اینکه، حقوق بشر پرشماراند (چندین جین) و نه اندک. حقوقی که جان لاک برای بشر بر می شمرد، یعنی حق حیات، آزادی و مالکیت، معدود و انتزاعی بودند، اما حقوق بشری که ما امروزه می شناسیم به مسائل مشخص و انضمامی می پردازند (مثلا، تضمین محاکمه ی عادلانه، الغای بردگی، تضمین امکان آموزش، و  جلوگیری از  نسل کشی). این حقوق، مردم را در برابر  سوء استفاده های رایج از علائق انسانی بنیادی شان صیانت می کنند. از آنجا که بسیاری از این حقوق معطوف به موسسات و مسائل معاصر هستند، فراتاریخی نیستند. ممکن است کسی صورت بندیی انتزاعی یا مشروط از آنها نماید که این حقوق را فراتاریخی جلوه دهد، اما واقعیت این است که صورت بندی اسناد معاصر حقوق بشر نه انتزاعی است و نه مشروط . این اسناد، وجود دادگاه های جنائی، دولت های متکی بر اخذ مالیات، و نظام رسمی آموزش را مفروض می گیرند که همگی موسساتی معاصر و انضمامی اند.

 

چهارم اینکه، حقوق بشر استاندارد های کمینه اند. این حقوق  معطوف به اجتناب از مصیبت اند و نه حصول فضیلت. تمرکز آنها بر صیانت از حداقل نیکبختی برای همه ی مردمان است (نیکل 1987). به بیان هنری شُو، حقوق بشر معطوف به "پایین ترین حدود سلوک قابل تحمل" اند و نه " آرزوهای بزرگ و ایده های متعالی" (شُو 1996). از آنجا که این حقوق فقط ضامن استاندارد های کمینه اند، عمده ی مسائل قانونی و حقوقی را به تصمیم گیری دموکراتیک در سطوح ملی و محلی وامی گذارند. این امر پذیرش تفاوت های فرهنگی و حکومتی عمده ای را درچارچوب حقوق بشر میسر می سازد.

 

 

 

پنجم اینکه، حقوق بشر هنجارهایی بین المللی هستند که همه ی کشور ها و مردمان جهان امروز را در برمی گیرند. از آن قسم هنجارهایی هستند که مناسب است تبعیت شان را به همه ی کشورها توصیه کرد. برای جهانی نمودن حقوق بشر، قوانین بین المللی نقش محوری دارند. می توانیم بگوییم که حقوق بشر جهانشمول هستند، به شرط آنکه بپذیریم که برخی حقوق، مانند حق رأی، تنها به شهروندان بزرگسال تعلق می گیرد؛ که برخی اسناد حقوق بشر مربوط به گروه های آسیب پذیری مانند کودکان، زنان و بومیان هستند؛ و اینکه برخی حقوق، مانند حق صیانت در برابر نسل کشی، حقوق گروه ها هستند.

 

هفتم اینکه، حقوق بشر توجیهاتی قوی دارند که همه جا قابل اعمال اند و برایشان اولویت بالایی ایجاد می کنند. بدون پذیرش این اصل، نمی توان از حقوق بشر در برابر تفاوت های فرهنگی و استبداد های ملی دفاع کرد. توجیهات حقوق بشر بسی استوار اند، اما این دلیل نمی شود که مقاومت ناپذیر باشند.

 

هشتم اینکه، حقوق بشر، حق هستند، اما نه  الزاما به معنای قوی کلمه. زیرا حقوق جنبه های متعددی دارند: یکی اینکه صاحب حقی دارند – یعنی شخص یا سازمانی که از حق مشخصی برخوردار است. به بیان عام،صاحبان حقوق بشر همه ی مردمان زنده ی امروزین هستند. به بیان دقیق تر، گاهی همه ی مردمان،  گاهی همه ی شهروندان یک کشور، گاهی همه ی اعضای یک گروه آسیب پذیر مشخص (زنان، کودکان، اقلیت های قومی و دینی، مردم بومی)، و گاهی همه ی گروه های قومی (در مورد حق مصونیت در برابر نسل کشی) صاحبان حق هستند. جنبه ی دیگر حقوق بشر این است که متمرکز بر آزادی، حمایت، موقعیت یا منافع هستند. یک حق همواره معطوف به چیزی است که کانون علاقه ی صاحب حق است (برانت 44،1983 ) . همچنین مخاطب حقوق بشر، کسانی هستند که مسئول و موظف به احقاق این حقوق اند. متولی حقوق بشری یک شخص، در درجه ی نخست بر دوش سازمان ملل یا دیگر سازمان های بین المللی نیست؛ این وظیفه در وحله ی اول بر عهده ی دولتی است که آن شخص در آن اقامت یا سکونت دارد. متولی احقاق حقوق بشری یک شهروند بلژیکی اصولا دولت  متبوع اش است. وظیفه ی سازمان های بین المللی حقوق بشر و دیگر دولت ها، تشویق، حمایت، و گاهی انتقاد ازدولت ها در انجام این وظیفه است، یعنی نقشی ثانوی یا "پشتیبان" را برعهده دارند. وظیفه ی احقاق حقوق بشر نوعا مستلزم کنش هایی مربوط به احترام، حمایت، ایجاد تسهیلات و زمینه سازی است. آخر اینکه حقوق بشر معمولا اجباری اند، به این معنا که وظایفی را به متولیان احقاق شان تحمیل می کنند، اما گاهی این حقوق کار چندانی بیش از اعلام اهدافی با اولویت بالا و نهادن مسئولیت تحقق تدریجی شان بر عهده ی متولیان، صورت نمی دهند. برای مثال، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (سازمان ملل متحد، 1966) که حقوق پایه ای نیازهای انسانی مانند غذا، پوشاک، و آموزش را پوشش می دهد، امضا کنندگان اش را ملزم می دارد تا" با استفاده از حداکثر ... منابع دردسترس، با دیدگاه تحقق تدریجی کلیه ی حقوق مندرج در این میثاق... گام بردارند". البته می توان محاجه کرد که این حقوقِ هدف-وار حقوق نیستند، بلکه شاید بهتر باشد آنها را انگاره ای ضعیف تر یا قوی تری از حقوق بدانیم.

 

حال که این هشت مولفه ی کلی حقوق بشر را برشمردیم، مفید است سه انگاره ی دیگر را هم ذکر کنیم که به نظر من باید کنار نهاده شوند. نخست این ادعاست که همه ی حقوق بشر، حقوقی سلبی هستند. به این معنا که تنها مستلزم آنند که دولت از اموری اجتناب کند. طبق این دیدگاه، هرگز لازم نیست که دولت برای صیانت و ارتقای حقوق بشر گام هایی ایجابی بردارد. این ادعا با این دیدگاه جذاب سازگار نیست که یکی از وظایف اصلی دولت، صیانت از حقوق مردم توسط نظام قانون جزائی و نظام قانون مالکیت است. هنگامی که میثاق اروپایی حقوق بشر (مصوب شورای اروپا به سال 1950) می گوید" حق حیات همگان باید توسط قانون صیانت شود" (ماده ی 1.2 ) به این مضمون دلالت دارد.  و به همین سیاق، میثاق ملل متحد علیه شکنجه (UN Torture Convention ،سازمان ملل،1984)  لازم می دارد که " همه ی دولت های عضو باید تضمین کنند که در قانون جزائی شان همه ی صور شکنجه جرم محسوب شود" (ماده ی 1.4).

 

ادعای دومی که باید کنار نهاد، این است که حقوق بشر لایتجزا هستند. لایتجزا بودن بدان معنا نیست که حقوق بشر مطلق هستند یا هرگز نمی توانند بنا بر ملاحظات دیگر نقض شوند. اگر بگوییم حقی لایتجزا است، بدان معناست که صاحب حق نمی تواند به دلیل سوءعمل یا داوطلبانه از آنها محروم شود. من تردید دارم همه ی حقوق بشر به این معنا لایتجزا باشند. اگر معتقدیم که زندانی کردن افراد به خاطر ارتکاب جرمی قانونی درست است، پس حق مردم برای جابجایی آزادانه می تواند موقتا یا دائما،به صِرف ارتکاب جرائم جدی نقض شود. همچنین فرد می تواند انتخاب کند که همه ی عمرش را در  صومعه ای بگذراند و به این ترتیب حق آزادیِ جابجایی خود را داوطلبانه کنار نهد. پس حقوق بشر لایتجزا نیستند، اما فروگذاشتن آنها دشوار است.

 

سوم اینکه، به نظر من، باید این پیشنهاده ی جان راولز را در کتاب ´قانون مردمان´ رد کرد که بنا به تعریف حقوق بشر مرزی تعیین می کنند که پس از آن تحمل مشروعیت دیگر کشورها پایان می یابد. راولز می گوید که حقوق بشر "مرزهایی برای خودمختاری درونی یک رژیم مشخص می کنند" و نیز " مداخله ی قهرآمیز، مثلا با تحریم های سیاسی و اقتصادی، یا در موارد حاد با نیروی نظامی، اگر به قصد تحقق حقوق بشر باشد، موجه است" (راولز 1999، 79-80)

 

این پیشنهاده که حقوق بشر خط فاصل معینی پیش می نهند که پس از آن مشروعیت حاکمیت ملی پایان می پذیرد، ساده انگاری فاحش قضیه است. لازم نیست انکار کنیم که حقوق بشر در تعیین حدود تحمل موجه یک دولت، مفید هستند، اما دلایل چندی وجود دارد تا در اینکه حقوق بشر به سهولت آن مرزها را تعیین می کنند، تردید کنیم. نخست اینکه "تحقق" حقوق بشر ایده ی بسیار مبهمی است. هیچ کشوری به طور تمام و کمال حقوق بشر را متحقق نمی کند؛ همه ی کشورها مشکلات حقوق بشری متعددی دارند.  بعضی کشور ها مسائل بزرگی در این زمینه دارند، و مشکلات بسیاری دیگر بس عظیم است ("نقض فاحش حقوق بشر"). از این گذشته، مسئولیت دولت های فعلی کشورها در قبال این مشکلات نیز متفاوت است. مثلا ممکن است مسئولیت اصلی مشکلات کشوری بر عهده ی دولت سابق آن باشد و دولت فعلی در حال برداشتن گام های قابل قبولی در مسیر پایبندی به حقوق بشر باشد.

 

به علاوه، تعریف حقوق بشر به عنوان هنجارهایی که حدود تحمل یک دولت را مشخص می کنند، مستلزم تحدید حقوق بشر به تنها چند حق بنیادی است. در این مورد راولز فهرست زیر را پیشنهاد می کند: "حق حیات (حق برخورداری از الزامات بقا و ایمنی)؛ حق آزادی (آزادی از بردگی، رعیتی، و اشغال عدوانی، و آزادی مکفی برای انتخاب دین و اندیشه)؛ حق مالکیت (مالکیت شخصی)؛ و برابری رسمیِ ناشی از قواعد عدالت طبیعی (یعنی برخورد یکسان با موارد یکسان)" (راولز 1999، 65). راولز با ذکر این فهرست، اغلبِ آزادی ها را، مانند حق مشارکت سیاسی، حقوق برابری، و حقوق رفاه از شمول این حقوق بنیادی خارج می کند. فرو نهادن حقوق برابری و دموکراسی، بهای گزافی است که او می پردازد تا به حقوق بشر نقش مرزگذارنده بر تحمل یک حکومت را اعطا کند. اما می توانیم  مقصود اصلی راولز را بدون پرداختن این بها نیز حاصل کنیم. مقصود اصلی او این است که کشورهایی را که به نقض فاحش مهم ترین حقوق بشر می پردازند نباید تحمل کرد. اما برای پذیرش این مقصود لازم نیست از راولز پیروی کنیم و حقوق بشر را  با انگاره ی اساسا نحیفی از این حقوق معادل بدانیم. بر عکس، می توانیم آموزه ای پیش نهیم که بر پایه ی آن مشخص می کنیم کدام حقوق از همه  مهم تر اند – این آموزه برای دیگر مقاصد نیز لازم می آید – تا نقض فاحش آن بنیادی ترین حقوق را مبنای عدم تحمل یک دولت قرار دهیم. 

 

 

2. اسناد، معاهدات و سازمان های حقوق بشر

 

 در این بخش طرح واره ای از توسعه ی ملاک های ارتقا و صیانت از حقوق بشر از سال 1948 به بعد ارائه می شود. این اسناد و سازمان ها، دیدگاه معاصر به چیستی حقوق بشر را بیان می کنند و مشخص می سازند که کدام هنجارها حقوق بشری محسوب می شوند.

 

 

 1.2 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

 

 در خلال جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهایی که با آلمان هیتلری می جنگیدند به این نتیجه رسیدند که لازم است پس از جنگ یک سازمان بین المللی ایجاد شود تا صلح و امنیت بین المللی را ارتقا بخشد. از نخستین ایده های آن سازمان، یعنی سازمان ملل متحد، این بود که ارتقای حقوق بشر ابزار بسیار مهمی برای ارتقای صلح و امنیت جهانی است. از تاسیس ملل متحد دیری نگذشت که کمیته ای از سوی آن مسئول نگارش یک منشور بین المللی حقوق شد. قرار بود این منشور حقوق، مشابه منشور حقوق برخی کشورها باشد، اما برای مردم همه ی کشور ها قابل اعمال باشد. منشور بین المللی حقوق در دسامبر 1948 به عنوان اعلامیه ی جهانی حقوق بشر(UDHR) به تصویب رسید (مورسینک 1999). اگرچه برخی دیپلمات ها امیدوار بودند که این منشور به عنوان معاهده ای الزام آور شناخته شود تا همه ی کشورهایی که عضو ملل متحد می شوند ملزم به رعایت آن باشند، در نهایت این منشور به صورت یک اعلامیه درآمد –یعنی یک دسته استانداردهای پیشنهادی- و نه یک معاهده. این اعلامیه، ارتقای حقوق بشر را از طریق "تعلیم و آموزش" و "ملاک های ملی و بین المللی، برای تضمین رعایت و نظارت بر اجرای آنها"  پیشنهاد می کرد.

 

 UDHR در ارائه ی الگویی برای معاهدات حقوق بشری متعاقب اش، و واداشتن کشورها به شمول حقوق مندرج در آن در فهرست حقوق قانون اساسی های ملی، به نحو شگفت آوری موفق عمل کرده است (مورسینک 1999). UDHR و معاهدات پیامد آن، عمده ی مقصود مردم از اموری هستند که حقوق بشر خوانده می شوند. با این حال، در عمل پایبندی به هنجار های  UDHR به اندازه ی تحسین خشک و خالی آن نبوده است. کل گستره ی حقوق بشر در بسیاری از نقاط جهان هنوز عملا پذیرفته نشده است.

 

2.2  میثاق اروپایی حقوق بشر

 

 جنگ سرد به مرگ ایده ی تقویت حقوق بشر از طریق معاهدات و سازمان های بین المللی نیانجامید. در سراسر دهه های پنجاه و شصت، سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی تلاش خود را برای ایجاد معاهدات بین المللی حقوق بشر  دنبال کردند. در اوایل 1950 کشورهای اروپای غربی یک معاهده ی حقوق بشر درچارچوب شورای اروپا امضا کردند. میثاق اروپایی (European Convention  یا ECHR، شورای اروپا، 1950( حقوق استاندارد مدنی و سیاسی را پوشش می دهد. حقوق آن مشابه UDHR است. حقوق اقتصادی و اجتماعی در سند دیگری یعنی منشور اجتماعی اروپایی( The European Social Charter ) درج شده اند. امضا کنندگان اولیه ی ECHR کشورهای اروپای غربی بودند، اما پس از پایان جنگ سرد، در اویل دهه ی 1990 بسیاری از کشورهای اروپای شرقی، از جمله روسیه، نیز به آن پیوستند. امروزه این میثاق 41 کشور و 800 میلیون نفر را دربرمی گیرد.

 

 مطابقECHR ، یک دادگاه حقوق بشر، به نام دادگاه اروپایی حقوق بشر (European Court of Human Rights)  تأسیس شده که وظیفه ی تفسیر هنجارهای حقوق بشر و رسیدگی به دعاوی مربوط به آن را برعهده دارد. کشورهای امضا کننده ی ECHR توافق کرده اند که فهرستی از حقوق را به رسمیت بشناسند، اما همچنین توافق کرده اند که تحقیق و تفحص، وساطت و احکام آن در مورد دعوی ها را نیز بپذیرند. امروزه ECHR  موثر ترین نظام صیانت از حقوق بشر در سطح بین المللی است. این دادگاه، که مقر آن در شهر استراسبورگ فرانسه است، از هر دولت عضو یک قاضی دارد –گرچه این قضات، مستقلا منسوب می شوند و نماینده ی دولت متبوع شان نیستند.  اگر شهروندان هر یک از کشورهای عضو شکایتی در مورد نقض حقوق بشری شان داشته باشند و  نتوانند در دادگاه های ملی خود به خواسته شان دست یابند، می توانند دادخواست خود را به دادگاه اروپایی حقوق بشر ارجاع دهند. شکایات دولت ها از نقض حقوق بشر در دیگر کشورهای عضو نیز در این دادگاه پذیرفته می شود، اما به ندرت طرح شده است. اگر دادگاه صلاحیت بررسی شکایتی را بپذیرد، آن را بررسی و در خصوص آن حکم صادر می کند. پیش از صدور حکم، دادگاه می کوشد تا با وساطت قضیه را حل کند. اگر این مصالحه ناکام ماند، دادگاه حکم صادر می کند و راه حل می دهد. این فرآیند به ایجاد رویه های بسیاری در حقوق بشری بین المللی انجامیده است (جاکوبز و وایت 1996، جانیس، کِی و بِرَدلی 1995). دولت ها تقریبا همیشه احکام دادگاه اروپایی را می پذیرند. چرا که همگی به ECHR و حاکمیت قانون متعهد اند، و اگر احکام این دادگاه را نپذیرند عضویت آنها در شورای اروپا در معرض خطر قرار می گیرد.

 

 

 3.2 معاهدات حقوق بشر  سازمان ملل متحد

 

 تلاش برای امضای معاهدات بین المللی حقوق بشر در سازمان ملل نیز، به رغم وجود جنگ سرد، به پیش رفت. معاهده ی ضد نسل کشی (The Genocide Convention) در سال 1948 به تصویب رسید، و امروزه بیش از 130 امضا کننده دارد. این معاهده نسل کشی را تعریف می کند و آن را در قوانین بین المللی جرم محسوب می کند. همچنین ارگان های سازمان ملل را موظف به پیشگیری و توقف نسل کشی می سازد و دولت ها را ملزم می کند که مواد مربوط به پیش گیری از نسل کشی را در قوانین ملی خود بگنجانند، و بکوشند اشخاص یا سازمان هایی را که بدان اقدام کرده اند مجازات کنند، و پیگرد اشخاص متهم به نسل کشی را میسر سازند. دادگاه جنایی بین المللی ( The International Criminal Court) که بر اساس این معاهده در سال 1998 در رُم بنیان گذاشته شده مرجع پیگرد قانونی نسل کشی، و نیز جنگ ها و جرائم علیه بشریت در سطح بین المللی است.

 

 طرح گنجاندن حقوق مندرج در UDHR در حقوق بین الملل نیز با گام هایی بس آهسته به پیش رفته است. پیش نویس های کنوانسیون های بین المللی به سال 1953 برای تصویب تقدیم مجمع عمومی سازمان ملل شد. برای منظور کردن نظر کسانی که معتقد بودند حقوق اقتصادی و اجتماعی از اصول حقوق بشر نیستند، یا نباید به همان شیوه ی حقوق مدنی و سیاسی منظور شوند، دو معاهده تدوین شد: کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (International Covenant on Civil and Political Rights  یا ICCPR، سازمان ملل، 1996b) و کنوانسیون بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (International Covenant on Economic, Social, and Cultural Rights  یا ICESCR، سازمان ملل، 1966c). این معاهدات که تجلی حقوق UDHR بودند تا سال 1966   به تصویب مجمع عمومی نرسیدند و تا سال 1976 طول کشید تا مقبولیت کافی  برای به اجرا درآمدن پیدا کنند. مضمون ICCPR اغلبِ حقوق مدنی و سیاسی است که در UDHR درج شده است. و مضمون  ICESCR حقوق اقتصادی و اجتماعی مندرج در نیمه ی دوم UDHR است.

 

 در بازه ی زمانی میان امضای UDHR  به سال 1948 و تصویب کنوانسیون های بین المللی توسط مجمع عمومی سازمان ملل به سال 1966، بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، که به تازگی از بند استعمار رسته بودند به عضویت سازمان ملل درآمدند. اغلب این کشور ها مایل به همراهی با رویکرد حقوق بشری بودند، اما آن را چنان تعبیر کردند که بازتاب علائق و مسائل مبتلا به شان، مانند لغو استعمار، انتقاد از تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، و تقبیح تبعیض های نژادی در سراسر جهان  باشد. کنوانسیون های بین المللی بازتاب این ملاحظات هستند؛ هر دو محتوی مواد یکسانی هستند که بر حق مردمان برای تعیین سرنوشت و کنترل منابع طبیعی خود تأکید می کنند. در این کنوانسیون ها به حقوق علیه تبیعض اولویت داده شد. و حقوق مالکیت و  پرداخت خسارت اموالی که توسط دولت غصب شده از کنواسیون ها حذف شده است.

 

کشوری که یک معاهده ی حقوق بشر ملل متحد را امضا می کند، متعهد می شود که حقوق مندرج در آنها را رعایت کنند. آن دولت همچنین تعهد می کند که مراقبت و انتقادات بین المللی در این زمینه را پذیرا و پاسخگو باشد. ICCPR توسط تقریبا 150 کشور امضا شده است، و نشانگر نظام استاندارد سازمان ملل برای اعمال یک منشور حقوق بین المللی است. بر اساس این کنواسیون یک سازمان، به نام کمیته ی حقوق بشر، ایجاد شده که وظیفه ی آن ارتقای هنجارهای مندرج در ICCPR است. هجده عضو کمیته ی حقوق بشر نماینده ی دولت های متبوع خود محسوب نمی شوند، بلکه به عنوان متخصصان مستقل درنظر گرفته می شوند. این موقعیت به آنها امکان می دهد تا دیدگاه های تخصصی خود را آزادانه و بدون تقید به مواضع دولت شان مطرح کنند. ICCPR برخلاف ECHR برای تفسیر مفاد خود یک دادگاه بین المللی پیش بینی نکرده است. کمیته ی حقوق بشر می تواند دیدگاه های خود را در مورد اینکه یک عمل مشخص مصداق نقض حقوق بشر است یا خیر ابراز کند، اما فاقد صلاحیت برای انتشار گزارش های رسمی است (آلستون و کرافورد 2000).

 

 ICCPR دولت های امضا کننده را ملزم می دارد که در مورد تعهدشان به این معاهده مرتبا گزارش دهند. کمیته ی حقوق بشر وظیفه ی دریافت، مطالعه و اظهارنظر انتقادی در مورد این گزارش ها را برعهده دارد (بوِرفین 1999، مک گولدریک 1994) . این کمیته جلساتی عمومی برای استماع  نظرات سازمان های غیردولتی مانند عفو بین الملل  برگزار می کند، و با نمایندگان دولت های گزارش دهنده ملاقات می کند. آنگاه کمیته ی حقوق بشر "ملاحظات نهایی" خود را منتشر می کند که در آن تقید کشور گزارش دهنده به حقوق بشر ارزیابی می شود. این رویه مستلزم آن است که کشورهای امضا کننده ی ICCPR همکاری خود را با کمیته ی حقوق بشر حفظ کنند و مشکلات حقوق بشری خود را در معرض افکار عمومی جهانیان بگذارند. این روال گزارش دهی برای تشویق کشور ها به تشخیص مشکلات حقوق بشری شان و اتخاذ شیوه هایی برای رفع آنها در طی زمان مفید است. اما در مورد کشورهایی که تمایلی به گزارش دهی ندارند یا از آن جدی نمی گیرند،  کارآمد نیست، و اغلب، نتایج کمیته ی حقوق بشر چندان توجهی بر نمی انگیزد (بایِفسکی 2001). ICCPR علاوه بر رویه ی گزارش دهی اجباری، حاوی بند جداگانه ایست که جداگانه امضا می شود. به موجب این بند، کمیته ی حقوق بشر صلاحیت دریافت، بررسی و وساطت در مورد شکایات افرادی را می یابد که معتقداند حقوق مندرج در ICCPR آنها توسط دولت متبوع شان نقض شده است (جوزف، شولتز، و کاستان 2000). تا سال 2000، 95 دولت از 144 امضا کننده ی ICCPR این بند اختیاری را امضا کرده اند.

 

 در مجموع، این نظام اِعمال حقوق بشر محدود است. این نظام به کمیته ی حقوق بشر قدرت نمی دهد تا دولت ها را وادار کند که رویه هایشان را تغییر دهند یا حقوق یک قربانی را اعاده کنند. ابزار های کمیته محدود به تعقیب، وساطت و افشای نقض حقوق بشر در معرض افکار عمومی است.

 

بسیاری از دیگر معاهدات حقوق بشرِ سازمان ملل متحد نیز کم و بیش به شیوه ی همین ICCPR اعمال می شوند. این معاهدات شامل میثاق بین المللی محو همه ی صور تبعیض نژادی (International Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination ، سازمان ملل 1966)، میثاق محو  همه ی صور تبعیض علیه زنان (The Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women ، سازمان ملل 1979)، میثاق حقوق کودک (The Convention on the Rights of the Child ، سازمان ملل 1966)، و میثاق علیه شکنجه ودیگر رفتارها یا مجازات های ظالمانه یا تحقیرآمیز (The Convention against Torture and Other Cruel, Inhuman or Degrading Treatment or Punishment ، سازمان ملل 1984) است.

 

 دیگر موسسه ی سازمان ملل، که در زمینه ی قضائی حقوق بشر فعالیت دارد، دادگاه جنائی بین المللی است (International Criminal Court ، سازمان ملل، 1998) که اعضای آن در سال 2003 انتخاب شدند. چنان که در بالا اشاره شد احکام آن در حیطه ی جرائم مربوط به نسل کشی، جنایات جنگی، و جرائم علیه بشریت مانند نسل کشی، برده داری، و شکنجه است (شاباس 2001).

 

 

4.2 دیگر موسسات حقوق بشریِ سازمان ملل

 

 معاهدات حقوق بشری، تنها یک بخش از برنامه ی حقوق بشر سازمان ملل را تشکیل می دهند. موسسات متعددی در سازمان ملل هستند که وظیفه ی آنها ارتقای حقوق بشر، مستقل از الزامات تعیین شده در معاهدات حقوق بشر است. این موسسات شامل کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، کمیسیون حقوق بشر، و شورای امنیت سازمان ملل است (رودلی 1999).

 

 کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل (High Commissioner for Human Rights ) وظیفه ی هماهنگی بسیاری از فعالیت های حقوق بشری درون سازمان ملل را برعهده دارد. این کمیساریا، شکایات مربوط به نقض حقوق بشر را دریافت می کند، برای تدوین معاهدات و رویه های جدید همکاری می کند، برنامه ی کاری موسسات حقوق بشر سازمان ملل را تنظیم می کند، و به دولت ها خدمات مشاوره ای ارائه می دهد. مهم تر از همه، کمیساریای عالی به عنوان مدافع تمام وقت حقوق بشر در سازمان ملل انجام وظیفه می کند (کورِی 1998، 369).

 

 کمیسیون حقوق بشر (Human Rights Commission) یکی از ارکان سازمان ملل است که به موجب منشور ملل متحد (UN Charter )ایجاد شده، و متشکل از نمایندگان 53 دولت است. کار اصلی آن پرداختن به نقض های فاحش حقوق بشر درهمه جای دنیاست. از آنجا که اعضای آن نمایندگان دولت ها هستند و نه متخصصان مستقل، سیاسی تر از کمیته ی حقوق بشر است که به موجب ICCPR ایجاد شده است. کمیته ی حقوق بشر درقالب قوانین بین الملل به مسائل حقوق بشر می پردازد، اما کمیسیون حقوق بشر در چارچوب  سیاست و دیپلماسی بین المللی به این مسائل می پردازد. از جمله دستاورد های کمیسیون حقوق بشر تصویب UDHR  و بسیاری از معاهدات حقوق بشر، و نیز مقابله ی دامنه دار و موفق با آپارتاید در آفریقای جنوبی بوده است (تولِی، 1987).

 

 تمرکز اصلی کمیسیون بر شرایطی است که مصداق "نقض پیوسته و گسترده"  ی حقوق بشر محسوب می شوند. کمیسیون صلاحیت دریافت شکایات مربوط یه این نقض های گسترده، و بررسی آنها در جلسات غیرعلنی را داراست. همچنین کمیسیون حقوق بشر هر ساله یک نشست عمومی برگزار می کند که در آن از دولت ها و سازمان های غیردولتی دعوت می شود تا آن نواحی جهان را که مشکلات جدی حقوق بشری دارند، برای بررسی کمیسیون تعیین کنند. هنگامی که کمیسیون تصمیم گرفت که یک شکایت را بررسی کند، برای این کار ابزارهای چندی دارد. می تواند از دولت مورد نظر در مورد آن توضیح بخواهد، از جانب خود بازرسانی تعیین کند، یا موضوع را به شورای امنیت محول کند. همچنین، کمیسیون گروه های کاری "موضوعی" دارد که به انواع مختلف مسائل خانواده ی حقوق بشر می پردازند.  

 

 در منشور سازمان ملل، وظیفه ی شورای امنیت (Security Council) حفظ صلح و امنیت جهانی تعیین شده است. اعضای پانزده گانه ی اصلی این شورا صلاحیت دارند در مورد مداخله ی نظامی و اعمال تحریم های سیاسی و اقتصادی علیه دولتی تصمیم گیری کنند (بِیلی 1994، رامشاران 2002).  در خلال جنگ سرد، شورای امنیت جز در مورد آپارتاید در آفریقای جنوبی، از پرداختن به دیگر مسائل حقوق بشر اجتناب کرد.  اما در اویل دهه ی 1990 به بسیاری از مسائل مربوط به حقوق بشر و جرائم جنگی پرداخت. این شورا به کار گیری نیروی نظامی برای مداخله در سومالی، یوگسلاوی سابق، رواندا، هائیتی، و تیمور شرقی را تصویب کرده است، و مسئولیت چند مأموریت صلح بانی را بر عهده دارد.

 

 

5.2 تنظیمات منطقه ای خارج از اروپا

 

 دو نظام منظقه ای خارج از اروپا وجود دارد. یکی نظام بین- آمریکا یی است که تحت نظارت سازمان دولت های قاره ی آمریکا فعالیت می کند؛ و دیگری نظام آفریقایی است که تحت نظارت اتحادیه ی آفریقا می باشد.

 

 اولی که شامل تقریبا همه ی کشورهای قاره ی آمریکاست، درکل شبیه نظام اروپایی است. اسناد اصلی آن اعلامیه ی آمریکایی حقوق و وظایف انسان (The American Declaration of the Rights and Duties of Man سازمان دولت های قاره ی آمریکا، 1948) و میثاق آمریکایی حقوق بشر (The American Convention on Human Rights ، سازمان دولت های آمریکایی 1969) هستند. ارکان آن کمیسیون بین-آمریکایی حقوق بشر (Inter-American Commission on Human Rights ، تاسیس به سال 1960) و دادگاه حقوق بشر بین – آمریکایی (The Inter-American Court of Human Rights ، تاسیس به سال 1979) هستند. کمیسیون شکایات افراد را بررسی می کند و در مورد کشورهایی که در آنها نقض فاحش حقوق بشر رخ می دهد گزارش هایی تهیه می کند. دادگاه صلاحیت تفسیر و اجرای کنوانسیون را دارد (دیویدسون 1997). گرچه این سیستم در کلیت خود مشابه رژیم اروپایی حقوق بشر است، زمینه ای عمل آن بسیار متفاوت است. مشکلات حقوق بشر در آمریکای لاتین مقیاسی بس وسیع تر از اروپا دارند، و  در دهه ی 1980 بسیاری از دولت های آن متهم به نقض حقوق بشر بودند. تاکنون، کمیسیون بسی فعال تر از دادگاه بوده است (فارِر 1997).

 

نظام آفریقایی که کشورهای قاره ی آفریقا را پوشش می دهد، دارای یک معاهده و یک کمیسیون حقوق بشر است. این معاهده که توسط اتحادیه ی آفریقا (The African Charter on Human and Peoples' Rights سازمان اتحاد آفریقای سابق) تدوین شده، منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم نام دارد (The African Charter on Human and Peoples' Rights اتحادیه ی آفریقا 1981). کمیسیون آفریقایی حقوق بشر و مردم (The African Commission on Human and Peoples' Rights)، تأسیس به سال 1986، مسئول ارتقای حقوق بشر در آفریقا و نظارت بر پایبندی اعضا به این معاهده است. کشورهای امضا کننده ی آن ملزم اند به طور منظم در مورد مسائل حقوق بشری خود و تلاش هایشان برای رفع آنها به کمیسیون گزارش دهند. تلاش برای ایجاد یک دادگاه، دادگاه آفریقایی حقوق بشر و مردم، در جریان است. نظام آفریقایی نیز مشکلات حقوق بشری فراوانی برای رسیدگی دارد، مکررا با عدم همکاری دولت ها مواجه می شود، و فاقد منابع کافی برای ایفای نقشی عمده می باشد (اِوانز و موری 2002).

 

 

2.6  ارتقای حقوق بشر توسط دولت ها

 

 گاهی دولت ها به تنهایی یا با همراهی دیگر دولت ها برای صیانت از حقوق بشر در کشور های دیگر اقدام می کنند. برای مثال، پرتقال برای حل بحران در تیمورشرقی کوشید. و استرالیا برای حفظ صلح و صیانت از حقوق بشر در تیمور شرقی مداخله ی نظامی کرد. این شیوه ها شامل دیپلماسی، انتشار گزارش و اعلامیه، مشروط کردن تجارت یا کمک ها به بهبود وضع حقوق بشر، تحریم های اقتصادی و مداخله ی نظامی است.

 

 کوشش های دولت ها به افزودن توان نظام حقوق بشر بین المللی یاری می رساند. کشورهای اروپای غربی، کانادا، استرالیا و ایالات متحده پیشروان موسسات حقوق بشری اند. آنها از این نظام  پشتیبانی قابل ملاحظه ای می کنند، امور آن را در ایام پریشانی پی می گیرند، و در شرایط بهتر درصدد بسط و شکوفایی اش برمی آیند. گرچه این کشور ها همیشه به چالش با اضطرارهای حقوق بشری برنخاسته اند، اما گاهی نیز هزینه ی قابل توجهی، چه جانی و چه مالی، مصروف آن نموده اند. این کشورها اغلب با شورای امنیت همکاری نزدیکی دارند. باین حال، این کشورها ، جز تعهدشان به منشور ملل متحد برای حمایت از اقدامات شورای امنیت، تعهد قانونی مشخصی به این امور  ندارند.

 

 

7.2 سازمان های غیردولتی مربوط به حقوق بشر

 

 سازمان های غیردولتی بسیاری در سطح بین المللی در زمینه ی حقوق بشر فعال هستند. از جمله ی این سازمان ها می توان از عفو بین الملل(Amnesty International)، دیده بان حقوق بشر(Human Rights Watch)، کمیسیون بین المللی قضات (International Commission of Jurists)، پزشکان بدون مرز(Doctors without Borders)، و آکسفام (Oxfam) نام برد. (بخش دیگر منابع اینترنتی (اسناد، کتابخانه ها، NGO ها را ببینید)). نمایندگان NGO ها را می توان در همه جای نظام حقوق بشر بین المللی دید. این نمایندگان در نشست های حقوق بشر سازمان ملل حضور می یابند، و اغلب مشارکت دارند. این سازمان ها از طریق گزارش ها و مشاهدات شان اطلاعاتی در مورد وضعیت حقوق بشر ارائه می دهند. و برنامه های کاری، سیاست ها، و معاهدات سازمان ملل را از طریق همکاری ها و اعمال نظر هاشان شکل می بخشند، و پیوند های میان نظام حقوق بشر بین المللی و سیاست در سطح منطقه ای برقرار می کنند (کورِی 1998).

 

 

3. وجود حقوق بشر

 

 واضح ترین طریقی که می توان گفت حقوق بشر وجود دارند، هنجارها و استانداردهایی مندرج و مصوب در قوانین بین المللی و ملی است. برای مثال، حق بشریِ به بردگی یا رعیتی گرفته نشدن در ماده ی 4 از ECHR و ماده ی 8 از ICCPR وجود دارد زیرا این معاهدات این حق را در سطح بین المللی موجودیت بخشیده اند. در سطح ملی، هنجارهای حقوق بشر وجود دارند، چرا که رسما به تصویب قانونی رسیده اند یا توسط رویه یا قانونی قضائی رسمیت یافته اند. مثلا، قانون ضد بردگی در ایالات متحده وجود دارد، چرا که اصلاحیه ی سیزدهم قانون اساسی آمریکا بردگی را منع می کند. هنگامی که حقوق در قوانین بین الملل درج شوند، آنها را حقوق بشری می خوانیم؛ اما هنگامی که در قوانین ملی درج شده باشند، اغلب حقوق مدنی یا اساسی محسوب می شوند. چنان که این مثال نشان می دهد، ممکن است یک حق، همزمان در بیش از یک نظام هنجاری وجود داشته باشد.. آرمان جنبش حقوق بشر این است که هنجارهای بین المللی اش  در قوانین اساسی کشورهای سراسر جهان درج شوند.

 

 این تصویب و درج شدن در قوانین ملی و بین المللی، یکی از طرقی است که می توان گفت حقوق بشر وجود دارند. اما به نظر بسیاری این که تنها طریق نیست. اگر موجودیت حقوق بشر تنها به خاطر تصویب قانونی شان بود، برخورداری از آنها وابسته به اوضاع محلی و بین المللی می شد. بسیاری در پی آن بوده اند که طریقی برای حمایت از این ایده بیابند که حقوق بشر ریشه هایی عمیق تر دارند که وابسته به تصمیمات مردمان و تصویب قانونی نیست. یک روایت از این ایده این است که مردم با حقوق بشری زاده می شوند، یعنی حقوق بشری به نوعی، ذاتی یا فطری ابنای بشر هستند.  یک طریق احراز موقعیتی هنجاریِ فطری می تواند این باشد که این حقوق بشری خدادادی اند. اعلامیه ی استقلال ایالات متحده (Declaration of Independence ،1776) ادعا می کند که "خالق انسان ها" حقوق طبیعیِ "حیات، آزادی، و جستجوی سعادت را به ایشان اعطا نموده است". در این دیدگاه، خدا قانون گذار اعلاست و برخی حقوق بشری پایه را تصویب کرده است.

 

 حقوقی که ممکن است توسط فرمان الهی اعطا شده باشند باید بسیار عام و انتزاعی باشند (حیات، آزادی و غیره) تا بتوان آنها را در طی هزاران سال تاریخ بشر، و نه تنها قرن های اخیر، اعمال کرد. اما حقوق بشر معاصر پرشمارتر و مشخص تر اند (مثلا حق برخورداری از محاکمه ی عادلانه، حق آزادی مذهب، حق برابری در برابر قانون و غیره). حتی اگر مردمان با حقوق طبیعی خدادادی زاده شده باشند، باز هم لازم است تا تبیین کنیم که چگونه از این حقوق عام و انتزاعی به حقوق مشخصی می رسیم که اعلامیه ها و معاهدات معاصر یافت می شوند. ممکن است انتساب حقوق بشر به فرمان های الهی، در سطح متافیزیکی به آنها موقعیتی امن ببخشد، اما در واقع، در جهانی چنین گونه گون، آنها را عملا ایمن نمی سازد. میلیاردها نفر به خدای مسیحیت، اسلام و یهودیت اعتقاد ندارند. اگر مردم به خدا، یا قسمی خدای قانونگذار، اعتقاد نداشته باشند، آنگاه اگر بخواهید حقوق بشر را مبتنی بر باورهای الهیاتی کنید، باید آن مردمان بی اعتقاد را وادارید که ابتدا دیدگاه های الهیاتی شما را بپذیرند، امری که شاید دشوار تر از پذیراندن حقوق بشر به آنها باشد. برای مقاصد عملی، تصویب قانونی در سطوح ملی و بین المللی موقعیتی بس ایمن تر به حقوق بشر می بخشد.

 

همچنین در مورد چگونگی وجود حقوق بشر می توان گفت که حقوق بشر فارغ از تصویب قانونی، به صورت بخشی از اخلاقیات بالفعل بشری وجود دارند. به نظر می رسد که همه ی آدمیان اخلاقیاتی داشته باشند. یعنی هنجارهایی آمرانه برای رفتار داشته باشند که متکی بر عقلانیت و ارزش هاست. این اخلاقیات حاوی هنجارهایی مشخص (مانند اجتناب از قتل عمدی بیگناهان)، و  ارزش هایی مشخص (مانند ارزشمندی حیات انسان) است. یک طریق امکان وجودحقوق بشر، فارغ از تصویب الهی یا انسانی، این است که آنها را هنجارهایی بدانیم که در همه، یا تقریبا همه ی اخلاقیات بشری موجود اند. اگر تقریبا همه ی گروه های انسانی اخلاقیاتی داشته باشند که هنجارهایش قتل را منع می کند، این هنجار را می توان برسازنده ی حق بشری حیات دانست. می توان حقوق بشر را هنجارهای اخلاقی پایه ی مشترک میان همه، یا تقریبا همه ی اخلاقیات پذیرفته شده ی آدمیان دانست.

 

این دیدگاه جذابی است، اما آکنده از مشکل است. نخست اینکه،  بسیار نامحتمل می نماید که اخلاقیات تقریبا همه ی گروه های انسانی با منع اموری مانند شکنجه، محاکمه ی ناعادلانه، موسسات غیردموکراتیک، و تبعیض بر پایه ی نژاد یا جنسیت موافق باشند. میان کشورها و فرهنگ ها بر سر این مسائل عدم توافق های بسیاری وجود دارد. هدف اعلامیه ها و معاهدات حقوق بشر تغییر هنجارهای موجود است، و نه صرف تشریح اتفاق نظر های اخلاقی موجود. دوم اینکه، اصلا روشن نیست که این هنجارهای مشترکِ موجود، حقوق افراد را صیانت کنند. ممکن است گروهی فکر کنند شکنجه عموما چیز بدی است، بدون اینکه معتقد باشند که همه افراد، حقی با اولیت بالا برای شکنجه نشدن دارند. سوم اینکه، حقوق بشر عمدتا معطوف به وظایف دولت ها هستند. اخلاقیات عادی میان اشخاص اغلب در مورد اینکه دولت ها  چه باید کنند و چه نباید کنند، حرف چندانی برای گفتن ندارند.

 

 یک طریق دیگر تبیین وجود حقوق بشر هم این است که بگوییم حقوق بشر،  حقوقی هستند که در اخلاقیات درست یا موجه وجود دارند. با این رویکرد، گفتن اینکه حقی بشری برای شکنجه نشدن وجود دارد، درست معادل این است که بگوییم دلایلی محکم برای باور به اینکه شکنجه کردن تقریبا همیشه برخطاست، وجود دارد. در این رویکرد، UDHR به عنوان تلاشی برای صورت بندی اخلاقیات سیاسی موجه محسوب می شود. این اعلامیه فقط تلاشی برای بیان اتفاق نظرهای اخلاقی از پیش موجود نبوده است؛ بلکه تلاشی بوده برای ایجاد اتفاق نظری درباره ی اینکه دولت ها باید چگونه رفتار کنند تا عمل شان متکی بر مستحکم ترین عقلانیت عملی و اخلاقی باشد. این رویکرد مستلزم عینی دانستن عقلانیت اخلاقی و عملی است. مطابق این دیدگاه، همان طور که شیوه های قابل اطمینانی وجود دارد تا دریابیم جهان فیزیکی چگونه است، یا اینکه  ساختمان را چگونه باید ساخت که محکم و بادوام باشد، ، شیوه هایی هم برای فهمیدن این هست که افراد باید از دولت ها چه تقاضاهای موجهی  داشته باشند. گیریم که امروزه توافق بر سر اخلاق سیاسی  اندک باشد، اما اگر آدمیان خود را به آزاداندیشی و پرسشگری اخلاقی و سیاسی جدی متعهد کنند، این توافقات عقلانی را فراچنگ می آورند. اگر وجود استدلال های اخلاقی مستقل از برساخته های بشری باشد، هنگامی که این استدلال ها با مقدمات مربوط به موسسات، مسائل و منابع ترکیب شوند، می توانند  به ایجاد هنجارهایی متفاوت با هنجارهای پیشین بیانجامند. چنین می نماید که UDHR دقیقا این دیدگاه را اختیار می کند. یک مشکل این دیدگاه آن است که به نظر می رسد وجود حقوق بشر به عنوان استدلال هایی خوب، صورت ضعیفی از وجود حقوق بشر پیش می نهد. اما چه بسا بتوانیم این ضعف را یک مساله ی عملی، و نه نظری بدانیم. ضعفی که با صورت بندی و تصویب هنجارهای قانونی رفع شدنی است. بالاخره، بهترین صورتِ وجود حقوق بشر، ترکیبی از تصویبِ قانونیِ قوی، به همراه داشتن قسمی وجود اخلاقی است که از اتکا بر استدلال های قوی اخلاقی و عملی ناشی می شود.

 

 

 4. کدام حقوق، حقوق بشری اند؟

 

 این بخش به این پرسش می پردازد که کدام حقوق به فهرست حقوق بشر تعلق دارند. هر مساله ی مربوط به عدالت اجتماعی یا حکومت بخردانه به حقوق بشر مربوط نمی شود. برای مثال، ممکن است در کشوری نابرابری درآمد ها بسیار باشد، زمینه سازی برای فراهم کردن آموزش عالی کافی  نباشد، یا هیچ پارک ملی ای نباشد، بدون اینکه حقوق بشر نقض شده باشد. تصمیم گیری در مورد اینکه کدام هنجارها را باید حقوق بشری محسوب کرد، موضوعی قدری دشوار است. و برای گستردن فهرست حقوق بشر و گنجاندن حیطه های جدید در این فهرست هم  اصرار مداومی وجود دارد. بسیاری از جنبش های سیاسی مایل اند تا اهداف اصلی خود را در مقوله ی حقوق بشر طبقه بندی کنند، چرا که این امر اهداف شان را در عرصه ی بین المللی مشروعیت می بخشد و به ارتقا و گسترش آنها کمک می کند. یک نتیجه ی ممکن این "تورم حقوق بشری"، تنزل ارزش حقوق بشر بر اثر  جعل بسیاری از حقوق به این نام است. (کرانستون 1973،  اورند 2002، ولمان 1999، گریفین 2001b).

 

 حقوق بشر مشخص و مساله-محور اند. منشورهای تاریخی حقوق اغلب با فهرستی از گلایه ها در مورد سوءاستفاده های رژیم ها یا ادوار سابق آغاز می شوند. منشورهای حقوق می توانند با سخنی عام و انتزاعی از حقوق حیات، آزادی و کرامت ذاتی اشخاص آغاز شوند، اما فهرست حقوق آنها محتوی هنجارهای مشخصی است که به مسائل مألوف سیاسی، حقوقی یا اقتصادی می پردازند.

 

 برای تصمیم گیری در مورد اینکه مشخصا کدام حقوق مشخصا حقوق بشری اند، می توان رویکردی حداقلی یا حداکثری به اسناد بین المللی مانند UDHR یا ECHR پیش گرفت. در رویکرد حداقلی، فرض بر این است که، انگار پیش تر هرگز به این پرسش پرداخته نشده که فهرست حقوق مهمی که باید حقوق بشری محسوب شوند کدام اند، و انگار که در گُزیدن حقوق مندرج در اسناد تاریخی هیچ نفع عملی وجود ندارد. در رویکرد حداکثری، این اسناد بین المللی همه ی مطالب لازم در مورد حقوق بشر را به ما می گویند. این رویکرد گونه ای بنیاد گرایی است: معتقد است که اگر حقی در در فهرست رسمی حقوق بشر آمده باشد، کافی است تا از زمره ی حقوق بشری شناخته شود ("فقط لازم است بدانم در کتاب آمده یا نه"). اما فرآیند فهرست کردن حقوق بشر در سازمان ملل متحد و جاهای دیگر، فرآیندی سیاسی با نقایص بسیار بوده است. چندان بخردانه نیست که دیپلمات های بین المللی را بهترین مرجع قضاوت در این مورد بدانیم که حقوق بشر کدام اند. به علاوه، حتی اگر معاهده ای بتواند این مجادله را فرو نشاند که آیا یک حق معینِ مندرج در حقوق بین الملل، حقی بشری محسوب می شود یا خیر، نمی تواند آن حق را توجیه کند. می تواند ادعا کند که ملاحظاتی قوی حامی آن حق اند، اما نمی تواند آن را توجیه کند. اگر یک معاهده ی بین المللی  حق گردش آزادانه در  پارک های ملی  را به رسمیت بشناسد، ، امضای آن معاهده به منزله ی قبول دسترسی آزادانه به پارک های ملی به عنوان یک "حق بشری" در حقوق بین الملل است. اما این امر نمی تواند ما را وادارد که باور کنیم حق گشت و گذار آزادانه در پارک ها به قدر کافی مهم هست که واقعا  حقی بشری شمرده شود.

 

به محض اینکه این پرسش را جدی بگیریم که آیا ممکن است برخی هنجارهایی که امروزه حقوق بشری شمرده می شوند شایستگی این موقعیت را نداشته باشند (گریفین 2001a و 2001b) و آیا باید برخی هنجارهایی را  که امروزه به عنوان حقوق بشری محسوب نمی شوند، ارتقای درجه داد، طرق بسیاری را می توان برای پاسخ گویی پیش گرفت. رویکردی که باید از آن اجتناب کرد این است که وزن زیادی برای این انگاره قائل شویم که هنجارهای مورد سوال، حقوق، به معنای اخص کلمه هستند، یا می توانند باشند. این رویکرد می تواند به این نتیجه بیانجامد که حقوق کودک را نباید از زمره ی حقوق بشر محسوب کرد، چرا که کودکان خردسال نمی توانند از حقوق خود استفاده کنند، مدعی شان باشند، یا از آنها چشم بپوشند (هارت 1955، وِلمَن 1995، آچارد 2002). این دیدگاه در مورد اینکه آیا حقوق بشر به معنای اخص کلمه حقوق هستند یا فقط به معنای ضعیف کلمه حق محسوب می شوند، مصادره ی به مطلوب می کند. نمی توان با توسل به یک چارچوب مفهومی محدود، چنان که باید به جنبش حقوق بشر و آرمان های  آن خدمت کرد. بنیادی ترین ایده ی جنبش حقوق بشر، معطوف به حقوق نیست، بلکه  ایده ی تنظیم رفتار دولت ها از طریق هنجارهای بین المللی است. و هنگامی که یک سند حقوق بشر را می نگریم،  درمی یابیم که از مفاهیم هنجاری متنوعی استفاده کرده است. گاهی از حقوق سخن گفته می شود، مانند هنگامی که   UDHR می گوید " هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند  ..." (ماده ی 13). گاهی این اَسناد ممنوعیت هایی را بیان می کنند، مانند وقتی که UDHR می گوید " احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود." (ماده ی9). و در مواقعی دیگر اصولی عام را بیان می کنند، چنان که UDHR اعلام می کند " همه در برابر قانون ، مساوی هستند..." (ماده ی 7).

 

 برای ارزیابی هنجاری که نامزد موقعیت حقی بشری است، یک شیوه ی بهتر این است که ملاحظه کنیم  آیا این هنجار با ایده ی عام حقوق بشر که در اسناد بین المللی حقوق بشر آمده سازگار است یا خیر. اگر ایده ی عام حقوق بشر که دربالا پیشنهاد شد درست باشد، مستلزم مثبت بودن پاسخِ پرسش هایی از قبیل این است که آیا این هنجار می توانند دولت ها را مخاطب اصلی خود قرار دهند؟ آیا کمینه ی حیات خوب برای مردم را تضمین می کند؟آیا اولویت بالایی دارد؟ و آیا می توان به نفع آن استدلال هایی قوی ارائه داد که جهانشمولی و اولویت بالای آن را توجیه کنند؟

 

پرسش آخر نقش به ویژه مهمی ایفا می کند. این پرسش به سوالات دیگری می انجامد: نخست اینکه آیا به موجب آن حق علائق، ارزش ها، و هنجارهای بسیار مهمی دربرابر تهدیدهای معمول حمایت شده اند؟ دوم اینکه، آیا وظایف و مسئولیت های تحمیل شده به مراجع ایفای حق (مثلا دولت ها، شهروندان یا سازمان های بین المللی) موجه اند؟ و سوم اینکه، آیا آن حق، مطالبات مشهودی ایجاد می کند؟ برای مثال، برای حق منع شکنجه می توان پاسخ های قانع کننده ای به این پرسش ها داد. با این که شکنجه برای حیات، سلامتی، و آزادی آدمیان بسیار مضر است،اما در عین حال بسیار شایع است. وظیفه ی خودداری از شکنجه بر عهده ی همه ی افراد، اما به ویژه بر دوش دولت هاست. وظایف حمایت مردم در برابر شکنجه به نحو مناسبی بر عهده ی دولت ها و سازمان های بین المللی نهاده شده است. و اغلب کشورها از عهده ی انجام این وظیفه بر می آیند. شاید توقف شکنجه آسان نباشد، اما اغلب کشور ها از پس آن برمی آیند.

 

 پرسش های درمورد اینکه کدام حقوق، حقوق بشری هستند در مورد بسیاری از خانواده های حقوق بشر رخ می دهد. در ادامه موارد مربوط به (1) حقوق مدنی و سیاسی؛ (2) حقوق اقتصادی و اجتماعی؛ (3) حقوق گروه ها و اقلیت ها؛ و (4) حقوق زیست محیطی بررسی می شوند.

 

 

 4.1  حقوق مدنی و سیاسی

 

این حقوق مألوف، در منشورهای تاریخی حقوق، مانند اعلامیه ی فرانسوی حقوق انسان و شهروند (1789) و منشور حقوق ایالات متحده (1791، با اصلاحیه های بعدی) ذکر شده اند. منابع معاصر این حقوق،  21 ماده ی اول UDHR، و معاهداتی مانند ECHR، ICCPR،  میثاق آمریکایی حقوق بشر، و میثاق آفریقایی حقوق بشر را شامل می شود.برخی صورت بندی های اصلی این حقوق به قرار زیر اند:

 

 

×    هرکسی حق آزادی اندیشه و بیان دارد. این حق شامل آزادی جستجو، دریافت، و ابراز همه نوع اطلاعات و نظرات، بدون محدودیت مرزها، به صورت شفاهی، نوشتاری، چاپی، بیان هنری، یا هر رسانه ی دیگری است که فرد بر می گزیند. (میثاق آمریکایی حقوق بشر، ماده ی 1.13)

 

×    هر کسی حق دارد که از  آزادی شرکت در اجتماعات مسالمت آمیز و آزادی تشکل با دیگران، از جمله تشکیل و عضویت در اتحادیه های کاری برای حفاظت از علائق خود برخوردار باشد (ECHR، ماده ی 11).

 

×    هر شهروندی باید حق مشارکت آزادانه در امور دولت کشورش را، یا مستقیما و یا از طریق نمایندگان برگزیده شده مطابق قانون داشته باشد. 2. هر شهروندی باید حق دسترسی برابر به خدمات عمومی کشورش را داشته باشد.3. هر فردی باید حق دسترسی به اموال و خدمات عمومی را بر اساس برابری اکید همه ی اشخاص در پیشگاه قانون دارا باشد. (منشور آفریقایی، ماده ی 13)

 

 این حقوق با ایده ی عام حقوق بشر که در بالا ذکر شد (بخش 1.ایده ی عام حقوق بشر را ببینید) همخوانی دارند. نخست اینکه، این حقوق هنجارهایی سیاسی هستند که در درجه ی نخست مسئولیت هایی را بر عهده ی دولت ها و سازمان های بین المللی می نهند. دوم اینکه، این حقوق هنجارهای کمینه ای هستند. به این معنا که هدف از آنها احتراز از وقوع بدترین چیزها در جامعه ی سیاسی است، و نه وضع استانداردهایی عالی برای دولت. سوم اینکه، این حقوق هنجارهایی بین المللی  برای همه ی کشورها وضع می کنند – و اینک توسط بیش از 140 کشور جهان پذیرفته شده اند. سرانجام، می توان در موردشان ادعا کرد که اولویت بالایی دارند، و این ادعا را با استدلال هایی قوی حمایت کرد. حق آزادی جابجایی را درنظر بگیرید. یک طریق توجیه این حق و اولویت بالای آن، ذکر اهمیت جابجایی آزادانه جهت فراهم کردن ضروریات زندگی، پیگیری برنامه ها، پروژه ها و تعهدات، و حفظ پیوند با خویشان و دوستان است. با یک استدلال مرتبط  محاجه می شود که بدون امکان جابجایی آزادانه، بهره مندی از دیگر حقوق بشری ناممکن است. مثلا برآوردن حق مشارکت سیاسی بدون اینکه شخص مجاز باشد تا به حوزه های رأی گیری یا اماکن اجتماعات برود، ناممکن است.

 

حقوق مدنی و سیاسی مطلق نیستند، و گاهی می توانند به تعلیق در آیند. برخی از حقوق مدنی و سیاسی را می توان به ملاحظه ی حفظ اموال عمومی و خصوصی، یا توسط فرمان های منع کننده ی مربوط به کنترل خشونت های محلی، یا به موجب مجازات های قانونی محدود کرد. به علاوه، پس از بلایایی مانند طوفان یا زمین لرزه، مناسب است تا جابجایی آزادانه ی افراد کنجکاو را منع کرد تا دسترسی خودروها و تجهیزات کمک رسانی اضطراری تسهیل و از غارت اموال مردم جلوگیری شود. ICCPR اجازه می دهد تا برخی حقوق در خلال "موارد اضطراری عمومی که حیات ملت را تهدید می کنند" به حالت تعلیق در آیند (ماده ی 4). اما برخی حقوق، از جمله حق حیات، منع شکنجه، منع بردگی، منع مجازات مبتنی بر عطف به ماسبق، و آزادی اندیشه و دین را از این تعلیق مستثنا می کند.

 

 

 

2.4 حقوق اقتصادی و سیاسی

 

 علاوه بر "حقوق مدنی و سیاسی" که در بالا بررسی شدند، UDHR شامل حقوق "اقتصادی و اجتماعی" (یا رفاه) است. این حقوق مشتمل بر حقوق برابری و عدم تبعیض در مورد زنان و اقلیت ها، دسترسی به موقعیت های شغلی، مزد عادلانه، شرایط کاری امن و سالم، حق تشکیل اتحادیه های کاری و  مذاکرات جمعی، تأمین اجتماعی، و برخورداری از استاندارد های مناسب زیست (شامل غذا، پوشاک، و مسکن مناسب)، بهداشت و آموزش است.

 

 

3.4 حقوق اقلیت ها و گروه ها

 

 توجه به حقوق اقلیت ها از دغدغه های دیرین جنبش حقوق بشر بوده است. اسناد حقوق بشر تأکید دارند که همه ی مردم، از جمله اعضای اقلیت های قومی و گروه های مذهبی، حقوق پایه ی یکسانی دارند و باید بتوانند بدون تبعیض از این حقوق برخوردار شوند. حق آزادی از تبعیض به ویژه در UDHR و معاهدات پیامد آن متجلی شده است. مثلا ICCPR دولت های امضا کننده اش را متعهد می کند تا حقوق اتباع شان را بدون "هرگونه تبعیض، از جمله تبعیض برپایه ی نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، عقاید سیاسی یا عقاید دیگر، خواستگاه ملی یا اجتماعی، محل تولد، یا موقعیت اجتماعی" محترم شمارند و ایفا کنند.

 

 برخی از حقوق فردی استاندارد، برای اقلیت های قومی و دینی اهمیتی ویژه دارند. از جمله ی این حقوق، اجتماع آزادانه، تشکل یافتن، آزادی دین، و آزادی از تبعیض اند. اسناد حقوق بشر همچنین شامل حقوقی است که صریحا به اقلیت ها مربوط می شوند و از آنها حمایت ویژه ای به عمل می آورند.برای مثال ماده ی 7 از ICCPR می گوید که حقوق  اشخاصِ وابسته به اقلیت های قومی، مذهبی، یا زبانی "برای اجتماع با دیگر اعضای گروه خود، در پرداختن به فرهنگ، تعلیمات دینی و اجرای مناسک، یا استفاده از زبان خود نباید نادیده گرفته شود".

 

 گروه های اقلیت اغلب در معرض خشونت هستند و هنجارهای حقوق بشری از دولت ها می خواهند که چنین خشونت هایی را متوقف کنند و علیه آنها تدابیر لازم را اتخاذ نمایند. بخشی از این وظیفه به ایفای حق حیات برمی گردد، که یک حق فردی استاندارد است. اما حق علیه نسل کشی، گروه ها را در برابر تلاش برای محو یا ضربه زدن به آنها حفاظت می کند. میثاق ضد نسل کشی یکی از اولین معاهدات حقوق بشری پس از جنگ جهانی دوم بود. مطابق آن:

 

 

... نسل کشی به معنای هر یک اعمال زیر است که به قصد نابودی، کلی یا جزئی، یک ملت، گروه قومی، نژادی یا مذهبی انجام گیرد: (الف) کشتن اعضای گروه؛ (ب) ایجاد آسیب جدی جسمی یا روانی؛ (پ) گروه را به شرایطی دچار  کردن که به نابودی جسمی کلی یا جزئی شان بیانجامد؛ (ت) تحمیل شرایطی به قصد جلوگیری از زادو ولد درون گروه؛ (ث) انتقال قهرآمیز کودکان گروه به گروهی دیگر.

 

 حق محافظت در برابر نسل کشی از حقوق گروه هاست. صاحبان این حق، گروه ها هستند و این حق برای گروه ها، به عنوان گروه، حمایت هایی فراهم می آورد. این حق عمدتا سلبی است، به این معنا که دولت ها و دیگر موسسات را ملزم می دارد که از محو گروه ها اجتناب کنند. ؛ اما همچنین این حق مستلزم آن است که به این منظور ابزارهای قانونی و حمایت های دیگر نیز تأمین شوند.

 

 آیا یک حق گروهی نیز می تواند در ایده ی عام حقوق بشر که پیش تر مطرح شد بگنجد؟ بله، به شرطی که مفهوم کسانی را که می توانند واجد حقوق بشر باشند گسترده تر کنیم تا گروه های قومی و دینی را نیز شامل شود. چه بسا بتوان این امر را با ملاحظه ی این نکته بهتر توجیه نمود که متنفعان  از حق حفاظت در برابر نسل کشی، افرادی هستند که با حمایت شان در برابر تلاش برای محو گروهی که بدان تعلق دارند، از امنیت بیشتری برخوردار می گردند. (کیملیکا 1989).

 

 

 4.4  حقوق زیست محیطی

 

 به رغم خطر تورم حقوق، هنجارهای تشکیک ناپذیری هستند که باید از جمله ی حقوق بشر محسوب شوند، اما عموما چنین نشده اند. بالاخره، نواحی بسیاری از زمین هست که در آنها به علت کارهایی که دولت انجام داده یا فروگذار کرده، علائق بنیادی بشر تهدید می شوند.حقوق زیست محیطی را در نظر بگیرد. این حقوق اغلب به عنوان حقوق جانوران یا خود طبیعت تعریف می شوند. با این رویکرد نمی توان حقوق زیست محیطی را در ایده ی عام حقوق بشر گنجاند، چرا که صاحبان این حقوق انسان ها یا گروه های انسانی نیستند. اما می توان رویکرد فروتنانه تری نیز پیش گرفت؛ حقوق بشر را می توان حقوق بهره مندی از محیط سالم و ایمن دانست. چنین حقوقی انسان-محور اند: مستقیما مسائلی مانند ادعای حقوق برای حیوانات، غنای زیستی، یا توسعه ی پایدار را پوشش نمی دهند (نیکل 1993).

 

 حق برخورداری از یک محیط زیست امن را می توان با ملاحظه ی اینکه این حق در وحله ی اول وظایفی را برعهده ی دولت ها و سازمان های بین المللی می نهد، در ایده ی عام حقوق بشر گنجاند. این حق آنان را وا می دارد تا فعالیت های دولتی و غیردولتی را چنان تنظیم کنند تا حفظ ایمنی محیط زیست تضمین شود. مخاطب ثانوی این حق شهروندان هستند. این حق کمینه ی استاندارد زیست محیطی ، یعنی ایمنی انسان ها را لحاظ  می کند، و نه استانداردهای بالاتر یا گسترده تر حفاظت از محیط زیست (البته کشور هایی که توانایی اعمال استانداردهای بالاتر را دارند آزادند تا آن استانداردها را در قانون یا منشور حقوق خود درج کنند.)

 

 توجیه این حق باید نشان دهد که مسائل زیست محیطی تهدید هایی جدی برای علائق، ارزش ها و هنجارهای بنیادی بشر به شمار می آیند؛ دولت ها می توانند به شکل مناسبی مسئولیت حفاظت مردم در برابر این تهدید ها را تقبل کنند؛ و اغلب دولت ها عملا قادر به چنین کاری هستند. ممکن است برآوردن این شرط آخر-- امکان پذیری – از همه دشوار تر باشد. حفاظت از محیط زیست گران و دشوار است، و بسیاری از دولت ها قادر نیستند عمده ی آن را همگام با دیگر مسئولیت های مهم شان به انجام رسانند. برای کشورهای فقیر تر، مسئله ی امکان پذیریِ انجام این وظیفه را می توان به همان نحوی لحاظ کرد که در ICESCR ذکر کرده است. این معاهده دولت ها را به تحقق فوری حقوق اقتصادی و اجتماعی برای همگان متعهد نمی کند، اما از دولت ها می خواهد برآوردن این حقوق را از اهداف با اولویت بالای خود قرار دهند و حرکت به سوی تحقق شان را آغاز کنند.

 

 

5. حقوق اقتصادی و اجتماعی

 

 

UDHR شامل حقوقی اقتصادی و اجتماعی (که حقوق رفاه هم خوانده می شوند) است که به مسائل مربوط به آموزش، تغذیه و اشتغال می پردازند. شمول این حقوق در حقوق بشر منشاء مجادلات بسیار بوده است (بیهام، 1995). حقوق اقتصادی و اجتماعی اغلب بیان اهداف مطلوب به حساب آمده اند و نه حقوق واقعی. ECHR آنها را شامل نمی شد (گرچه بعدا این معاهده اصلاح شد تا حق آموزش را نیز دربرگیرد).  در عوض، این حقوق در معاهده ای جداگانه، یعنی منشور اجتماعی اروپا (شورای اروپا، 1961) درج شدند. هنگامی که فرآیند درج حقوق  UDHR در قوانین بین الملل را آغاز نمود، از مدل نظام اروپایی تبعیت کرد و استانداردهای اقتصادی و اجتماعی را در معاهده ای جدا از آنکه به حقوق مدنی و سیاسی می پرداخت درج کرد. این معاهده، یعنی ICESCR، این استانداردها را از زمره ی حقوق شمرد  -- البته حقوقی که قرار است به تدریج تحقق یابند. بیش از 140 کشور این معاهده را امضا کرده اند.

 

 یک معاهده ی حقوق بشر معمولا محتوی سه بخش است: (1) فهرست حقوق؛ (2) مشخصات آنچه که امضا کنندگان توافق می کنند در مورد این فهرست انجام دهند؛ و (3) یک نظام نظارت و ارتقای پایبندی به توافق. فهرست حقوق ICESCR شامل این حقوق است : عدم تبعیض و برابری اقتصادی و اجتماعی زنان (مواد 2و 3)، آزادی اشتغال و انتخاب شغل (ماده ی 4)، پرداخت عادلانه و شرایط کاری مناسب (ماده ی7)، حق تشکیل اتحادیه ی کاری و اعتصاب (ماده ی 8)، امنیت اجتماعی (ماده ی 9)، حمایت های ویژه از مادران و کودکان (ماده ی 10)، حق برخورداری از تغذیه، پوشاک و مسکن مناسب (ماده ی 11)، حق برخورداری از خدمات بهداشتی پایه (ماده ی 12)، حق آموزش (ماده ی 13)، و حق مشارکت در حیات فرهنگی و پیشرفت علمی (ماده ی 15).

 

 ماده ی 1.2 ازICESCR تعهدات امضا کنندگان را در قبال فهرست حقوق چنین بیان می کند که  " به تنهایی و از طریق مساعدت ها و همکاری های بین المللی ...با حداکثر منابع موجود، با چشم انداز تحقق تدریجی کل حقوق مندرج در این کنوانسیون ...گام بردارند" . بر عکس این معاهده، ICCPR به سادگی امضا کنندگان اش را متعهد می کند که " فهرست حقوق مندرج دراین کنوانسیون را... محترم بشمارند و برای همه ی افراد درون حدود حاکمیت شان تضمین کنند" (ماده ی 1.2). این تضاد میان این دو سطح از تعهد برخی را برآن داشته است که حقوق اقتصادی و اجتماعی در واقع اهداف هستند.

 

 هنگام اندیشیدن به افزودن حقوق جدیدی به فهرست حقوق بشر، در نظر داشتن این نکته مهم است که ایفای یک حق فعالیتی است که مجال و هزینه می طلبد. به عنوان یک مثال روشنگر، فرض کنید اگر اکنون نُه حق ایفا می شوند و ما یک حق دیگر به این فهرست بیافزاییم، و اگر ایفای هر حق هزینه ی یکسانی داشته باشد، آنگاه به خاطر افزوده شدن حق دهم، هر یک از نه  حق اولیه باید ده درصد کمتر از منابع دریافت کنند. حقوق منابعی جادویی برای ایفای خود ندارند (نیکل 1987، فصل 7؛ هولمز و سونستاین 1999).

 

 

مراجع:

 

 

 

Archard, D.W., 2002. "Children's Rights," The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Winter 2002 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/win2002/entries/rights-children/>

 

African Union. 1981. African Charter on Human and People's Rights. Received enough ratifications to become operative 1986

 

Alston, P. and Crawford, J., eds. 2002. The Future of UN Human Rights Treaty Monitoring. Cambridge: Cambridge University Press

 

Bailey, S. 1994. The UN Security Council and Human Rights. New York: St. Martin's Press

 

Bayefsky, A. 2001. The UN Human Rights Treaty System: Universality at the Crossroads. Ardsley, NY: Transnational

 

Beetham, D. 1995. "What Future for Economic and Social Rights?", Political Studies, 41-60

 

Boerefijn, I. 1999. The Reporting Procedure under the Covenant on Civil and Political Rights: Practice and Procedures of the Human Rights Committee. Antwerp: Intersea; Oxford: Hart Pub

 

Brandt, R. B. 1983. "The Concept of a Moral Right," Journal of Philosophy 80: 29-45

 

Council of Europe. 1950. European Convention for the Protection of Human Rights and Fundamental Freedoms. Received enough ratifications to become operative 1953

 

-----. 1961. European Social Charter. Received enough ratifications to become operative 1965

 

Cranston, M. 1967. "Human Rights, Real and Supposed," in D. D. Raphael, ed. Political Theory and the Rights of Man. London: Macmillan

 

-----. 1973. What Are Human Rights? London: Bodley Head

 

Davidson, Scott. 1997. The Inter-American Human Rights System. Aldershot: Dartmouth

 

Evans, M. and Murray, R., eds. 2002. The African Charter on Human and People's Rights: The System in Practice, 1986-2000. Cambridge: Cambridge University Press

 

Farer, T., 1997. "The Rise of the Inter-American Human Rights Regime, Human Rights Quarterly 19: 510-546

 

Feinberg, J. 1973. Social Philosophy. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall

 

Griffin, J. 2001a. "Discrepancies between the Best Philosophical Account of Human Rights and the International Law of Human Rights." Telos 10: 133-156

 

-----. 2001b. "First Steps in an Account of Human Rights." European Journal of Philosophy 9: 306-327

 

Hart, H. 1955. "Are There Any Natural Rights?" Philosophical Review 64: 175-191

 

Hodgson, D. 1998. The Human Right to Education. Aldershot, England: Ashgate Publishing

 

Holmes, S. and Sunstein, C. 1999. The Cost of Rights: Why Liberty Depends on Taxes. New York: Norton

 

Jacobs, F. and White, R. 1996. The European Convention on Human Rights. Oxford: Clarendon Press

 

Janis, M., Kay, R., and Bradley, A., eds. 1995. European Human Rights Law: Texts and Materials. Oxford: Oxford University Press, 1995

 

Joseph, S., Jenny Schultz, Melissa Castan, eds. 2000. The International Covenant on Civil and Political Rights: Cases, Materials, and Commentary. New York: Oxford University Press

 

Katayanagi, M. 2002. Human Rights Functions of United Nations Peacekeeping Operations. The Hague: Kluwer

 

Korey, W. 1998. NGOs and the Universal Declaration of Human Rights. New York: St. Martin's

 

Kymlicka, W. 1989. Liberalism, Community, and Culture. Oxford: Clarendon Press

 

Lauren, P. 1998. The Evolution of International Human Rights. Philadelphia: University of Pennsylvania Press

 

Morsink, J. 1999. Universal Declaration of Human Rights: Origins, Drafting, and Intent. Philadelphia: University of Pennsylvania Press

 

Nickel, J. 1987. Making Sense of Human Rights. Berkeley and Los Angeles: University of California Press, 1987; revised edition forthcoming, Georgetown University Press, 2004

 

-----. 1993. "The Human Right to A Safe Environment," Yale Journal of International Law 18: 281-295

 

Nozick, R. 1974. Anarchy, State, and Utopia. New York: Basic Books

 

Okin, S. 1998. "Feminism, Women's Human Rights, and Cultural Differences." Hypatia 13: 32-52

 

Orend, B. 2002. Human Rights: Concept and Context. Peterborough, Ont.: Broadview Press

 

Organization of American States. 1948. American Declaration of the Rights and Duties of Man

 

-----. 1969. American Convention on Human Rights. Received enough ratifications to become operative 1978

 

Pogge, T. 2000."The International Significance of Human rights," Journal of Ethics 4: 45-69

 

-----. 2002 . World Poverty and Human Rights: Cosmopolitan Responsibilities and Reforms. Cambridge: Polity Press

 

Ramcharan, B. 2002. The Security Council and the Protection of Human Rights. The Hague: Martinus Nijhoff

 

Rawls, J. 1999. The Law of Peoples. Cambridge, MA: Harvard University Press

 

Rodley, N. 1999. "United Nations Non-Treaty Procedures for Dealing with Human Rights Violations" in Hannum, H., ed. Guide to International Human Rights Practice. Ardsley, NY: Transnational, 3rd edition

 

Schabas, W. 2001. An Introduction to the International Criminal Court. Cambridge: Cambridge University Press

 

Shue, H. 1996. Basic Rights. Second edition. Princeton: Princeton University Press

 

Steiner, H. and Alston, P. eds. 2000. International Human Rights in Context. Oxford: Oxford University Press

 

Tolley, H. 1987. The U.N. Commission on Human Rights. Boulder: Westview Press

 

United Nations. Charter, 1945

 

-----. 1948a. Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide. Received enough ratifications to become operative 1951

 

-----. 1948b. Universal Declaration of Human Rights

 

-----. 1966a. International Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination. Received enough ratifications to become operative 1969

 

-----. 1966b. International Covenant on Civil and Political Rights. Received enough ratifications to become operative 1976

 

-----. 1966c. International Covenant on Economic, Social, and Cultural Rights. Received enough ratifications to become operative 1976

 

-----. 1979. Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women. Received enough ratifications to become operative 1981

 

-----. 1984. Torture Convention. Received enough ratifications to become operative 1987

 

-----. 1989. Convention on the Rights of the Child. Received enough ratifications to become operative 1990

 

-----. 1991. Committee on Economic, Social, and Cultural Rights, General Comment No. 3 UN Doc. E/1991/23, Annex III

 

-----. 1998. Rome Statute of the International Criminal Court. Received enough ratifications to become operative 2002

 

Wellman, C. 1995. Real Rights. New York: Oxford University Press

 

-----. 1999. The Proliferation of Rights: Moral Progress or Empty Rhetoric? Boulder, CO: Westview Press

 

 

 

دیگر آثار مهم در زمینه ی حقوق بشر:

 

 

 

Gewirth, A. 1982. Human Rights. Chicago: University of Chicago Press

 

Hayden, P., ed. 2001. The Philosophy of Human Rights. St. Paul, MN: Paragon Press

 

Henkin, L., Neuman, G., Orentlicher, D. and Leebron, D., eds. 2001 Human Rights. New York: Foundation Press

 

Howard, R. 1987. "The Full-Belly Thesis: Should Economic Rights Take Priority over Civil and Political Rights?" Human Rights Quarterly 5: 467-90

 

Kymlicka, W. ed., 1995. The Rights of Minority Cultures. Oxford: Oxford University Press

 

Sumner, L. 1987. The Moral Foundation of Rights. Oxford: Clarendon Press

 

Thomson, J. 1990. The Realm of Rights. Cambridge, MA: Harvard University Press

 

دیگر منابع اینترنتی

اسناد و معاهدات

 

African Charter on Human and People's Rights (African Union 1981)

 

American Convention on Human Rights (OAS 1969)

 

American Declaration of the Rights and Duties of Man (OAS 1948)

 

Charter of the United Nations (1945)

 

Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women (UN 1979)

 

Convention on the Rights of the Child (UN 1989)

 

European Convention for the Protection of Human Rights and Fundamental Freedoms (Council of Europe, 1950)

 

Genocide Convention (UN 1948)

 

International Criminal Court (Rome Statute) (UN 2002)

 

International Covenant on Civil and Political Rights (UN 1966)

 

International Covenant on Economic, Social, and Cultural Rights (UN 1966)

 

International Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination (UN 1965)

 

Protocol of San Salvador

 

Rome Statute of the International Criminal Court (UN 1998)

 

Torture Convention (UN 1984)

 

Universal Declaration of Human Rights (UN 1948)

 

Vienna Declaration (UN 1993)

 

سازمان ها (دولتی و غیردولتی)

 

African Union

 

Amnesty International

 

Doctors without Borders

 

Human Rights Watch

 

International Commission of Jurists

 

International Red Cross

 

Organization of American States

 

United Nations

وب سایت های مختص حقوق بشر

 

Human Rights Internet

 

University of Minnesota Human Rights Library

 

Derechos Human Rights

مدخل های مرتبط در دانشنامه ی فلسفه ی استنفورد

 

legal rights | rights | rights: of children

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدخل های مرتبط در دانشنامه ی فلسفه ی استنفورد

 

legal rights | rights | rights: of children

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:10 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
خوب اینم از عکسم

می خوایم امروز براتون یه گزارش تهیه کنیم از یه دادگاه دادگاهی که تو اون به جرم یه ادم رسیدگی می شه و محازارت براش تعیین می شه طبق قانون

متهم : یه دختر ایرونی

جرم : دختر به دنیا اومدن

قاضی : سر کار خانوم شما به جرم خود اعتراف می کنید یا به زور مجبور به پذیرش مجازاتتون بکنیمتون

دختر جون شما متهم هستید به اینکه زمانی که از مادر متولد شدید پسر نبودید

مجرم : اقای قاضی مگه پسر نبودن جرمه

قاضی : نه عزیزم جرم نیست منتها دختر بودن جرمه شما یا باید می مردید یا دختر به دنیانمی اومدید

مجرم : اقای قاضی می شه بگید گناه من چی بود

قاضی : اوهه ۱. با به دنیا اومدن به عنوان یه دختر خانواده رو دچار خجالت کردید

۲. باعث شدید مادرتون پیش فامیل انگشت نما بشه

۳. پدرتون بی خودی واستون جشن گرفت

۴. خانواده مجبور شد همش هوای شماروبگیره

۵. تو کوچه بازی می کردید باعث بدگوئی خاله زنکها شدید

۶. تو دانشگاه جای پیشرفت پسرها رو گرفتید

۷. اومدید بیرون سبب اغفال پسرهای جوون شدید

۸. و................

حالا بماند خانواده چه زجری باید بکشه یه پسررو خر کنه شماررو بش بندازه و بعد اون بیچاره مهریه بده و

مجرم : بله اقای قاضی ادامه ندید من اعتراف می کنم در مورد جرم من صد رحمت به شارون

قاضی : رای دادگاه اعلام می شود

دختر با جرم دحتر بودن باید تا اخر عمر در لباسهای سیاه و گرم و پوشیده زندانی باشد حق ندارد بخندد

نباید به پسری نگاه کند در خیابان هر گاه پسران خواستند او را مسخره کنند تحقیر کنند تو سری خور باشد و............

دختر بیچاره چون به مجازات خویش پی برد وکیل خیلی خوبی گرفت تا در رای دادگاه تجدید نظر  گردد و قاضی به دار زدن و اعدام او رضایت دهد

نوشته:http://dokhtardivooneh.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:44 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:32 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
 

                                     ...................................

رسم زتدگی این است


یک روز کسی را دوست داری


و روز بعد تنهایی


به همین سادگی!


او رفته است


و همه چیز تمام شده است


مثل یک مهمانی


که به آخر می رسد


و تو به حال خود رها می شوی


چرا غمگینی؟


این رسم زندگی است

                           ..........................................

بهت نمی گم دوستت دارم ولی قسم می خورم دوستت دارم

بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم چون همه چيزم توئی

نمی خوام خوابتو ببينم چون تو خيلی خوش تراز خوابی

اگه يه روزچشمات پرازاشک شدودنبال يه شونه ميگشتی که گريه کنی صدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ولی منم پا به پات گريه می کنم.

اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد بزنی صدام کن قول می دم ساکت بمون.

                            ...........................................

زندگی نیست بجز محبت به کسی


 

ورنه هر خاروخسی زندگی کرده بسی

....................................


هنگام خداحافضی گردنبند صلیبی به او هدیه دادم

پرسید:

من که من تو را دوست ندارم پس چرا برایم هدیه اوردی؟

پاسخ دادم:

مگر نه اینکه بر سر هر قبری صلیب میگذارند؟تو هم این

گردنبند را به گردنت بیاویز زیرا قلب تو گورستانه عشق من است

                             ...................................................


زندگی مال تو * مرگ مال من

راحتی مال تو*گرفتاری مال من

شادی مال تو *غم مال من

                             ..............................................

روزي گذر کردم از بياباني.ديدم روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتر است براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 ...................................................


انسان محکوم به زيستن ...

گل محکوم به پرپر شدن...

 شمع محکوم به گريستن دایم...

سکوت محکوم به تنهايي...

 و قلب با تمام صفا و صداقت محکوم به شکسته شدن

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:24 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
ایران کشور عجیبیه.میپرسید چرا؟ به این دلیل که:

 

۱- ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟!

۲- یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم.

۳- با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟

۴- برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم،دعا حواله می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.

۵- از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!!

۶- توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟

۷- در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟!

۸- اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند

۹- زندگی هرکس تا آن اندازه خصوصی است که استعداد فضولی مردم به آن نتواند نفوذ یابد!؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:22 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
بسمه تعالی
غرض مزاحمت بود که به حمدالله حاصل شد.
 

 

جدید ترین جمله عاشقانه : بنزین نگاهت رو برای قلبم سهمیه بندی نکن

 

کتاب های پر فروش امسال :
1)افسانه ی بنزین از پائولو بنزینی
2) بنزین ها و حکایات
3) بنزینامه از بنزدوسی
4)خدمات متقابل بنزین و اسلام استاد مبنزینی
5) بنزین زدن یک دقیقه ای دیل بنزینی
6) قطره قطره تا ملاقات "اتمام شارژ" دکترعلی بنزینی
 

شركت نفت ، شركت پست و پلیس 110 در بیانیه مشتركی از هموطنان آذری زبان در خواست نمودند كه كارتهای سوخت وسایل نقلیه خود را پرس نفرمایید.
 

آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا می کرد****** کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيــــــــــا می کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست***** کــــــاش می آمد و از دور تماشا می کرد
 

هی میگن مهدی بیا مهدی بیا آخه مهدی با 3 لیتر بنزین کجا بیاد
 

مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:21 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:20 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت

بازم بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتي اگه توش شکست

بخوري ...اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر

اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره!!!!!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:17 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
 

شش سال اوّل زندگی:

• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• زير دامن دختر شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

۲- دوره ي دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI بازی نکن

 

 

 

۳- دوره ي راهنمايی:

• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن

 

 

 

۴- دوره ي دبيرستان:

• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن 
• چشم‌چرونی نکن

 

 

 

۵- دوره ي دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابون‌ها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن

 

 

 

۶- دوره ي سربازی:

• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن

 

 

 

۷- دوره ي شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

 

 

 

۸- دوره ي پدر بودن:

• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

 

 

۹- دوره ي پيری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بی‌وفايی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن

 

 

 

۱۰- دوره ي پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...ولی فقط با روح شمسی خانوم کاری نکن

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:15 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

اخيك!!

يكي  بود ، يكي  نبود ، غير از خدا هيچ كس  نبود. روزي  روزگاري ، يك  مرد  خاركني  بود در « پرت آباد» ( توضيح  مصصح : پايتخت  ولايت  غربت ). يك  روز  كه  رفته  بود  براي  خاركني ،  خسته  شد  و  رفت  كنار  چشمه  و قدري آب  خورد  و  گفت : « اخي! »  ناگهان « اخيك » ( سلطان هفت دريا ) سر از چشمه  در آورد  و گفت:« سلام  باباخاركن ،  چه فرمايشي  داري؟»

باباخاركن آهي كشيد و گفت: « اي  برادر ، دست  به  دلم نگذار كه خون است. صبح  تا شب در بيابان كار مي كنم. كم كم دارم چهل ساله مي شوم و هنوز زن ندارم.» اخيك گفت: « اين كه مشكلي نيست.» بعد به يك چشم بر هم زدن ، يك دختري مثل پنجه آفتاب ، لب چشمه پيدا شد. اخيك گفت: « بفرما ، اين هم زني كه مي خواستي.»

بعد از اين حرف ،  اخيك نا پديد شد. دختر به خاركن گفت: « اي خاركن ، بدان و آگاه باش كه من دختر شاه پريان هستم و عقد من و تو را در آسمان ها بسته اند.»

باباخاركن خوشحال شد و با زنش راه راه افتاد كه برود به خانه. يك دفعه با خودش فكر كرد كه اي دل غافل! من كه اصلا خانه ندارم. اين شد كه دوباره  برگشت سر چشمه و قدري آب خورد و گفت: « اخي!» دوباره اخيك از آب بيرون آمد و گفت: « سلام باباخاركن ، چه خواسته اي داري؟» باباخاركن گفت: « اي برادر ، من خانه ندارم. اگر التفاتي بكني و يك غاري براي زندگي در اختيارمان بگذاري ، منت پذيرت مي شويم.ِ»

اخيك گفت: « پدر آمرزيده ، اين روز ها با ايران رادياتور ، كي ديگه مي ره تو غار؟ يك ساختمان ويلايي دوبلكس مبله ، با استخر و سونا و جكوزي و پاركينگ و انبار با تمام وسايل منزل ، حوالي تجريش و نياوران برايت سراغ دارم. چطور است؟» خار كن گفت: « بد نيست.» به يك چشم بر هم زدن ، سند منگوله دار يك ساختمان ويلايي ، از آسمان افتاد پيش پاي باباخاركن و اخيك ناپديد شد.

باباخاركن دوباره سند را برداشت و دست زنش را گرفت وراه افتاد كه برود به طرف نياوران. دختر شاه پريان گفت: « اي خاركن ، مي داني از اين جا تا نياوران چند فرسخ راه است؟ تو كه از اخيك اين همه چيز گرفتي ، يك چهارپايي هم مي گرفتي كه دوتايي تركش بنشينيم و برويم.

خاركن دوباره آمد لب چشمه و قدري آب خورد و گفت: « اخي!» دوباره اخيك پيدا شد و گفت: « با عرض سلام مجدد!! ديگر چه مي خواهي باباخاركن؟» باباخاركن گفت: « اي برادر ، هيچ فكر نكردي كه من و عيالم اين همه راه را چطور بايد برويم؟ يك اسبي ، { بلا نسبت خوانندگان محترم اين افسانه } قاطري ، چيزي...»

اخيك خنده اي كرد و گفت: « آخر باباخاركن ، آدم با اين همه دارايي كه دو تركه سوار الاغ نمي شود. يك بنز شش در مشكي با راننده اختصاصي براي خودت بخواه ، يك ليموزين آلبالويي هم براي عيالت.» باباخاركن گفت: « حالا كه چارهاي نيست ، باشد.» به يك چشم به هم زدن دو تا ماشين كنار دست باباخاركن و عيالش سبز شد و اخيك ناپديد شد. وقتي خاركن روي  صندلي گرم و نرم و چرمي بنز نشست و تا كمر توي آن فرو رفت ، خوش خو شانش  شد و زير لب گفت: « اخي!» دوباره اخيك ، سر از آب در آورد و گفت: « باباخاركن ، اين دفعه ديگه خودم مي دانم چه مي خواهي . بيا . اين يك دفتر چه دويست برگي حساب در گردش كه هر چه ازش خرج كني ، تمام نمي شود. اين هم يك دفترچه پس انداز چند ميليون دلاري در بانك هاي سوئيس ، اين هم يك تعداد سند و بنچاق كه به درد روز مبادايت مي خورد.» اخيك اين ها را داد به دست باباخاركن و ناپديد شد. بعد از اين واقعه ، باباخاركن و دختر شاه پريان رفتند كه با هم زندگي خوب و خوشي داشته باشند.                                                               ***

 

خلاصه پرونده اتهامي : نام: بابا     شهرت: خاركن   شغل: خاركني

موارد اتهام:

1) كسب در آمد هاي آب آورده.

2) داشتن روابط نامشروع با خانم « دال. شين. پ » معروف به « دختر شاه پريون »

3) جعل اسناد دولتي.

4) و غيره ... !!

متهم به هزار بار حبس ابد محكوم شد.

***

اما بشنويد از باباخاركن كه همان روز اول كه داشت توي زندان آب خنك مي خورد ، طبق عادت زير لب گفت: « اخي!». اخيك ( سلطان هفت دريا ) از توي ليوان آب باباخاركن آمد بيرون و وقتي حال و روز باباخاركن را ديد ، ترتيب آزادي اش را داد.

باباخاركن الان دارد با دختر شاه پريان به خوشي و خرمي زندگي مي كند.

ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه آدم بايد بعد از آب خوردن « اخي!» بگويد. قصه ما به سر رسيد. غلاغه به خونه اش نرسيد.

 

ابوالفضل زرويي نصرآباد

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:55 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

اگر کسی از ایران قصد بازدید از سایت این خانم عرب زبان رو داشته باشه متوجه می شه که سایت بر ایرانیان قفل شده وهنگام ورود این پیام رو دریافت خواهید کرد :

NancyAjram.com

A request from Nancy Ajram ,

You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran)

So Go Away and dont try again  !

يعني : نانسی عجرم . کام

درخواست نانسی عجرم ,

شما اجازه وارد شدن به سایت شخصی نانسی عجرم را ندارید ,  به دلیل اینکه شما از کشور کثیف ایران هستید

از سایت گم شويد بيرون و دوباره سعی نکنید ! 

شما نیز این آدم را بیشتر بشناسید ! آیا شما به عنوان یک ایرانی این مطلب رو نوعی بی احترامی به شخصیت خود نمی دونید !

این همان نانسی است که شما او را مورد لطف خود قرار می دهید ! پس از این پس در ابراز علاقه نسبت به این خواننده عرب  کمی تردید کنید ! منتظر نظرات شما هستيم اين خبر را به همه اعلام كنيد!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:47 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
توقیف روزنامه هم میهن!!.......( بدون شرح اضافی)

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:40 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
به اندازه دو تا چشمام دوست دارم ( ارادت مند شما موش كور )
----------------------------

خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت و مي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه(قربانت عزراييل)
------------------------
اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله)
----------------------------
اگر خواهان مهاجرت به كانادا هستيد تا سبتامبر با ما تماس بگيريد (گروه غازهاي وحشي مهاجر)
------------------------------
روز مادر طلا فروشيا شلوغه روز پدر جوراب فروشي ها !!!!!!!!!
------------------------------

هي sms برو پيش اوني که بهش فکر ميکنم ... اگه کار داشت مزاحمش نشو ... اگه خواب بود آروم
ببوسش و برگرد اگه تورو خوند بهش بگو دوستش دارم
زود برگردي ها
-----------------------------------

 

خيلي بي کاري!ببينم تو درس نداري؟کارو زندگي نداري؟خوابو خوراک نداري؟که 24سا@ تويه قلبه مني!!

عزّت الله انتظامي، بزرگ مرد سينماي ايران، شب گذشته بر اثر صانحه تصادف رانندگي در نزديکي منزل ايشان، سراسيمه از خواب پريد!

 


زندگي دو چيز به من آموخت . . .
که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود!


آفلاين:
به علت پرونده‌ي هسته‌اي ايران، ياهو قراره ID هاي ايرانيو پاک کنه، يا اين آف رو سند تو آل ميکني، يا 15 مرتبه بلند(از رو پشت بوم) ميگي "انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست" !!! وگرنه ID پاك مي شه!


آدم به شش دليل شانس آورده! چون حوا نمي تونسته بهش بگه:
1.من ادمت کردم
2.برو از شوهر مردم ياد بگير
3.ديشب کجا بودي
4.پولاتو دادي مامانت
5.مامانم اينا
6.چرا به اون زنيکه نگاه کردي؟


 

   \__/
  (=''=)
  (\__/)

ببخشيد پيشي من پريده تو گوشي شما!


آيا مي دانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتيا 60 درصد بيشتر از انواع پژو مي باشد؟
روابط عمومي شركت سايپا!


خدايا به هر که دوست ميداري بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداري بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است...
(شريعتي 2007)


Wu da da wu dada ju o na ka
da la ka da la a ju ga na na na
ni da leyo do mok no na ni a ni
li a ni li a ni no ne he i ya di i
ya he i ya na la ni no o ni do
آهنگ تيتراژ سريال جواهري در قصر (يانگوم)

غروب

اس ام اس ۲

يه روز يه مرده ميره معدن بقيه اش باشه بعدا
(اس ام اس از عليرضا)


اميدوارم هميشه سبز و با نمك باشي مثل آب بيني


تو هديه الهي از سوي خداوندي براي سينه پر درد من...
عطر وجودت را براي شفا مي بويم...
اي شلغم!


نوشابه 250 تومان، بستني مگنوم 350 تومان، کره 400 نومان، آدامس 200 تومان، بيسکويت 400 تومان،
روت ميشه اس ام اس 14 تومني نفرستي؟؟!


اگه يکي بهت روزي 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش مياد
اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمي
اگه 3 تا شد بدون دوستت داره
اگه 4 تا شد بدون موبايل خودش نيست!


اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم
2- خيلي باحالي
3- به يادتم
4- ارزش زنگ زدن رو نداري!


پشتت رو نگاه كن ببين دم داري؟
......
خوب نگاه كن
....
نداري؟ پس خودتي!
چون خر ما از كره گي دم نداشت!
با تشكر از فرستنده اس ام اس: setare.lu


مي دوني شباهت تو با گل چيه؟
هر دو تون عشقين با اين تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولي تو عشق مگس!


من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم... (قسمتي از دفتر خاطرات يك همشهري!)


يادته يه روز تو رو از بابانوئل خواسته بودم؟
امروز اومد گفت من تو كار جنس بنجل نيستم!


...من تازه فهميدم که تو تنها کسي هستي که تو جاده ها ي پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاري و ميشه بهت اعتماد کرد ازت ممنونم لاستيک دنا !


 pppppppppppppppppppppppppppppp
ببخشيد... كليد P گير كرده بود!


 ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم....
گوش کن: تالاپ..تولوپ...


 بد ترين درد اين نيست که عشقت بميره بد ترين درد اين نيست که به اوني که دوستش داري نرسي بد ترين درد اين نيست که عشقت ندونه دوسش داري بد ترين درد اينه که دستشويي داشته باشي اما دستشويي اون طرفا نباشه


دل به تو دادم که ناز کني نگفتم که جيگرکي باز کني


زندگي قشنگه اگه با تو باشه . . . مرگ قشنگه اگه براي تو باشه . . . دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه . . . من قشنگم اگه با تو باشم . . . اما تو هر کاري بکني قشنگ نميشي ! پس بيخود زور نزن .


از اداره هوا شناسي مزا حمتون مي شم، ببخشيد اگه يه نفر دلش هواي تو رو کرده با شه بايد چي کار کنه؟؟


به نيت 124000 تا پيامبر صلوات بفرست و اين اس ام اس رو براي 124000 نفر بفرست.
انشاالله تا اخر اين ماه خبر خوشي از طرف مخابرات بهت مي رسه!


مردهاي فرانسوي هم زن دارن هم معشوقه اما زنشونو بيشتر دوست دارن، مردهاي آمريکايي هم زن دارن هم معشوقه اما معشوقشون رو بيشتر دوست دارن؛ مردهاي ايراني هم زن دارن هم معشوقه اما مامانشون رو بيشتر دوست دارند


 سيد حسن نصرالله به احمدي نژاد نامه نوشت : بيا به آمريكا حمله كنيم.
احمدي نژاد در پاسخ نوشت: نه حسن! خيلي خطرناكه حسن!!!
(مربوط به يکي از تبليغات تلويزيون)

بهترين روش براي گفتن دوستت دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . نيشتو ببند!


به خاطر اعتراض به فيلم سيصد از اين به بعد اينطور ميشماريم : 298 299 گل محمدي 301


5 حقيقت جالب زندگي:
1- تو مي توني همه دندوناتو با زبونت لمس کني.
2- همه احمق ها بعد از خوندن حقيقت اول اونو امتحان مي کنند.
3- حقيقت اول يه دروغه
4- الان تو لبخند زدي چون يه احمقي!
5- به زودي اين اس ام اس رو براي يه احمق ديگه مي فرستي.
ببينم...تو هنوز نيشت بازه؟
(ارسالي از مهسا و آ.پ)


تو قندي...
نباتي...
شکلاتي...
عسلي...
يا که شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟


 @#$%^&*(())_+@(@^&*(-^&*%$#
اينو نوشتم که سرت گرم باشه دستتو توي دماغت نکني!


>-->-o
مي دوني اين چيه؟ اين منم که از دوري تو مردم!


وزير آموزش و پرورش اعلام کرد: معلميني که چون شمع مي سوزند، تا پايان سال ?? گازسوز خواهند شد


 تا حالا فکر کردي اگه نوماس اديسون نبود، مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم؟


 هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد.
تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي!


 امروز سالروز تولد پت و مته ! تو هم مثل من اين روز رو به خنگ ترين کسي که ميشناسي تبريک بگو!!!
جنبه داشته باش واسه خودم نفرست.


 الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها


 مي دوني که تا به حال در عمرم چيزي ازت نخواستم اما دوست دارم براي اينکه علاقه ات رو بهم ثابت کني... يک دقيقه ... فقط يک دقيقه ي ناقابل به خاطر من نفس نکش تنها چيزي که از تو مي خوام


 ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد . . . شامپو يـــــد الله


26 فروردين: كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!


خر
خر
خر
خر
خر
خر
خرابتم رفيق...!
ببخشيد زبونم يخورده مي گيره


بوش، پس از پايان دوران رياست جمهوريش: خوب ما ديگه کارمون تموم شد، کس ديگه اي با دستشويي کار نداره؟
(سريال ترش و شيرين)


مي دوني اگه توي يک جيبت 80هزار تومان و توي جيب ديگرت يه چک پول باشه چي مي شه؟
بابات داد مي زنه مي گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشيدي؟


اين اس ام اس رو نخون
.....
.....
گفتم نخون عزيزم
.....
.....
نخون ديگه!
.....
.....
حالا که جنبه نداري اصلا نمي گم


صبح ها نمي تونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.
ظهرها نمي تونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.
شبها نمي تونم شام بخورم چون دوستت دارم
شبها نميتونم بخوابم...چون گرسنمه!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:38 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام
1- پیغام های اورژانسی ( سر رات که داری میای 2تا بربری بخر) !
2- اطلاعات رسانی( سر جلسه امتحان) جیم درسته الاغ!
3- پیغام های عاشقانه: عزیزم ،قبل از خواب به یاد من مسواک بزن !
4- جلوگیری از خشونت :بدهکار محترم !اگه این جا بودی خرخرتو می جوییدم !
5- فرستادن جوک :یه روز یه یارو می ره سربازی ،دور کلاش قرمزی!
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:35 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

* مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!


* مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.
زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!


* مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!


* مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!


* مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!


* از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:35 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:33 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

مطلب زير را به خاطر توقيف سه ماهه نشريه مان در دانشگاه نوشته بودم. چند روز پيش به ياد روز هاي دانشجويي داشتم شماره آخر را ورق مي زدم آن را ديدم. با خواندن دوباره آن ، روز به روز به آن ايمان پيدا مي كنم. با نقل دوباره خواستم ببينم كه خوانندگان وبلاگ چه برداشتي از آن دارند. حتما ما را از نقطه نظرات خود بي خبر نگذاريد.                                                                                                                                                                        با تشكر رضا

 

 

آزادي بيان كجا تمرين شود؟

در جوامعي كه هر يك از كارها و نظام هاي اجتماعي ‏‏‏، فرهنگي و … آنها بر پايه اصول دموكراتيك بنا نهاده شده به خوبي مرزهاي تاثيرگذار و حد و حدود آنها مشخص گريده است و هيچ تداخل كاري و تصميم گيري در اركان آنها ديده نمي شود. در چنين جوامعي همه به حقوق شهروندي خود آگاهند و اين آگاهي به آنها اين جرات را داده تا بتوانند در مقابل هر قدرت اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و … كه بخواهد به حقوقشان تجاوز كند ، بايستد و از راههاي قانوني و حقوقي كه آشنايي دارند با آنها برخورد كنند و به خاطر چنين تعريف هايي است كه يك شهروند امنيت خاطر دارد و احساس ترس به خاطر برخورد نيروهاي قهريه را ندارد. اما در جوامعي كه تعريف هاي فوق وجود ندارد نه تنها يك شهروند عادي بلكه شهروند فرهيخته آن نيز در حيطه محيطي كه متعلق به آن است نه تنها نمي تواند ابراز نظر كند بلكه ترس از برخورد نيروهاي خودسر و تندرو او را از حقوق قانوني اش نيز خود به خود ناآگاه مي كند و به مرور حقوق شهروندي او زير سايه اي از ابهام و تداخل تصميم ها محو شده و در نتيجه همه به خودي خود مكتب « باديسم » را برگزيده و جهت باد را به خاطر تامين آينده و زندگي اش مد نظر خواهد داشت. در چنين جوامعي به خوبي ديده مي شود كه نيروهاي نظامي كارهاي فرهنگي مي كنند ، نيروهاي فرهنگي تصميم هاي سياسي مي گيرند ، آنان كه بايد كارها و برنامه هاي اقتصادي را سر و سامان دهند به كارهاي نظامي رو مي آورند و بالاخره دانشجوي آن به جاي اينكه در محيط امن دانشگاه كه در آن پرورش يافته و همه را صاحب درك و شعور دانشجويي مي داند به بيان انديشه هايش بپردازد به خاطر ترس از برخوردها و عدم دست يابي به شغلي در آينده ، صف نانوايي و … را براي تمرين آزادي بيان انتخاب مي كند و در مقابل ، مردم عوام كوچه و بازار فعاليت هاي فرهنگي ، سياسي و … را در دست مي گيرند و نوعي عوام گرايي همه جا را فرا مي گيرد و به جاي اينكه فرهيخته گان و نخبه گان امور را در دست گيرند ، قصاب شهر مي شود شهردار و فارغ التحصيل شيمي ، راننده تاكسي ، متخصص جغرافيا ، بقال ، بقال ، رييس امور فرهنگي شهر و … . براي اينكه دچار سرنوشت جوامع دست دوم نشويم ، لازم است ما نيز در تعاريف خودمان از يك جامعه پويا تجديد نظر كنيم. محيط دانشگاه را مانند يك دانشگاهي تعريف كرده و فضاي بيرون آن را نيز مانند آنچه كه لايق آن است. بي شك در جا انداختن چنين تعاريفي بايد دانشگاه را آنان كه فضاي دانشگاهي را ديده اند و خود تحصيل كرده دانشگاه هستند اداره كنند. چون كه آناني كه چنين فضايي را درك نمي كنند و با يك سري ساخت و پارت ها به كارهاي دانشگاهي گمارده شده اند نخواهند گذاشت تا دانشگاه آن جو دانشگاهي را به خود گيرد چرا كه ذهن آنها دچار عوام زدگي و انجماد فكري مي باشد و اين چنين افرادي مسلما با تاثير بر پيرامون خود ديگران را نيز از جنبش و پويايي خواهند انداخت و از رسيدن آن جامعه دانشگاهي به آرمان هاي خود كه پرورش انسان هايي با ظرفيت بالا جهت انتقاد پذيري و آزادي بيان و … است  جلوگيري خواهند كرد و اگر چنين اموري اصلاح نشود مسلما دانشجو ، آزادي بيان و … را در صف هاي اتوبوس ، نانوايي ، قصابي و … تمرين خواهد كرد تا در دانشگاه …     

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:29 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:22 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:19 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

چگونه ترشيده نشويد (نسوان) ؟ 1. يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. 2. ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم 3. سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين. 4. تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. 5. دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه 6. پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون. 7. رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...! 8. توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون. 9. يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. 10. در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. 11. مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. 12. سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه... 13. تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد. 14. بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار(000/700/1) دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه. 15. و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم 16. اگه كسي رو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوژه خنده 1سال فاميلاتون رديفه) 17. حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بعده 9 ماه 3 تا بشين 18. اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين 19. و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:39 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:18 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:7 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:54 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

اعتماد:ما از لحظه‌ تولد تا مرگ‌ با سرنوشت‌ مقدري‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌.
پس‌ تلاش‌ خود انسان‌ چه‌?
مي‌گويند دعا و نفرين‌، تقدير آدمي‌ را عوض‌ مي‌كند.
نمي‌دانم‌ والله‌... شايد...
اينها ديالوگ‌هايي‌ بود كه‌ بين‌ نسرين‌ و دوستش‌ بارها و بارها رد و بدل‌ شده‌ بود و نسرين‌ با خودش‌ فكر مي‌كرد كه‌ آيا خداوند فراموش‌ كرده‌ است‌ از عشق‌ و محبت‌ و مسائل‌ معنوي‌ سهمي‌ در زندگي‌ او معين‌ كند?
در آينه‌ نگاهي‌ به‌ خود انداخت‌ با اينكه‌ 36 سال‌ از عمرش‌ مي‌گذشت‌ اما ظاهرش‌ خيلي‌ جوانتر نشان‌ مي‌داد. شايد بخاطر اين‌ بود كه‌ جثه‌اش‌ ظريف‌ و ريزه‌ بود. يا شايد به‌ قول‌ دوستش‌ به‌ اين‌ خاطر خوب‌ مانده‌ بود كه‌ شوهر و بچه‌ ندارد تا حرص‌ و جوش‌ بخورد و عذاب‌ بكشد.
اما نسرين‌ خوب‌ مي‌دانست‌ كه‌ چقدر دلش‌ مي‌خواهد مثل‌ خيلي‌ از دخترهاي‌ ديگر ازدواج‌ كند و طعم‌ مادر شدن‌ را بچشد ولو اينكه‌ حرص‌ و جوش‌ بخورد و پير و شكسته‌ شود.
امسال‌ هفتمين‌ سالي‌ است‌ كه‌ پدر و مادرش‌ را از دست‌ داده‌ است‌. خودش‌ هم‌ باورش‌ نمي‌شد در عرض‌ چند ماه‌ پدر و مادرش‌ را يكدفعه‌ از دست‌ بدهد و در عزاي‌ آن‌ دو سياهپوش‌ شود.
يك‌ سال‌ بعد از مرگ‌ آنها، برادر بزرگش‌ حسين‌، بخاطر اختلاف‌، همسرش‌ را طلاق‌ داد و با يك‌ ساك‌ لباس‌هايش‌ به‌ خانه‌ پدر و مادرش‌ برگشت‌. خواهر و برادر كه‌ در تمام‌ دنيا هيچ‌ كس‌ را نداشتند حالا دوباره‌ با هم‌ زندگي‌ مي‌كردند. اما نسرين‌ خيلي‌ زود فهميد كه‌ برادرش‌ معتاد است‌ و همين‌ عامل‌ باعث‌ طلاق‌ او از همسرش‌ شده‌ است‌. برادرش‌ نه‌ تنها پناه‌ و حامي‌ او نبود بلكه‌ همچون‌ باري‌ سنگين‌ بر دوش‌هاي‌ نسرين‌ آوار شده‌ بود.
اشك‌ در چشمانش‌ حلقه‌ زد. با خودش‌ فكر كرد آن‌ موقعي‌ كه‌ پدر و مادرم‌ زنده‌ بودند دايم‌ در خانه‌ ما دعوا و كتك‌كاري‌ و قهر بود. وضع‌ مالي‌ پدرش‌ آنقدر بد بود كه‌ او نمي‌توانست‌ سالي‌ يك‌ بار هم‌ براي‌ خودش‌ كفش‌ و لباس‌ بخرد. به‌ همين‌ خاطر هر طور بود درس‌ خواند و كار كرد تا به‌ قولي‌ كه‌ به‌ خودش‌ داده‌ بود وفا كند. او قول‌ داده‌ بود كه‌ يك‌ روز آنقدر پولدار شود كه‌ هر وقت‌ اراده‌ كرد بتواند هر چه‌ را كه‌ مي‌خواهد بخرد! اما درست‌ زماني‌ كه‌ وضع‌ مالي‌ نسرين‌ در حال‌ بهبود بود پدر و مادرش‌ هر دو به‌ طرز غريبي‌ فوت‌ كردند و او در آرزوي‌ برآورده‌ كردن‌ آرزوهاي‌ مادرش‌ ماند. اينكه‌ براي‌ مادرش‌ با پولي‌ كه‌ از كار كردن‌ خودش‌ در مي‌آورد بهترين‌ هدايا را بخرد و او را خوشحال‌ كند. اما نتوانست‌.
حالا با گذشت‌ اين‌ 7 سال‌ او آنقدر پول‌ دارد كه‌ نمي‌داند با آنها چه‌ كار كند. ماشين‌ آخرين‌ مدل‌ سوار مي‌شود. بهترين‌ لباس‌ها را مي‌پوشد، اما هنوز در خانه‌ يادگاري‌ پدر و مادرش‌ كه‌ حالا ديگر مال‌ خود او شده‌ است‌ زندگي‌ مي‌كند.
با اينكه‌ از زيبايي‌، تحصيلات‌ و درآمد بالا چيزي‌ كم‌ ندارد اما بزرگترين‌ كمبود او در زندگي‌ داشتن‌ هم‌ صحبت‌ و يار همدلي‌ است‌ كه‌ او را بفهمد و كمكش‌ كند.
???
چند روز قبل‌ نسرين‌ را در بهشت‌ زهرا ديدم‌. آمده‌ بود سر خاك‌ پدر و مادرش‌، مثل‌ هميشه‌ گريه‌ مي‌كرد و در حال‌ راز و نياز با آنها بود.
از زندگي‌اش‌ گفت‌ و از اينكه‌ چگونه‌ يك‌ سال‌ تمام‌ اسير دست‌ يك‌ مرد دروغگو و هوسباز شده‌ بود. ناراحت‌ بود از اينكه‌ آن‌ مرد حقه‌باز با وجود داشتن‌ همسر او را فريب‌ داده‌ بود.
يك‌ سال‌ قبل‌ با او در شركت‌ محل‌ كار خود آشنا شده‌ بود. خيلي‌ اتفاقي‌. زماني‌ كه‌ آرش‌ براي‌ انجام‌ كاري‌ به‌ شركت‌ آمده‌ بود نسرين‌ را ديد و بعد از چند جلسه‌ ملاقات‌ كاري‌ به‌ او پيشنهاد آشنايي‌ بيشتر داده‌ بود.
سه‌ ماه‌ بعد از ملاقات‌هاي‌ پي‌درپي‌ آرش‌ به‌ نسرين‌ گفته‌ بود كه‌ چهار سال‌ قبل‌ ازدواج‌ كرده‌ است‌ ولي‌ يك‌ سال‌ پيش‌ بخاطر برخي‌ مسائل‌ از همسرش‌ جدا شده‌ و او به‌ خارج‌ از كشور رفته‌ است‌.
نسرين‌ گفت‌: آرش‌ آنقدر مودب‌، باكلاس‌، مهربان‌ و دوست‌ داشتني‌ بود كه‌ خيلي‌ زود به‌ او دل‌ بستم‌. جاي‌ تعجب‌ ندارد. من‌ آنقدر تنها، نيازمند محبت‌ و خواهان‌ هم‌ صحبت‌ بودم‌ كه‌ خيلي‌ زود مرا فريفته‌ خود كرد.
حتي‌ يك‌ بار هم‌ به‌ حرف‌هايش‌ شك‌ نكردم‌. از اينكه‌ با او هستم‌ خوشحال‌ بودم‌. چند بار مرا به‌ خانه‌ پدر و مادرش‌ برد. آنها هم‌ مرا با آغوش‌ باز پذيرفتند. ديگر باورم‌ شده‌ بود كه‌ همسر آرش‌ هستم‌. هر لحظه‌ منتظر بودم‌ كه‌ او از من‌ خواستگاري‌ كند و پيشنهاد ازدواج‌ بدهد. اما انگار آرش‌ چنين‌ خيالي‌ نداشت‌.
آشنايي‌ ما در آستانه‌ يك‌ سالگي‌ قرار داشت‌. يك‌ روز كه‌ در يكي‌ از رستوران‌هاي‌ شهر در حال‌ خوردن‌ غذا بوديم‌ آرش‌ با ديدن‌ يك‌ زن‌ و مرد ميانسال‌ كه‌ وارد رستوران‌ شدند رنگش‌ پريد. خيلي‌ زود متوجه‌ حالتش‌ شدم‌. اما به‌ روي‌ خودم‌ نياوردم‌. او هم‌ حرفي‌ نزد. تا اينكه‌ چند دقيقه‌ بعد همان‌ زن‌ و مرد كه‌ تازه‌ متوجه‌ حضور ما در آنجا شده‌ بودند به‌ طرف‌ ميز ما آمدند و آرش‌ با ديدن‌ آنها خود را به‌ گمراهي‌ زد و طوري‌ وانمود كرد كه‌ انگار تازه‌ آنها را ديده‌ است‌. آرش‌ آنها را دايي‌ و زن‌دايي‌ خود معرفي‌ كرد و بعد از يك‌ احوالپرسي‌ مختصر آنها از آنجا رفتند.
يك‌ هفته‌ بعد خانمي‌ با تلفن‌ همراهم‌ تماس‌ گرفت‌ و خودش‌ را همان‌ خانمي‌ معرفي‌ كرد كه‌ آن‌ شب‌ در رستوران‌ ديده‌ بوديم‌. او از من‌ خواست‌ كه‌ يك‌ ملاقات‌ خصوصي‌ با من‌ داشته‌ باشد و من‌ بدون‌ معطلي‌ پذيرفتم‌. خيلي‌ خوش‌خيال‌ بودم‌. فكر كردم‌ مي‌خواهد راجع‌ به‌ خواستگاري‌ با من‌ حرف‌ بزند اما وقتي‌ او را ديدم‌ و شروع‌ به‌ صحبت‌ كرد از شنيدن‌ حرف‌هايش‌ دنيا روي‌ سرم‌ خراب‌ شد. چشم‌ باز كردم‌ و خودم‌ را در بيمارستان‌ ديدم‌. خيلي‌ طول‌ كشيد تا به‌ خودم‌ بقبولانم‌ كه‌ آرش‌ يك‌ دروغگوي‌ بزرگ‌ است‌ و با داشتن‌ همسر اين‌ همه‌ مدت‌ مرا فريب‌ داده‌ بود.
آن‌ خانم‌ كه‌ زن‌ دايي‌ همسر آرش‌ بود گفت‌ كه‌ آرش‌ يك‌ سال‌ قبل‌ همسرش‌ را كه‌ بيمار است‌ براي‌ معالجه‌ به‌ خارج‌ از كشور فرستاده‌ و خودش‌ هم‌ يك‌ بار به‌ مدت‌ 2 هفته‌ پيش‌ همسرش‌ رفته‌ بود و نسرين‌ يادش‌ آمده‌ بود كه‌ آرش‌ يك‌ بار به‌ او گفته‌ بود كه‌ بايد براي‌ ماموريت‌ به‌ يكي‌ از كشورهاي‌ خارجي‌ برود و 20 روز تمام‌ حتي‌ يك‌ تلفن‌ هم‌ به‌ او نزده‌ بود. با يادآوري‌ حرف‌هاي‌ اين‌ زن‌ و ساده‌دلي‌ و زودباوري‌هاي‌ خودش‌ باز هم‌ سرش‌ گيج‌ رفت‌ و حالش‌ بد شد. چقدر تنها بود. هيچ‌ كس‌ را نداشت‌ كه‌ با او درد دل‌ كند. يكراست‌ رفت‌ سراغ‌ پدر و مادرش‌ و سفره‌ دل‌ را براي‌ آنها باز كرد. گريه‌ كرد تا سهم‌ دل‌ تنگش‌ را از اين‌ زندگي‌ با پدر و مادرش‌ تقسيم‌ كند

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:51 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:46 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

حقوق بشر وكرامت انساني

 

        شالوده و بنيان اساسي حقوق بشر را حقوق طبيعي تشكيل مي دهد. حقوق طبيعي سلسله اي از حقوق ابدي و غير قابل تغيير و تجزيه است كه در هر زمان و مكان، عموم افراد بشر از هر جنس و نژاد ومقام و موقعيت و ديني  شامل آن مي شود. اين حقوق به موجب قانون طبيعت به هر فرد انساني تعلق دارد و انسان به حكم انسان بودن  از آن بر خوردار است و هيچ كس، گروه و يا اجتماعي را نمي توان از اين حق محروم كرد. هر چند در طول تاريخ به مواردي از نقض اين حق برخورد مي كنيم.

   حق حيات، يكي از اين حقوق  طبيعي است كه اولين و بنيادي ترين حق فرد انساني است. حق زيست، اساسي ترين نيازي است كه بودن و نبودن انسان در توجه و عدم توجه به اين حق است، هر فرد بخاطر موجود بودنش و بخاطر انسان بودنش حق دارد زنده بماند و به زندگي خويش ادامه دهد. آزادي دومين حق طبيعي  هر فرد انساني است كه به موجب آن انسان در كمال آزادي در سير به تكامل و سعادت  كوشش نمايد و محدود نمودن اين حق،  انسان را در رسيدن به كاميابي  باز مي دارد. برابري و حق مالكيت نيز از حقوق اوليه و طبيعي انسان به شمار مي رود.

حقوق بشر در حكومتهاي استبدادي بدليل نبود قانون منتفي است

 چرا كه در چنين جوامعي بشر حكم هيچ را دارد

 و تنها حكومت قانون مدار مي تواند ضامن و مشروعيت رعايت

حقوق بشر را داشته باشد

 

5 / مدنيت

     اگرچه مدرنيته يكي از عوامل پيدايش حقوق بشر مي باشد اما از لحاظ تاريخي تنها در همين دوره بود كه  زمينه هاي اجتماعي و فكري  انديشه حقوق بشر فراهم شد. در واقع مدرنيته سر آغاز تحول عظيم زندگي انسان و تحول انديشه سرنوشت او بود و در نفي هر آنچه كه پيشتر اين سرنوشت را از پيش تعيين شده، طبيعي و الهي مي دانست، اقدام كرد. در همين دوران عقل گرايي و خرد ورزي بسط و توسعه يافت و انگار انسان گام در جهاني ديگر و سرنوشتي ديگر و تقديري ديگر و متفاوت تر از گذشته،گذاشت. پذيرش  اينكه تمامي انسانها  در نوع خلقت يكسان هستند وتفاوت مذهب ، زبان، رنگ، و عقيده هيچگونه تمايزي نمي تواند بين آنها ايجاد كند، باعث توجه به حقوق آن و تحول شگرف در فهم وجهان بيني  او شد.تحولات پي در پي از جمله اصلاحات ديني ، انقلاب صنعتي و رشد تكنولوژي و انقلابات سياسي و مجموعه عوامل متعدد ديگر در طول چند سده اخير در پيدايي  حقوق عمومي براي بشريت نقش بسيار مهمي داشته است. از رنسانس و تحول در طبقات اجتماعي  خصوصا در ممالك مركزي و اروپايي و ظهور پروتستانتيسم كه به تدريج انسان را با وجود خودش و حقوقش بيشتر آشنا كرد و از تغيير فكر و فرهنگ جامعه و پيشرفت  مناسبات اقتصادي گرفته تا  ظهور انديشمندان و نخبگان متعدد  كه به تحول شگرفي در فهم و انديشه و نگاه انسان  به خود و پيرامونش  باعث شدند.و برحي عوامل ديگر  اساس و جوهرة حقوق بشر مدرن را شكل داد. اما مفهوم  حقوق بشر يك مفهوم نو ومدرنی است. كه در آن توجه به حقوق فردي و فرديت متمايز هر انسان از ديگري و حقوق اوليه بشرو كرامت انساني وفردي  از او تاكيد دارد ومورد پذيرش اكثر نظامهاي فكري است كه خواستار شكوفايي و رشد و بالندگي استعدادهاي انسانها هستند . با توجه به اينكه حقوق بشر براساس انديشه سياسي جديد شكل گرفته لذا بحث حقوق بشر در حكومتهاي  استبداي بدليل نبود قانون !  منتفي است چرا كه د رچنين جوامعي بشر حكم  هيچ را دارد و تنها حكومت قانون مدار مي تواند ضامن و مشروعيت رعايت حقوق  بشر را داشته باشد ضمن اينكه حقوق اديان اسلامي ، مسيحي ، يهودي و ... نيز درمواردي  متناقص با آن است. چرايي آن نيز در جديد بودن اين انديشه و متناسب بودن آن با انسان نو انديش زمانه است . از اينرو درمقدمه اعلاميۀ حقوق بشر مقام و ارزش  فرد انساني ، تساوي مرد و زن و آزادي را بعنوان حقوق اساسي بشر قلمداد كرده و جميع افراد و كليه اركان اجتماعي را به تلاش براي توسعه اين حقوق و آزاديها دعوت كرده است.

   درمجموع مي توان گفت كه اعلاميه حقوق بشر حقوق بنيادي بشر را به روشني بيان كرده است. از جمله آزادي ، برابري از لحاظ حيثيت و حقوق ، برخورداري ازعقل و وجدان و رفتار مسالمت آميز آدميان بايكديگر. در اين نوشته به سیر تکاملی اعلامیه حقوق بشر، متن كامل اعلاميه حقوق بشر و مواردي پيرامون آن اشاره مي شود.

اساس اعلاميه جهاني حقوق بشر از اعلاميه استقلال آمريكا اخذ شده است. اعلاميه استقلال آمريكا را كه متن آن در مقدمه قانون اساسي امريكا مندرج است يك هئيت منتخب كنگره نوشتند. اين اعلاميه روز چهارم ژوئيه سال 1776 پس از بحث طولاني به تصويب نهايي كنگره رسيد.

در اين اعلاميه كه از اسناد بزرگ و مهم دنيا به شمار مي رود. سه موضوع، اصل و اساس حكومتها شناخته شده است:

نخست آنكه تمام مردم، مساوي خلق شده اند و خداي متعال براي آنان حقوقي را مسلم كرده است كه لازم و ملزوم وجود بشر است و انفكاك پذير و  سلب شدني نيست‎:

از اين جمله است حق حيات ، حق آزادي و حق تعقيب سعادت وخوشي.

دوم آنكه براي حفظ و تامين اين حقوق، حكومت ها كه قدرت و اختيار حقة آنها ناشي از رضاي مردم است، تاسيس مي شوند.

سوم آنكه هرگاه حكومتي بر خلاف اين اصول رفتار كند و وجودش منافي با منظورهاي فوق تشخيص داده شود، مردم حق دارند كه آن طرز حكومت را تغيير دهند يا به كلي آن را لغو كنند،  حكومت جديد تاسيس كنند، كه بر حسب تشخيص خودشان براي تامين حقوق و سعادت مردم مناسب تر باشد.

   اعلاميه سپس مي گويد: حزم و احتياط چنين حكم  مي كند كه حكومتهاي ممتد و كهنسال را نبايد به علل ناچيز وگذرا  تغيير داد. به همين سبب تجربه نشان داده است كه مردم تا آخرين مرحله امكان، حكومتهايي را كه به آن خو گرفته اند حفظ كرده اند و به ظلم و فساد آنان تن در داده اند. اما زماني كه كار ظلم و بيداد از حد گذشت و تعدي و تجاوز، ضربات پي در پي بر پيكر ناتوان مردم فرود آورد و در زير استبداد محض به خاك مذلت و بدبختيشان نشاند، حق و وظيفه آنهاست كه چنين حكومتي را براندازند و براي امنيت آينده خود،  وثائق جديد فراهم سازند.

سرگذشت اين مستعمرات و مصايب آنان نيز به اين منوال بوده و اكنون كار جور و اعتساف به جايي رسيده كه آنها را به تغيير نوع حكومت خود  وادار ساخته است. براي اثبات اين مسائل، اينك حقايق را به دنيا اعلام مي داريم...

  اعلاميه در پايان ، پس از شمردن تعديات و تجاوزاتي كه نسبت به حقوق مستعمرات شده است  و ذكر دلايل انقطاع از انگلستان (27 دليل) مي گويد: كه چون پادشاه دولت انگلستان اصول و مباني مزبور را پايمال كرده اند و حقوق ما را به هيچ شمرده اند. ما نمايندگان كشورهاي متحده آمريكا

 

  • افراد بشر آزاد متولد مي شوند و مادام العمر آزاد مي مانند و در حقوق با يكديگر مساويند

امتيازات اجتماعي  فقط مبتني بر منافعي است كه از هر كس به هيئت اجتماع مي رسد

 

  • اصل هر قدرتي از ملت است هيچ هيئت و هيچ فردي نمي تواند اعمال قدرت و حاكميتي در مملكت بكند

مگر آنكه مخصوصا از جانب ملت مجاز باشد

 

   طبق اختياراتي كه از طرف ملت به ما داده شده است، اعلام مي داريم كه اين مستعمرات حقا و عملا آزاد و مستقل هستند و از قيد هر نوع تبعيت به پادشاه انگلستان خارج مي باشند. براي پشتيباني و حمايت از مفاد اين اعلاميه با اعتماد كامل به توفيقات الهي، ما جان و مال و شرافت مقدس خويش را نزد يكديگر گرو مي گذاريم.1

اين اعلاميه در واقع خلاصه اصول حكومت ملي و اعلام مبادي مساوات و آزادي بود كه پانزده سال بعد سرلوحة قانون اساسي فرانسه و مقدمة اعلاميه حقوق بشر شد.

 

اعلاميه حقوق بشر فرانسه را  لافايت، تاليران، آبه سي ي و مونيه تنظيم كردند. كه مشتمل است بر يك مقدمه و هفده اصل.

    مقدمه: نمايندگان ملت فرانسه ، كه مجلس ملي تشكيل داده اند، چون دريافتند كه جهل  يا غفلت يا تحقير عمدي حقوق بشر، علل منحصر بدبختي عمومي و فساد حكومتهاست. بر آن شدند كه در اين اعلان رسمي ، حقوق طبيعي و مقدس و غير قابل فروش و انتقال بشري را مندرج


 

آزادي فكر و عقيده يكي از گرانبهاترين حقوق بشري است پس هر كس مجاز است كه آزادانه هرچه بخواهد بگويد  بنويسد و طبع كند مگر اينكه سوء استفاده از اين آزادي بكند


 

 

سازند؛ تا اعضاي هيئت جامعه اين اعلاميه را همواره نصب العين سازند و حقوق و تكاليف خويش را به خاطر آورند؛ تا اعمال قوة مقننه و قوة مجريه  به اين واسطه با مقاصد هر يك از مؤسسات سياسي، قابل مطابقت و موافقت باشد و به اين سبب بيش از پيش مطاع و محترم گردند؛ تا دعاوي و تقاضاهاي مردم، بعد از اين مبتني بر اصول ساده و غير قابل انكاري باشد و همواره منجر به صيانت قانون اساسي و سعادت عمومي بشود. بنابراين مجلس ملي به تاييد خداي متعادل، حقوق عمومي بشر را در اصول ذيل تصويب و اعلام مي كند:

ماده1.

افراد بشر، آزاد متولد مي شوند و مادام العمر آزاد مي مانند و در حقوق با يكديگر مساويند. امتيازات اجتماعي ، فقط مبتني بر منافعي است كه از هر كس به هيئت اجتماع مي رسد.

ماده2.

 منظور از اجتماعات سياسي، صيانت حقوق طبيعي وغير قابل اسقاط بشر است. اين حقوق عبارت است از: آزادي ، امنيت مالي و جاني و مقاومت در برابرظلم.

ماده3.

اصل هر قدرتي از ملت است. هيچ هيئت و هيچ فردي نمي تواند اعمال قدرت و حاكميتي در مملكت بكند. مگر آنكه مخصوصا از جانب ملت مجاز باشد.

ماده4.

 آزادي عبارت است از قدرت داشتن بر انجام دادن هر عملي كه مستلزم زيان ديگران نباشد. پس اعمال طبيعي هر كس حدي و انتهايي ندارد. مگر حقوق افراد كه مانند وي بايستي از آزادي بهره مند باشند. اين حدود را فقط قانون معلوم مي سازد.

 

ماده5.

 قانون حق ندارد هيچ چيز را در جامعه ممنوع سازد مگر چيزهاي مضر. هرچه را كه قانون منع نكرده است ديگري حق منع آن را ندارد و  هيچ كس مجبور نخواهد بود چيزي را كه قانون امر نكرده انجام دهد.

ماده6.

 قانون، بيان ارادة عمومي است . تمام افراد حق دارند كه شخصا يا به واسطة نمايندگان خود در وضع آن شركت جويند. قانون بايد براي همه يكسان باشد؛ خواه حمايت نمايد وخواه كيفر دهد. چون تمام مردم مملكت در برابر قانون برابرند. هر كسي ممكن است برطبق قابليت خود داراي هر مقامي و هر شغلي بشود و ما به الامتيازي جز پرهيزگاري و لياقت نخواهد داشت.

ماده7.

 هيچ كس را نمي توان متهم ، توقيف و حبس كرد. مگر به موجب نص صريح قانون و بنابر ترتيبي كه قانون معين كرده است. اشخاصي كه محرك يا مشوق يا عامل  يا به آمر احكام غير قانوني باشند، مستوجب مجازاتند؛ اما آنهايي كه به وجب قانون، احضار يا توقيف مي شوند، بايد بي درنگ اطاعت كنند و در صورت مقاومت و سرپيچي مقصر شمرده مي شوند.

 

ماده8.

قانون، جز مجازاتهايي كه محققا  ضروري است، مجازاتي مقرر نمي دارد. هيچ كس را نمي توان مجازات كرد مگر به موجب قانوني كه قبل از ارتكاب جنايت، وضع و رسما منتشر شده و با جرم كاملا مطابق باشد.

 

ماده9.

 هر فردي بي گناه شناخته مي شود، مگر اينكه تقصير او به ثبوت برسد. اگر توقيف شخص، ضروري باشد، جز اعمالي كه براي اطمينان از شخص او لازم است بايد از هر عمل شديد  ديگر جلوگيري كامل به عمل آيد. متخلف به موج قانون به سختي مورد مجازات واقع شود.

 

ماده10.

عقايد مردم ـ حتي عقيدة مذهبي ـ آزاد است مگر اينكه اظهار عقايد مزبور موجب اختلال نظم عمومي بشود كه  قانون آن را مقرر داشته است.

 

ماده11.

 آزادي فكر و عقيده ، يكي از گرانبهاترين حقوق بشري است. پس هر كس مجاز است كه آزادانه هرچه بخواهد بگويد ، بنويسد و طبع كند مگر اينكه سوء استفاده از اين آزادي بكند، در اين صورت به نحوي كه قانون معين كرده است مسئول خواهد بود.

 

 ماده12.

 تضمين حقوق بشر مستلزم نيروي انتظامي است. از اين رو تاسيس اين نيرو براي صلاح  و صرفه همه است. اختصاص به اشخاصي ندارد كه متصدي  مباشر آن هستند.

ماده13.

 براي نگهداري نيروي انتظامي و براي مصارف ادارات، ماليات عمومي لازم است كه به نسبت استعداد و دارايي افراد، متساويا توزيع مي شود.

ماده14.

 افراد مردم شخصا يا به توسط نمايندگان خود حق دارند كه در باب لزوم ماليات، اطلاع حاصل كنند و آزادانه راي خود را نسبت به آن اظهار دارند و مراقب اساس و تناسب و طرز وصول آن باشند و مدت آن را معين و در مصرف آن نظارت كنند.

ماده15.

 جامعه حق دارد كه از اعمال دولت و ادارات مملكت، حساب بخواهد.

ماده 16.

 هر جامعه اي كه در آن تضمين حقوق افراد ، تامين نشده و تفكيك قواي آن معين نگرديده باشد، قانون اساسي ندارد.

ماده17.

 چون مالكيت از حقوق محترم ، مقدس و غير قابل تجاوز است. كسي را از آن محروم نتوان كرد. مگر آنكه ضرورت عمومي صريحا مقتضي آن باشد و قانون  ضرورت مزبور را به ثبوت برساند. در اين صورت هم باز بايد قبلا خسارت مالك، عادلانه جبران گردد.2

سازمان ملل و اعلاميه جهاني حقوق بشر : پس از جنگ جهاني دوم  گردهمايي نمايندگان ملل در سازمان  موسوم به سازمان ملل متحد طرح مقدماتي اعلاميه جهاني حقوق بشر در سومين جلسه سازمان « سپتامبر و دسامبر سال 1948» به رياست خانم روزولت مطرح شد. از همان وهلة اول دو مفهوم مخالف و مختلف وجود داشت: يكي از سوي خانم روزولت حمايت مي شد و به موجب آن هر فرد انساني داراي حقوقي است غير قابل تجاوز. اين حق بايد از طرف دولت و اجتماع ، شناخته و محترم شمرده شود. مفهوم ديگر از طرف روسها پيشنهاد شد وبه موجب آن فرد به هيچ وجه داراي حقي نيست كه بتواند به موجب آن در برابراجتماع ، متظاهر و متكي باشد. به اين ترتيب  حتي در مبحث علمي و نظري نيز دو مفهوم مخالف شرق و غرب در برابر يكديگر ايستادند. يكي حقوق فردي را محترم  مي شمرد و از آزادي صحبت مي كرد و ديگري فرد را در جامعه مستحيل و فقط جنبة اجتماعي آن را قابل مي دانست. به عبارت ديگر همان دو مفهوم متضاد و مخالفي كه اتحاديه آتلانتيك را از يك طرف و بلوك شرق را در طرف ديگر، در برابر يكديگر به وجود آورد. در صحنه سازمان ملل متحد و در تدوين اعلاميه حقوق بشر نيز ظاهر گرديد.

اعلاميه مذكور بالاخره در دسامبر سال 1948 به تصويب رسيد. در اين اعلاميه ، اثر زمان، محسوس است. در اعلاميه حقوق بشر مورخ 1789 (انقلاب فرانسه) انسان به عنوان يك واحد فردي، منفرد  و مشخص پيش بيني شده بود. در صورتي كه در اعلاميه  1948 گو اينكه شخصيت فرد محرز و مشخص  است. اما يك تشخص اجتماعي نيز براي او قائل شده اند؛ يعني فرد  صاحب حقوق  اجتماعي است و چون صاحب حقوقي  مي باشد ناچار در اجتماع  مسئوليتها و تعهداتي نيز بر ذمة خود دارد.

اين اعلاميه پس از تنفيذ حقوق فردي انسان ، ملتها را نيز دعوت مي كند كه با همكاري دامنه دار و مداوم با سازمان ملل متحد «حرمت عمومي و مؤثر» همه را مراعات كند. اين مقصد، حاصل       نمي شود مگر اينكه عامة ملل ، استنباط صحيح و صريح از حقوق و آزادي داشته باشند.

بنابراين در نظر تدوين كنندگان اعلاميه بايستي فرمولهاي  اصولي براي عالم،  وضع  اين منشور مافوق سازمانهاي ملي هر قوم ، مورد احترام و اطاعت باشد. اين اعلاميه براي كليه افراد بشر ، حقوق مساوي و آزادي كامل را خواستار است. بدون اينكه نسبت به نژاد، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده ، ايمان ، مبادي اجتماعي و ملي ، ثروت و نسب تبعيضي قائل شود و هر فردي مي تواند به ديوان داوري كه مايل است مراجعه كند.3

متن اعلاميه جهاني حقوق بشر

مقدمه: از آنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي كلية اعضاي خانوادة بشري و حقوق يكسان و انتقال ناپذير آنان، اساس آزادي ، عدالت و صلح را در جهان تشكيل مي دهد. از آنجا كه عدم شناسايي تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است كه روح بشريت را به عصيان وا داشته و ظهور دنيايي كه در آن افراد بشر در بيان عقيده ، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است.

از آنجا كه اساسا حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام برضد ظلم و فشار مجبور نگردد.

از آنجا كه اساسا لازم است توسعة روابط دوستانه بين ملل را تشويق كرد.

از آنجا كه مردم ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام  ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجددا در منشور، اعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعي  كمك كنند و در محيطي آزاد ، وضع زندگي بهتري به وجود آورند.

از آنجا كه دول عضو، متعهد شده اند كه احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را با همكاري سازمان ملل متحد تامين كنند.

از آنجا كه حسن تفاهم مشتركي نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي كامل اين تعهد، كمال اهميت را دارد.

«مجمع عمومي»،  اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل ، اعلام مي كند تا جمع افراد و همه اركان اجتماع، اين اعلاميه را دائما مد نظر داشته باشند. مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و       بين المللي شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در بين ملل عضو و چه در بين مردم كشورهايي كه در قلمرو آنها مي باشند، تامين گردد.

ماده1.

تمام افراد بشر، آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند. بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند.

ماده2.

هر كس مي تواند بدون هيچ گونه تمايز، مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه آزادي هايي كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است، بهره مند گردد.

به علاوه ، هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي، اداري، قضايي يا بين المللي كشور يا سرزمين  باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور مستقل ، تحت قيوميت يا غيرخود مختار باشد يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد.

 

ماده3.

هركس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد.

 

ماده4.

احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شكلي كه باشد، ممنوع است.

 

ماده5.

احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ضالمانه  يا برخلاف انسانيت  و شئون بشري و يا موهن  باشد.

 

ماده 6.

هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود.

 

ماده7.

همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون بر خوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقص اعلاميه حاضر باشد و عليه هر تحريكي كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد به طور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.

 

 

  • هر زن و مرد بالغي

حق دارند بدون هيچ گونه محدوديتي از نظر نژاد  مليت  تابعيت يا مذهب

 با  همديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند

در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن زن  و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج  داراي حقوق مساوي مي باشند

 

ماده8.

در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد، آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد، هر كس حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه دارد.

ماده9.

احدي نمي تواند خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد بشود.

ماده10.

هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و  بي طرفي، منصفانه و علنا رسيدگي بشود و چنين دادگاهي دربارة حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزايي كه به او توجه پيدا كرده باشند، اتخاذ تصميم كند.

ماده11.

1.هر كس كه به بزهكاري متهم شده باشد، بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه در جريان يا دعاوي عمومي كه در آن كليه تضمينهاي لازم براي دفاع او تامين شده باشد، تقصير او قانونا محرز گردد.

2.هيچ كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در موقع ارتكاب آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده است، محكوم نخواهد شد. به همين طريق هيچ مجازاتي شديدتر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق مي گرفت دربارة احدي اعمال نخواهد شد.

  • خانواده

ركن طبيعي و اساسي اجتماع است

و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود

 

  • هر كس حق دارد

 در اداره امور عمومي كشور خود  خواه مستقيما 

خواه با وساطت  نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند

 شركت جويد

 

ماده12.

احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد، هر كس حق دارد در مقابل اين گونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرارگيرد.

ماده13.

1. هر كس حق دارد در داخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب كند.

2. هر كس حق دارد هر كشوري،  از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خود بازگردد.

ماده14.

1. هر كس حق دارد در برابر تعقيب ، شكنجه و آزار ، پناهگاهي جست و جو كند و در كشورهاي ديگر پناه اختيار كند.

2. در موردي كه تعقيب واقعا مبتني بر جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهايي مخالف با اصول  مقاصد ملل متحد باشد، نمي توان از اين حق استفاده كرد.

ماده 15.

1. هر كس حق دارد داراي تابعيت باشد.

2. احدي را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

      ماده 16.

1. هر زن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچ گونه محدوديتي از نظر نژاد، مليت، تابعيت يا مذهب با  همديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن  و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج  داراي حقوق مساوي مي باشند.

2. ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

3. خانواده  ركن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده 17.

1. هر شخص منفردا يا به طور اجتماع حق مالكيت دارد.

2. احدي را نمي توان خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.

 

ماده 18.

هر كس حق دارد از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان مي باشد و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر كس مي تواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعا به طور خصوصي يا به طورعمومي برخوردار باشد.

  ماده 19.

هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقايد خود بيم  و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ وانتشار آن  به تمام وسايل ممكن  بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

ماده 20.

1. هركس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد.

2. هيچ كس را نمي توان مجبور به شركت در اجتماعي كرد.

 

آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر كس را به حد اكمل به رشد برساند و

احترام حقوق و  آزاديهاي بشر را  تقويت كند

 

ماده 21.

1. هر كس حق دارد در اداره امور عمومي كشور خود، خواه مستقيما  خواه با وساطت  نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.

2. هر كس حق دارد با تساوي شرايط، به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد.

3. اساس و منشا قدرت حكومت، اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيلة انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت  به طور ادواري  صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تامين مي كند.

ماده22.

هر كس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است با مساعي ملي و همكاري بين المللي، حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خود را  كه لازمة مقام و نمو آزادنه شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشوري به دست آورد.

ماده23.

1. هر كس حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه انتخاب كند، شرايط منصفانه و رضايتبخشي براي كار خواستار باشد و در مقابل بيكاري حمايت شود.

2. همه حق دارند بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي ، اجرت مساوي دريافت دارند.

3. هركس كه كار مي كند، به مزد منصفانه و رضايتبخشي ذيحق مي شود كه زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين كند  آنرا در صورت لزوم با هر نوع  وسايل ديگر حمايت اجتماعي، تكميل كند.

4. هر كس حق دارد براي دفاع  از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و در اتحاديه ها نيز شركت كند.

ماده 24.

هر كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات كار و مرخصي هاي ادواري،  با اخذ حقوق ، ذيحق مي باشد.

ماده 25.

1. هر كس حق دارد كه سطح زندگي او ، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد در موقع بيكاري ، بيماري ، نقص اعضا، بيوه گي، پيري  يا در تمام موارد ديگري كه به عللي خارج از ارادة انسان ـ وسايل امرار معاش از بين رفته باشد ـ از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار شود.

2. مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند. كودكان، چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند، حق دارند كه همه از يك نوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.

ماده 26.

1. هر كس حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است، بايد مجاني باشد. آموزش  ابتدايي، اجباري است. آموزش حرفه اي بايد عموميت  پيدا  كند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي كامل، به روي همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.

2. آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر كس را به حد اكمل به رشد برساند و احترام حقوق و آزاديهاي بشر را  تقويت كند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف ودوستي بين تمام ملل و جمعيت هاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليت هاي ملل متحد را در راه حفظ صلح، تسهيل كند.

3. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.

ماده27.

1. هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پيشرفت علمي و فوايد آن سهيم باشد.

      2. هر كس حق دارد از حمايت منافع معنوي و مادي آثار علمي ، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده 28.

هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي و حقوق و آزاديهايي را  كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است، تامين كند و آنها را  به مورد عمل بگذارد.

ماده 29.

1.       هر كس در مقابل جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر سازد

2.       هر كس در اجراي حقوق و  استفاده از آزاديهاي خود, فقط تابع محدوديتهايي است كه به وسيله قانون, منحصرا به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه عضو دموكراتيك وضع گرديده است.

3.       اين حقوق و آزاديها، در هيچ موردي نمي تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده 30.

هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد كه به موجب آن بتواند هر يك از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از  بين ببرد يا در آن فعاليتي كند.4

 

منابع وماخذ:

1.       يك جهان ، چندين صدا/يونسكو، ترجمه ايرج پاد

2.       ماله، آلبر. تاريخ قرن هيجدهم و انقلاب فرانسه / ترجمه رشيد ياسمي

3.       پيرن، ژاك. جربانهاي بزرگ تاريخ معاصر/ترجمعه رضا مشايخي

4.       ترجمه اداره اطلاعات سازمان يونسك

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:33 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:31 توسط رضا الله قلی پور| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام

Design By : Night Skin

           Add to Technorati Favorites موتور جستجوي خبر قطره سايت هواداران تراكتورسازي