خلاء رسانه های حرفه ای در آذربایجان
هر جامعه ای برای اینکه بتواند ایده های فرهنگی ، آرمان های انسانی و ... خود را نشان دهد نیاز به یک سری ساختارهای حرفه ای و ابزارهای تعریف شده دارد که بتواند از طریق آنها حیات وجودی خود را نشان دهد. یکی از این ساختارهای حرفه ای و ابزارهای تعریف شده رسانه ها هستند. چه از نوع دیداری و شنیداری و چه از نوع چاپی و مکتوب. خلا هر کدام از آنها نقطه ضعفی برای حیات جمعی و اجتماعی آدم هایی است که دور یک حس و هدف مشترک جمع شده و هزینه می پردازند.
تیراختور آذربایجان فارغ از این که یک تیم فوتبال است ، یک هدف غایی و اجتماعی برای آذربایجانی هاست و بابت آن از همه چیز خود ؛ از غرور و شخصیت ملی و اجتماعی تا صرف مبالغ کلان مالی که از راه کم کردن از رفاه اجتماعی و زندگی جمعی به دست می آید ، هزینه می کنند. به همین دلیل در کنار تمام این تلاش ها ، دیده نشدن با وقار در رسانه ها و نداشتن ابزارهای حرفه ای رسانه ای برای نشان دادن خواسته ها ، خلاء مهمی ایجاد می کند که مورد استفاده و سو استفاده بازاریاب های رسانه ای می شود. به طوری که در چاپ دوم شماره ۲ خرداد ۹۱ خبر ورزشی بالعینه به این شکار خلا رسانه ای در جامعه آذربایجان توسط این نشریه برای فروش بیشتر و کسب درآمد و بالا بردن تیراژ پی برده ، می بینیم و گاهی خیلی هم ذوق زده می شویم.
تا زمانی که خلاهای رسانه ای در جامعه آذربایجان پر نشود و رسانه های موجود این جامعه در تلاش باشند تا به نوعی وفاداری و ادامه حیات خود را به فرهنگ غالب نشان دهند و ثابت کنند از چنین نکات قابل توجهی غافل خواهند بود و توان دیدن جنین خلاء های مهم و پاشنه آشیل جامعه خود نخواهند بود.
خوب! ... خدا " حجازی " را بیامرزد که سالگردش به نانی برای خبر ورزشی در آذربایجان با این تیتر تبدیل شد:

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
دایی در راه تیراختور آذربایجان!

سایت گل- در حالی که به نظر میرسد امیر قلعهنویی به زودی تراکتورسازی را ترک خواهد کرد تازهترین خبرها حاکی از آن است که جانشین وی کسی نیست جز علی دایی.
به گزارش سایت گل و به نقل از قانون، امیرقلعهنویی اگر چه با تراکتورسازی روند خوبی را پشت سر گذاشت و موفق شد این تیم را به عنوان نایب قهرمانی لیگ برتر برساند اما شایعات جدی که درباره پیوستنش به استقلال مطرح شده مسئولان رده بالای استان آذربایجان شرقی را برآن داشته است که در خصوص روشن شدن تکلیف جانشین امیر واکنش نشان دهند.
مدیران بلند پایه باشگاه تراکتورسازی حالا قصد دارند علی دایی را به تبریز بیاورند. البته نه علی دایی و نه مدیران باشگاه تراکتورسازی این خبر را تایید یا تکذیب نکردهاند.دایی در حال حاضر در ایران به سر نمیبرد اما به محض اینکه به ایران بیاید مذاکره تراکتورسازی با وی آغاز خواهد شد. شاید علی دایی هم بی علاقه نیست که با مردم تبریز پس از کشمکشهایی که طی سالهای اخیر داشته است به نوعی آشتی کند. شاید جامی که حتی امیر قلعهنویی نتوانست برای پرشورترین هواداران فوتبال ایران بیاورد علی دایی در لیگ دوازدهم به ارمغان بیاورد. شاید!

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
انتشار دوباره:
بعد از گذشت نزدیک به ۶ سال ، هنوز کسی بابت انتشار کاریکاتور سوسک در روزنامه ایران توضیحی به ملت آذربایجان نداده و عذرخواهی نکرده است!

گرچه امروزه توهین هایی را که ملت آذربایجان ایران به واسطه حضور تیم تیراختور در لیگ برتر فوتبال به نیابت از تفکر و فرهنگ و بینش مردم استان های میزبان در استادیوم ها شاهد است ، و رفتار فارس ها ، عرب ها و ... از طریق دادن شعارها ، نصب پلاکارد ، نمایش بنرها و ... در استادیوم ها ، روی کاریکاتور سوسک کشیده شده در روزنامه ایران ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ را سفید کرده ، اما یک موردی که شاخص و سند در این باره شده ، همان است که روزنامه ایران مرتکب شد. خرداد ماه ، ماه اعتراض ملت تورک آذربایجان به تفکرات شوونیستی و نژادپرستانه باقی مانده از سیاست های " ملت سازی " حاصل از تفکر " یک ملت ، یک زبان و یک فرهنگ " رژیم رضاخانی است.

یک سوال از افکار عمومی ، در سالگرد اعتراض به انتشار کاریکاتور توهین آمیز به ملت تورک آذربایجان توسط روزنامه ایران
چرا آنها ، آن كاريكاتور را كشيدند؟!
خردادماه ، ماهي است كه خيلي از اتفاقات اين مملكت در آن زاييده و شكل گرفته است و گمان بر اين است كه در آينده اين ماه بستر حوادث تاريخي در كشور ايران شده و باشد. خرداد مملو از انواع خاطرات شاد و غمگين براي آنهايي است كه در اين سرزمين بزرگ شده و مي شوند. در كنار خيلي از حوادث ، يك حادثه براي ملت آذربايجان كه چندين سال است از آن زجر مي كشند و نوعي خنجر از پشت خوردن از پايتخت نشين ها و تفکرات شوونیستی و نژادپرستانه مي دانند ، گران مي نمايد. روزهاي خرداد ماه روز هاي پر التهابي است كه به سختي بشود آن را فراموش و به راحتي از كنار آن گذشت. مروري بر آنچه كه در اين ماه بر آذربايجان گذشت:
کاریکاتور روزنامهٔ ایران در هفتهٔ نامه «ایران جمعه» ویژه نامه روزهای جمعه روزنامهٔ ایران (به صاحب امتیازی خبرگزاری جمهوری اسلامی) ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ در صفحهٔ کودک و نوجوان به صورت کمیک استریپی با عنوان «چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند» منتشر شد.

در این کمیک استریپ به زبان طنز در بارهٔ چگونگی مقابله با سوسکها در قالب دو شخصیت سوسک و یک پسر نوجوان پرداخته شده بود. در تمامی کاریکاتورها سوسک به زبان فارسی سخن میگوید؛ اما در یکی از بخشها در پاسخ به پسر نوجوان از کلمه تورکی «نمنه» (چی يا چه میگويی؟) استفاده میکند.
در متنی که در کنار کاریکاتور و تحت عنوان «گفتمان» آمده نوشته شده: «... مشکل اینجاست که سوسک زبان آدم حالیش نمیشه. دستور زبان سوسکی هم آن قدر سخته که هشتاد درصد خود سوسکهام بلد نیستن و ترجیح میدن به زبانهای دیگه حرف بزنن. وقتی سوسکا زبون خودشونو نمیفهمن شما چه جوری میخواین بفهمین؟! ...» [۱]
این کاریکاتور سبب تظاهراتهای گسترده در تهران توسط آذربايجاني هاي ساكن در آن شهر و مناطق تورکنشين ایران، دستگیری سردبیر ایران جمعه مهرداد قاسمفر و مانا نیستانی و توقیف روزنامهٔ ایران گردید.
اعتراضات ملت آذربايجان
پس از انتشار کاریکاتور روزنامهٔ ایران، دامنهٔ اعتراضات علاوه بر شهرهای مختلف آذربایجان به تهران و سایر شهرهای داخلی ایران نیز کشیده شد. شماری از دانشجویان آذربايجاني در تهران از ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقهٔ نیمهشب سهشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۵ تا ساعت ۵ صبح روز بعد در برابر درب اصلی کوی دانشگاه تهران تجمع کرده بودند که این تجمع در ساعت ۲۳ نیمهشب سهشنبه به اوج خود رسیده بود. دانشجویان آذربایجانی با راهپیمایی در مقابل دانشکدههای مختلف دانشگاه تهران، این اقدام روزنامهٔ ایران را محکوم کرده بودند. [۲]
در حالیکه متن روزنامهٔ ایران را بیشتر معترضان ندیده بودند، اما اخبار یا کپی كاريكاتور روزنامهٔ ایران که از تشبیه تورکهای ایران به سوسک سخن میگفت، به نحو گستردهای منتشر شده بود.[۳] به گفته مدیر مسئول روزنامهٔ ایران، کپی كاريكاتور روزنامه در شمارگان ۳۰۰٬۰۰۰ نسخه (حدود ده برابر تیراژ هفتهنامهٔ ایران) روز جمعه در کشور و مخصوصاً در مناطق تورکزبان منتشر شد بود.[۴]
در تبریز تظاهرات از ساعت ۴ بعد از ظهر از سمت دانشگاه تبریز و میدان نماز آغاز گردیده و به سمت استانداری آذربایجان شرقی ادامه پیدا کرد. تلاش نیروهای انتظامی برای جلوگیری از پیوستن دو گروه تظاهرکننده به درگیری میان دو طرف انجامید. [۵] [۶]
اعتراضات در ارومیه منجر به تغییر مسیر اعتراضات علیه غیرتورکها و مطرح کردن شعارهای پانترکیستی و حرکتدادن تظاهرکنندگان به سمت كنسولگري ترکیه و آتشزدن ساختمان روزنامهٔ ایران و صدا و سیمای ارومیه شد.
توقیف روزنامه ایران و دستگیری روزنامهنگاران
در پی تظاهرات گسترده در تبریز و در دیگر شهرهای ترک زبان ايران، هیات نظارت بر مطبوعات تشکیل جلسه اضطراری داد و روزنامه ایران را توقیف موقت و پرونده آن را را به دادسرا فرستاد. روزنامه ایران ۳۱ اردیبهشت عذرخواهی و اعلام کرده بود که مانا نیستانی را اخراج کردهاست. [۸] پس از انتشار خبر توقیف بیانیهای با عنوان «ما اهل ایرانیم» توسط کارکنان این روزنامه منتشر شد که در آن آمده بود:«ما اهل ایرانیم. اهل «ایران». در میان ما هم از جنس تورک است، هم از جنس کرد. هم از طایفه لر است، هم از تبار عرب. هم از سلسله بلوچ است، هم از سلاله عجم. و برای ما مباهات است که در خانواده «ایران» قاطبه مدیران، مجریان و خبرنگاران، خود افتخار انتساب به هموطنان آذری را دارند. دردناکتر از این چه میتواند بود که در چنین شرایطی به جفا و توهین به مام و ملیت خویش متهم شویم. ما خبرنگاران «ایران» از هر جا که هستیم، پیش و بیش از هر چیز یک ایرانی مسلمان هستیم.» [۹] سخنگوی قوه قضائیه نیز از صدور قرار بازداشت برای کارتونیست و سردبیر ایران جمعه خبر داد. [۱۰]
فیروزی دادستان تبریز نیز اعلام کرد که علیه روزنامه ایران اعلام جرم کردهاست. [۱۱]
توضیحات مانا نیستانی
وی پیرامون کاریکاتور مذکور گفت:"استفاده از واژههای «سنهنه» و «نهمنه» که در دیالوگ سوسک آورده شده، اصطلاحاتی هستند که روزانه در زبان فارسی به کار گرفته میشوند و این نکته نشان از نفوذ زبان ترکی در زبان فارسی دارد. نکته دوم اینکه در همان صفحه یا صفحه ۲۰ روزنامه، کارتونهای دیگری کشیده شده که قورباغه و سوسک با لهجه غلیظ تهرانی حرف میزنند، در حالیکه حمل بر سوسک بودن تهرانیها نشده است" [۱۲]
محاکمه و تبرئه روزنامه ایران
توقیف روزنامه ایران ۵ ماه ادامه یافت و سپس با تغییر کادر و مدیریت آن انتشار خود را از سر گرفت. غلامحسین اسلامیفر مدیر مسئول روزنامه نیز از اتهام ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه و اهانت به مردم ترکزبان تبرئه شد. وی در دادگاه گفت: «شخصیت داستان و طنز در کاریکاتورهای دیگر مطلب مزبور به زبانهای رایج دیگری در کشور از جمله فارسی نیز سخن گفته و بدین ترتیب کاریکاتوریست قصد توهین به ترک زبانان نداشتهاست.» [۱۳]
بازتاب در کشورهای دیگر
در باکو عدهای مقابل سفارت ایران تجمع کرده و پرچم ایران را به آتش کشیدند. همچنین روزنامههای جمهوری آذربایجان از تیترهایی همچون «رژیم ایران برادران ما را سرکوب کرد» ،«آذربایجان جنوبی به پا خاسته است» استفاده کردند. همچنین به گفته بی بی سی « روزنامه آینه نوشت:«رویارویی ملی در مجلس ایران» در صحن مجلس شورای اسلامی ایران، اکبر اعلمی نماینده تبریز شعر «تهران و تهرانی» از محمدحسین شهریار، شاعر نامدار معاصر آذربایجانی را خوانده که ترجیع بند آن با «الا تهرانیا ... » آغاز میشود: ( منظور اين شعر پايتخت نشين هاي فارس زبان و مهاجراني است كه در تهران دچار استحاله فرهنگي شده و هويت و زبان خود را از ياد برده اند )
الا اي داور دانا تو ميداني که ايراني
چه منتها کشيد از دست اين تهران و تهراني
چه طرفي بست از ين جمعيت ايران جزپريشاني
چه داند رهبري سر گشته صحراي ناداني
چرا مردي کند دعوي کسي کو کمتر است اززن
الا تهرا نيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدرگفتي
برشتي کله ماهي خور بطوسي کله خرگفتي
قمي را بد شمردي اصفهاني را بترگفتي
جوانمردان آذربايجان را ترک خرگفتي
ترا آتش زدند و خود بر آن آتش زدي دامن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو اهل پايتختي بايد اهل معرفت باشي
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشي
چرا بيچاره مشدي وحشي و بي تربيت باشي
به نقص من چه خندي خود سرا پا منقصت باشي
مرا اين بس که ميدانم تميز دوست ازدشمن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو از کنج شير کش خانه و دکان سيرابي
بجز بد مستي و لاتي و الواطي چه دريابي
در اين کولز که ندهندت بجز ليسانس تون تابي
نخواهي بو علي سينا شد و بو نصرفارابي
بگاه ادعا گويي که ديپلم داري ازلندن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو عقل و هوش خود ديدي که در غوغاي شهريور
کشيدند از دو سو همسايگان در خاک ما لشکر
به نق و نال هم هر روز حال بد کني بدتر
کنون ترکيه بين و ناز شست ترکها بنگر
که چون ما ندندبا آن موقعيت از بلاايمن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
گمان کردم که با من همدل و همدين وهمدردي
بمردي با تو پيوستم ندانستم که نامردي
چه گويم بر سرم با نا جوانمردي چه آوردي
اگر مي خواستي عيب زبان هم رفع ميکردي
ولي ما را ندانستي بخود هم کيش و هم ميهن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو عقل و هوش خود ديدي که در غوغاي شهريور
کشيدند از دو سو همسايگان در خاک ما لشکر
به نق و نال هم هر روز حال بد کني بدتر
کنون ترکيه بين و تاز شست ترکها بنگر
که چون ما ندندبا آن موقعيت از بلاايمن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
گمان کردم که با من همدل و همدين وهمدردي
بمردي با تو پيوستم ندانستم که نامردي
چه گويم بر سرم با نا جوانمردي چه آوردي
اگر ميخواستي عيب زبان هم رفع ميکردي
ولي ما را ندانستي بخود هم کيش و هم ميهن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
بشهريور مه پارين که طيارات با تعجيل
فرو ميريخت چون طير ابا بيلم بسرسجيل
چه گويم اي همه ساز تو بيقانون و هردمبيل
تو را يکشب نشد ساز و نوا در راديوتعطيل
ترا تنبور و تنبک بر فلک ميشد مرا شيون
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
بقفقازم برادر خواند با خود مردم قفقاز
چو در ترکيه رفتم وه چه حرمت ديدم واعزاز
بتهران آمدم نشناختي از دشمنانم باز
من آخر سالها سر باز ايران بودم و جانباز
چرا پس روز را شب خواني و افرشته اهريمن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
بدستم تا سلاحي بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم بجاي از پا ي نشستم
بکام دشمنان آخر گرفتي تيغ ازدستم
چنان پيوند بگسستي که پيوستن نيارستم
کنون تنها علي مانده است و حوضش چشم ماروشن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه مازد
ترا تنها پذيرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جاي مملکت جازد
چو تهران نيز تنها ديد با جمعي به تنهازد
تو اين درس خيانت را روان بودي و من کودن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
چو خواهد دشمني بنياد قومي را براندازد
نخست آن جمع را از هم پريشان و جداسازد
چو تنها کرد هر يک را به تنهايي بدوتازد
چنان اندازدش از پا که ديگر سر نيفرازد
تو بودي آنکه دشمن را ندانستي فريب وفن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
چرا با دوستدارانت عناد و کين و لج باشد
چرا بيچاره آذربايجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتي ايران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ايران را اگر روزي فرج باشد
تو گل را خار ميبيني و گلشن را همه گلخن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
تو را تا ترک آذربايجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدين سنگيني و کارت بدين سان بود
چه شد کرد و لر ياغي کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ايل قشقايي کزو دشمن هراسان بود
کنون اي پهلوان چوني نه تيري ماند و ني جوشن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
کنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه اززنجان
نه ماهي و برنج از رشت و ني چايي زلاهيجان
از اين قحط و غلا مشکل تواني وارهاندن جان
مگر در قصه ها خواني حديث زيره کرمان
دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي ازبنشن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويي يامن
خواندن این شعر باعث چنان درگیری میان نمایندگان ترک و فارس در مجلس شده که باعث گردید پلیس برای پایان دادن به آن وارد صحن مجلس شود، در حالی که خبرنگاران پارلمانی در تهران میگویند اکبر اعلمی موفق شد شعر را تا آخر بخواند و تنها مسئلهای که با آن مواجه شد، تذکر رئیس مجلس بود.» [۱۷]
حالا خود با توجه به شرايط حاكم در فضاي فرهنگي و سياسي كشور ايران قضاوت كنيدكه:
چرا آنها ، آن كاريكاتور را كشيدند؟!
پانویس
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ تجمعهای اعتراضی در تبریز، ارومیه و تهران. روزنامهٔ اعتماد. بازدید در تاریخ ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰.
- ↑ آزادی موقت سردبیر و کاریکاتوریست ایران جمعه«(بی بی سی فارسی ،مرداد ۱۳۸۵)»
- ↑ آزادی موقت سردبیر و کاریکاتوریست ایران جمعه(بی بی سی فارسی ، ۳۱مرداد ۱۳۸۵)
- ↑ معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران: شش نفر به واسطهٔ ناآرامیها اخیر دستگیر شدهانداغتشاشگران غیردانشجو بودند(خبرگزاری ایسنا،۳خرداد۱۳۸۵)
- ↑ ناآرامی در تبریز به خاطر کاریکاتور یک روزنامه(بازتاب،۲خرداد۱۳۸۵)
- ↑ برکناری طراح طنز «ایران جمعه»(روزنامه ایران ،۳۱اردیبهشت ۱۳۸۷)
- ↑ بـیـانـیـهای از روزنـامـه ایـران،«ما اهل ایرانیم»(شریف نیوز،۳خرداد۱۳۸۵)
- ↑ روزنامهٔ ایران توقیف شد اقدامات قانونی در حال انجام است؛ مردم هوشیار باشند(ایسنا،۲خرداد۱۳۸۵)
- ↑ دادستان تبریز: علیه روزنامه ایران اعلام جرم کردم(خبرگزاری ایسنا،۲خرداد۱۳۸۵)
- ↑ شریف نیوز،(شریف نیوز،۲خرداد۱۳۸۵)
- ↑ مدیرمسئول روزنامه ایران بیگناه شناخته شد(بی بی سی فارسی ، ۵شهریور۱۳۸۵)
- ↑ The Terrorist Trap: America's Experience with Terrorism نوشته Jeffrey D. Simon سال ۲۰۰۱ انتشارات دانشگاه ایندیانا ISBN ۰۲۵۳۲۱۴۷۷۷ ص۳۲۶
- ↑ آنَک رقص گرگها…(سایت ایران امروز،۸خرداد۱۳۸۵)
- ↑ امروز با خروش گرگهای خاکستری تبریز به لرزه در آمد
- ↑ بازتاب نا آرامیهای مناطق ترکنشين ایران در مطبوعات جمهوری آذربایجان(بی بی سی فارسی)

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
چرا یوروویژن آذربایجان بعضی ها را عصبانی کرده است؟
مسابقهٔ آواز یوروویژن (Eurovision Song Contest) یک مسابقهٔ بینالمللی موسیقی است که از سال ۱۹۵۶ به صورت سالیانه برگزار میشود. طبق قوانین مسابقه، کشورهای فعال عضو اتحادیه پخش اروپا امکان شرکت در این مسابقه را دارند.
کشورها آهنگ هایی را انتخاب میکنند که به صورت زنده بر روی تلویزیون اجرا و بعد رأیگیری اس ام اسی انجام و بهترین آهنگ مسابقه انتخاب میشود . این مسابقه جزو طولانی ترین مسابقات جهان شناخته شده است ، و البته یوروویژن پر بینندهترین مسابقه بعد از مسابقات ورزشی است. از منابع مختلفی نقل قول شده است که در سال های اخیر یوروویژن نزدیک به صد تا پانصد میلیون بیننده اینترنشنال داشته است ( یعنی بهترین فرصت برای معرفی میزبان و جذب سرمایه خارجی و رونق صنعت توریسم ). یوروویژن در کشورهای خارج اروپا مانند مصر، هند، مکزیک، آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، چین، کره جنوبی، اوروگوئه و ... نیز به صورت زنده پخش میشود. از سال ۲۰۰۰ تا کنون یوروویژن به صورت زنده در اینترنت نیز پخش می گردد و در سال ۲۰۰۶ بیشتر از ۷۴،۰۰۰ نفر از ۱۴۰ کشور مختلف به صورت حضوری این مسابقات را دیده اند. خوانندههایی مانند گروه آبا که برنده سوئد در ۱۹۷۴ بود و سلن دیون که سوئیس را در ۱۹۸۸ برنده کرد، بوسیله این مسابقه شهرت جهانی پیدا کردند.
تاریخچه:
در دهه ی ۱۹۵۰ به دلیل نتایج و تأثیرات جنگ جهانی دوم، رادیو و تلویزیون اروپا یعنی EBU - ساخته شده در سوئیس - به دنبال ایدهای گشت برای دور هم جمع کردن کشورهای اروپایی در "برنامهای سرگرم کننده". در ماه ژوئن ۱۹۵۵ در موناکو، کارگردان سوئیسی این ایده را داد که برنامهای جهانی برای موسیقی در بین کشورهای اروپا ( الان عضو اتحادیه اروپا ) برگزار شود و کشورهای عضو EBU آن را پخش کنند. این مسابقه شبیه مسابقه "فستیوال موسیقی سانرمو" در ایتالیا بود، ولی آن موقع اینترنت و ماهوارهای وجود نداشت که برنامه را پخش کند و به همین دلیل شبکه یوروویژن را ساختند که شبکهای رادیویی با امواج ماکروویو بود.
اولین مسابقه در شهر لوگانو، سوئیس برگزار شد که ۷ کشور شرکت کردند و هر کشور ۲ آهنگ را انتخاب کرد. این سال تنها سالی بود که هر کشور میتوانست ۲ آهنگ انتخاب کند. در اولین سال یوروویژن یعنی ۱۹۵۶ میزبان مسابقه یعنی سوئیس برنده این مسابقات اعلام شد.
نحوه مسابقه
نحوه مسابقه در سالهای اخیر بسیار تغییر کرده است. مسابقه هر سال در کشوری برگزار میشود که سال قبل برنده شده است و شبکه تلویزیونی میزبان ، شبکه ملی آن کشور بوده که برنامه را اجرا میکند. هر سال ۱ یا چند مجری مسئولیت اجرای برنامه را بر عهده میگیرند. در اول، وسط و آخر برنامه اجراهایی وجود دارد که برای سرگرم کردن تماشاچیان بکار برنده میشود. در اول مسابقه اولیج ، چیزی که به نمایش در میآید ، آرم شبکه EBU میباشد و بعد از آن برنامه شروع میشود. این مسابقه معمولا در بین ماههای اردیبهشت تا خرداد برگزار میشود. امسال نیز شروع آن ۲ تا ۶ خرداد به میزبانی جمهوری آذربایجان می باشد.
کشورهایی که در یوروویژن شرکت میکنند همگی باید عضو فعال EBU باشند. ۵۱ کشور تا کنون حداقل ۱ بار در یوروویژن شرکت کردهاند.
شرکت در یوروویژن:
حداقل یک بار شرکت کرده استهیچ وقت شرکت نکرده است, و میتوانست شرکت کند
نماینده انتخاب شد اما بعد استفاء داد
انتخاب نماینده و ترانه:
تمامی کشورهای شرکت کننده هر سال باید یک آهنگ و یک خواننده را معرفی کنند. خواننده باید حداقل ۱۶ سال سن داشته باشد و آهنگ نباید قبلا در جایی پخش شده باشد. بعضی کشورها مستقیما خودشان نماینده و آهنگ را انتخاب میکنند مانند ترکیه و انگلستان. برخی نیز نماینده را انتخاب میکنند ولی به مردم یا داوران و یا ترکیبی از هر دو اجازه میدهند برترین را انتخاب کنند. مانند ارمنستان در سال ۲۰۱۱ . نشنال فاینالها یا مسابقات محلی، جایی هستند که آهنگ یا نماینده و یا هر دو انتخاب میشود. در این روش خواننده باید آهنگ خود را اجرا کند و در تمامی مراحل پیروز گردد تا برنده مسابقات شود. از معروفترین نشنال فینالها میتوان "ملودی فستیوالن" سوئد یا "ملودی گرند پریکس" دانمارک و نروژ را نام برد. یکی از پیچیدهترین نشنال فاینالها نیز نشنال فاینال کشور اوکراین میباشد.
رای گیری:
سیستم رایگیری در این چند سال اخیر خیلی تغییر کرده است. اما یکی از چیزهایی که ثابت مانده است که به نام آراء یوروویژم مشهور است، این است که کشورها به ۱۰ کشور برتر آرائی از ۱ تا ۷ ، ۸ ، ۱۰ و ۱۲ میدهند. و ۱۲ بالاترین رای از هر کشور میباشد. آراء ترکیبی از آراء مردم و داوران هست. داوران هر کشور معمولا بهترینهای آن کشور در موسیقی و هنر هستند . مردم نیز میتوانند به نمایندگان مورد علاقهی خود از طریق اس ام اس رای دهند اما نمیتوانند به کشور خودشان رأی دهند. افرادی آرای هر کشور را ارائه میکنند که توسط شبکه کشور قبلا تعیین شده است و معمولا افراد به نامی برای این کار استفاده میکنند . مانند صفورا که آرای آذربایجان را در سال ۲۰۱۱ معرفی کرد. و بالاخره با رای ۱۲ امتیازی ترکیه ، آذربایجان با کسب مقام اول در سال ۲۰۱۱ ، میزبان مسابقات یوروویژن ۲۰۱۲ شد. میزبانیی که امروز مورد مخالفت ایران و ارمنستان قرار گرفته است.
نگاهی به دلایل اعتراضات و مخالفت ها با مسابقات یوروویژن ۲۰۱۲ به میزبانی جمهوری آذربایجان توسط ایران و ارمنستان:

بعد از پیروزی و کسب مقام اول مسابقات سال ۲۰۱۱ توسط جمهوری آذربایجان برخی مخالفت ها و طعنه زنی هایی توسط اپوزیسیون به اصطلاح حامی فرهنگ پارسی در ایران به آذربایجانی ها در شبکه های اجتماعی و سایت هایی چون بالاترین صورت گرفته و زده شد. در آن زمان ادعا بر این بود که آذربایجانی ها که خود را متعهد و مقید به فرهنگ آذربایجانی و زبان تورکی می دانند چرا به خاطر برنده شدن در یک مسابقه ای که به زبان انگلیسی است چنین ذوق زده شده اند؟! ... اما در سال ۲۰۱۰ که آذربایجان با همکاری یکی از خوانندگان فارسی زبان یعنی " آرش " و یک خواننده دختر آذربایجانی توانست مقام سومی را کسب کند نتنها مخالفتی صورت نگرفت و طعنه ای زده نشد بلکه بازتاب بسیار جالب و قوی در سایت ها ، شبکه های اجتماعی و لینکستان هایی چون بالاترین داشت به طوری که چند روز جزو اخبار داغ آن سایت ها شده بود. اما باز از موضع گیری های رسمی داخلی خبری نبود!!!
اما وجود چنین دوگانگی توسط آنهایی که یکی به نعل و یکی به میخ می زنند دور از انتظار و باعث تعجب نیست. آنچه که موجب حیرانی و انگشت به دهان شدن می شود بروز یک دفعه ای مخالفت های رسمی به صورت راهپیمایی در ایران به خصوص مناطق آذربایجان می باشد که باعث تعجب در تحلیل شرایط برای افکار عمومی شده است.
مخالفت ارمنستان و تحریم مسابقه توسط آن کشور به دلیل شرایط جنگی و اشغال قره باغ توسط خودش می باشد. اما مخالفت ایران گرچه با تاخیر و به دلیل نزدیکی شروع مسابقات صورت می گیرد نیاز به واکاوی و نگاهی کارشناسانه دارد.
بررسی های تاریخی در میان رقابت های تمدنی و جنگ های صلیبی بین مسلمین و مسیحیان - یهودیان این روند را به خوبی تا زمان حال نشان می دهد. دیروز شمشیر در مقابل شمشیر بود و نفر در مقابل نفر و فتح اندلس به دست مسلمانان ، ولی امروز این نبرد و اشغال سرزمینی از حالت جنگ سخت به جنگ کاملا آرام و نرم تبدیل شده است. فارغ از برخی از جنبه های اقتصادی و جذب پرستیژ بین المللی و جایگاه معتبر جهانی برای آذربایجان و بالعینه استفاده اهرمی از این برتریت جهت آزادسازی سرزمین اشغالی خود یعنی قره باغ از دست ارمنستان و ارمنی ها ، اشغال شدن نرم آن کشور توسط فرهنگ و تمدن مسیحی - یهودی فارغ از برخی از نگاه ها و جنبه های سیاسی و داخلی در ایران به آن ، شبیه فتح اندلس توسط مسلمانان می باشد اما این بار برعکس. یعنی فتح گوشه ای از سرزمین های مسلمین توسط صلیبیون.

این تئوری گرچه به خاطر رفتارهای ایران نسبت به آذربایجان در مقابل اشغال گری های سرزمین قره باغ مسلمانان توسط ارمنی ها کمی مبهم و جای سوال می باشد. اما عین حقیقت می تواند باشد. حقیقتی که امروز به راهپیمایی های خیابانی در مناطق هم نام آذربایجان در ایران ختم شده است. گرچه افسوس های بی شماری به خاطر رنجش آذربایجانی ها و از دست دادن اعتماد ایشان در پشت سرش در ذهن بسیاری خوابیده است اما هر کشوری حق دارد خود بر سرنوشت خود تصمیم بگیرد. هر چند به مذاق ما خوش نیاید. برای خوشی باید دیروز فکر بهتری می کردیم. الان دیگر دیر است.



برچسبها: یوروویژن 2012, Eurovision 2012

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بی سوادی شناخت سرزمینی در رسانه های فارسی ادامه دارد.
روزنامه اعتماد: شاخ آذربایجان را شکستیم!
بعد از اینکه خبرگزاری مهر تیتر " انتقام از آذربایجان " را در گزارش قهرمانی جهانی کشتی آزاد ایران به کار برد. روزنامه اعتماد هم در شماره ۲۷ اردیبهشت ۹۱ خود بدون اندکی تامل و اندیشه که نزدیک ۴۰ میلیون تن از مردم ساکن در ایران را آذربایجانی ها تشکیل می دهند. از تیتر " شاخ آذربایجان را شکستیم " استفاده کرده است. این مایه تاسف بوده و قابل توجه ناظران عرصه رسانه در ایران می باشد.


|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بمب تبلیغاتی جهان: ۵ ژوئن ۲۰۱۲ ( ۱۶خرداد 1391 )
خاورمیانه و ایران شاهد تابش آرم پپسی روی ماه
حتی اگر یک دروغ تبلیغاتی هم باشد ارزش ایده قابل احترام است

به گزارش نیو ادز نیوز بالاخره پس از مدت ها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی کره ماه را که با مخالفت سازمان محیط زیست ملل متحد یو.اِن.ئی.پی مواجه بود را به مرحله اجرا برساند.
بر اساس این برنامه اولین پروژه آزمایشی تابش نور بر سطح کره ماه در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۱۲ ( ۱۶خرداد 1391 ) در منطقه خاورمیانه که شرایط مناسب تری را برای انجام این کار دارا می باشد انجام خواهد شد.
زمان دقیق این پدیده غیرطبیعی و جالب شامگاه شانزده خرداد به وقت ایران در ساعت ۲۳:۳۰ دقیقه است که در سرتاسر ایران نیز به صورت کامل قابل رویت خواهد بود. مدت تابش احتمالا تنها حدود ۱۵ دقیقه به طول خواهد انجامید.
در صورت موفقیت کامل پروژه ، این طرح تبلیغاتی به صورت رسمی در نقاط دیگر جهان توسط شرکت پپسی و احتمالا دیگر غول های عرصه تجارت جهانی اجرا خواهد شد.

|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:



























